انتشار:  جمعه 17 آبان 1398  ::  20:05   

خطری که موجودیت اقلیم کردستان را تهدید می کند/ سرکوت شمس الدین

سرویس عراق و اقلیم کردستان- نماینده کُرد عضو فراکسیون آینده در مجلس عراق با انتقاد از عملکرد کردها در قبال بحران عراق، هشدار داد که در صورت سقوط دولت عراق، موجودیت قانونی و به رسمیت شناختن ساختار اقلیم کردستان نابود می شود. 

به گزارش کردپرس، سرکوت شمس الدین نماینده کُرد عضو فراکسیون آینده در مجلس عراق، در یادداشتی به بررسی وضعیت کنونی عراق و اقلیم کردستان تاثیرات مستقیم شرایط عراق بر اقلیم کردستان پرداخته است.

روزنامه نگار و عضو پیشین حزب نسل نو اقلیم کردستان، که با جدا شدن از این حزب با رابون معروف دیگر نماینده نسل نو، فراکسیون مستقل آینده را در مجلس عراق تشکیل داده اند؛ با طرح این پرسش که چرا کردها در چارچوب عراق باقی مانده اند؟ در یادداشت خود آورده:

تفاوت دیدگاه و اندیشه میان ما و حزب اتحادیه میهنی (یکیتی) و حزب دمکرات (پارتی) و وابستگان این احزاب در مورد عراق، زاده دو فلسفه و تفکر کاملا  متفاوت و جدا است. 

ما کسانی هستیم که اعتقادی به فرصت طلبی، نیرنگ و کسب منافع از طریق ریختن خون دیگران نداریم و بر این باور هم نیستیم که زندگی ما با سوختن خانه همسایه بهتر می شود، هرگز قبول نداریم که مانند عافیت طلب ها در هنگام صلح و آرامش در کنار بغداد بوده و در هنگام مشکلات و دردسر در کناری نظاره گر سوختن عراق باشیم.

ما به جز اینکه از نظر اخلاقی و قانونی خود را در قبال این کشور و شرایط آن مسئول می دانیم، بر این باوریم که مردم اقلیم کردستان در صورت سقوط عراق و غرق شدن آن در خون و آتش، دچار بیشترین آسیب و زیان می شوند.

باید دانست که اولا با سقوط عراق موجودیت و ساختار سیاسی اقلیم کردستان نابود شده و چیزی به نام قانون به رسمیت شناختن آن باقی نمی ماند و نیروهای نظامی مختلف منطقه،  بی هیچ خط قرمزی وارد شهرهای اقلیم شده و آسمان و زمین را بر روی ما بسته و هیچ امنیت و ثباتی باقی نمانده و همه ما در این فتنه غرق می شویم.

اگر از هریک از شهروندان اقلیم کردستان در مورد بهترین سال های اقلیم سوال شود، بدون شک سال های 2007 الی 2013 را (علیرغم فساد اقتصادی و هدر دادن اموال و ثروت های اقلیم)، به عنوان بهترین سال ها در اقلیم معرفی می کند. در این سال ها کردها به عنوان شریکی اصلی و واقعی در عراق، در روند بنیان نهادن این کشور ایفای نقش می کردند. اما پس از سال 2014 روابط میان اقلیم و دولت مرکزی عراق با توطئه های کشورهای همسایه، تحت عنوان سیاست نفتی اقلیم برهم زده شده  و از آن زمان تا کنون اقلیم با انواع مصائب و مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می کند. اکنون نیز با وجود فرصت مناسبی که برای  تعامل و همکاری با دولت مرکزی عراق و بهبود روابط پیش آمده، رهبران اقلیم به جای استفاده مناسب از آن، با بهانه جویی و به صورتی کاملا به دور از اصول اخلاقی نخست وزیر عراق را در این دوزخ به تنهایی رها کرده اند.

ما همچنین با این دیدگاه که عراق را فقط به عنوان منبع برای تامین منافع خود بنگریم، مخالفیم و باید دانست که بیشترین درآمدهای تجار و صاحبین مشاغل اقلیم کردستان از طریق جذب گردشگران و بازارهای جنوب و مرکز عراق به دست آمده و گردشگران این مناطق اکثریت قریب به اتفاق مشتریان مناطق تفریحی و بازارهای اقلیم هستند.

باید پرسید که مرزهای کدام یک از کشورهای همسایه به مانند عراق به روی تجار و بازرگانان ما گشوده است؟ در کدام کشور کردها مانند عراق دارای اختیارات قانونی بوده و از حقوق و امتیازات یکسان و برابر و حفاظت و ضمانت های قانونی برخوردار هستند؟  در چه کشور دیگری زبان کردی (مانند عراق) زبانی رسمی در کشور است؟

از وقتی (به عنوان نماینده مجلس) در بغداد به سر می برم متوجه دو نکته مهم در مورد کردهایی که دربغداد هستند و در سیستم سیاسی کشور مشارکت دارند، شدم؛ اول اینکه اکثریت آنان به عنوان نماینده و فرستادگان حزب خود به صورتی کاملا سرد و روتین وظایف خود را انجام می دهند و هیچ خدمتی را به دولت مرکزی و کشور عراق ارائه نداده و فقط در فکر دریافت حقوق هستند و  دوم اینکه همه آنان با وجود اینکه در هنگام آرامش رسانه ها را تصاحب کرده اند، به صورتی بزدلانه در زمان بروز هر بحرانی به جای قبول مسئولیت  و کمک در حل بحران و مشکلات، بغداد را ترک می کنند و خود را از این بحران ها مبری می دانند و با این وجود، از احزاب عراقی گله مندند که چرا با آنان در مسائل مربوط به اقلیم، همکاری و  همدردی نمی کنند.

این مسئولین کُرد در بغداد، نه کاری را در جهت بهبود و تحکیم روابط اربیل و بغداد صورت داده و نه کمکی در حل مشکلات شهروندان اقلیم انجام می دهند و تمام زندگی آنان فقط در منطقه سبز بغداد بدون هیچ فعالیت مفیدی می گذرد و با هر تعطیلی، مانند زندانی از بند رها شده، به سوی اقلیم پرواز می کنند. 

مهم است که مردم اقلیم دیگر هیچ انتظاری از این گروه (منظورم فقط نمایندگان مجلس نیست، اتحادیه میهنی و حزب دمکرات ده ها و صدها تن از اعضای خود را در مناصب بالا و عالی در دولت عراق به کار گمارده و آنان از سال 2005 در نهادهای حاکمیتی دولت عراق کار می کنند) نداشته باشند، به دلیل عملکرد ضعیف همین افراد و احزاب، پایگاه و جایگاه اقلیم در عراق سال به سال ضعیف تر می شود  و شکاف بیشتری میان عراق و اقلیم به وجود می آید، آن هم در شرایطی که اقلیم هیچ جایگزینی برای عراق نداشته و با این شرایط، سرنوشت اقلیم توسط این دو خاندان (طالبانی ها به عنوان رهبران یکیتی و بارزانی ها به عنوان رهبران پارتی) به سوی آینده ای نامعلوم می رود."