انتشار:  دوشنبه 12 آذر  ::  11:30

روایت خبرنگار کردپرس از روستاهای محروم دول دره

سرویس کرمانشاه - بیان دردِ دل و خواسته های مردم مناطق محروم و کمتر برخوردار برای قشر خبرنگار، هم شیرین و هم افتخار است؛ به همین دلیل وقتی بارسفر را برای روایت منطقه ای دیگر می بستم سر از پا نمی شناختم. هدف از این سفر که توسط جمعیت هلال احمر استان کرمانشاه برنامه ریزی شده بود، بازدید از بیمارستان صحرایی ثلاث باباجانی و پایش مردم روستاهای مناطق محروم، تحت عنوان «کاروان سلامت» بود.

مقصد اول، بازدید از بیمارستان صحرایی

دیوارهای بیمارستانی که در شهرستان ثلاث باباجانی در حال ساخت بود پس از زلزله‌ی (۷.۳ریشتری ۲۱ آبان 96) و زلزله‌ی ٦.٤ ریشتری اخیر، دچار آسیب شده بود و چون پیش بینی می شد که امسال به بهره برداری نرسد، مسئولان دانشگاه علوم پزشکی برآن شدند که با برپایی بیمارستان صحرایی، نیازهای بهداشتی و درمانی مردم منطقه را تا حدودی برطرف کنند.

 در بدو ورود با تصویری ناخوشایند روبه رو شدیم؛ کشمکش مردمی داغدیده و محروم برای ویزیت شدن توسط یک پزشک متخصص! این موضوع نشان می داد که مسئولان ارشد استان و کشور باید هرچه بیشتر برای خدمت به این مردم و توسعه فضای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی عزمشان را جزم کنند.

مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان کرمانشاه درحاشیه‌ی بازدید از بخش‌های شلوغ بیمارستان صحرایی گفت: کاروان سلامت هلال احمر استان گلستان با پشتیبانی جمعیت کرمانشاه در مناطق زلزله زده مستقر شده‌اند.

آرش لهونی افزود: در طرح کاروان سلامت مناطق زلزله زده استان، ۱۶ نفر پزشک متخصص و فوق تخصص، پنج نفر تکنسین دارویی، دو نفر کارشناس بهداشت محیط ، ۲۵ نفر تیم پشتیبانی جمعیت هلال احمر، خدمات رایگان به بیماران ارائه می کنند.

وی گفت: این کادر پزشکی خدمات ویزیت رایگان شامل ویزیت عمومی، تخصصی، گوش، حلق و بین، اطفال، عفونی، چشم پزشکی، دندان پزشکی، اعصاب و روان، زنان و زایمان، قلب و عروق، گوارش، داروخانه و تزریقات ارائه می دهند.

لهونی بیان کرد: اهدای داروی رایگان از جمله دیگر اقداماتی است که توسط این کادر پزشکی انجام می شود.

مقصدی بعدی، «دول دره»

راه مواصلاتی شهر تازه آباد مرکز شهرستان ثلاث باباجانی تا روستاهای صعب العبور و دوردست منطقه دول دره، وضعیتی وخیم و نامناسب داشت که بسیاری از مردم را در پیچ و خم های جاده‌ای به سوگ نشانده بود.

تیم خبری همراه کاروان سلامت با عبور از این جاده ها به اولین روستای هدف یعنی «کتکه» رسید.

روستایی بکر با مردمانی بی آلایش که در دل کوه‌های سربه فلک کشیده و کوهستانی در کنار یک رودخانه‌ی زیبا زندگی ساده ای داشتند.

روستای آنان در زلزله‌ی پارسال تخریب زیادی داشته است و باتوجه به جاه‌ی نامناسب و سخت بودن راه های دسترسی، کمک رسانی شایسته ای به این روستا انجام نشده بود. هرچند وقتی اطراف را دید می‌زدی، در کنارهمه‌‌ی خانه‌ها، کانکسی برای سکونت وجود داشت. روی پشت بام خانه های روستایی آبگرمکن خورشیدی کارگذاشته بودند.

 تیم پزشکان کاروان سلامت، کار خود را در روستا خانه به خانه و کانکس به کانکس شروع کردند. جوانانی که می‌خواستند به همنوعشان خدمت کنند؛ فرقی نمی‌کرد که از چه زبان، قوم، تیره و قشری باشند. مهم درمان درد کسانی بود که بی یاور مانده اند.

ارائه‌ی خدمات درمانی و ارجاع برخی بیماران به مراکز درمانی، در مناطق زلزله زده و صعب العبور ثلاث باباجانی، توسط  گروهی که در اقدامی زیبا و خداپسندانه به یاری محرومان آمده بودند، به انجام رسید.

در این روستاها حدود ۶۰ بیمار ویزیت شدند و از این تعداد ۱۲ نفر به وسیله خودروهای هلال احمر به بیمارستان صحرایی مستقر در ثلاث باباجانی اعزام گردیدند و مابقی افراد تحت انجام معاینات فشار خون و غربالگری قند خون قرار گرفتند .

در این معاینات مشخص شد تعداد زیادی مبتلا به فشار خون بالا هستند که توصیه ها و آموزش های لازم به آنها داده شد و برای دریافت داروی رایگان برایشان نسخه صادرشد.

مقصد نهایی، روستای بستان آباد«دول دره»

بستان آباد تا کتکه حدود ۱۰ دقیقه راه بود و جاده‌ای نامناسب داشت.

بستان آباد، جمعیت بیشتر و خانه‌های مستحکم‌تری داشت. به اول این روستا که رسیدیم متوجه شدیم مردم روستا برای برخوردار شدن از خدمات کاروان سلامت، جلوی مسجد جمع شده اند.

همان لحظات اول با جمعی از پسران دول دره‌یی که با چهره های آفتاب سوخته، موهایی کوتاه و اغلب تراشیده و چشمانی نافذ که با بهت و حیرت و ذوق به بکسوات خودروهای امدادی نگاه می‌کردند، مواجه شدیم.

از آنها پرسیدم وضع مدرسه و بهداشت در این روستا چگونه است؟ گفتند بخاطر اینکه نفت کمتر مصرف بشود کمتر حمام می‌کنیم.

یکی از آنها که اسمش ارشاد بود، گفت: ما آب لوله کشی نداریم و از «کانی»(چشمه) آب می آوریم.

وریا، یکی دیگر از پسران دول دره‌ای بود که از وضع بد تحصیل می‌گفت: در روز‌های برفی و بارانی راه بند می آید و برای مدت طولانی مدرسه نمی رویم، بعضی مواقع آقا معلم در روستا می‌ماند.

 گرم صحبت بودیم که مادر یکی از کودکان او را صدا زد و گفت: بیا آقای دکترآمده. بچه ها تا این را شنیدند پا به فرار گذاشتند و گفت و گو را نیمه کاره رها کردند.

تیم پزشکی یکی یکی مردم روستا را با تلاش و بی‌منت با مهربانی ویزیت ‌کردند.

امیدواریم تدابیری اندیشیده شود که با اعزام هرچه بیشترچنین کاروان هایی در دوره های زمانی کوتاه مدت به مناطق محروم استان، به نیازهای بهداشتی و درمانی مردم رسیدگی شود.

گزارش: امید احمدیان