سرویس ایران
انتشار:  چهارشنبه 17 مهر 1398  ::  13:14   

طعم لذیذ کودکی را از کودکان نگیریم/ زیبا هوشمند

سرویس ایران- امروز روز جهانی کودک است. کودکان درکی از فقر و اقتصاد ندارند آنها را درگیر مشائل و مشکلات خود نکنیم و فرصت رشد و پرورش در محیط مناسب را برای آنها فراهم آوریم.

 کودک است دیگر چه می داند جنگ چیست؟ چه می داند اقتصاد چیست؟ چه می داند سیاست چیست؟ اصلا چه می داند فقر چیست که بخواهد برای آن از رویاهایش دست بکشد؟ دلش بازی می خواهد دلش لباس خوب می خواهد غذای خوب می خواهد ولی دستش به آنها نمی رسد و باید کار کند سرچهار راه بایستد دستمال کاغذی و آدامس بفروشد یا ترازویی بردارد و مردم را وزن کند. نمی داند فرقش با هم سن و سالانش چیست که او باید تنها برای آنکه از گرسنگی نمیرد اینگونه در آفتاب سوزان تابستان و سرمای استخوان سوز زمستان کار کند اما همسالانش در خانه و مدرسه زیر باد کولر و گرمای پکیج باشند و اصلا ندانند که غذا و لباس شان از کجا تامین می شود. همین تضاد بین کودکان بود که دو کودک 9 ساله را به فکر واداشت و در سال 1986 در نیویورک از تمام بچه های جهان درخواست کردند که روزی را به صلح اختصاص دهند چرا که برای آنها قابل فهم نیست که که چرا آنها باید از غذای خوب، تختخواب گرم و نرم  و لباس خوب بگذرند تا سران مملکتشان به سلاح های هسته ای و غیر هسته ای دست یابند. آنها دلشان به همین خوش است که به مدرسه بروند با هم سن و سالانشان بازی کنند بستنی شان را بخورند و .... قلب آنها پاک است خشم و نفرت در آن جایی ندارد اما با کمبودها خشم و نفرت در دلشان جا خوش می کند و وقتی که بزرگ شدند زخم هایشان سرباز می کند و آینده مملکت را هم نابود می کنند چون هیچ وقت نتواستند به همان خواسته های کوچک کودکی دست یابند و حالا از زمین و زمان شاکی اند که چرا کودکی شان از دست رفته است که چرا از همان کودکی به فکر نان درآوردن بودند و از بازی های کودکانه شان دست کشیدند. البته این نتیجه فقر برای کودکان پسر است اوضاع برای کودکان دختر به گونه ای دیگر رقم می خورد آنها باید از همان 10 سالگی دست از بازی با عروسک هایشان (البته اگر داشته باشند) بکشند و به فکر پذیرایی از مهمان و پختن غذا و نظافت خانه باشند چرا که دیگر بزرگ شده اند و باید به خانه شوهر بروند و قربانی می شوند تا بزرگترهایشان به نان و نوایی برسند. می داند که دیگر زمان بازی تمام شده و باید حواسش به همسرش باشد به یکباره همسر بودن را تجربه می کند بی آنکه معنی آن را بداند. وقتی که بزرگتر می شود تازه می فهمد که خیلی زود درگیر مشکلات شده است بی آنکه بداند اصلا مشکل چیست و همین می شود که او هم نمی تواند به زندگیش ادامه دهد و خیلی زود طلاق می گیرد و حالا آسیب های پس از آن است که در جامعه خود را نشان می دهد.

کودکان آسیب پذیرترین قشر جامعه اند آنها را درگیر مسائل و مشکلات خود نکنیم و فرصت رشد و پرورش در محیط مناسب را برای آنها فراهم آوریم چرا که آینده سازان مملکت همان ها هستند که اگر با کمبودها روبرو شوند نباید انتظار داشت جامعه ای بهتر در آینده ساخته شود!