انتشار:  یک‌شنبه 1 مهر  ::  00:38

بحران رهبری در احزاب اپوزیسیون اقلیم کردستان/کمال چومانی

سرویس جهان- وجود اپوزیسیون ضعیف در پارلمان اقلیم کردستان می تواند به تصویب قانونی اساسی منجر شود که ممکن است منعکس کننده اصولی نباشد که کردهای طرفدار دموکراسی آرزوی آن را داشته اند.

 

به گزارش کردپرس، احزاب کرد اپوزیسیون در اقلیم کردستان، در انتخابات پارلمانی عراق که ماه می امسال برگزار شد، به طور غیرمنتظره ای شکست خوردند. اگرچه ممکن است تقلب انتخاباتی به شکست آنها کمک کرده باشد اما چند دلیل دیگر در پشت شکست آنها در این انتخابات وجود دارد. ضعف اپوزیسیون کردی در عراق ناشی از چالش های رهبری، ایدئولوژی و سازمان دهی است و این ضعف ها باعث شده که اعضای ارشد و مهم احزاب عمده اپوزیسیون  از رهبران احزاب خود بخواهند اصلاحات جدی انجام دهند تا شکستی که احزاب اپوزسیون در انتخابات پارلمانی عراق با آن روبه رو شدند در انتخابات پارلمانی اقلیم کردستان که قرار است در 30 سپتامبر 2018 برگزار شود تکرار نشود.

اگرچه اقلیم کردستان عراق در بیست و شش سال گذشته توسط دو حزب عمده اتحادیه میهنی و دموکرات کردستان عراق اداره شده است، اما این دو حزب هرگز نتوانسته اند ناراضیان سیاسی و احزاب اپوزیسیون کردی را به طور کامل سرکوب کنند. رویای قبضه کامل قدرت توسط این دو حزب هنوز محقق نشده است. با این حال، این مشت آهنین دو حزب حاکم نیست که احزاب اپوزیسیون کردی را متفرق کرده است بلکه این تفرقه حاصل شکست های خود احزاب اپوزیسیون است.اعضای متنفذ و فعال چندین حزب اپوزیسیون در اقلیم کردستان تلاش کرده اند اصلاحاتی ایجاد کنند اما این اقدامات از سوی نخبگان سیاسی این احزاب که رسانه ها، امور مالی، پایگاه های سازمانی و عملیاتی را در کنترل خود دارند رد شده است. این مسئله منعکس کننده عدم وجود دیدگاه و رهبری مقتدر، درگیری های داخلی و مقابله با اصلاحات است و این مسائل باعث ایجاد مانع بر سر احزاب اپوزیسیون اقلیم کردستان شده است.

درخواست برای ایجاد اصلاحات

وقتی نوشیروان مصطفی جنبش تغییر یا گوران را در سال 2009 بنیاد نهاد امید به ایجاد اصلاحات واقعی در اوج خود بود. از آن جایی که مرحوم نوشیروان مصطفی یکی از بنیانگذاران حکومت اقلیم کردستان بود و حمایت زیادی را در داخل نیروهای پیشمرگ و امنیتی داشت، یک شخصیت موثر و متنفذ در میان احزاب اپوزسیون در اقلیم کردستان بود. اما احزاب اپوزسیون و از جمله جنبش تغییر پس از مرگ نوشیروان مصطفی در سال گذشته ضعیف تر شده اند. بحران داخلی در حزب جنبش تغییر به دنبال مرگ نوشیروان مصطفی باعث شد برخی از مقامات و سیاستمداران این حزب پروژه بهسازی یا بسته اصلاحات را در حزب پیاده کنند. مقامات حزب گوران درباره اینده این حزب نگران بوده و معتقدند که اگر این جنبش نتواند به حل معضل مسائل داخلی پرداخته و اصلاحاتی در خود ایجاد کند، با یک شکست مرگبار روبه رو خواهد شد. همین معضل در حزب اتحاد اسلامی کردستان باعث شد تعدادی از مقامات و اعضای متنفذ این حزب رهبران حزب را مجبور کنند تا دست به ایجاد اصلاحاتی بزنند. چنین اقدامی اما به شکلی جدی تر و قوی تر در حزب جماعت اسلامی شکل گرفته و این حزب اقدام به راه انداختن کارزار اصلاحاتی شده که مورد تایید دبیر کل حزب نیز قرار گرفته است. بسیاری بیم دارند احزاب اپوزسیون بدون ایجاد اصلاحات، مانند دو حزب اتحادیه میهنی و دموکرات کردستان به جای این که نمایانگر اعضای حزب باشند به احزاب خانوادگی تبدیل شوند.

با این حال، این گروه های سیاسی مخالف و نیز احزاب جدید مانند ائتلاف برای دموکراسی و عدالت که اخیرا تاسیس شده، نه تنها فاقد دیدگاه روشن حزبی بوده بلکه برای سیاست در اقلیم کردستان و عراق نیز سیاست روشنی ندارند. انها هنوز در میان تعلق داشتن به جریان اپوزسیون و شرکت در حکومت مردد مانده اند و بنابر این، آنها خودشان را احزاب معترض می خوانند که مفهوم جدیدی است که خود را در جریان رد نتیجه انتخابات پارلمانی عراق از سوی این احزاب نشان داد. از آنجایی که رهبران این احزاب به سیاست از دریچه ناسیونالیسم کردی نگاه می کنند نتوانسته اند به یک ائتلاف عراقی برای شرکت در انتخابات شرکت کنند به همین دلیل کرسی های خود را در پارلمان عراق از دست داده اند. این نوع رویکرد در سیاست در بیشتر احزاب اپوزیسیون باعث شکست این احزاب در داشتن ارتباط خوب با احزاب عراقی شده است.

علاوه بر آن، دو حزب اسلامی جماعت اسلامی و اتحاد اسلامی نتوانسته اند در ایدئولوژی سیاسی خود نوگرایی ایجاد کنند. اگرچه ایدئولوژی احزاب اسلامی در منطقه در این برحه زمانی دچار مشکل شده اما احزاب اسامی در منطقه اقلیم کردستان با وجود این که بیشتر مردم این منطقه مسلمان هستند، نتوانسته اند رشد کرده و نفوذ خود را گسترش دهند. این امر به این خاطر است که احزاب اسلامی نتوانسته اند میان دعوت به اسلام و سازماندهی سیاسی تمایز و تفارق ایجاد کنند. جالب این جاست که در میان این احزاب درخواست هایی برای برداشتن واژه اسامی از نام این احزاب مطرح شده است. با این حال، محافظه کاران تندرو در میان احزاب چنان قدرتمندهستند که از انجام چنین حرکاتی جلوگیری کرده اند. برچسب اسلامی این احزاب معمولا از سوی احزاب حاکم برای نشان دادن تهدیدامیز بودن این احزاب استفاده شده است. این امر بویژه در زمان تقابلات سیاسی و تنش این احزاب با احزاب حاکم بیشتر بوده است. به این خاطر هم کشورهای اروپایی و ایالات متحده زیاد به این احزاب نزدیک نشده اند. اگر احزاب اسلامی کردستان عراق نتوانند ذهنیت سلفی گری خود را  که باعث انزوا  و شکست آنها در توسعه احزاب شده، کنار بگذارند نمی توانند مخاطبان بیشتری را به حزب جذب کنند.

مشکل عمده دیگر در داخل احزاب اپوزیسیون اقلیم کردستان این است که همه آنها در سلیمانیه متمرکز شده و هیچ کدام نتوانسته اند در همه مناطق اقلیم کردستان خود را توسعه دهند. سلیمانیه از قدیم الایام دارای فعالیت بیشتر سیاسی و فرهنگی نسبت به دیگر مناطق کردستان عراق بوده و حزب اتحادیه میهنی کردستان نیز که اداره این منطقه را در دست دارد، در 26 سال گذشته روی گشاده تری نسبت به احزاب اپوزیسیون و ناراضیان سیاسی داشته و این امر باعث متمرکز شدن ناراضیان سیاسی در این استان شده است. رسانه های آزاد کردی نیز به همین دلیل در این منطقه پایگاه محکمی داشته اند. بنابراین، احزاب اپوزیسیون می بایست تمرکز بیشتری روی اربیل و دهوک می کردند. اگرچه حزب همپیمانی برای عدالت و توسعه در این راه تلاش کرد اما شکست خورد. احزاب اپوزیسیون باید سیاست های خود را طوری تغییر دهند تا به احزاب در سطح میهنی تبدیل شوند.

و در نهایت، سلسله مراتب سنتی حزبی در کردستان عراق طوری متمرکز بوده که رهبران احزاب بر همه اجزاء سازمان کردی کنترل داشته و آن را قبضه کرده اند. این مسئله باعث شده که احزاب کردی غیردموکراتیک بمانند و به جای تکیه بر نهاد و نهادسازی بر رهبران کاریزماتیک اتکا کنند. با مرگ رهبران کاریزماتیک، همه شیرازه حزب از هم می پاشد همچنان که در مورد جنبش تغییر، با مرگ نوشیروان مصطفی شاهد این اتفاق بودیم. احزابی که قدرت خود را روی رهبران کاریزماتیک گرو گذاشتند، نتوانستند جایگزینی ایجاد کنند و تلاش رهبران بی تجربه همیشه منجز به ایجاد عدم اطمینان در میان احزاب شده که از جمله این اتفاق می توان به جنبش تغییر اشاره کرد.

تاثیر ضعف احزاب اپوزسیون بر انتخابات

در آستانه نزدیک شدن به برگزاری انتخابات پارلمانی اقلیم کردستان، به جز حزب نسل نو، از آن جایی که دیگر احزاب برای این انتخابات آماده نبودند، خواستار به تعویق افتادن آن شده اند. تعویق انتخابات به معنای تمدید دوره حاکمیت دولت فعلی اقلیم کردستان است این در حالی است که احزاب اپوزیسیون یک سال قبل خواستار منحل شدن آن بودند. احزاب اپوزیسیون از آن بیم دارند که بار دیگر در این انتخابات نیز شکست بخورند و در نتیجه، این احزاب ضعیف تر شده و احزاب حاکم تسلط بیشتری بر اقلیم کردستان و صحنه سیاسی پیدا کنند. ناامیدی از انتخابات به طور فزاینده ای در حال سایه گستر شدن است زیرا آنها نتوانسته اند هیچ گونه تغییر واقعی در طی سال های اخیر در اقلیم کردستان به ارمغان بیاورند. در نتیجه ممکن است میزان شرکت مردم در این انتخابات حتی از انتخابات پارلمانی عراق که 50 درصد بود کمتر باشد. دو حزب اتحادیه میهنی و دموکرات کردستان دارای تعداد زیادی اعضای حزبی، شبه نظامی، نیروهای امنیتی و افرادی هستند که از این احزاب حقوق گرفته و در نتیجه مجبورند به این احزاب رای بدهند. علاوه بر آن، دو حزب حاکم حضور رسانه ای قدرتمندی دارند که می تواند رای دهندگان را بسیج کند. مضاف بر این، همانند دیگر انتخابات، احزاب حاکم می توانند برای خریدن رای پول توزیع کنند و از نهادهای دولتی برای متقاعد کردن مردم به دادن رای به آنها استفاده کنند.

اگر احزاب اپوزسیون کردی در این انتخابات نیز شکست بخورند این مسئله دارای پیامدهای جدی خواهد بود. رسیدن به هدفی مانند دموکراتیزه کردن اقلیم کردستان و ایجاد تغییر مدنی به تعویق خواهد افتاد، سیستم رانتی فاسد دولتی همچنان پابرجا خواهد ماند، دو حزب حاکم دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی قدرت را بیشتر قبضه خواهند کرد و امپراتوری اقتصادی  و نیروهای شبه نظامی خود را قدرتمندتر خواهند ساخت و رویای تغییر دموکراتیک همچنان با مانع روبه رو خواهد شد. از طرفی دیگر، در میان برخی احزاب اپوزیسیون کردی این خواسته وجود دارد که تا این احزاب اقدام مسلحانه نکنند تغییر در اقلیم کردستان بوجود نخواهد آمد. اگرچه بعید به نظر می رسد که در وضعیت کنونی این احزاب خو د را درگیر اقدامات نظامی کنند اما گذشت وضعیت به همین منوال، ممکن است این خواسته را به واقعیت تبدیل کند.

پارلمان بعدی اقلیم کردستان به تهیه پیش نویس قانون اساسی اقلیم کردستان و اصلاح قانون ریاست اقلیم کردستان که دو ستون اصلی دموکراسی کردی هستند مشغول خواهد شد. کاهش تعداد کرسی های احزاب اپوزیسیون می تواند به قدرتمند تر شدن حزب دموکرات کردستان بیانجامد و در نتیجه، منجر به حمایت بیشتر از ادامه سیستم ریاستی به جای برقراری سیستم پارلمانی در اقلیم کردستان می شود که مورد حمایت احزاب اپوزیسیون از جمله گوران و حتی اتحادیه میهنی بوده و مهم ترین مناقشه میان حزب گوران و دموکرات کردستان در طول چهار سال گذشته این موضوع بوده است. احزاب اپوزیسیون کردی از غیرمتمرکز شدن قدرت و واگذاری اختیارات بیشتر به دولت های محلی و شهرداری ها حمایت می کنند. این ها مکانیسم هایی هستند که به توسعه بیشتر دموکراسی محلی کمک می کنند. با این حال، حزب دموکرات کردستان از تمرکز بیشتر قدرت حمایت کرده است. وجود اپوزیسیون ضعیف در پارلمان اقلیم کردستان می تواند به تصویب قانونی اساسی منجر شود که ممکن است منعکس کننده اصولی نباشد که کردهای طرفدار دموکراسی آرزوی آن را داشته اند.

منبع: بنیاد تحریر

نویسنده: کمال چومانی

ترجمه: خبرگزاری کردپرس- سرویس جهان

کد خبرنگار: 40101