انتشار:  دوشنبه 11 آذر 1398  ::  09:47   

نوشتن آزادی است / مرتضی حاتمی*

سرویس ایلام - یادم می آید سال ها پیش در یکی از شماره های مجله ی روانشاد "آدینه" گفت و گویی با خانم "تونی موریسون" نویسنده ی آمریکایی و برنده ی جایزه نوبل ادبی در سال۱۹۹۳ چاپ شده بود، با این تیتر: «نوشتن آزادی است». جمله ای کوتاه،پر مفهوم و بزرگ.

به گزارش خبرگزاری کردپرس، این روزها رسانه ها خبر آزادی"بهروز بوچانی" روزنامه نگار و پناه جوی ایلامی که با نگارش شرح حال  خودش"هیچ دوستی جز کوهستان" به چهره ای جهانی تبدیل شده بود، را اعلام کردند.

این که انسانی از بند و زندان رها شود و به میان اجتماع برگردد،خبری خوش حال کننده و قابل اعتناست اما این که پناهجویی، روزنانه نگار و نویسنده  که با وجود شرایط زیستی نامطلوب و فرسایشی در کمپ مانوس اقدام به نوشتن شرح حالش در مدت ۵ سال کند و آن را با واتس آپ برای دوستش امید توفیقیان در استرالیا بفرستد و رفیقش هم آن را به زبان انگلیسی ترجمه در ۴۱۶ صفحه در انتشارات پیکادور استرالیا منتشر کند و بعدها جوایز بین المللی و سلطنتی زیادی هم برایش به ارمغان بیاورد و از همه مهم تر، موجب آزادی او را فراهم کند،اتفاقی مطلوب و خوش حال کننده و قابل توجه است.

و باز این که فردی زاده و اهل زاگرس در عرصه ی ادبیات، توفیق های بین المللی کسب کند،فرصتی مهم برای مردمان این سامان است و می تواند قابلیت ها و پتانسیل های ادبی را به مخاطبان در سطح بین المللی نشان دهد.

نوشتن،ادبیات،کلمه،رمان داستان کوتاه و... واژه گانی مقدس و بزرگ اند که ریشه هایی عمیق در آیین،اعتقادات ما ایرانی ها دارد.
در طول تاریخ، نوشتن و قلم و کتابت در اندیشه ی ایرانیان نقشی ماندگار داشته، آن جا که روز تیراندازی آرش بزرگ مرد ایران زمین در تیرگان، را "روز قلم' نامیده اند و ابوریحان بیرونی در کتاب التفهیم،در ارزش گذاری ایک روز، به آن پرداخته. در دین اسلام نیز اهمیت قلم و نوشتن در سوره ی مبارک "قلم" و سوگند به آن چه که می نویسند...بر میزان اهمیت آن افزوده است.

نکته ی مهم این یادداشت آن که نوشتن، موجب آزادی بهروز بوچانی شده و این اتفاق بزرگ را می بایست بااحترام بیشتر نگریست و به آن پرداخت. به بیانی دیگر اگر بوچانی داستان زندگی اش را با ادبیاتی شاعرانه و جذاب نمی نوشت و دوستش آن را منتشر نمی کرد و هرگز صدا و فریادش به گوش مردم جهان و سازمان های مدافع حقوق انسان ها نمی رسید و کسی از وضعیت طاقت فرسای زندگی و او و سایر گرفتاران در کمپ مانوس استرالیا مطلع نمی شد. 

بهروز بوچانی،به واسطه ی قلم و ادبیات آزاد شد و از این که به میان اجتماع برگشته،همه خوش حال هستند.او آزادی و اعتبار جهانی اش را به قلم و ادبیات مدیون است. بی شک حضور آزادانه ی او در میان جامعه می تواند فرصت های دیدار و هم اندیشی و بررسی و واکاوی ادبی بسیار به دنبال داشته باشد.

دو پیش نهاد:
قبل تر هم در محافلی ادبی پیش نهاد دادم که کتاب"هیچ دوستی جز کوهستان"  بهروز بوچانی در ایلام؛ استان زادگاهش از مناظر اجتماعی، سیاسی،ادبی، فرهنگی، آیینی، اعتقادی و... مورد نقد و بررسی قرار گیرد و پتاسیل های ادبی موجود در آن واکاوی و منتشر شود.

و پیش نهادی برای بهروز بوچانی:
اگر این نویسنده و روزنامه نگار جوان، بتواند داستان حوادث و سفرش از ایلام به استرالیا را در قالب رمانی با ذکر تمام جزییات و حوادث بنویسد.

با عنایت به فضای تبلیغی و رسانه ای و موفیقت هایی که به دست آورده،بی شک موفقیت های خوبی کسب خواهد کرد،به شرط آن که در نگارش آن، نگاهش از سمت و سوی ایران، زاگرس،ایلام،بدره و آبهر برنگرداند...

*نویسنده و روز نامه نگار ادبی

برچسب‌ها:
#ایران - ایلام
#بهروز بوچانی
#کمپ مانوس استرالیا
#ادبیات مهاجرت
#مرتضی حاتمی