انتشار:  دوشنبه 14 آبان  ::  18:06

گفتگوی اختصاصی کردپرس:

9 بار سفر عاشقانه چند هزار کیلومتری دوچرخه سوار معلول به کشور عراق از مرز مهران

سرویس ایلام- و عشق تنها عشق مرا رساند به امکان یک پرنده شدن .این برش کوتاه از یک شعر معروف سهراب سپری ورد زبان دوچرخه سواری معلولی است که در آستانه خروج از مرز مهران برای یک سفر عاشقانه دیگر به شهرهای زیارتی عراق  و حضور در راهپیمایی اربعین در هنگام روبرو شدن با من مدام زمزمه می کرد.

به گزارش خبرگزاری کردپرس،آنچه که باعث شده بود «علی مگدا» دوچرخه سوار معلول اهل خراسان رضوی توجه بسیاری را در مرز مهران به خودش جلب کند نه دوچرخه مشکی رنگ پر از وسایل وی در میان زائران پیاده و یا معلولیت نمایانش و یا حتی صحبت های دلربا و انتقادی اش بلکه حکایت عشق بی پایان وی به یک سفر معنوی بود که باعث شده بود وی  در مدت حدود چهار سال گذشته 9 بار سفر به کشور عراق را با دوچرخه تجربه کند.

برای شنیدن حرفهای این زائر معلول در نزدیکی آخرین گیت خروجی مرز مهران و در کنار موکبی که تخم مرغ نیمروی تازه را به مسافران اربعین هدیه می دهد و در همان حالت ایستاده ای که فرمان دوچرخه اش را به دست گرفته است گفتگویی را با وی انجام دادیم که در پی می آید:

لطفاً معرفی کوتاهی را از خودتان داشته باشید؟

من علی مگدا هستم اهل استان خراسان رضوی و شهر مشهد که حدود 50 سال سن دارم و شغلم هم کارگری در نانوایی است.

چند بار است که به سفر زیارتی عتبات عالیات در کشور عراق می روید؟

من با انجام این سفر که به حول و قوه ی الهی تا لحظات دیگر وارد کشور عراق می شوم نهمین باری است که به زیارت عتبات عالیات در عراق مشرف می شوم و همه این 9 بار را هم با دوچرخه سفر کرده ام.

چرا دوچرخه را برای سفر انتخاب کرده اید؟

خوب سفر با دوچرخه مزایای فراوانی برای من دارد که مهم ترین آن شاید ورزش باشد و دیگر اینکه لمس لحظات ناب سفر در دو کشور ایران و عراق شاید با دورخه بیشتر امکان پذیر باشد علاوه بر اینها شاید سفر با دوچرخه  هزینه های مالی کمتری داشته باشد. در کل سفر با دوچرخه برای من بسیار خاطره انگیز و لذت بخش است.

سختی های سفر با دوچرخه بر اساس تجربیاتی که در این  بار سفر داشته اید؟

سفر با دوچرخه البته با همه لذتها و جذابیت هایی که دارد سختی هایی نیز به همراه دارد که از جمله آنها طولانی تر شدن سفر نسبت به وسایل نقلیه معمول امروزی همانند خودرو است. علاوه بر اینها سفر با دوچرخه همواره در جاده ها با خطرهایی همراه است .همچنین سختی های سرما و یا گرما و یا امکان آسیب دیدگی از دیگر مشکلات سفر کردن با دوچرخه است.

سفر با دوچرخه از خراسان در شرق ایران تا غرب ایران و بعد هم شهرهای مرکزی عراق فکر نمی کنید بسیار دشوار و طاقت فرسا باشد؟

بله درسته واقعا صدها کیلومتر پیمودن راه با دوچرخه از شرق ایران تا کشور عراق واقعا سخت و دشوار است اما من بخاطر عشق به امام حسین«ع» و دیگر معصومین و همچنین عشق به ورزش دوچرخه سواری 9 بار است این سختی ها را طی می کنم.

در این 9 بار بجز مرز مهران از طریق کدام گذرگاههای مرزی به کشور عراق رفته اید؟

من همه این 9 بار سفر را از مرز مهران گذر کرده ام و مرزهای دیگر را تجربه نکرده ام.

چرا فقط مرز مهران؟

خوب مرز مهران برای همه ایرانی ها مرزی بسیار نام آشناست و سفر از این مرز به عراق بخاطر نزدیکی به شهرهای مذهبی و مرکزی عراق راحت ترین سفر است چون مرز مهران نزدیک ترین مرز به شهرهای کربلا و نجف است. علاوه بر این من بارها از این مرز به کشور عراق رفته ام و با همه جاده ها و مسیرها از خراسان تا مهران و تا کشور عراق آشنا هستم.

روزانه چقدر رکاب میزنی و طی مسیر می کنید؟

من در طول شبانه روز 12 ساعت را با دوچرخه ام در سفر هستم و روزانه هم حدود 130 کیلومتر را رکاب می زنم. در این سفر من 21 مهرماه از مشهد حرکت کرده و امروز که ششم آبانماه است به مهران رسیده ام. فکر میکنم دوهفته ای است که من در سفر هستم و البته هنوز سفرم ادامه دارد. به طور کلی رفت و برگشت من هر بار حدود یک ماه و نیم به طول می انجامد.

هزینه های سفرتان را از کجا تأمین می کنید؟

همه هزینه های سفرم را خودم تأمین میکنم و هیچ نهاد و یا سازمانی به من کمک نمی کند. همانطور که ابتدا گفتم من شغلم کارگری نانوایی است و درآمد چندانی ندارم به این خاطر برای تأمین بخشی از هزینه های این سفر چندبار به اداره ورزش و جوانان مشهد مراجعه کردم اما نه تنها هیچ کمکی به من نکرده اند بلکه حتی من را به عنوان ورزشکار دوچرخه سوار به رسمیت نمی شناسند.

چرا؟

بخاطر اینکه بهانه جویی می کنند و می گویند شما چون معلول هستید باید به سازمان مربوطه خودتان مراجعه کنید و من نمیدانم که باید به کجا مراجعه کنم و چه سازمانی از من حمایت کند.

به یادماندنی ترین و دلچسب ترین بخش های سفرتان از خراسان تا کربلا و نجف در این چند بار سفر که رفته اید؟

من هر بار که بیشتر از یک ماه در سفر هستم خاطرات فراموش نشدنی زیادی دارم. من در این سفرها چه در داخل ایران و چه در داخل عراق در شهرها و روستاهای در مسیر افراد و خانواده های زیادی را ملاقات میکنم که به استقبالم می آیند و مرا تشویق می کنند که برایم دلگرم کننده است.

در طول این سفر زمینی هم در ایران و هم در عراق من مهمان خانواده های زیادی شده ام که با علاقه تمام  از من پذیرایی کرده اند به من غذا داده اند در خانه شان خوابیده ام. افراد بسیاری هم بوده اند که در طول مسیر از خودروهایشان پیاده شده اند و در کنار دوچرخه من عکس یادگاری گرفته اند که همه اینها برای من بسیار جذاب و خاطره انگیز بوده و همه این موارد هر بار به من انگیزه ی بیشتری داده که برای سفرهای بعدی خودم را آماده کنم.

 

گفتگو: حشمت اله کرمی نژاد