انتشار:  پنج‌شنبه 10 آبان  ::  13:42

گزارش اختصاصی کُردپرس:

کوبانی؛ شهر مقاومت

سرویس سوریه- کوبانی نقطه عطف شکست داعش در شمال سوریه شد.

بوي خون مي دهد، اما نه، اين گونه نبايد گفت، اينجا عطر ايستادگي به مشام مي رسد. عطري که هر لحظه ياد و خاطره افرادي را تداعي مي کند که در برابر تاريکي، با صفي از روشني، تاريکي را تا عمق حافظه تاريخ پس زدند. اينجا ساعت به وقت صفر مي ايستد و در برابر عظمت مردمانش با احترامي نظامي، ثانيه ها را نظاره گر حماسه اي سترگ مي کند. اينجا بايد ايستاد و گفت مي توان جنگيد و زنده ماند! بله اينجا کوباني است. از هر کوچه اي که مي گذريد احساس مي کنيد خون دختر يا پسري در کف آن، فرياد مقاومت زندگي را سر مي دهد. انگار نه انگار تا يک سال واندي پيش، نبردي سرنوشت ساز و تاريخي در جريان بود تا معماي شکست ناپذيري داعش را براندازد و آغازي شود بر افول اين غده سرطاني رشد کرده در بطن سرزمين هاي رنج ديده سوريه و عراق.
    
    برداشت اول، ويراني

 به گزارش خبرنگار حوزه جنگ کُردپرس،در نگاه اول چيزي که از شهر کوباني در ذهن تداعي مي شود، خرابي ها و ساختمان هاي ويرانه اي است که بر اثر انفجار گلوله هاي موشک و خمپاره، ويران شده اند. بسياري از ساختمان ها يا ويران شده اند يا رنگ و روي جنگ و تير و ترکش ها بر آنها هويداست. روي ديوار برخي از خانه ها، سوراخ هاي ريز و درشتي به وجود آمده که به گفته يکي از نيروهاي نظامي مستقر در آنجا، محل تيراندازي به سمت طرف مقابل بوده که يا از سوي نيروهاي کُرد کنده شده يا داعش آنها را به وجود آورده. وقتي به در و ديوار محله هاي شمالي شهر نگاه مي کنيد، کوچه هايي مشاهده مي شود که آثار جنگ کمتر بر رخسارشان ديده مي شود و خانه ها به همان شکل خود باقي مانده اند، اما تعداد آنها زياد نيست. تقريبا محله هايي که در حاشيه شمالي شهر قرار گرفته اند، کمتر آسيب ديده اند، اما محله هاي غربي به تلي از خاک تبديل شده اند. هنگامي که از محله «منازء» که روبه روي «تپه مشته نور» است، نگاهي به محوطه ميدان وسط شهر که مجسمه فرشته زن بالدار در آن گذاشته شده مي اندازيد، شهر بين دو تپه محاصره شده و در گردوغبار حاصل از آمد و رفت ماشين ها، فرو مي رود. مردم اينجا شبانه روز در حال بازسازي آنچه نيروهاي تاريکي ويران کرده بودند، هستند. با تلاشي وصف ناپذير مي سازند و انگار استقامتي در پس نگاهشان فرياد مي زند که شهر را دوباره بهتر از قبل خواهند ساخت.
    
    برداشت دوم، استقامت

    هنوز صداي روزنامه نگار انگليسي که در رستوران نزديک به مركز شهر مشغول خوردن غذا بود، در گوشم طنين انداز است که به من مي گفت: خصوصيت اصلي مردم کوباني وابستگي عجيب شان به خاکشان است. او به گفته خودش، يک بار ديگر هم پس از جنگ به اينجا آمده بود. آري، بسياري از مردم به شهر بازگشته اند و با وجود اينکه در بسياري از نقاط خطوط خدمات رساني آب و برق به کلي از بين رفته، اما حتي در مخروبه ترين ساختمان هاي کوباني، مردم سکني گزيده اند تا شهر را از نو بنا کنند. برخي مي گويند اينک وضعيت کوباني بهتر از روزهاي اول است و شهر که تلي از آوار و خرابه هاي درهم بود، امروز به همت مردم و مسئولان کانتون کوباني در حال بازسازي است. کوباني ١٤ محله دارد که بيشتر آنان تخريب شده اند و ساکنانش در حال بازسازي و مرمت آنها هستند. از هر کجا صداي دستگاه هاي مکانيکي که در حال کندن يا خاک برداري هستند به گوش مي رسد.
    
    برداشت سوم، نگاهي به نبرد کوباني

    شهر کوباني تا پيش از اعلام خودمديريتي از سوي نيروهاي کُرد، جزئي از استان حلب واقع در شمال سوريه محسوب مي شد. درباره وضعيت جمعيتي، آمار چندان دقيقي در دست نيست، اما براساس سرشماري که سال ٢٠٠٤ از سوي دولت انجام گرفته است، جمعيت اين شهر ۵۲٬۱۱۵ نفر تخمين زده مي شود. کوباني در نزديکي محدوده مرزي با ترکيه واقع شده است. اين شهر تا مرز ترکيه کمتر از دو کيلومتر فاصله دارد. «مشته نور» در شرق و «تل شعير» در غرب شهر کوباني واقع شده، شمال شهر کوباني نقطه صفر مرزي با کشور ترکيه است و از جنوب هم به «رقه» وصل مي شود و شهر کردنشين سوروچ در ترکيه، در فاصله ۱۵ کيلومتري کوباني واقع شده است. اوايل سال ٢٠١٤ درگيري بين شبه نظاميان داعش و «يگان هاي مدافع خلق» که مسئوليت دفاع از شهر را بر عهده داشتند، آغاز شد و داعش توانست تا حاشيه شرقي شهر کوباني پيشروي کند. در تاريخ شش اکتبر ۲۰۱۴ ميلادي، شبه نظاميان داعش که از سه جبهه به کوباني حمله کرده بودند، توانستند ديوار دفاعي شهر را بشکنند و از طرف شرقي وارد کوباني شوند و پرچم خود را بر فراز چند ساختمان مرتفع به اهتزاز درآوردند. با وجود اين، يگان هاي مدافع خلق در کوچه ها و خيابان ها و در پناه ساختمان ها همچنان از شهر دفاع مي کردند. نيروهاي داعش بعد از يک هفته درگيري شهري، در تاريخ ۲۴ اکتبر ۲۰۱۴ موفق به کنترل بخش اعظم شهر شامل تپه استراتژيک «مشته نور» و مربع امني شدند و اکثريت شهر غير از گذرگاه «مرشد پينار» مرزي ترکيه را کنترل کردند. مبارزان دختر و پسر نيروهاي مدافع خلق با غيرت مثال زدني توانستند ايستادگي کنند تا ائتلاف جهاني به رهبري آمريکا دريابد که نيروهاي کُرد با اراده پولادين قادر خواهند بود در صورت وجود تجهيزات داعش را شکست دهند؛ بنابراين با ورود به معرکه و حملات سنگين نيروهاي ائتلاف در چند روز توازن قوا به نفع نيروهاي کرد بازگشت. در ۳۱ اکتبر ۲۰۱۴ ميلادي، ۱۵۰ نفر از نيروهاي پيشمرگه جنوب کردستان مجهز به سلاح سنگين از طريق خاک شمال کردستان وارد شهر شدند تا بتوانند با سلاح هاي ضدتانک، هم وزني بين يگان هاي مدافع خلق و نيروهاي داعش ايجاد کنند و هم شهر کوباني را آزاد کنند.
    
    برداشت چهارم، آباداني

    اما امروز با وصف خرابي ها، خودمديريتي کانتون کوباني به وسيله کمک هاي مردمي و کمک هايي که از بيرون از مرزها به شهر مي رسد، پروژه آبادسازي و ساخت وساز را با جديت پيگيري مي کند؛ به نحوي که در هر محله دستگاه ها و ماشين آلاتي که مخصوص کارهاي ساخت وساز هستند، به چشم مي خورد. پس از رفتن نيروهاي دولتي از کوباني و تا قبل از نبرد کوباني، به اين دليل که مناطقي که برق و آب را به شهر مي رساند، به تصرف نيروهاي اپوزيسيون درآمده بود، برق قطع مي شد. بعد از نبرد کوباني و پس از کنترل سد «تشرين» و منطقه «سرين» و رسيدن به رودخانه فرات به وسيله نيروهاي کُرد، اينک جريان برق و آب به صورت پيوسته در شبکه ها جريان دارد و به جز محله هايي که سيستم آبرساني و برق رساني آنها از بين رفته، بقيه شهر داراي نعمت آب و برق است و پاره اي از اوقات در هنگام خاموشي و قطع برق، شهروندان از موتورها و ترانس هاي گازوئيلي استفاده مي کنند. بازار شهر به راه افتاده و بسياري از اجناس در آن پيدا مي شود. ميوه و سبزيجات هم در دسترس است و مردم کوباني برخي از صيفي جات مانند گوجه فرنگي و خيار را بيشتر از همه دوست دارند.به شهرداري کوباني سري مي زنيم. «چومان»، مهندس پروژه هاي عمراني بخشي از محله هاي شهر، مي گويد: سرعت آبادان کردن شهر مناسب است؛ اما متاسفانه بودجه کمي در اختيار ماست و از طرف ديگر مرزها براي ورود وسايل و تجهيزات و مصالح ساختماني بسته شده و ترکيه نمي گذارد چيزي وارد کوباني شود. وي ادامه مي دهد، ما مجبوريم براي تهيه تجهيزات، از مناطق مرکزي سوريه مصالح وارد کنيم که اين علاوه بر هزينه، با سختي هاي خاص خود همراه است. اين مهندس معمار تصريح مي کند: برخي از روستاهاي اطراف هم با مشکل ويراني روبه رو هستند که ما ناچاريم پلان و پروژه هايمان را در آنجا نيز پيگيري کنيم.
    
    برداشت پنجم، مردم

    «نازي حسن»، پيرزن ٧٠ ساله اي است که در کنار درِ خانه اش نشسته و با حسرت مشغول نظاره خانه هاي اطراف است. از او درباره وضعيت امروز کوباني مي پرسم: مي گويد من نسل در نسل اينجا بوده ام و هيچ گاه کوباني را تنها نمي گذارم، حتي اگر با خاک هم يکسان شود. کوباني سرزمين من است. «عمو رمضان»، کارگر شهرداري است: مي گويد اينجا ويرانه اي شده بود که الان رفته رفته در حال بازسازي است؛ وقتي آمديم نه آب بود و نه برق. از طرف خودمديريتي کانتون بعد از امن سازي شهر از مين و مواد منفجره، به ما گفته شد شروع به نظافت شهر کنيم. او درباره استقامت مردم گفت: داعش با تمام توان هجوم آورد؛ اما نتوانست مقاومت زنان و مردان ما را بشکند. ملت ما ملت مقاومي است که در برابر متجاوز هيچ گاه تسليم نمي شود. «مسلم»، کارگر ديگر شهرداري، اين گونه مي گويد: درحال حاضر ٤٠ هزار ليره به ما حقوق مي دهند؛ تا پيش از حمله داعش، ٣٠ هزار دريافت مي کردم ولي باز هم با ٩ سر عائله اين حقوق کفاف زندگي ام را نمي دهد. «ادريس»، از ديگر کارگران شهرداري که در آنجا حضور دارد، تاکيد مي کند: قرار است حقوقمان به ٥٠ هزار ليره افزايش يابد. اگر برخي مايحتاج مانند روغن، برنج و... را به ما برسانند، اين حقوق مي تواند کفاف زندگي مان را بدهد. «محمد» از ديگر کارگران حاضر در آنجا، مي گويد: اکثر افراد خانواده ام شهيد شده اند. برخي مي گويند تو از خانواده شهيدي، چرا کارگري مي کني؛ به آنها مي گويم، در شهر خودم کارگري کنم بهتر از آن است به ترکيه بروم و در آنجا مشغول به کار شوم. «ولات» که نقاش ساختمان است، درباره بازسازي شهر توضيح مي دهد: ما به شوق آبادکردن شهرمان بازگشته ايم. درست است که اينجا ويران شده؛ اما ما جايي را نداريم برويم چراکه ساختن و آبادکردن بهتر از مهاجرت و دربه دري است. او مي گويد: سعي مي کند از مردم کمتر دستمزد بگيرد تا شهر را از نو بنا کنند. «رياز» به همراه دخترش در حال پياده روي است. آنها هر دو عضو جنبش جامعه دموکراتيک هستند. او با خوشحالي از شکست داعش در کوباني، اين گونه بيان مي کند: بسيار خوشحالم شهر به دست داعش نيفتاد. ما توانستيم افسانه شکست ناپذيري داعش را درهم بشکنيم. درحال حاضر امکانات محدودي داريم و مايحتاجمان کم است و بسياري از وسايل به دستمان نمي رسد؛ اما مشخصا بايد تحمل کنيم؛ اين از آواره شدن بهتر است. در ساختماني در نزديکي هاي محله منتهي به «مشته نور»، چند نفر مشغول به کارند. حسين مشغول بنايي است، از او پرسيدم خانه متعلق به کيست، پاسخ داد: خانه متعلق به خودم است و در حال بازسازي آن هستم؛ وقتي بعد از خروج داعش به اينجا آمديم، چيزي از ساختمان نمانده بود و تنها ديواري از کل ساختمان باقي مانده بود. به کمک خانواده و دوستان دست به دست هم داديم و الان چيزي به اتمام ساختمان نمانده است.
    
    برداشت ششم، فضاي شهري

    از کنار برخي ساختمان ها که مي گذريد، بوي نامطبوعي به مشام مي رسد. از پسر جواني که در کنار مغازه خود نشسته و در حال صحبت با مشتري اش بود، دليلش را پرسيدم، جواب داد: هنوز جنازه هاي زيادي زير آوارها باقي مانده که به دليل شدت خرابي، تاکنون نتوانسته ايم اين ساختمان ها را تميز کنيم. از هر کوچه و خياباني که مي گذريد عکسي از شهداي نبرد کوباني به دروديوار آويزان است. در واپسين لحظه هاي نااميدي، مبارزان کُرد کوباني تنها محله هاي شمال غربي شهر برايشان باقي مانده بود. در اين قسمت شهر نبرد سرنوشت سازي رقم مي خورد و به گفته «آگيد» از آخرين نيروهاي بازمانده در مقاومت کوباني با کمترين نيرو و امکانات تا آخرين گلوله هايشان جنگيدند. در يکي از محله ها به سراغ مطب پزشک «ابراهام قره گوليا» رفتيم. او با خوشحالي از حضور ما گفت: تا ساليان قبل چندين خانواده ارمني در کوباني زندگي مي کردند اما حالاتنها من و خانواده پزشک ديگر ارمني که او هم در کوباني است، باقي مانده ايم. از او دليل ماندنش در کوباني را جويا شدم که پاسخ داد: کوباني خانه من است و کُردستان تنها جايي است که مي توانم در آن زندگي کنم. مردم در حال زندگي روزانه خودشان هستند. مرزهاي بين سوريه و ترکيه بسته شده و اين از لحاظ اقتصادي موجب گران شدن برخي از کالاها شده است. نرخ بعضي از کالاها تغيير مي کند؛ اما به گفته يکي از مسئولان کانتون کوباني، قيمت نان به هيچ صورت دستخوش تغيير نخواهد شد، چراکه قوت غالب مردم نان است و مديريت کانتون سعي مي کند قيمت نان را ثابت نگه دارد. همچنين قيمت مولد هاي انرژي مانند نفت، گازوئيل و بنزين هم تقريبا نرخ ثابتي است و به اين دليل که کُردها نمي توانند نفت را صادر کنند، تلاش مي کنند در پالايشگاه هاي خود بنزين داخلي تهيه کنند. به همين دليل معمولاقيمت بنزين در اينجا بدون تغيير مانده است، البته بنزين خارجي هم در پمپ بنزين ها پيدا مي شود اما قيمت آن متفاوت با بنزين داخلي است.
    
    برداشت هفتم، سيستم سياسي

    در کُردستان سوريه مدل تازه اي از حکومت داري شکل گرفته که به کانتون معروف است. سه کانتون تشکيل شده است. اين سه کانتون عبارت اند از جزيره، کوباني و عفرين. تا قبل از سال ٢٠١٥، اين سه کانتون از لحاظ جغرافيايي از هم بريده بودند اما در اواخر سال ٢٠١٥ منطقه «گري سپي» که حدفاصل کانتون جزيره و کانتون کوباني است به کنترل نيروهاي کُرد درآمد و اين دو منطقه به هم وصل شدند. بعد از اعلام سيستم فدراليسم در ماه اسفند سال گذشته توسط مجلس مديريت کانتون ها، آنها سيستم خود را فدراليسم دموکراتيک ناميدند که رئوس اين سيستم به ترتيب عبارت است از خود مديريت دموکراتيک، کانتون، مجالس کانتون، خانه مردم و کمون ها. به گفته «عايشه اَفندي» رئيس مشترک جنبش جوامع دموکراتيک و همسر «صالح مسلم »، در سيستم اين مناطق تصميم گيري ها از پايين به بالاشکل مي گيرد و اين مردم هستند که درباره مسائل مختلف خود اظهارنظر مي کنند. او مي گويد در هر محله نهادهايي به نام کمون ها برپا مي شود. کمون ها براي خود کميته هايي تشکيل مي دهند که مسائل اجتماعي و مديريتي کمون ها در محله ها ازسوي آنها اداره مي شود. نمايندگان کمون ها در محل ديگري به نام «خانه مردم» جمع مي شوند و به تحليل مسائل مربوط به کمون ها مي پردازند. نماينده هاي خانه هاي مردم در مجلس کانتون حضور مي يابند و نمايندگان کانتون ها در خودمديريتي دموکراتيک شرکت مي کنند.
    
    برداشت هشتم، صنعت و پيشه در کوباني

    به يکي از خانه هاي مردم در کوباني رفتيم. ساختماني دوطبقه با چندين اتاق بود. در آنجا چند مرد ميان سال و پير در حال گفت وگو بودند، از آنها دليل آمدن شان به خانه مردم را پرسيدم، يکي از آنها گفت: ما آرايشگريم و براي نشست و جلسه به اينجا آمده ايم. او افزود: در اينجا درباره مشکلات و مسائل مربوط به شغل آرايشگري به بحث پرداخته مي شود و با هم فکري سعي مي کنيم مشکلات صنفي مان را حل کنيم. در اتاق ديگر زن پير و دختر جواني در حال گفت وگو با کارمند خانه مردم بودند. گويا مشکلي خانوادگي برايشان پيش آمده که به اينجا رجوع کرده اند تا بتوانند راهي برايش پيدا کنند. از خيابان ها که مي گذريد، تعميرگاه ها و مشاغل فني زيادي به چشم مي خورد، گويا مردم اينجا به صنعت توجه شاياني دارند؛ اما آنچه مشخص است هيچ گونه کارخانه يا صنعت مادري در ناحيه کوباني به چشم نمي خورد و به جز سيلوي گندم که در فاصله ٧٠کيلومتري در سه راهي رقه و حلب و کوباني وجود دارد، هيچ نوع صنعت سنگيني مشاهده نمي شود. مردم اينجا علاوه بر کشاورزي مشغول باغداري و دامپروري هستند و بيشتر مايحتاج آنها از اين راه تامين مي شود.
    
    برداشت آخر، اهميت کوباني

    کوباني در موقعيت سوق الجيشي قرار دارد و علاوه بر اينکه داراي دروازه مرزي است، نقطه وصل حدود ٣٠٠ روستاي منطقه به يکديگر است. اين شهر به لحاظ دموگرافي با جمعيتي ٩٥ درصدي از شهروندان کُرد، پايگاه مهمي براي کُردهاي سوريه محسوب مي شود. همچنين نزديکي به حلب و منطقه منبج و شهر رقه به عنوان مرکز تجمع داعش، کوباني را از لحاط استراتژيک به يک نقطه حساس تبديل کرده است.