سرویس آذربايجان غربي
آخرین خبرهای آذربايجان غربي
انتشار:  یک‌شنبه 17 شهریور 1398  ::  12:58   

«عزیز شاهرخ» هنرمندی که با موسیقی و آواز عجین شده است

سرویس آذربایجان غربی- استاد عزیز شاهرخ گفت: ثبت آرشیو موسیقی های فلکلور کردی ضروری است و باید مرکزی جهت نگه داری از این آرشیو موسیقی شکل بگیرد، هر چند این امر اکنون برای من امکان پذیر نیست.

به گزارش خبرنگار کردپرس، استاد «عزیز شاهرخ» 17 شهریور سال 1317 شمسی در محله «قه‌بران» در مهاباد، به دنیا آمد. صدایی منحصربه‌فرد و دل‌نشینش او را وا داشت تا در کنار حرفه ی معلمی، آواز را هم بیاموزد. علاوه بر آن به شعر هم علاقه داشت، تا آنجا که برای آوازهایش ترانه‌هایی می‌سرود و به آهنگسازی روی برخی ترانه‌ها می‌پرداخت.

صدای «سیدعلی‌اصغر کردستانی» و «کاویس آغا» علاقه ی وی به آواز را شکل دادند. او هیچ‌گاه در حضور اساتید موسیقی به تحصیل درس آواز نپرداخت، بلکه با تمرین از روی صفحات ضبط شده گرامافون، آواز را از اساتیدی نظیر «محمد صالح دیلان»، «طاهر توفیق» و «حسن جزراوی» یاد گرفت.

استاد «عزیز شاهرخ» دارای سبک خاصی در آواز است که این سبک آواز در موسیقی کردستان مختص او و بسیار پرطرفدار است. او به موسیقی کردی و مقام‌های کردی «قطار» مسلط است. مقام «شیرین بهاره» یکی از شاهکارهای اوست و در این خصوص می گوید: «شیرین به هاره، از آوازهای استاد طاهر توفیق است، که من هم آن را اجرا کردم ولی خودم برای آن آواز ساخته ام و سبک من در این کار متفاوت و مخصوص خود من است».

استاد شاهرخ تا کنون با نوازندگان چیره‌دستی همکاری داشته است که از میان آنها می‌توان به استاد «مجتبی میرزاده» اشاره کرد و همچنین گروه «کامکارها، جلیل عندلیبی، سعید فرجپوری، حسین حمیدی، محمد فیروزی، بهرام ساعد و گروه آبیدر» اشاره کرد. از مشهورترین آلبوم‌های او «زمانه»، «از دست عشق» و «روناک» هستند.

سال 95 گواهینامه درجه یک هنری در رشته خوانندگی موسیقی «مقامی» همطراز با مدرک تحصیلی دکترا، توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به هنرمند گرانقدر کرد اهدا شد تا برگی زرین دیگری بر کارنامه ی هنری او افزوده شود. خبرنگار کردپرس در خصوص موسیقی کُردی با استاد «عزیز شاهرخ» به گفت و گو پرداخته است،  که در ادامه می خوانید؛

استاد در موسیقی کردی به چه نوع سبکی از موسیقی «قطار» می گویند؟

قطار نوعی اهنگ است مخصوص شهر مهاباد، که در دستگاه‌های شور، ماهور و گهگاه در همایون و سه‌گاه نیز خوانده می‌‌شود.

 از استادان مسلم این نوع از موسیقی می توان به استاد « محمد ماملی» اشاره کرد. در حقیقت بسیاری از هنرمندان قدیم مهابادی به این سبک آواز می خوانند و از دیرباز در این منطقه مرسوم بوده است. از دیگر آوازهای اصیل و فولکلوریک منطقه مهاباد و حومه آن می‌‌توان از «حیران، لاوک، پایزه، ئازیزه، به‌هاره  و گه لۆ»  که البته آن بیشتر به بیت‌ باز می گردد، نام برد که اغلب موضوعات آنها حماسی، تاریخی و عشقی هستند.

همه ی این آوازها فلکلوراند و منسوب به شخص خاصی نیستند. اما آوازهایی هم هست که توسط شخص اساتیدی چون «طاهر توفیق» و  «محمد ماملی» بر روی اشعار مختلف به کار رفته است. آوازهایی که من  به سبک قطار کار کرده ام زیادند مانند؛ «رازی ته نیایی»، «شۆرش نا ئۆمێدی» و ...

معنی آواز بر این گونه است که ریتمیک نباشد. بلکه آوازی احساسی است که از منویات درونی انسان سرچشمه می گیرد. آوازی که بر روی شعر «سواره ایلخانی زاده» به نام «تۆ ده ریامی» گذاشته ام از همین قبیل است. استاد طاهر توفیق نیز آوازهایی چون «گولی سه ربه ستی»، «به هاره» و .. رادر این سبک اجرا کرده اند.

دلیل نام گذاری این سبک از موسیقی به نام قطار چیست؟

خاستگاه موسیقی قطار مشخص نیست، اما آوازی ایست بدون ریتم و با همه ی انواع سبک موسیقی تفاوت دارد. اشعاری منسوب به قطار وجود دارد که شاعر آن ناشناس است. برای مثال در شعر: «قه تارێک هاتووه، گه وهه ر باریتی، خورشیده ی خاوه ر، سه ر قه تاریتی».

ترجمه ی آن چنین است: قطاری (کاروانی) وارد شهر شده که بار آن گوهر و جواهرات است و سرقافله ی آن خورشید نام دارد. در میان کردها خورشید نامی مردانه است، همچنانکه در داستان (سورمه و خورشید)، یکی از داستان های کردی مشاهده می کنیم.

در جای دیگری در شعری آمده است؛ «خه رامان فه رمووی خورشید نوشت بی، ره نجی ریگای چین فه راموشت بی/ خه رامانه که ی خاقانی چینم، که ی بووه تو جار بی هاونشینم».

البته باید گفت که کلمه قطار به معنای کاروان بوده و از این اشعار پیداست که آهنگ به زمانی نامعلوم بازمی‌گردد که تجارت ابریشم بین ایران و چین برقرار بوده است

تفاوت آواز و ترانه در چه می دانید؟

آواز و ترانه با هم تفاوت دارند، ترانه ریتمیک است و می توان نت های آن را نوشت ولی آواز فاقد ریتم است و تنها خواننده بدین وسیله به تراوش احساسات خود می پردازد.

مقام در موسیقی کردی چه جایگاهی دارد؟

مقام در اصل دستگاه موسیقی است، مانند دستگاه ماهور، دستگاه شور، دستگاه ابو عطا و ... که در فارسی از آنها یاد می شود. اما به غلط در میان کردها آواز مقام می گویند که صحیح نیست. مقام در موسیقی کردی جایگاه ویژه ایی دارد مانند به هاره، ئازیزه، نیوه شه و حیران که توسط هنرمندان مختلف اجرا شده اند. «شیرین به هاره» از آوازهای استاد طاهر توفیق است، که من هم آن را اجرا کردم ولی خودم برای آن آواز ساخته ام و سبک من در این کار متفاوت و مخصوص خود من است.

سبک مخصوص من در ترانه ها و مقام هایی چون «ئاسمانی شین»، «ده تپه ره ستم»، «ئه ی مانگ» و... دیده می شود. آواز این کارها ساخته من است که از فلکلور و یا استادان دیگر یاد گرفته ام مانند استاد باکوری که استاد عود است. برای مثال آهنگ «هیدی هیدی» که ترانه ایی بادینی( منسوب به منطقه ی بادینان) است و من آن را به سورانی تبدیل کرده ام.

مقام را چگونه یاد گرفتید؟

من با گوش دادن به رادیو و صفحات گرامافون از اساتیدی چون «طاهر توفیق»، «محمد صالح دیلان» و «حسن جزراوی» موسیقی را آموختم. «ظالم» یکی از قدیمی ترین و اصیل ترین مقام هایی است که استاد طاهر توفیق آن را بسیار خوب می خواند. من در ایام جوانی این مقام را از ایشان یاد گرفته ام و هنگام کار آن را زمزمه می کردم. مردی که صدای من را شنید به نزدم آمد و از من سوال کرد که این آواز را از کجا یاد گرفته ام، او به من گفت این آهنگ متعلق به طایفه ی بولی است اما صحت و سقم آن برای من مشخص نشد. به هر حال من موسیقی و آواز را خودجوش یاد گرفتم.

شما به کار نوازندگی هم مشغول هستید؟

خیر، من این امکان را نداشتم که نوازندگی سازی را بیاموزم. چون پدرم موافق کار هنری من نبودند و تا زمانی که در قید حیات بودند من فعالیت هنری خود را به صورت جدی آغاز نکردم، گرچه به شدت به نوازندگی تار علاقه‌مندم، ولی به واسطه مشکلات زیاد نتوانستم روی آن کار کنم و به صورت آواز، ترانه و شعر سعی کردم منویات درونی خود را به زبان بیاورم.

در آهنگ هایتان از اشعار کدامیک از شعرا بهره گرفته اید؟

بیشتر از شعرهای اساتیدی چون (هه ردی، هه ژار، هێمن، هێدی، شریف و علی حسنیانی) استفاده کرده ام و آوازهای بخش عمده ی کارهایم را خودم ساخته ام.

موضوع و محتوای بیت های کردی چیست؟

ابتدا باید ذکر کنم که در مورد به کار بردن کلمه بیت اختلاف نظر وجود دارد. آقای سید عبیدالله ایوبیان معتقد بودند که به کار بردن کلمه بیت برای این سبک موسیقی نادرست است، چرا که ممکن است با بیت در شعر متشبه شود. ایشان کلمه "چریکه" به جای بیت و "چرکگه ر" به جای بیت بێژ پیشنهاد کردند و من نیز فکر می کنم کاربرد این کلمه درست تر باشد.

 بیت داستانهایی است در قالب آواز، مانند افسانه ی «مم و زین» و داستان «قه لای ده م ده م» و... . عمدتا بیت بێژها زنان بودند، چونانکه در داستان مم و زین از زبان زنی به نام «زین» خوانده شده و در داستان قه لای ده م ده م که مربوط به قیام حکمرانان محلی در مناطق کرد نشین علیه ظلم و جور شاهان صفوی است که آن هم از زبان زنان سروده شده و بعدها بیت بێژها داستان این حماسه ها را در قالب بیت هایی می خوانند سپس سینه به سینه منتقل شده تا امروز به دست ما رسیده اند. برای نمونه «کاویس آغا» یکی از بیت بێژ های معروف است. او لاوک نیز خوانده است، لاوک «شیخ محمود» و «گنج خلیل» منظور(خلیل جوان)، نیز از کارهای هنری اوست. البته من هم گنج خلیل را به تبعیت از ایشان خوانده ام. این داستان به رابطه عاشقانه «خلیل و هفتصد» که در زمان جنگ های صفویان و عثمانی ها زیسته اند، مربوط می شود، بیت هایی که هفتصد پس از مشاهده تن زخمی خلیل که از جنگ بازمی گردد خوانده است.

آیا می توان سبک هایی از موسیقی و ادبیات شفاهی کردی را با رمان در ادبیات مقایسه کرد؟

بیت ، حیران و مقام ها را می توان همطراز رمان در ادبیات دانست چرا که به بیان داستان ها و افسانه های عاشقانه، حماسی، تاریخی و ... پرداخته اند. اشعار بیت ها توسط خواننده‌های بَیت خوان که متاسفانه هویت آنها معلوم نیست، خوانده شده اند. ‌بیت های «لاس و خزال، ابراهیم و محمل، خج و سیامند، ناصر و مال مال، سیدَوان، سرمه و خورشید، دم‌دم، مم وزین، سیوه‌خان، حسن و حیدر، لیلی و مجنون» و صدها داستان دیگر به نام <به‌یت> وجود دارد که در ادبیات کردی نقش رمان را بر عهده داشته اند.

نقش زنان در موسیقی کردی را چگونه ارزیابی می کنید؟

در ادوار گذشته نقش زنان پررنگ تر از امروز بود، زنان هنرمندی چون  بانو «عایشه شان»، «مریم خان» نام های برجسته ایی در موسیقی بودند، البته در میان مناطق بادینان و کرمانج ها زنها آزادی و اختیار بیشتری برای آوازخواندن داشتند که در میان کردهای سورانی کمتر دیده شده است. از میان هنرمندان زن امروزه می توان از «شهریبان کردی» نام برد که به نظر من هنرمند موفقی است.

ارتباط موسیقی کردی با سایر ملل را چگونه می دانید؟

پیوند میان موسیقی کردی و فارسی به دلیل قرابت جغرافیایی وجود دارد. این امر در عراق و ترکیه نیز تا حدودی بین آهنگ های کردی با آهنگ عربی و ترکی مشاهده می شود. خواه نا خواه فرهنگ و موسیقی ملل مختلف بر روی یکدیگر اثرگذارند و از یک دیگر تاثیر می پذیرند. برای نمونه آهنگ( ئه م ده مکوت له دنیا تا بمێنم..) از استاد «محمد ماملی» آهنگی فارسی است.

همچنین بسیاری از آهنگهای کردی وارد موسیقی فارسی شده است، مانند آهنگ «فاطمه» از استاد گرانقدر «علی‌مردان» که استاد ناظری و دیگر هنرمندان ایرانی آن را خوانده‌اند. همچنین یکی از آهنگ‌هایی که علیرضا افتخاری خواند، آهنگی است به نام «زه ماوه‌ند» که ابتدا بنده با جلیل عندلیبی آن را اجرا کردیم. در اصل این آهنگ متعلق به یکی از هنرمندان بزرگ کرد، به نام استاد «باکوری» است که در عودنوازی هم دستی دارد. البته این اطلاعات از طرف جلیل عندلیبی و در آلبوم «از دست عشق» بنده و آلبوم علیرضا افتخاری بیان نشده است هر چند که من بسیار مشتاق بودم که اسم استاد باکوری هم ذکر شود. البته ازاین قبیل نمونه ها در میان آهنگ‌های کردی و فارسی بسیار زیاد است. اما بیت، مقام، لاوک و حیران از جمله اصیل ترین بخش های موسیقی کردی و فولکور کردها به شمار می روند و مختص خود آنها است.

استاد شما آهنگ فارسی نیز خوانده اید، آواز آنها را هم خودتان ساختید؟

بله، جهت ارتباط با فارسی زبانان کشور به زبان فارسی هم آهنگ خوانده ام. آلبوم «از دست عشق» آوازی از کارهای خودم است که شعر حافظ را برای آن انتخاب کرده ام با مضمون«دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی ارزد». همچنین آهنگ «الا ای پیر فرزانه»آهنگ فارسی دیگری است که آواز بادینی دارد و من آن آواز را برای این شعر فارسی انتخاب کردم.

فعلا 2 کار آماده ی پخش دارم که تا کنون ارائه نشده است، یکی از آنها فارسی است و دومی آهنگهایی ایلامی با سبک عرفانی است، که با همکاری  2 برادر هنرمند کرمانشاهی تهیه شده و از آن جمله می توانم از 2 ترانه ی «باده نوشان»، «دگرباره بشوریدم» نام ببرم که شعر و آهنگ را آن  2 هنرمند کرمانشاهی در اختیار من قرار دادند.

آیا تا کنون برای ثبت آرشیو موسیقی های فلکلور اقدامی کرده اید؟

خیر، در گذشته اقدام به جمع آوری بیت های کردی کردم، ازطرف سازمان مردم شناسی مسئول شدم که بیت های کردی را جمع آوری و به فارسی ترجمه کنم که حاصل آن کتابی به نام «چیرۆک و بیتی کوردی» بود. همچنین سعی کردم نوار کاست های قدیمی را به و DVDوCD تبدیل کنم تا کیفیت آنها در حد مطلوب باقی بماند. البته اگر مرکزی جهت نگه داری از آرشیو موسیقی شکل بگیرد، بسیار عالی خواهد بود این امر اکنون برای من امکان پذیر نیست.

گفت و گو از تانیا شعفی