سرویس آذربايجان غربي
آخرین خبرهای آذربايجان غربي
انتشار:  دوشنبه 21 آبان  ::  07:50

صدمین سال جنگ جهانی اول و کشتار مردم مهاباد/صلاح الدین خدیو

سرویس آذربایجان غربی-کشتار مردم مهاباد بدست سپاه روسیه تزاری در نوامبر 1916 که از لحاظ برنامه ریزی و سازماندهی برای امحای کلیه اهالی ذکور شهر مثال زدنی است و به قتل پنج تا هفت هزار نفر انجامید.

امروز سران هفتاد کشور جهان در حالی به مناسبت صدمین سال پایان جنگ اول در پاریس گرد هم آمدند، که هیچ نماینده ای از ایران در این نشست مهم حضور نداشت
بسیاری از کشورهای حاضر در نشست پاریس در زمان جنگ اول اساسا روی نقشه سیاسی جهان وجود نداشتند، ایران اما نه تنها در کنار ترکیه و افغانستان یکی از سه کشور مستقل مسلمان آن زمان بود، بلکه بدلیل نقض بیطرفیش توسط قدرتهای وقت تلفات سنگینی هم داد.
علیرغم این درگیری ناخواسته و پرتلفات اما گویی دولت و مقامات سیاسی علاقه ای به بازگشایی این پرونده تاریخی نداشتند و خاطره تلخ آن هم تا حد زیادی از حافظه تاریخی مردم رفته است.
جنگ جهانی اول نخستین نبرد بزرگ اروپای مدرن بود که  رقابت های ژئوپولتیک و توسعه طلبی های استعماری در ماورای بحار موتور محرکه اصلی آن بود. غیر از انگیزه های سیاستمداران و نظامیان و کارتلهای اقتصادی نباید از نقش تهییج کننده و محرک ایده نوزاد ناسیونالیسم هم غافل شد که نقشی بی بدیل در تحریک توده ها و جماعات انسانی تازه به ملت تبدیل شده و مالا رونق جبهه ها و سنگرها داشت.
ایران عهد جنگ اول اما نه مدرن بود و نه ناسیونالیست و نه دارای هیچ ایده و انگیزه عظمت طلبانه دیگری، از اینرو علیرغم ملیونها نفر تلفاتی که از رهگذر جنگ نصیبش شد، همیشه قربانی روایت های اروپامحور آن هم بوده است.
مدرنیزاسیون و ناسیونالیسم و دولت گرایی که به نوعی آفریننده روایت های سوژه محور از تاریخ هستند، درست بعد از جنگ جهانی اول و ادبار آن به سامان سیاسی و معرفتی و فرهنگی ما راه یافتند.
انبوه خاطرات، یادداشت ها، عکسها و اسناد رجال داخلی و خارجی که از ایران این دوره باقی مانده، نتوانسته به یک جریان تاریخنگاری زنده و فعال تبدیل و بر وجدان معذب و بغض فروخورده ناشی از ضعف آن دوران و تحقیر ناشی از آن غلبه نماید.
 در برخی روندهای تاریخنگاری غربی  تلاش میشود از سویه های اروپامحورانه کاسته و از منظر تاریخ فرودستان، گوشه های مهم و سطور نانوشته و نخوانده تاریخ این جنگ بازخوانی و بازنمایی شود.
کشتار مردم مهاباد بدست سپاه روسیه تزاری در نوامبر 1916 که از لحاظ برنامه ریزی و سازماندهی برای امحای کلیه اهالی ذکور شهر مثال زدنی است و به قتل پنج تا هفت هزار نفر انجامید، نمونه ای از این فراموش کردنها و مواجهات نامسئولانه و منفعلانه با تاریخ است.
غیر از اهمالی که در سطور بالا به دلایل آن اشاره شد، احتمالا دلیل دیگر سهل انگاری  تاریخنگاری ناسیونالیستی کردی به چپ گرایی کلی حاکم بر جنبش کردستان در نیمه دوم قرن بیست و ملاحظاتی از قبیل نرنجاندن دل "ستاد زحمتکشان جهان در مسکو" و اولویت ضدیت با دولت های منطقه ای بجای قدرتهای فرامنطقه ای باز میگردد.
البته اگر این احتجاجات در گذشته هم توجیهی داشت، پس از فروپاشی امپراطوری سرخ دلیلی برای پرده گذاشتن روی یکی از مهمترین نسل کشیهای ابتدای سده گذشته در کردستان مکری نمی ماند.
یقینا همه هفتاد کشوری که امروزه در جشن پاریس حضور بهم رساندند، دور و نزدیک در جنگ حضور نداشتند. بسیاری از آنها آنزمان مستعمره و یا بخشی از امپراطوریهای بزرگی بوده اند که ناخواسته بخشی از هزینه های جنگ را متحمل شده و امروز با صورتحساب به باشگاه ثروتمندان و فرادستان حوزه بین الملل رفته اند.
کاخ اروپا و غرب مرفه و ثروتمند امروز بر ویرانه های بسیاری بنا نهاده شده که کشتار مذکور و تلفات ناشی از قحطی برآمده از پیش خرید محصولات کشاورزی ایران توسط ارتش های اشغالگر که میلیونها نفر برآورد می شود، نمونه ای از آن است.
نوزایی اروپا که مقدمه ترقی و تعالی آن شد در آغاز سده شانزده اتفاق افتاد، درست زمانی که سپاهیان عثمانی وین را در قلب اروپا در محاصره گرفته بودند.
خنجری که شاه اسماعیل از پشت به پهلوی عثمانیها زد، در حکم مائده آسمانی برای اروپاییها بود تا خیالشان از مرزهای شرقی راحت و با فراغ بال به اصلاح دینی و اندیشه ورزی پرداخته و پایه های تمدن امروز را بنیان نهند.
اما کمتر کسی می داند که بهای این پیشرفت را هم به نوعی کردها پرداختند: جنگهای ممتد و طولانی ایران و عثمانی عمدتا در آناتولی شرقی و بین النهرین رخ داد و موجب ویرانی سرزمینهای کردها شد و آنها را از تولید اقتصادی و فکری عقب نگه داشت
برونداد این ویرانیها به صورت تضعیف امارتهای کردنشین و ناتوانی آنها در همگرایی و اتحاد خود را نشان داد. امری که بنام مساله کرد در خاورمیانه در قرن بیست خود را نشان داد.
برای حسن ختام ذکر خاطره ای خالی از لطف نخواهد بود: نگارنده این سطور سه سال قبل بارها ضرورت گرامیداشت یاد کشتار نوامبر 1916 مهاباد را به مسئولان شورای شهر خاطرنشان نمود، شوربختانه اما درک موضوع گویی فراتر از فاهمه شورایی بود که با دیدی ابزاری و مکانیکی به مقوله فرهنگ مینگریست و گشاده دستانه با بیل و کلنگ به جان نیمه جان آن افتاده بود!