انتشار:  چهارشنبه 21 شهریور  ::  10:11

کُردپرس گزارش می دهد؛

اروپا ، حریف زورگویی ها ی آمریکا است!

سرویس ایران-اکنون اتحادیه اروپا فرصتی به دست آورده تا جای ایالات متحده را به عنوان بازیگر اصلی و تغییر دهنده جهان دیپلماتیک بگیرد. برای اروپایی هایی که عادت داشتند به عنوان بازیگر مکمل در کنار ایالات متحده به عنوان بازیگر نقش اصلی عمل می کردند، دیگر قابل قبول نیست.

به گزارش کُردپرس ، بیست ماه گذشته برای اتحادیه اروپا زمان دشواری بوده است. این درست همان بازه زمانی است که دونالد ترامپ ریاست جمهوری ایالات متحده را برعهده داشته است؛ شخصی که اقداماتش مدام اتحادیه اروپا را آشفته می سازد. باراک اوباما که خود ذاتا طرفدار چندجانبه گرایی بود، ارتباط شخصی اش را با رهبران اروپایی همچون آنگلا مرکل صدراعظم آلمان، فرانسوا اولاند رئیس جمهوری پیشین فرانسه و دیوید کامرون نخست وزیر سابق بریتانیا گسترش داده بود. اما ترامپ نسخه زنده کلیشه آمریکایی است- فردی مغرور، لجوج، بی توجه به جزئیات و کسی که از ضربه زدن به روابط دیپلماتیک، امنیتی و تجاری که در بیش از نیم قرن گذشته جامعه ترنس آتلانتیک را معنا کرده، ترسی ندارد.
تصمیم دولت ترامپ در 31 ماه آگوست برای کاهش کمک های مالی ایالات متحده به آژانس کمک به پناهجویان فلسطینی سازمان ملل متحد (آنروا)، آژانسی که برای حدود پنج میلیون پناهجوی فلسطینی خانه و مدرسه و مواد غذایی فراهم می کرده، جدیدترین نمونه از فاصله در حال گسترش بین دو سوی اقیانوس اطلس یعنی دولت ترامپ و اتحادیه اروپاست. آنچه کاخ سفید ماموریتی نامنظم و بی نتیجه می خواند که تنها به استمرار مشکل پناهجویان فلسطینی می انجامد، اتحادیه اروپا یک اقدام مهم و تاثیرگذار در ثبات در خاورمیانه قلمداد می کند. ناامیدی سیاستمداران اروپایی که عادت داشتند از ایالات متحده دفاع کنند، حتی قابل تصور نیست.
اما این اتفاق لزوما برای اروپا بد نیست. در حقیقت، با هر قدم غیرمنطقی و ناخوشایندی که دونالد ترامپ بر می دارد، این فرصت را برای رهبران اروپایی فراهم می آورد تا موضع دیپلماتیک خود را تقویت کنند. دوران دونالد ترامپ در سیاست گذاری های آمریکا می تواند دوره ای باشد که اتحادیه اروپا به عنوان مهره ای قدرتمندتر در دیپلماسی بین المللی ایفای نقش می کند. اتفاقات یک سال و نیم گذشته گواه همین مساله هستند.
تا پیش از آنکه ترامپ در دفتر بیضی مستقر شود، پرونده اسراییل و فلسطین مهمترین مساله برای آمریکا بود. روسای جمهوری پیشین از هر دو حزب دموکرات و جمهوری خواه اگرچه رویکردهای متفاوتی در ارتباط با این مساله داشتند یا از تاکتیک های مختلفی استفاده می کردند، اما همگی هدف غایی واشنگتن که تحقق راه حل دو کشوری بود را دنبال می کردند که امکان زندگی اسرائیلی ها و فلسطینی هایی در کنار هم و در صلح و آرامش را فراهم می آورد. آمریکایی ها قدرت میانجی و تسهیل کننده امتیازدهی از سوی دو طرف بودند. اما ترامپ کل مساله را به آشوب کشید. به نظر نمی رسد که واشنگتن همانند گذشته به دنبال راه حل دو کشوری باشد. دولت آمریکا دیگر به مواردی که پیشتر خط قرمز محسوب می شد، همانند اجتناب از مطرح کرده مساله بیت المقدس تا پیش از هر توافق صلح دوجانبه ای، توجهی نمی کند. تشکیلات خودگردان فلسطین از شیوه رسیدگی ترامپ به پرونده صلح خاورمیانه خشمگین است و مساله آنروا هم روابط بین واشنگتن و رام الله را وخیم تر می کند.
در خصوص ایران هم می توان شرایط مشابهی را مشاهده کرد. تصمیم ترامپ به خروج از توافق هسته ای ایران همه درها را به روی هرگونه رویکرد دیپلماتیک در قبال ایران درباره هر مساله ای بست. این در حالی بود که شورای امنیت سازمان ملل کاملا از برجام حمایت می کرد و آژانس بین المللی انرژی اتمی هم پایبندی ایران را به تعهداتش در توافق تایید کرده بود. آیت الله علی خامنه ای رهبر معظم ایران هفته گذشته در یک سخنرانی تاکید کرد: «گفت و گو با امریکا وقت تلف کردن است.» اما آنچه از اهمیت زیادی برخوردار و جالب توجه است، حمایت رهبر معظم ایران از ارتباط کشورش با اروپایی ها در همان سخنرانی است: «خوب است که روابطی برقرار شود و مذاکرات با اروپا ادامه یابد.» و این در حالی است که احتمال اندکی وجود دارد اروپایی ها قدرت زنده نگه داشتن توافق هسته ای را داشته باشند.
در هر دو مساله، آمریکایی ها صحنه را ترک کرده و یک خلائ به وجود آورده اند. اتحادیه اروپا که در پی مسائلی همچون مهاجرت و یورو حتی پیش از برگزیت تا اندازه ای اعتبار خود را نزد اروپایی ها از دست داده بود، اکنون موقعیتی برای کسب اعتبار به دست آورده است. ترامپ بخواهد اقرار کند یا نه، بلوک اروپایی که به شدت از سوی رئیس جمهوری آمریکا مورد انتقاد قرار گرفته بود اکنون در بیشتر سیاره به عنوان طرف مذاکره ای جدی تر و میانه روتر و بی طرف تر از ایالات متحده قلمداد می شود.
در برخی از مهمترین مسائل امنیتی بین المللی، اکنون اتحادیه اروپا فرصتی به دست آورده تا جای ایالات متحده را به عنوان بازیگر اصلی و تغییر دهنده جهان دیپلماتیک بگیرد. برای اروپایی هایی که عادت داشتند به عنوان بازیگر مکمل در کنار ایالات متحده به عنوان بازیگر نقش اصلی عمل و بر مسائل کم اهمیت تری همچون تغییرات اقلیمی
 تمرکز کنند، چنین فرصت های قابل رد کردن نیست. آمریکا پیشتر به اندازه ای در نظام بین المللی قدرتمند عمل می کرد که نمی شد آن را به عنوان عامل اجرایی در سطح جهانی نادیده گرفت. اما ترامپ رئیس  جمهوری پایبند به عرف ها نیست. او معتقد است اروپایی ها برای مدت زمانی طولانی از روابط با امریکا استفاده کرده اند و زمان پایان دادن به این استفاده فرا رسیده است. به نظر می رسد اتحادیه اروپا فرصت لازم را دارد که ثابت کند ترامپ اشتباه کرده است!