انتشار:  سه‌شنبه 26 آذر 1398  ::  12:29   

بازی مبهم روسیه میان ترکیه و کردهای سوریه

سرویس سوریه – اولویت اصلی روسیه و دمشق این است که بدون تجزیۀ سوریه به این جنگ پایان داده شود. حضور دراز مدت ترکیه در سوریه نیز درست به اندازۀ خودگردانی گستردۀ کردها که ارتش دموکراتیک در پی آن است، تهدیدی برای این هدف به شمار می رود.

روسیه و ترکیه اربابان فعلی شمال سوریه هستند و در حالی که بر سر استان ادلب که در کنترل شورشیان است و منطقۀ مرزی شمال شرق این کشور به توافق رسیده اند، هنوز یک شکاف بزرگ میان آنها است که عبارت است از دیدگاه های متضادشان دربارۀ نیروی عمدتاً کرد ارتش دموکراتیک سوریه.

ترکیه ارتش دموکراتیک سوریه و یگان های مدافع خلق (YPG) را، که بخش اصلی نیروهای این ارتش را تشکیل می دهد، به عنوان شاخه ای از حزب کارگران کردستان (PKK) قلمداد می کند. این گروه از سال 1984 برای خود گردانی در مناطق جنوب شرقی ترکیه مبارزه می کند، بنابراین ترکیه ارتش دموکراتیک سوریه را نیز تهدیدی علیه امنیت ملی خود به شمار می آورد.

از بخت بد ترکیه، روسیه چنین برداشتی ندارد. روسیه موافقت کرد ارتش دموکراتیک سوریه را از مناطقی که اینک در اشغال ترکیه است دور کند، اما بعد از انعقاد دو توافق نامه با ترکیه و یک توافق نامه میان حکومت مرکزی سوریه و ارتش دموکراتیک سوریه، مسکو خواسته است کردها در بحث های دیپلماتیک دخالت داده شوند و در قالب نیروهای ارتش دموکراتیک سوریه در میدان نیز حضور داشته باشند.

یک مقام ارتش دموکراتیک سوریه گفت روسیه با کردها یک مرکز عملیات مشترک راه انداخته که با هم گشت مشترک داشته باشند و پست های دیده بانی نزدیک مرزهای ترکیه را اداره کنند. روسیه اینک در مناطق تحت کنترل ارتش دموکراتیک سوریه، از جمله در شهرهای منبج، عین عیسی، کوبانی و قامیشلو، پایگاه نظامی دارد.

ترکیه بر خلاف جار و جنجالی که در قبال حمایت ایالات متحده از ارتش دموکراتیک سوریه راه انداخته، نسبت به دیدگاه روسیه دربارۀ این گروه ساکت مانده است. الیزا مارکوس که موضوع اصلی کتابش خون و باور PKK است، معتقد است روسیه و YPG همواره رابطۀ مبهمی داشته اند.

مارکوس گفت: «از زمانی که YPG در سال 2011 نخستین فعالیت های خود را آغاز کرد، روسیه رویکرد مختلطی نسبت به جنبش کردها داشته است. YPG آشکارا [رئیس جمهور سوریه بشار] اسد را تهدید نکرده است، و همین امر کار را برای روسیه آسان کرده تا این گروه را یک بازیگر کم و بیش بی خطر بداند.»

روسیه هیچ گاه PKK را یک گروه تروریستی قلمداد نکرده است و روابطش با این گروه به زمان جنگ سرد باز می گردد، هنگامی که اتحاد شوروی بر علیه حکومت های غرب گرای منطقه روی ناسیونالیسم کردی اعمال نفوذ می کرد.

PKK به عنوان یک گروه مارکسیست لنینیست کار خود را آغاز کرد و رهبر آن عبدالله اوجالان، که پوسترهایش هنوز بر در و دیوار ساختمان ها و مراکز ارتش دموکراتیک سوریه آویخته است، در سال 1980 به سوریه گریخت و در آنجا از حمایت گستردۀ حافظ اسد رئیس جمهور وقت این کشور و پدر بشار اسد برخوردار شد. سوریه و خانوادۀ اسد طرفداران پر و پا قرص شوروی بودند ، اما پس از پایان جنگ سرد و فرو پاشی شوروی نیز، روسیه به استفاده از PKK علیه تأثیر ترکیه در حوزۀ نفوذ سابقش ادامه داد.

در سال 1998 پس از آن که ترکیه تهدید کرد در صورت ادامۀ حمایت سوریه از PKK به این کشور حمله خواهد کرد، اوجالان ناچار شد از سوریه خارج شود. او در اکتبر 1998 به مسکو گریخت و با حمایت گستردۀ دومای دولتی مورد استقبال قرار گرفت. نمایندگان این مجلس به طرحی رأی دادند که از بوریس یلتسین رئیس جمهور وقت می خواست به رهبر PKK پناهندگی اعطا شود. اوجالان در مدت اقامت کوتاهش در مسکو سرگرم ایدۀ شراکت استراتژیک با روسیه بود.

مسکو به عنوان راهی برای فشار به آنکارا به منظور قطع حمایت از سازمان های جدایی طلب چچن که در ترکیه مستقر بودند، از گروه های کرد، از جمله PKK، حمایت می کرد. اما روسیه و ترکیه با یک توافق نامه در سال 1995 با هم سازش کردند؛ روسیه به حمایت از PKK در خاک خود پایان داد و ترکیه نیز با چچنی ها به همین نحو رفتار کرد. ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه و رجب طیب اردوغان نخست وزیر وقت ترکیه نیز در سال 2005 در سوچی توافق نامۀ مشابهی را امضا کردند تا حمایت خود را از موضع یکدیگر در قابل تروریسم و جدایی طلبی اعلام کنند.

رابطۀ میان روسیه و کردها دست کم یک ویژگی پایدار دارد؛ این رابطه بر اساس پیوندهای روسیه با ترکیه فراز و فرود به خود دیده است. وقتی پس از ساقط کردن جنگندۀ روسی در نوامبر سال 2015 روابط دو کشور کاهش یافته بود، ترکیه YPG را «سربازان مزدور» روسیه می خواند. در سال های جنگ در مقاطعی که دو طرف مناقشه ای داشته اند، روسیه مستقیماً از کردها حمایت کرده است.

مارکوس بر این باور است که حمایت روسیه از کردها از سر نگرانی واقعی نیست، بلکه مختص زمان هایی است که منافعش اقتضا می کند و اگر در راستای منافعش نباشد آماده است آنها را قربانی کند.

مارکوس گفت: «محدودیت هایی که روسیه در حال حاضر برای ترکیه ایجاد کرده است ربط چندانی به کردهایی که آنجا زندگی می کنند ندارد، بلکه بیشتر مربوط به نگرانی هایی است در این باره که ترکیه در سوریه سهم بیشتری ببرد.»

اینک که ایالات متحده، که در مقابل دولت اسلامی عراق و شام (داعش) از ارتش دموکراتیک سوریه حمایت می کرد، حضور خود را تا حد زیادی کاهش داده است، روسیه در تلاش است توازنی در روابط خود با کردها و ترکیه برقرار کند.

یکی از اولویت های اصلی روسیه و دمشق این است که بدون تجزیۀ سوریه به این جنگ پایان داده شود. حضور دراز مدت ترکیه در سوریه نیز درست به اندازۀ خودگردانی گستردۀ کردها که ارتش دموکراتیک در پی آن است، برای این هدف تهدید به شمار می رود.

به همین خاطر روسیه دارد خود را میان این دو طرف قرار می دهد و از آنها به عنوان ابزاری علیه یکدیگر استفاده می کند.

کریم هاس کارشناس مسائل ترکیه و روسیه مستقر در مسکو در این باره گفت: «روسیه به عنوان واسطۀ جدید در مسألۀ کردهای سوریه ظاهر شده است. برای ترکیه بسیار تلخ خواهد بود که خود را با این واقعیت جدید وفق دهد.» هاس افزود روسیه در قبال کردها از سیاست چماق و هویج پیروی کرده است.

او گفت: «حملۀ نظامی جدید ترکیه به شمال سوریه نقش چماق را دارد، در حالی که به نظر می رسد یک خودگردانی فرهنگی در حوزه ای محدود برای کردها در شمال سوریۀ جدید همان هویج باشد.»

 

نویسنده: نیکولاس مورگان

منبع: پایگاه خبری – تحلیلی احوال

ترجمه: خبرگزاری کردپرس – سرویس سوریه