سرویس ترکیه
آخرین خبرهای ترکیه
انتشار:  سه‌شنبه 6 شهریور 1397  ::  13:14   

مادران شنبه: ما استخوان هایشان را می خواهیم، همین / نورجان بایسل

سرویس ترکیه – مادران شنبه برای همۀ ناپدید شده ها و قتل های کشف نشده تنها یک عذرخواهی می خواهند و یک مشت استخوان. اما این مادران و اجساد فرزندان آنها از سوی حکومت و رسانه های حکوممتی و اپوزیسیون همچنان نادیده گرفته می شوند.

«این که بتوانی جسد آنها را داشته باشی، آنها را در آغوش بگیری، چیز دیگری است. باید احساس خاصی داشته باشد که بدن بی جانشان را در آغوش بگیری و آنها را روانۀ سفر ابدیشان کنی... من فکر می کنم داشتن یک قبر باید روزنه ای باشد، احساس دانستن این که آنها اینجا خوابیده اند. مشکلاتت را با آنها در میان بگذاری، همه چیز را بیرون بریزی و ساعت ها کنار قبور آنها گریه کنی، این ها همه چیزهایی است که ما نتوانسته ایم تجربه کنیم... در بحث دربارۀ ناپدید شده ها، گاهی مردم می گویند اهمیتی نمی دهند که پس از مرگ چه اتفاقی برایشان می افتد و مهم نیست که کجا به خاک سپرده شوند. اما مهم است: مهم است که عزیزان آنها قبری برای زیارت داشته باشند. کسانی از ما که این قبر را ندارند، بدون روزنه مانده اند.»

این ها سخنان زینب بود، یک زن کرد که شوهرش یکی از قربانیان ناپدید شدن های قهری در دهۀ 1990 در ترکیه بود. سخنان وی در گزارشی منعکس شد تحت عنوان «بلند کردن یک عکس» که در سال 2014 توسط مرکز حافظۀ حقیقت و عدالت منتشر شد و یکی از نخستین تلاش ها بود برای تمرکز بر وضعیت همسران ناپدید شده ها به منظور پرداختن به موارد نقض حقوق بشر از یک منظر جنسیتی.

این گزارش، که من بارها آن را خوانده ام، بر همسرانی تمرکز کرده است که پس از ناپدید شدن قربانیان در دهۀ 1990، که عمدتاً مرد بودند، تنها مانده اند. این گزارش نشان می دهد که همسر یک مفقودالاثر بودن چه معنایی دارد. این زنان پس از بیوه شدن و تنها ماندن با کودکانی که باید بزرگ شوند، چگونه روی پاهای خود ایستاده اند؟ چگونه دنبال شوهران و عزیزان گم شدۀ خود گشته اند؟ ایا اصلاً توانسته اند دنبالشان بگردند؟ آنها چگونه توانسته اند با عواطف و احساسات حل ناشدۀ خود کنار بیایند؟

من به عنوان کسی که در دهۀ 90 عزیزانی را از دست داده است، اگر چه خویشاوندان بسیار نزدیکم نبودند، با گذشت زمان پی بردم که کلمات هرگز قادر نخواهند بود ناپدید شدن این افراد را توضیح دهند. جوانی ما در دهۀ 90 با غمی همراه بود که در چشمان کسانی که عزیزانشان را از دست داده بودند، مشاهده می شد. کسانی که تسلیت و ابراز همدردی را نمی پذیرفتند و همچنان به جستجو ادامه دادند، بیل به دست گرفتند و رودخانه ها و کوهستان ها را جستجو کردند...

«زمان می گذرد اما همه چیز در خانه بدون تغییر می ماند، بنابراین اگر روزی بازگردند همه چیز برای آنها آشنا خواهد بود. کودکان بزرگ می شوند و سالمندان می روند اما زندگی شما در همان لحظه متوقف شده است. این زندگی یک برزخ است. به جایی می رسی که تنها خواسته ات می شود یک تکه استخوان.»

این چیزی بود که نازی به من و دوست خوبم طاهر الچی گفت، زمانی که پس از بازگشت از بروکسل به دیاربکر در ماه می 2014 میزبان او شدیم. نازی دربارۀ شوهرش حکمت شمشک و پدر شوهرش حمدو شمشک که در سال 1993 ناپدید شدند، گفت: «ما برای همۀ قتل های حل نشده تنها یک عذرخواهی می خواهیم و یک مشت استخوان.» اما نازی نه استخوان های عزیزانش را یافت و نه از سوی حکومت از او عذرخواهی شد. پس از آن که طاهر، که یک وکیل کرد فعال حقوق بشر بود، به فهرست قربانیان قتل های کشف نشده پیوست، نازی همۀ امیدش را به این کشور از دست داد و دیگر نمی خواهد پایش را روی این خاک بگذارد.

دو تن دیگر از این افراد که برای من عزیزند، دو خواهر هستند به نام های یشیم و دریا که در تابستان سال 2014 برای جستجوی استخوان های پدرشان با بیل هایشان از نروژ به ترکیه باز گشتند. آنها با روستاییان و افراد محلی گفتگو کرده بودند تا محل تقریبی جسد پدرشان را پیدا کنند و وقتی من با آنها برخورد کردم اعتمادشان را به حکومت ترکیه از دست داده و خود مشغول کندن زمین شده بودند. من به یشیم گفتم «این خاکی که شما دارید می کنید پایانی ندارد.» و یشیم پاسخ داد: «دیگر به این شکل نمی توان زندگی کرد. در 20 سال گذشته حتی یک روز را بدون فکر کردن به پدرمان سپری نکرده ایم. ما همیشه فکر کرده ایم که او ممکن است زنده باشد، که او ممکن است یک روز باز گردد. اگر ما استخوانهایش را پیدا کنیم و آنها را در جای مناسبی به خاک بسپاریم، او به آرامش می رسد و ما هم آرام می گیریم. می توانی باور کنی ما چقدر از پیدا کردن استخوان های پدرمان خوشحال می شویم؟ اگر استخوان هایش را پیدا کنیم بسیار خوشحال خواهیم شد...» او نیز امیدش را به این کشور از دست داد.

اگر چه کسی نمی خواهد در این باره سخن بگوید، اما در سه سال گذشته استخوان های دیگری به استخوان های دهۀ 90 افزوده شد. اگر چه کسی سخن نمی گوید، نمی نویسد یا تأیید نمی کند، اما گورهای بی نام و نشان و شماره داری در گورستان کودکان جزیره وجود دارند. اگر چه سه سال گذشته است اما صاحبان استخوان های بی نام و نشان هنوز شناخته نشده اند. غازی عنتاب، ارزروم، دیاربکر... در جنوب شرقی ترکیه مادران مقابل مراکز پزشکی قانونی منتظر یک تار موی فرزندانشان مانده اند.

من دو سال پیش در جزیره با یکی از این مادران که اهل اسکی شهر بود، دیدار کردم. او داشت دنبال رد و نشانی از پسرش می گشت که برای آخرین بار در تلفن به او گفته بود «من دارم برای حمایت از مردم جزیره در مبارزه شان به جزیره می روم.» و اگر پسرش مرده بود، استخوان هایش را می خواست. مردم نه خواسته های این زن و مادران دیگر را شنیدند و نه خواستند بشنوند.

این کشور خانۀ هزاران نفری است که هفته ها، ماه ها و سال ها است انتظار می کشند یک مشت استخوان به دستشان برسد. مادران شنبه 700 هفته شنبه ها در مرکز استانبول گرد آمدند تا صدایشان را بلند کنند، به این امید که استخوان های فرزندانشان، همسرانشان، پدرانشان و مادرانشان را بیابند. بیش از 700 هفته است که اعتراض آنها خلئی را که اجساد گمشدۀ عزیزانشان ایجاد کرده، پر می کند.

خویشاوندان کسانی که در جنگ سه سال گذشته ناپدید شده اند تحت فشار شدیدتری هستند و نمی توانند اعتراض خود را بیان کنند. اجساد عزیزان آنها نادیده گرفته شده و هیچ شده است. اینک آنها وجود ندارند، دیده نمی شوند و نباید دیده شوند یا صدایشان شنیده شود. نه رسانه های طرفدار حکومت و نه رسانه های اپوزیسیون این مادران را می بینند. نادیده گرفتن این مادران که برای یافتن اجساد فرزندانشان تلاش می کنند و این اجساد گم شده، مسألۀ راحتی است. هر کس به موضوع ناپدید شده ها بپردازد می سوزد. اما این اجساد و این استخوان ها هنوز ما را به خود می خوانند. گاهی از گورستان کودکان جزیره نجوا می کنند، گاه از زیرزمین هر عمارت جدیدی که در سور بنا می شود، و گاه از نصیبین...

در ویدیویی که برای هفتصدمین هفتۀ تجمع مادران شنبه تهیه شده بود، یکی از این مادران به نام صبریه مالتو می گوید: اگر آنها مرده اند، ما استخوان هایشان را می خواهیم. تنها همین.»

تنها همین!

 

منبع: پایگاه خبری – تحلیلی احوال

ترجمه: خبرگزاری کردپرس – سرویس ترکیه

 

بیشتر بخوانید:

سویلو: تجمع مادران شنبه در خدمت منافع گروه های تروریستی است

مادران شنبه؛ سه دهه در جستجوی عدالت

خشونت پلیس و بازداشت شماری از شرکت کنندگان در هفتصدمین تجمع مادران شنبه

برچسب‌ها:
#ترکیه
#کردها