انتشار:  سه‌شنبه 10 دی 1398  ::  21:05   

گذشت زمان به سود اردوغان نیست / عمر تاش پینار

سرویس ترکیه – فصل بعدی سیاست ترکیه توسط نسل جدیدی از سیاستمداران ترکیه نوشته خواهد شد که امام اوغلو، باباجان و دمیرتاش نمایندگان آن هستند.

پس از شکست های شرم آور امسال در انتخابات محلی – به ویژه در استانبول که نه یک بار بلکه دو بار اتفاق افتاد – رجب طیب اردوغان به این نتیجۀ تلخ رسیده است که زمان به سود وی پیش نمی رود. با پایان یافتن سال 2019 احساس گیر افتادن اردوغان در تنگنا بیش از پیش قابل لمس می شود.

انتخابات بعدی ریاست جمهوری برای سال 2023 برنامه ریزی شده است، اما تقریباً هیچ کس در ترکیه باور ندارد اردوغان این همه صبر کند. با اقتصاد رو به بحران فعلی که دیگر اشتغالی ایجاد نمی کند، ظهور احزاب سیاسی جدید که آرای اردوغان را تهدید می کنند، نا امیدی از این که دخالت نظامی در سوریه کمکی به حل بحران پناهندگان بکند و سرانجام با تشدید بحران میان آنکارا و واشنگتن، اردوغان گزینه های خوبی پیش روی خود ندارد.

مسلم است که جریان امور در بلند مدت به سود وی نیست، بنا بر این اگر اردوغان دست به یک ریسک حساب شده بزند و در سال 2020 انتخابات زود هنگام برگزار کند، کسی غافلگیر نخواهد شد. این اقدام نه تنها اپوزیسیون را دستپاچه می کند – از این لحاظ که به دو حزب سیاسی جدید که توسط احمد داود اوغلو و علی باباجان متحدان پیشین اردوغان تأسیس می شوند فرصت سازمان دهی نمی دهد – بلکه هواداران ملی گرای اردوغان را نیز پیش از آن که شرایط از این نیز بدتر شود، به حرکت وا می دارد.

اردوغان با نگاهی به گذشته باید پی برده باشد که با تأسیس سیستم ریاستی که نیازمند کسب بیش از 50 درصد آرای ملی برای انتخاب شدن به عنوان رئیس جمهور است، یک اشتباه استراتژیک جدی مرتکب شده است. در نظام پارلمانی سابق حزب عدالت و توسعه (AKP) قادر بود تنها با 35 درصد آرا یک حکومت قوی تشکیل دهد. و از آنجا که اردوغان به عنوان نخست وزیر و رئیس قوۀ مجریه همۀ اختیاراتی را که برای ادارۀ کشور به شکلی متمرکز و پدر سالارانه لازم بود در اختیار داشت، شرایط به گونه ای بود که گویی نظام ریاستی حاکم است.

اینک در نظام جدیدی که اردوغان خود پیشنهاد داده و حاکم کرده است، برای کسب اکثریت هم در انتخابات ریاست جمهوری و هم در انتخابات پارلمانی به حزب کوچک ملی گرای افراطی حرکت ملی (MHP) وابسته شده است.

نظر سنجی ها می گویند محبوبیت اردوغان رو به کاهش است و حمایت عمومی از حزب وی به کمترین حد خود رسیده است. حتی با حمایت MHP نیز کسب 50 درصد آرا توسط وی تضمین شده نیست. کاملاً عیان است که حتی ریزش های کوچک در آرای AKP تأثیر بزرگی در چشم انداز وی برای برنده شدن در دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری دارد. به همین خاطر است که تحولات اخیر و ورود دو حزب جدید به منازعۀ سیاسی ترکیه، برای اردوغان و AKP عمیقاً نگران کننده شده اند.

حزب نخست؛ حزب آینده در همین ماه توسط احمد داود اوغلو نخست وزیر سابق AKP تأسیس شد و انتظار می رود رأی دهندگان مذهبی و محافظه کار اما ناراضی AKP را به سمت خود جذب کند. حزب دوم نیز احتمالاً تا کمتر از یک ماه دیگر توسط علی باباجان تأسیس خواهد شد. باباجان تزار اقتصادی ترکیه است و سرمایه گذاران او را معمار رشد اقتصادی سال های 2003 تا 2013 می دانند. اغلب نظر سنجی ها نشان می دهند این دو حزب در مجموع پتانسیل جذب 20 درصد آرا را دارند. بنا بر این، به نفع اردوغان است که به آنها فرصت ندهد در چند سال پیش رو هواداران بیشتری جلب کنند.

دلیل دیگری که نشان می دهد نظام ریاستی یک اشتباه استراتژیک از سوی اردوغان بود این است که این نظام انگیزه ای قوی برای اپوزیسون شدیداً متفرق ترکیه شده تا گرد هم آمده و یک نامزد واحد به عنوان رقیب اصلی و چالشی اردوغان انتخاب کنند.

با شکست استانبول، آن هم نه یک بار بلکه دو بار، در برابر اکرم امام اوغلو نامزد جوان، کاریزماتیک و بسیار محبوب حزب جمهوری خواه خلق (CHP) اردوغان آن رقیب اصلی و چالشی را از روی سهو به وجود آورد. در سناریوی بسیار محتمل عدم پیروزی اردوغان در دور نخست رأی گیری، به احتمال زیاد امام اوغلو به عنوان نامزد مورد اجماع اپوزیسیون برای پست ریاست جمهوری در دور دوم انتخابات برگزیده خواهد شد.

امام اوغلو برخلاف نامزد پیشین CHP از یک خانوادۀ محافظه کار آمده است. سابقۀ وی و منش مصالحه گرانۀ وی هم برای سکولاریست های پیشرو و هم برای توده های مذهبی میانه رو جذابیت دارد. چنان که در انتخابات شهرداری استانبول مشاهده شد، امام اوغلو نشان داده است که در جذب هم ملی گرایان کرد و هم ملی گرایان ترک نیز، که به ترتیب از سوی حزب دموکراتیک خلق ها (HDP) و حزب خوب که از MHP جدا شده نمایندگی می شوند، موفق بوده است.

حتی غافلگیر کننده نخواهد بود اگر داود اوغلو باباجان نیز در نهایت از امام اوغلو حمایت کنند و همین او را به رقیب نیرومندی برای اردوغان تبدیل می کند. به احتمال خیلی زیاد فصل بعدی سیاست ترکیه توسط همین نسل جدید سیاستمداران ترکیه نوشته خواهد شد که از امام اوغلو، باباجان و صلاح الدین دمیرتاش رهبر پیشین HDP تشکیل شده است.

به طور قطع هنوز بسیار زود است که یک پیروزی دیگر را برای اردوغان محتمل ندانست. در انتخابات ریاست جمهوری سال 2018 اردوغان در دور نخست با 52.6 درصد آرا پیروز شد. این پیروزی دو دلیل داشت. نخست، چرخ اقتصاد هنوز می چرخید. بیکاری و تورم نشانه هایی از نابسامانی بروز می دادند اما لیر قوی بود و به نظر می رسید اردوغان کنترل همه چیز را در دست دارد. دوم، محرم اینجه نامزد اپوزیسیون نسبت به امام اوغلو برای توده های محافظه کار به مراتب جذابیت کمتری داشت. اما این بار اردوغان با شرایط اقتصادی دشوارتری رو به رو شده و با رقیب با استعداد تری مواجه خواهد شد.

آیا علی رغم همۀ این ها اردوغان می تواند پیروز شود؟ هالۀ شکست ناپذیری وی دیگر از بین رفته است. اما هرگز نباید یک ببر زخمی را دست کم گرفت. اردوغان آماده است تا یک بار دیگر کارت ملی گرایی را بازی کند. تهدید وی به بستن پایگاه هوایی اینجرلیک به خاطر تصویب قطعنامۀ به رسمیت شناختن نسل کشی ارمنیان در سنای ایالات متحده هشداری آشکار به قانون گذاران آمریکایی است تا بستۀ تحریم های نظامی اقتصادی ترکیه را به عنوان مجازات حمله به سوریه و خرید سامانۀ دفاع موشکی از روسیه، تصویب نکنند.

با وجود این، به نظر می رسد سنای ایالات متحده این هشدار را نمی شنود و احتمالاً تحریم ها در چند هفتۀ آینده تصویب خواهند شد. این تحریم ها تأثیر کوتاه مدتی روی اقتصاد دارند اما در بلند مدت باعث خواهند شد توانایی آنکارا در جذب سرمایه کاهش یابد.

همۀ این فاکتورها نشان می دهند عاقلانه تر آن است اردوغان انتخابات زود هنگام اعلام کند. تنها امید او این است که پیش از آن که اقتصاد بحران زده تر و روابط با آمریکا از این هم بدتر شود، آرای ملی گرایان را جلب کند. شانس برنده شدن وی چندان زیاد نیست، اما شرایط دشوار تصمیم های دشوار هم می طلبد.

 

منبع: آسیا تایمز

ترجمه: خبرگزاری کردپرس – سرویس ترکیه