سرویس ایران
آخرین خبرهای ایران
انتشار:  یک‌شنبه 31 شهریور 1398  ::  12:19   

«محمد حسین بوچانی»رییس مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهرداری تهران در گفت‌وگو با کُردپرس؛

استانی شدن انتخابات طرح کاملی نیست

سرویس ایران-محمد حسین بوچانی می گوید: معتقدم مدل انتخابات استانی دارای مشکلاتی است.ولی مدلهای ناحیه بندی انتخابات شاید بتواند در چهارچوب عدالت انتخاباتی کارامد باشد.

دکتر«محمد حسین بوچانی» در حال حاضر رییس مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران است‌.او متولد ایلام و فارغ التحصیل دکترای برنامه ریزی شهری است.بوچانی مولف کتاب دموکراسی محلی است؛کتابی که حاوی گفت و گو و میزگردهایی در همین باب با مدیران ارشد کشور است . کتابهای دیگری از او تحت عنوان طرحهای اجلاس مجمع مشاورتی و ترجمه ای در زمینه ی گزارش فرهنگی شهرهای جهان منتشر شده است. او عضو پیشین کمیته ی شوراها و مدیریت شهری مجمع تشخیص مصلحت نظام و کارشناس کمیسیون های شورا و مشاور شورای شهر تهران بوده و در حال حاضر هم رییس مرکز مطالعات و برمانه‌ریزی شهر تهران است.کُردپرس چندی پیش در خصوص موضوع انتخابات گفت‌وگویی با این‌ مدیر شهری کلانشهر تهران انجام داده بود که به بازنشر آن‌ پرداخته است:

کُردپرس-از کتاب "دموکراسی محلی" یکی از تالیفات شما آغاز کنیم،دموکراسی محلی دقیقا به چه معنا است؟

اگر بخواهم دموکراسی محلی را آنگونه که در نظرم است مطرح کنم، باید بگویم که دموکراسی محلی،چهارچوب ها و ساختارهای اجرایی، در سطح مناطق و نواحی است که مطابق قانون اساسی باید از راه انتخابات حوزه های چهارگانه ی نظارت، مقررات گذاری،هماهنگی و سیاست گزاری توسط مردم صورت بگیرد. یعنی اداره ی ناحیه ای با توجه به مختصات و مقتضیات مکانی خود که دارای ساختارهای مکانی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی مختص به خود  هستند.که قاعدتا این نواحی نمی‌توانند در چهارچوب نظام برنامه ریزی بالا به پایین اداره شوند. قانون اساسی به صراحت اجازه می دهد هر یک از نواحی کشور در چهارچوب انتخابات که بخشی از آن در چهارچوب انتخابات شوراها می بینند، بخشی از خواسته ها و نیازمندی های خودشان را راهبری کنند.

کُردپرس-آیا در قانون اساسی این نظارت های استانی،شهری و روستایی تحت عنوان شوراها و بنا به تعریف شما دموکراسی محلی، محلی از اعراب دارند؟

در قانون اساسی ما،هیچ یک از مباحث به اندازه ی مقوله شوراها و مدیریت محلی، مورد تاکید قانون گذار نیست.حدودا 10 اصل در قانون اساسی وجود دارد که به بحث ساختارهای انتخابات محلی با محوریت شوراها میپردازد.در اصل هفتم به صراحت مطرح میشود که شوراها  از ارکان حاکمیت و ساختار تصمیم گیری کشور هستند.در اصل صدم قانون اساسی میگوید برای پیشبرد سریع امورعمرانی،اجتماعی،فرهنگی،اقتصادی و اموزشی و سایر امور رفاهی در هر محل شهر،روستا،شهرستان و استان و سطح استان شوراهای مشتمل بر شورای شهر،روستا،بخش،شهرستان و استان تشکیل میشوند که امور محلی را نظارت میکنند که البته انجا میگوید در چهارچوب قانون اساسی و در چهارچوب حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت جمهوری اسلامی ایران که قاعدتا اینها اصول حاکم بر این ساختارها هستند.از طرف دیگر در اصل یکصد ویکم قانون اساسی به صراحت برای جلوگیری از تبعیض و رفع نابرابریها اجازه داده شده که شورای عالی استانها تشکیل شود.در قانون اساسی به صراحت میتوان بیان کرد که امور ملی و محلی از هم تفکیک هستند که حضرت امام(رض) هم  به صراحت به این نکته اشاره داشتند که باید تقسیم کار ملی و محلی انجام گیرد و همچنین  کارها را به مردم واگذار کنیم که هم به نفع مردم هست و هم به نفع دولت واین که دولت به کارهای اساسی خودش میرسد و مردم احساس تعلق بیشتری نسبت به محیطی که در آن زندگی میکنند میابند.این نگاه،در قانون اساسی نگاه بسیار پیشرفته  ومترقیانه است ولی ما به دلایل متعدد نتوانسته ایم  یا با تاخیر برخی از این خواسته های  قانون اساسی را اجرایی کرده ایم کا اینک در ابتدای کار هستیم  وبه نظر می رسد که به تدریج اگر نارسای های حوزه ساختار- تشکیل شوراها و حوزه انتخابات شوراها در کشور که بخش عمده دموکراسی محلی هستند را اصلاح کنیم می توانیم بگوییم که به  سمت  توسعه حرکت خواهیم کرد.

کُردپرس-به نظر شما شوراها که رکن اصلی دموکراسی محلی هستند،در استان‌های کمتر برخوردار می‌تواند اجرایی شود. چه موانعی سر راه است؟

شوراها در جمهوری اسلامی ایران بخش های عمده اش اجرایی شده است. ولی امروز ما روی ساختار انتخابات شوراها دچار مشکل هستیم. مدلی که در شرایط کنونی برای شوراها داریم منجر به کارامدی و اثر بخشی نمی شود. دلایل متعددی دارد،من فکر می کنم تا زمانی که ساختار انتخابات شوراها  دگرگونی و تحول اساسی در ان صورت نگیرد،عدم توسعه یافتگی کشور نیز کماکان وجود خواهد داشت. در حوزه بحث شوراها و مدیریت  محلی  می توان مطرح کرد که ما ساختار انتخابات شوراها در کشور  را داریم ولی هنوز شوراها به ان کارامدی و اثر بخشی که مد نظر قانون اساسی هست نرسیده است که ریشه ی این ناکارامدی به ساختار انتخابات بر می گردد. یعنی نظر من این است که تا زمانی که ساختار انتخابات شوراها  مبتنی بر این باشد که افراد هزینه می کنند، یعنی به عنوان نامزد می آیند و هزینه می کنند و رای ستانی به صورت چهره به چهره است، مشکلات حل نخواهند شد. از طرف دیگر  عضو شوراها بودن شغل نیستند. خب این هزینه ها باید از کجا در بیایند. این سببب می شود یک فساد ساختاری در نظام مدیریت  محلی صورت بگیرد. به نظر می رسد که مطابق با شرایط عمومی جهان باید احزاب و یا اینکه خود ساختار دولت هزینه انتخابات را از صفر تا صدش را تقبل کند. تا ما دچار فساد ساختاری نشویم. و  به همین خاطر محدودیتی بر سر اجرای این طرح در هیچ کجایی وجود ندارد. بلکه نظارت و بازبینی در امور انتخابات شوراها و مجلس راهگشای توسعه مناطق خواهد بود.

کُردپرس-چند سالی است که در خصوص استانی کردن انتخابات مجلس شورای اسلامی صحبت به میان می‌آید.نظر شما در باره این طرح چیست؟

ما انتخابات مجلس را به عنوان بخشی از انتخابات ملی می شناسیم. یعنی ما نماینده های مجلس را به عنوان بخشی از ساختار  ملی می دانیم. اما فرایند انتخاب شدن نماینده ها ملی نیست.یعنی اگر بعنوان ناظر به موضوع نگاه کنید عملا تفاوتی بین انتخابات مجلس و انتخابات شوراها وجود ندارد. این موضوع بسیار نگران کننده ای است،چون نماینده مجلس بایستی تصمیمات ملی بگیرد و به عنوان نماینده نواحی در سطح ملی تصمیم گیری و تصمیم سازی بکند و به عنوان بزرگترین نهاد ناظر و به عنوان بزرگترین نهاد قانون گذار باید فهم ملی داشته باشد و به عبارت دیگر  دغدغه ملی داشته باشد. از منظر دیگر پاسخ به سوال این است که چهارچوب سرزمینی را نمیتوانی بدون نواحی در نظر بگیرید.اما این یک واقعیتی است که نماینده های مجلس در شرایط کنونی بیشتر درگیر ساختارهای اجرایی نواحی و محلات و مناطق حوزه انتخابی خودشان هستند و این استراتژیها و  چهارچوب های ملی را  در ذهن نمایندگان مجلس  کمرنگ می کند .و از این جهت که ما ساختار انتخابات  مجلسمان همانند ساختار  انتخابات شوراهایمان دارای ایراداتی است شکی نیست و بایستی بازنگریهایی در ان ها انجام شود از طرف دیگر استانی شدن هم به هر حال مشکلات و مسائل خاص خودش را دارد.دریک نگاه بحث انتخاب شدن نمایندگان مجلس بصورت استانی،شهرهاومناطق و نواحی کوچک یک استان  از عرصه انتخاباتی تا حدودی خارج میشوندو این چهارچوبهای سیاسی اند که رای میاورند و حوزه های کارشناسی مجلس احتمالا ضعیف میشوند.به هر ترتیب هر دو مدل دارای ایراداتی است.من بعنوان یک کارشناس معتقدم ساختار انتخابات مجلس در حال حاضر قابل دفاع نیست ،نمایندگان مجلس در شرایط کنونی نمایندگی برای سطح ملی و نواحی نمیکنند.همان نمایندگان شوراها هستند که فقط ساختمانشان عوض شده است.اگر انتخابات به سمت ناحیه بندی و منطقه بندی برود و بعد برای هر ناحیه تنها یک نماینده داشته باشیم این هم دارای مشکل خواهد شد مثلا شهر تهران را چگونه ناحیه بندی کنیم.باید عدالت انتخاباتی وجود داشته باشد .در شرایط کنونی من فهمم این است که عدالت انتخاباتی در ساختار مجلس کمرنگ است.از این جهت که مثلا یک شهروند تهرانی می تواند به سی و چند نماینده رای دهد اما در قم یک شهروند تنها به سه نفر میتواند رای دهد،در حالی که هر دو از منظر قانون اساسی یک شهروندند و دارای یک حق رای.حالا شاید گفته شود چون این شهر جمعیتش زیاد است بدین ترتیب است،اما شما حق را به فرد می دهید و حق را به منطقه نمی دهید. به نظر من اگر  شکل ساختار ایرادات وارده شورای نگهبان حل بشود و بتوان بصورت یک چهارچوب کارشناسی و چهارچوب ملی در چهارچوب قانون اساسی اشکالاتش  را رفع کرد گام نهادن به سمت ساختار انتخابات حتی استانی  یا شهرستانی یا مدل های دیگر در این حوزه یک چهارچوب مناسبی خواهد بود.اما این بخشی از مسئله ی ساختار انتخابات مجلس ماست،من فکر میکنم مسئله ساختار انتخابات مجلس به ان نکته ای که درباره انتخابات شوراها گفتم برمیگردد.تا زمانیکه در کشور ساختار انتخابات مبتنی بر این است که افراد خودشان هزینه میکنند ساختار انتخاباتی دچار ایراد مبنایی است. فرد وقتی خودش را در محرض انتخاب دیگران میگذارد این را به واسطه حاکمیت انجام میدهد و حاکمیت نیز باید هزینه او را بپردازد.از طرف دیگر این سبب جلوگیری از فساد ساختاری هم می شود و نماینده مجلسی که N مقدار هزینه میکند کل دوره ی انتخابیش نصف ان مقدار را درامد نمیکند.پس بنابراین ما باید باید فرایندها را اصلاح کنیم.فرایندهای نظام انتخاباتی در ایران تحت هر شرایطی و تحت هر نامی باید مکث کارشناسی و توسعه گرایانه دارد.البته جراحی یک جراحی بسیار سختی است چراکه این یک بازنگری فرایندها است که اگر این ترمیم فرایندها انجام نگیرد نظام انتخابات مجلس ما ان کارایی لازم را نخواهد داشت.

کُردپرس-ایا با اجرای این طرح می توانیم به این فکر کنیم که به نحوی بسوی پارلمانهای محلی حرکت میکنیم؟

من ستون پارلمانهای محلی را در مجلس شورای اسلامی نمیبینم.مجلس شورای اسلامی بخشی از ساختار حاکمیت ملی است.پارلمان محلی باید برود به سمت شورای استان.شورای استان باید مطابق با چهارچوب قانون اساسی در ان لحاظ شود.شورای استان ما هم دارای ایرادات متعدد است.الان شورای استان در کشور کاراکرد و کارویژه ی درست درمانی ندارد.ومثلا نظارت بر شورای برنامه ریزی استان،نظارت بر استاندار،نظارت بر مدیریت کلی استانی ندارد.سطوح اجرایی استان ما فاقد ابزارهای نظارتی محلی واستانی هستند،قاعده اش این است که همانگونه که دولت و قوه مجریه مجلس را دارد که بران نظارت میکند در هریک از استانها بایستی بازوهای نظارتی داشته باشیم. لازم است در سطح هر یک از استانها شورای استان کارامدی بوجود اوریم یا اگر وجود دارند فعال تر شوند.-

کُردپرس-به فرض اینکه این طرح نگاه ملی به توسعه دارد،ایا این موجب کاهش مطالبات اقتصادی و اجتماعی مناطق از دولت نمی شود؟

اولا اگر اینکه ما فکر بکنیم با ساختار انتخابات مسئله اجتماعی، اقتصادی کشور حل می شود باید با پاسخ بله و خیر جواب داد. ساختار اقتصادی و اجتماعی کشور به متغیرهای دیگری برمیگردد.ما ابتدا باید اتکا به منابع نفتی مان را کاهش دهیم.در سی و اندی سال ما این مدل نفتی  را امتحان کرده ایم و به جز اسیب چیز دیگری ندیده ایم.یعنی هیچ تفاوتی نمیکند که ما نفت را با بشکه ی 120 دلار بفروشیم یا با بشکه ای 40 دلار.عملا اثری بر شاخص های توسعه ما نخواهد داشت  بلکه بخشی از نقدینگی کشور را تامین می کند. به نظر می رسد که باید قوه ی مقننه و قوه ی مجریه بازنگری ساختاری در مدل برنامه ریزی و بودجه ریزی کشور داشته باشند اما اینکه این چهارچوبها در سطح استانها،پارلمانهای استانی مدل انتخابات میتواند در ان تاثیر داشته باشد بنده نگاه آقای رضایی را می پسندم که باید رقابت منطقه ای جایگزین رقابت شهری شود.

کُردپرس-در این طرح در مناطق با بافتهای خرده فرهنگی متفاوت ،اگر قرار باشد تعدادی نماینده همه این ساختارهای فرهنگی را نمایندگی کنند ما با چالش روبرو نمی شویم؟

من هم بر مدل انتخابات کنونی نقد دارم و هم معتقدم مدل انتخابات استانی دارای مشکلاتی خواهد بود.ولی مدل های ناحیه بندی انتخابات شاید بتواند در چهارچوب عدالت انتخاباتی کارامد باشد.احتمالا در این طرح برخی نواحی کوچکتر نتوانند مورد توجه قرار گیرند و احتمال دیگری هم وجود دارد چون انتخابات کمی سیاسی میشود،کسانیکه دارای قدرت سیاسی بیشترو محبوبیت سیاسی بیشتری هستند اما نواحی کوچکتر را بسوی خودشان جلب کنند.مقوله نحوه انتخابات و نحوه نمایندگی تغییر پیدا میکند.یعنی اینکه از انتخاباتی که چهره به چهره و مبتنی بر فرد است تبدیل به انتخاب مبتنی بر فرایندها خواهد شد ولذا معتقد نیستم که نظام انتخابات استانی منجر به حذف نواحی کوچک تر شود بلکه شاید چهره های واقعی و شناخته شده ی  سیاسی وارد مجلس شوند.