انتشار:  دوشنبه 14 آبان  ::  11:00

روزگار کردهای فیلی در اتاق بازرگانی بغداد و ضرورت از سرگیری عضویت آنان/ علی صفری

سرویس عراق و اقلیم کردستان - بر اساس اسناد و آمار رسمی و غیر رسمی اعلام شده که صدام حسین پس ازابراز انزجار نسبت به حضورچشم گیر کردهای فیلی ازاستان های کردستان کرمانشاه و ایلام در اتاق بازرگانی عراق و بغداد گفته بود این ایرانی الاصلها  نباید همچنان درچنین جایگاهی باشند و مسند اصلی اقتصاد عراق را عهده دار باشند.

کردپرس: ایرانی الاصل های عراق که اوائل قرن گذشته از مناطق مختلف ایران راهی بغداد شدند چند دلیل را برای رهسپار شدن به عراق حکایت کرده اند که عمدتا جنبه معیشتی و اقتصادی داشته است.

آن روزگاران هم مثل الان بغداد به نسبت تهران به شهرها و استانهای غربی ایران نزدیک تر بود واصولا شرایط وتعریف جغرافیای سیاسی ممالک بنحوی که اینک درقاموس روابط بین الملل سندگذاری واستانداردسازی شده، نبوده است.تکنولوژی آن روزگار هم درطراز امروزی نبود تا سرحدات ومرزهای امروزی که زاده آخرین داده های علمی است مشخص وتعریف شده باشد.

آن روزگاران بین ایران وعراق بلکه بین بسیاری از کشورها،مرزهای دوکشور هنوز چارچوب دار نشده بود، از اینرو کردهای فیلی ازاستان های غربی ایران با پشت سرگذاشتن سرحدات آن روزگار به بغداد میرفتند تا شروع تازه ای از یک مارتون بنام زندگی را نقطه گذاری کنند.

این سفر شامل نقاط دیگر عراق نیز می شد اما سفر ایرانی های کرد فیلی عمدتا به پایتخت عراق منتهی می شد و اینها معمولا  رهسپار بغداد می شدند تا از ویژگی های یک فضای شهری تعریف شده جامع بهره مند شوند. بغداد هم قبل ان تاریخ جا پای ایرانیان زیادی بود از اینرو برای کردها مخصوصا کردهای فیلی این سرزمین یعنی بغداد  بیگانه نبود.

 آمار دقیقی از مهاجران به عراق در آرشیو ها نیست اما به نسبت جمعیت وبافت اجتماعی آن برهه از زمان کم نبودند.همین که مهاجران خود را دربغداد دیدند غالیا نقطه شروع  زندگی تجاری آنان از باز آموزی در رفتار وکسب و کارهای کوک شروع شد. در رفتارها قطعا می بایست کردهای فیلی خود را با محیط تازه شهری وفق می دادند و در نهایت این نیاز تا به امروز بخوبی خود را در برآیندی غیرسلبی نشان داده است و طبیعی است وقتی ما از یک محیط بسته روستایی یا عشایری با معیارها و نگاه های چنین جامعه ای وارد محیط بزرگ تر و تکاملی تری می شویم بایستی به ضمن احترام به داده های آن خود را با شرایط نو سازگارکنیم.

کردهای فیلی مهاجرت کرده به عراق که اینک معاودین نام برده می شوند چنین حقیقتی را پذیرفتند، لذا توانستند درچنان جامعه آننان به کسب مهارت بپردازند که به زودی و به سرعت مورد پذیرش جامعه تجاری عراق قرار گرفتند تاجایی که پس از آموزش مهارت ها در کسب و کار های مختلف و مورد نیاز آن زمان و آن برهه، خود عامل ایده پرداز شدند.

پروپوزال اجتماعی معاودین یا کردهای فیلی دربغداد ثابت می کند آنان درهرکسب وکاری پلکانی صعود کرده اند، مخصوصا نسل اول از این جامعه تا اینکه متاسفانه یک دیکتاتور تمام قد همه برنامه ریزی و تجربیات این تجار باتجربه و صاحب وجدان را بهم ریخت و از طریق یک ترفند از قبل طراحی شده و به بهانه های واهی ، بازرگانان کرد فیلی را با عنوان فراخوان برای یک جلسه درمحل اتاق بازرگانی بغداد به دام انداخت و با تعامل و رفتاری توهین آمیز از ساختمان مذکور مستقیم تامرز ایران در منذریه وخسروی بیرون راند و به خیال خود برای همیشه به قلمرو پدری شان یعنی ایران تبعید کرد.

 اما چرا به خیال وگمان ؟ چون این دیکتاتور که بعدها شنیده شد در باره خطایای حاکمیتش از اخراج کردهای فیلی به عنوان یک اشتباه یاد کرده بود که آنها باهم به نقطه تبعیدی بازخواهندگشت. اما اینک آن بازرگانان یا نسل دوم آنان همچنان دربغداد هستند و سرگرم تجارت و کسب و کار خود و البته رونق دادن بیشتر به اقتصاد و تجارت عراق.

 اینک اما فرصت تلافی عقب ماندگی ها و آسیب ها فرارسیده است و بجای تسویه و فروش همه چیز ومانایی در سکونتگاه اورژانسی خود راه سازش را باجامعه ای که خود ساخته آنهاست بدست آورده اند و بی توجه به جنبش های ایضایی کاذب وگذرا با ورود مجدد به اتاق بازرگانی عراق وبغداد حقیقت یک تجارت معنی دار را بر پایه تجربه پیشینیان از جمله اهالی اصیل بغداد مثل کردهای رانده شده به ایران را کلید بزنند وباحرکت به چنین سویی جلوی مهاجرت که البته اینک خود باچالشی بسیارجدی پیش روی اروپا وامریکا واسترالیا تبدیل شده گرفته شود و کار و کسبی پایدار را به وجود آورند.

اگر قرار است عراق به نقطه ای که بود برگردد به نظرکردهای فیلی که اینک پرجمعیت تر ازگذشته اند به جایی که از آنها به سرقت رفته برسند اتاق بازرگانی عراق لازم است کرسی های قبضه شده از آنها را به کردها نه اینکه ببخشند بلکه به آنها بازگردانند و با درک آسیب ها حقوق از دست رفته آنان را بازپس دهند.

در شرایط امروزی بدون شک کردهای فیلی یاهمان معاودین می توانند به عنوان رایزنی بازرگانی سفارتخانه ها یاکمیسیون اقتصادی پارلمان عراق می توانند فاکتور بسیار هموارکننده ای باشند.

بعد ازسقوط دیکتاتوری صدام، متاسفانه افرادی سودجو با ورود به اتاق بازرگانی عراق و بغداد فرصت طلبانه عامل بهم ریختن بازار وبازرگانی این کشور شدند. رانت ،سوء استفاده و پولشویی باهدف زراندوزی وانتقال آن به خارج ازعراق ازجمله برآیندهای چنین روند بزهکارانه ای ست و این مصرف کنندگان و اصولا افراد جامعه آن کشوراند که در این فرایند بیشترین ضرر و زیان را متحمل شدند.

 از اینرو اتاق بازرگانی عراق می بایست همچون دهه هشتاد میلادی دراختیار تجار شرافتمند وکاربلدی قرارگیرد که قبلا آزمونهای لازم را در این زمینه گذرانده اند و در این زمینه تجار کرد و با تجربه خصوصاً  کردهای فیلی که قبلا پایه گذار تجارت و اتاق بازرگانی عراق و بغداد  بوده اند و درکنار یهودی ها بازرگانی عراق را رونق بخشیده بودند اینک مجدد نقطه شروع دیگری پیشرو دارند تا هم سهم خالص خود را در بهبود معیشت مردم کشورشان تجلی بخشند هم حضوری نو از خود را پس از 4 دهه ابراز کنند.

اتاق بازرگانی عراق در گذشته جلوه گاه تجارب ارزشمند تجار با سابقه و بی غل و غش بازرگانانی همچون رحمن قیچان ،فرضعلی، ابوشوان'،هادی چلبی ، جوزیف النصرانی ، جواد الشکرچی ، اسحاق الیهودی ،احمد الزبال بوده که در حوزه تجارت عراق بسیار با شهرت بوده اند. اینان درکنار کردهای فیلی که به زحمت خود را به عضویت مهمترین اتاق بازرگانی منطقه در آن روزگاران یعنی عراق رساندند تجارتی تعریف شده و پرسود برای خود و مصرف کننده  وخورده فروش به بار می آوردند .

اسناد و مدارک و شهود وعلم وحکایت های چهار دهه به قبل این واقعیات را ثابت کرده است. از اینرو نخست بنظر می رسد هیات النزاه عراق یعنی دستگاه شفاف سازی می بایست سراغ کشورهای خارج ازجمله کانادا و اروپا را بگیرد که اتباع این کشور که باعنوان  تاجرنوکیسه  به آنجا پناه می برند از چگونگی اموال استحصال شده آن پرس وجو کنند و درنهایت فقط پول به یغمارفته را عودت دهند.

 دوم اینکه افکار عمومی میزبانان را قاضی کنند که حاکمیت آنها چگونه از جابجایی 10هزاردلار اتباع خود و   مبدا و مقصدان پرس وجومیکنند اما از یک میهمان پناه جو بامیلیون ها دلار پول وپولشویی و رانت پرسشی به عمل نمی آورند،چرا که در این بلبشوای یغماگری دستگاه قضایی عراق و قضاتش ،'پارلمان عراق ونمایندگانش خود روزی روزگاری باید جوابگوی افکارعمومی باشند که این همه زراندوزی وثروت ازکجا وچگونه تامین شده است ؟

اما بازرگانان کرد فیلی که روزی موردغضب یک دیکتاتور متعصب قرار گرفتند که خود با پشتوانه و بهره گرفتن از عناوینی چون ناسیونالیسم، مارکسیسم و ملی گرایی به قدرت رسید و سرانجام با همان ایدئولوژی ها از میان رفت اینک فصل تازه ای از بازیابی حقوقشان فرا رسیده و لازم است نسل نو با باز آموزی بازرگانی تعریف شده از نسل قبل با و رود به اتاق بازرگانی یاهمان غرفه التجاره فرصت ورود دغل بازی درتجارت ونا اگاهی از داد و ستد های امروزی که درشناسه وتعریف اقتصادانان مطرح شده بگیرند و کشورشان را از ضررهای ناشی ازهدر رفت ثروت ملی و طبیعی نجات بخشند.

کارشناسان اقتصادی بر این عقیده اند که حضور دوباره این افراد در اتاق بازرگانی عراق مخصوصا همسویی آنان با سیاستهای حکومت جدید عراق بسیارحائزاهمیت بوده تا در نهلیت اقتصاد این کشور بتواند رونق روزگاران گذشته را به دست آورد.