انتشار:  سه‌شنبه 8 آبان  ::  13:54

نگاهی به وضعیت پناه جویان سوری در ارمنستان:

ارمنستان: کشوری که نمی خواهد پناه جویان سوری آن را ترک کنند / لورا سکوران

سرویس سوریه – هنگامی که سربازان ترک ارمنی هایی را که از کشتار جان به در برده بودند، در بیابان های شمال سوریه تعقیب می کردند، مردم بومی این مناطق هزاران تن از آنها را نجات دادند، پناه دادند و برایشان خوراک و پوشاک تهیه کردند. سپس بازماندگان آنها عمدتاً در اطراف حلب ساکن شدند، به عنوان صنعت گرانی ماهر شهرتی به هم زدند و با همسایگان مسلمانشان در هماهنگی و آرامش به زندگی ادامه دادند. این وضعیت تا صد سال پس از آن، هنگامی که سوریه در گرداب جنگ داخلی افتاد، ادامه داشت.

سِواک باغداساریان تازه مدرک حسابداری خود را گرفته بود و می خواست خدمت سربازی را آغاز کند که بحران سوریه آغاز شد.

این جوان 26 سالۀ اهل حلب می دانست که می تواند سال ها در ارتش بماند. اما تصور جنگیدن او را ترساند. به همین خاطر از خدمت فرار کرد و یک بلیط یک طرفه برای کشوری گرفت که می دانست در آنجا در امنیت خواهد بود؛ این کشور آلمان نبود، بلکه ارمنستان بود، سرزمین آبا و اجدادیش.

از سال 2011 هزاران سوری راه باغداساریان را دنبال کرده و به این کشور کوچک در جنوب قفقاز پناهنده شده اند. بر اساس آمارهای کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد، ارمنستان اینک نسبت به جمعیت خود سومین کشور مهاجرپذیر اروپا است؛ پنج پناهنده به ازای هر هزار نفر جمعیت.

چرا این کشور، که سابقاً از جماهیر متحد شوروی بود، از این همه سوری مانند باغداساریان استقبال کرده است؟ زیرا سوریه نیز زمانی آنها را پذیرفته است، ارمنی هایی که از خطر و مرگ فرار می کردند.

تا جنگ جهانی اول ارمنیان در امپراتوری عثمانی در صلح می زیستند. با آغاز این جنگ حکومت ترک های جوان برای این که در قدرت بماند، سیاست قهری همگن سازی فرهنگی را در پیش گرفت. ارمنیان قربانی این سیاست شدند و قومیت و دین آنها به عنوان مانعی در راه رسیدن امپراتوری به آینده ای پر از افتخار به تصویر کشیده شد.

در سال 1915 سربازان ترک عملیات هشت سالۀ حمله به جامعۀ ارمنیان را، که به عنوان نسل کشی ارمنیان شناخته می شود، آغاز کردند. بیش از یک میلیون ارمنی جان خود را از دست دادند و اگر کمک سوریه نبود، تعداد بسیار بیشتری از میان می رفتند.

ترکیه این روایت از وقایع را نمی پذیرد، اصطلاح «نسل کشی» را رد می کند و تأکید می کند که این کشتارها نتیجۀ بخشی از کشمکش های جنگ جهانی اول بوده است. ترکیه ادعا می کند هر دو طرف تلفات بسیار زیادی داشته اند.

هنگامی که سربازان ترک ارمنی ها را در بیابان های شمال سوریه تعقیب می کردند، مردم بومی این مناطق هزاران تن از آنها را نجات دادند، پناه دادند و برایشان خوراک و پوشاک تهیه کردند. سپس بازماندگان آنها عمدتاً در اطراف حلب ساکن شدند، به عنوان صنعت گرانی ماهر شهرتی به هم زدند و با همسایگان مسلمانشان در هماهنگی و آرامش به زندگی ادامه دادند.

این وضعیت تا صد سال پس از آن، هنگامی که سوریه در گرداب جنگ داخلی افتاد، ادامه داشت.

دست یاری در روزهای درماندگی

بسیاری از ارمنیان سوریه به امید حمایت و حفاظت از بشار اسد رئیس جمهور سوریه و حکومت وی پشتیبانی کردند، زیرا می ترسیدند باروهای دینی آنها باعث شود هدف خشونت قرار گیرند. نیروهای شورشی و گروه های شبه نظامی محله های آنها را غارت کردند، کلیساهایشان را سوزاندند و هزاران تن از آنها را ناچار کردند راهی را که اسلافشان طی کرده بودند، دوباره بپیمایند اما این بار در جهت عکس.

این کوچ دسته جمعی ارمنیان سوری خانۀ اجدادی آنها را غافلگیر کرد. آناهید هایراپتیان وابستۀ روابط خارجی کمیساریای عالی پناهندگان در ارمنستان اذعان کرد «وقتی سوری ها رسیدند ما زیر ساخت های لازم برای پذیرفتن آنها را نداشتیم.»

مهاجرتی که قطره قطره شروع شد به ورود بیش از 22 هزار تن به ارمنستان انجامید و حکومت این کشور را ناچار کرد منابع اندک خود را برای پناه دادن به آنها به کار بیاندازد. تقریباً همۀ پناه جویان سوری که به ارمنستان رسیده اند نسب ارمنی دارند، اما دلیل این امر این نیست که حکومت ارمنستان پناه جویان غیر سوری را می راند، بلکه به این خاطر است که بیشتر سوری های ارمنی تبار به این کشور پناه می آورند.

هایراپتیان به میدل ایست آی گفت سوری های غیر ارمنی 350 کیلومتر را کشور به کشور طی کرده اند تا به اینجا رسیده اند، اما تقریباً همۀ آ«ها همسران ارمنی تبارها هستند.

جامعۀ مهاجران ارمنی در سراسر جهان، پس از ورود مهاجران سوری به ارمنستان سازمان های غیر انتفاعی زیادی تشکیل دادند تا برای پناه جویان همه چیز فراهم کنند، از غذا تا آموزش فنی و حرفه ای. پس از آن کودکان سوری اجازه یافتند در مدارس عمومی ارمنستان تحصیل کنند و وزارت مهاجرت ساز و کار پر شتابی ایجاد کرد تا پناه جویان بتوانند برای کسب تابعیت درخواست کنند.

در سال 2015، سرژ سرکیسیان رئیس جمهور وقت ارمنستان در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد از سیاست سخاوتمندانۀ کشورش در خصوص پناه جویان دفاع کرد. وی گفت: «ارمنیان به خوبی با سرنوشت پناه جویان، تبعید شدگان و رانده شدگان آشنا هستند. اگر تعدادی از کشورهای دوست ما در روزهای درماندگی دست یاری به سوی ما دراز نمی کردند، نسل کشی ارمنیان جان های بسیار بیشتری را قربانی می کرد.»

کمیساریای عالی پناهدگان سازمان ملل می گوید تا کنون حدود 15 هزار سوری در ارمنستان باقی مانده اند. بسیاری از آنها تا حد زیادی در بافت اجتماعی این کشور جذب شده اند و حضور آنها به ایروان پایتخت ارمنستان روح بخشیده است.

این شهر خانۀ هزاران تجارت جدید متعلق به سوری ها شده است، از محبوب ترین کلوب شبانه تا رستوران های معروفی که غذاهای عربی سرو می کنند و جایگزینی برای غذاهای سبک روسی هستند. حتی یک بازار زیرزمینی نیز وجود دارد که تنها مختص به سوری هایی است که در زمینۀ پوشاک و جواهرات مهارت دارند.

این کاری است که اینک خانوادۀ باغداساریان به آن مشغولند. پدرو برادر بزرگ تر وی پس از او به ارمنستان آمدند و صنعت نقره سازی را که در حلب به آن مشغول بودند، دوباره راه اندازی کردند.

یک روند کند

ساختن یک زندگی خوب در ارمنستان چندان کار آسانی نیست. برخی از سوری ها که ثروتی داشتند، با حساب های خود در خارج توانستند در پایین شهر ایروان برای خود خانه بخرند، اما بسیاری از آنها که آه در بساط نداشتند با بازار کار راکد این کشور مواجه شدند.

به گفتۀ بانک توسعۀ آسیا، یک سوم مردم ارمنستان زیر خط فقر زندگی می کنند و تمایل حکومت این کشور به پذیرش پناه جویان تأثیر کمی در قلت فرصت های اشتغال و مسکن مناسب داشته است.

حتی با وجو این که سوری ها کار پیدا می کنند، اما چیزی نمی تواند زخم کوچ اجباری را التیام دهد. بسیاری از این پناه جویان که به ارمنستان آمده اند، فکر کرده اند پس از چند ماه به خانه های خود باز می گردند. اعضای خانواد های بسیاری از آنها هنوز در میان خرابه های حلب هستند.

باغداساریان پیش از مهاجرت به ارمنستان تنها یک بار این کشور را دیده بود. او که اینک 32 ساله شده است، می گوید: «وقتی نوجوان بودم برای مسافرت به اینجا آمدم، زیرا می خواستم سرزمین خودم را ببینم. هرگز فکر نمی کردم روزی برای زندگی به اینجا بیایم.»

ارمنی ها فکر می کردند سوری ها ثروتمند تر باشند، یعنی اینک وضعیت آنها به عنوان پناه جو باعث مقداری تشتت ذهنی شده است. این تنها عدم مطابقت فرهنگی میان این دو جامعه نیست. اگر چه سوری های ارمنی تبار سنت های مشترک زیادی با اهالی ارمنستان دارند، اما آنها به همان گویش ارمنستان تکلم نمی کنند و زبان خود را با الفبای دیگری می نویسند که مأخوذ از الفبای عربی است. بنابراین، ادغام اجتماعی ممکن است اندکی بیش از آنچه انتظار می رفت، به طول بیانجامد.

درخواست اخیر روسیه برای آغاز بازگشت «اختیاری» مهاجران بسیاری از سوری ها را در کشورهای مختلف منطقه بر آن داشته است که به این گزینه بیاندیشند. اما در ارمنستان بسیاری از پناه جویان به بازگشت فکر نمی کنند. سوزی بلخیان از دوستان باغداساریان در حلب می گوید ظهور گروه های شبه نظامی افاطی در منطقه باعث شده است بسیاری از سوری های ارمنی تبار به این باور برسند که روزگار زندگی آنان در صلح و آرامش به عنوان مسیحی به پایان رسیده است. وی این گونه توضیح می دهد: «ما مدارس و کلیساهای خود را داشتیم. امروز این دیگر ممکن نیست.»

آنها به آنجا گریختند، من به اینجا

به هر روی، ارمنستان نمی خواهد سوری هایش این کشور را ترک کنند. بر خلاف لبنان و اردن، که اغلب پناه جویان را بار اقتصادی می خوانند، حکومت ارمنستان آنها را فرصتی می داند برای تعدیل کمبود مهاجرت و ایجاد شغل.

هایراپتیان می گوید: «شکی نیست که سوری ها به توسعۀ اقتصاد این کشور کمک می کنند.» علاوه بر این، وی ادعا می کند این ترجیح دادن سوری ها بر صدها پناهنده از کشورهایی مانند ایران، اوکراین یا اتیوپی، که به اندازۀ سوری ها حمایت دولتی یا پذیرش اجتماعی دریافت نمی کنند، عادلانه نیست.

بازگشت به سوریه برای باغداساریان به هیچ وجه یک انتخاب نیست. او اگر باز گردد به اجبار به خدمت در ارتش فرا خوانده می شود، جایی که بسیاری از دوستانش هفت سال است خدمت می کنند. اما او نمی خواهد در ارمنستان نیز بماند، زیرا هنوز پس از شش سال احساس می کند جایی که باید باشد نیست.

او می گوید: «این کشور من است اما زندگی کردن در آن دشوار است. مردمی خوبی هستند اما بسیار متفاوت از من فکر می کنند.» او یک پیشنهاد کار خوب در دوبی دارد اما نمی تواند آن را به دست بیاورد، زیرا امارات متحدۀ عربی مهاجران را نمی پذیرد. او اینک برای گرفتن ویزای کانادا یا ایالات متحده رؤیا پردازی می کند. او اینک مشغول تمرین زبان انگلیسی است و تلاش می کند با کار کردن به عنوان راهنمای گردشگران، دوستانی غربی برای خود پیدا کند.

باغداساریان ویدیویی از سوریه را نگاه می کند. تصاویر مربوط به کلیسایی در یک روستای کوچک است که با تپه های پوشیده از علف محصور شده است. باغداساریان با یک لبخند کم رنگ می گوید: «اینجا جایی است که پدربزرگ ها و مادربزرگ های من بزرگ شدند. آنها به آنجا فرار کردند، من به اینجا.»

 

منبع: میدل ایست آی (با اندکی تلخیص)

ترجمه: خبرگزاری کردپرس – سرویس سوریه

 

بیشتر بخوانید:

ملی گرایان ترکیه اردوغان را به پشت صحنه می رانند / یاووز بایدار

انحطاط حکومت فعلی ترکیه از منظر اندیشه های ابن خلدون / علی آغجاکولو

نشست چهار جانبۀ استانبول: فرصتی برای صلح در سوریه؟ / سرکان دمیرتاش

رضایتمندی ستم دیدگان: جامعه شناسی مقلوب / گوکهان باجیک

همگن سازی نهایی در ترکیه / چنگیز آکتار

پایان تکثر فرهنگی در مناطق کردنشین ترکیه / نورجان بایسل

مصاحبۀ ریجن با سخنگوی YPG: 900 عضو داعش از 44 کشور جهان در اسارت YPG هستند

روابط ترکیه – اقلیم کردستان یک سال پس از همه پرسی استقلال / پل ایدون

تلاش اردوغان برای حل معمای خاشقچی دغدغۀ آزادی رسانه ها نیست / گوکجان آیدوغان

کمالیسم راست گرا و ارتش ترکیه / گوکهان باجیک