انتشار:  چهارشنبه 24 مهر 1398  ::  13:07   

دردِ کُردها/ دکتر محمد علي سلطاني

سرویس کرمانشاه- شايد کُردها يگانه مردم تنهاي دنيا هستند در جغرافيايي که؛ دولت‌هاي بزرگ، منافع کلان کارخانه‌هاي اسلحه‌سازي و شرکت‌هاي اقتصادي بين‌المللي را در آشوب و خون و آوارگي و دربه‌دري ساکنان آن پيدا کرده‌اند.

در سرزمين هزاران ساله مردم کُرد، کريدور عبور آدمکشاني را که قدرت‌هاي بزرگ تعليم داده و به وجود آورده‌اند، ايجاد مي‌کنند و بمب و گلوله بر خانه‌هايشان مي‌ريزند، زن و مرد و کودک آنها را به خاک و خون مي‌کشانند و هيچ قانوني از سازمان ملل تا شوراي امنيت و سازمان‌هاي حقوق بشر، شامل حال و حامي کُردها نبوده و نيست.‏

کُرد به سبب تساهل و تسامح و شجاعت و ايثار و دفاع از حق و عدالت‌جويي و نگهداري از تاريخ هزاران ساله جغرافياي زيستگاه خود، مانع برادرکُشي و تحجر و انحصارطلبي و سختگيري و تماميت‌خواهي شناخته شده است و بنيادگرايي را براي مقابله با اين طرز تفکر به جسم خسته خاورميانه و زيستگاه مظلوم مردم کُرد انداختند. اگر ايرانيان شرافتمند و کُردها در جبهه‌هاي مقابله با داعش و اذناب آنها نبودند، امروز ما در دوران خوارج و بازماندگان آنها بايد گام برمي‌داشتيم و هزاران سال به عقب برمي‌گشتيم. بنابراين ايران تحريم مي‌شود و کُردها به شديدترين صورت ممکن سرکوب مي‌شوند. کشتار قرون وسطايي ماشين نظامي همسايگان، ادامة حيات خود را در نابودي کُردها جستجو مي‌کند. حزب عدالت و توسعه که سرنوشت خود را با حزب "باغچه‌لي" گره زده است بايد دستورات نژادپرستانه آنها و ديکته آمريکايي‌ها را به مرحله اجرا بگذارد وگرنه در رقابت‌هاي سياسي داخلي و خارجي در برابر رقباي ترقي‌خواه راه به جايي نخواهد بُرد و اين رشته در انديشة نئوعثماني سر دراز دارد و آغاز کار است. اگر حرکت نظامي ترکيه در سوريه و خواسته‌هاي آنها برآورده شود، بي‌هيچ تعارفي هيچ کدام از کشورهاي جداشده از قلمرو امپراطوري سلجوقي و عثماني در امان نخواهند بود، و جهانخواران از طرق گوناگون با اين انديشه توهمي و خيالي، اذناب خود را براي منافع نهايي خود سرگرم خواهند کرد. زيرا بنيادگرايي تمام جوارح خاورميانه را دربرگرفته است. کُردها نيز هيچ گاه در بررسي تاريخ توفيق نداشته‌اند و هرگز به بازخواني تاريخ خود نپرداخته‌اند. پشت بستن به آمريکا بدون توجه به خواسته‌ها و مصوبات و نيات آن، مانند تکيه بر آب است که اعتمادي به آن نيست. احزاب سياسي کُرد در سوريه فراموش کرده‌اند که نظام سرمايه‌داري و اساس جهانخواري از نيروي پرولتاريا در جهت اهداف خود حداکثر استفاده را به ضرورت مي‌برد و خود را پشتيبان آن نشان مي‌دهد. او چنان که در کتاب بلانچ و ليسن کوک در تائيد و تاکيد اصول و مباني سياسي خود دارد «ضديت يا به قدرت رسيدن هر حزب يا فردي در جهان آزاد را که مستقيماً يا غيرمستقيم نسبت به سلطة کمونيسم نظر موافق داشته باشد» به قول شادروان دکتر ابراهيم يونسي (يعني کمونيست باشد يا بوده باشد)، در دستور کار دارد و در برابر هم، بنيادگرايي را در مواقعي مقابل احزاب از اين دست علم مي‌کند و دايرة کفر و اسلام به وجود مي‌آورد تا از جميع جهات آن را که همسو با وي نيست، هر کدام به گونه‌اي خلع سلاح کلي نمايد، چنانکه عملکرد آنها را در اين چند روز در فضاي مجازي مشاهده کرده‌ايم. بنابراين آمريکا مخالف و معارض تمام عيار احزاب کُرد سوري است و پشت بستن به آمريکا در هر موقعيت براي احزاب کُرد سوريه و کُرد ترکيه بسيار ساده‌لوحانه است. آمريکا جز استفاده ابزاري هيچ کاري براي کُردها نخواهد کرد و بنيادگرايان تخريب‌گر بنياد اسلامي، که با حمايت دولت ترکيه، اين روزها به قول خودشان در مقابل کفر قرار گرفته‌اند، آيا زن و کودک و سالمندان و اهالي بي‌گناه روستايي و شهري و يکصد هزار آواره و مجروح کُرد، چه وابستگي به احزاب سياسي کُرد مي‌توانند داشته باشند؟ جز اين که در جغرافياي حضور احزاب مزبور زندگي مي‌کنند. جوانان و مردم کُرد به کدامين گناه ناکرده کشته مي‌شوند.‏

کُردها را براي چنين روزهايي که پيش‌بيني کرده بودند، از ايران جدا کردند و با همسايگاني که هيچ گونه سنخيت نژادي و تاريخي و آئيني به آنها نداشتند پيوندي سياسي و نامعقول زدند تا ساليان متمادي در دايره‌اي ديگر از خاورميانه تاخت و تاز نظامي و سياسي و اقتصادي داشته باشند، هر چه جهان پيشرفته‌تر، متمدن‌تر، متعالي‌تر مي‌شود، اوضاع کردها که هزاران سال ياريگر تمدن و تعالي و چشم به راه قانون و عدالت و پيشرفت بوده‌اند، دشوارتر مي‌شود، با تطبيقي تاريخي کُردها در دوران لشکرکشي يوناني‌ها، تهاجم تازيان، يورش مغولان، حتي جنگ‌هاي اول و دوم جهاني در مقايسه امروز وضعيت بهتري داشتند. به هر روي در آن برهه‌ها موازنه‌اي نظامي از لحاظ اسلحه و نيروي دفاعي بين مهاجم و مدافع برقرار بود. هر دو سوي تا دوران پيشامدرن تقريباً مي‌توان گفت؛ در يک حد کم يا زياد از توان و ابزار سپاهي برخوردار بودند و آنچه حرف اول را مي‌زد در جنگ‌هاي نظامي سنتي شجاعت بود که ذاتي کُردها از زن و مرد بوده و هست و ديگر از آغاز، کوه‌ها کُردها را و کُردها کوه‌ها را در آغوش داشتند و جهانخواران که مرد کوهستان نبودند، مي‌گذاشتند و مي‌گذشتند. اما امکانات نظامي پيشرفته جهان مدرن، کوه و دشت و دريا را در قبضه اختيار زورمداران و آشوبگران جهانخوار قرار داده است و کُردها بدون هيچ گونه ابزار و امکان برابري از کوه به دشت رانده شده و از غربتي به غربت ديگر سرنوشتي جز مرگ و نابودي و نسل‌کشي از سوي متجاوزان اشغالگر در انتظارشان نيست.‏

فريادهاي ما اگرچه فراگير است و انعکاس آن از اقشار مختلف زمين و آسمان را پر کرده است، اما در دل سنگ قانون‌شکنان و ستمگران بين‌المللي بي‌تأثير است، زيرا آنها در عملي کردن نقشة قرون وسطايي خود هستند که نسل‌کشي و جابه‌جايي جغرافيايي و جايگزيني نژاد حاکم و ريشه‌کني نژاد محکوم به شيوة سده‌هاي ميانه مي‌باشد و از آنجا که سازمان ملل و شوراي امنيت و سازمان‌هاي حقوق بشري نيز هيچ گاه کُردها را جدي نگرفته و به شمار نياورده‌اند، فرياد ما به بارگاه خدا و جامعه جهاني است و با صداي رسا و به پهناي زمين و گسترة آسمان‌ها مي‌گوييم و مي‌خواهيم که اين حرکت غيرانساني و ظالمانه بيش از اين ادامه نيابد، زيرا حرکتي غيرشرعي، غيرقانوني، غيرعرفي در منطقه و بين‌الملل است و محکوم است. نگذارند بيش از اين انسانيت و حريم انساني پايمال و خدشه‌دار شود که در موازنة قدرت نظامي اين تهاجم (دفع شمشير کار سوزن نيست) کُردها اگرچه در شجاعت سرآمدند و از دوران باستان تا امروز بوده‌اند و هستند و خواهند بود و واژة ترس را از قاموس زندگي خود زدوده‌اند، اما در بازي‌هاي خاورميانه پايمال بوده‌اند و امروز جز آوارگي و دربه‌دري و خون و مرگ، در جهان مترقي سهمي براي کُردها وجود ندارد و هيچ قانون پيشرفته‌اي ياريگر آنها نيست. کُردها پرچمداران صلح بوده و هستند، هيچ گاه متجاوز نبوده‌اند بلکه همواره پناهگاه رانده‌شدگان و نگهبانان نيکي و راستي و پاکي و رادي و جوانمردي بوده‌اند. صلح را به سرزمين کُردها برگردانيد.‏

*منتشر شده در شماره 27405روزنامه اطلاعات چهارشنبه 24مهر.