انتشار:  پنج‌شنبه 29 آذر 1397  ::  21:06   

مصاحبه اختصاصی کُردپرس با شاعر و رمان نویس مشهور کُرد،توسن رشید؛

کردستان ایران در هیچ برهه تاریخی با ممنوعیت فعالیت فرهنگی روبرو نبوده است

سرویس ایران- ما همیشه نگاهمان به کردستان ایران مثبت بوده است. چرا که خواندن و نوشتن به زبان کُردی و پروسه روشنگری روشنفکران کُرد در این بخش از کردستان در هیچ برهه تاریخی ممنوع نبوده و تا به امروز ادامه داشته است.

خبرگزاری کردپرس مصاحبه ای اختصاصی با توسن رشید از ادیبان نامدار کرد ایزدی انجام داده است که شرح آن در زیر آمده است:

کردپرس: در صورت امکان، در ابتدا کمی از زندگی شخصی و ادبی خود برای ما بگویید؟

توسن رشید: گذشتگان من در اصل ساکن شنگال بوده اند. آنها بعد ها به شهر "ویران شهر" در ترکیه فرار کرده و در سال 1834 از ویران شهر به عنتاب در شمال دریاچه وان می آیند. در سال 1878 که روسیه شهر قارص در ترکیه کنونی را به تصرف در می آورد؛ خانواده من از عنتاب به قارص مهاجرت می کنند. در آن زمان دو عشیره ایزدی به نام های "روژکا" و "سیبکا" به قارص می روند و روس ها هفده روستا را به آنها می دهند تا در آنجا ساکن می شوند. در سال 1918 که قارص به ترکیه واگذار می شود، آنها از قارص به ارمنستان می روند. این سرگذشت خانواده من است. بنده در سال 1941 در یکی از روستاهای ایزدی نشین دشت ایروان که به خود ایروان هم بسیار نزدیک بود، به دنیا آمدم. در آن زمان ما به مدارس ارمنی ها می رفتیم و گاهی اگر در خانه کلمه ای را به زبان ارمنی می گفتیم، پدر و مادر به ما می گفتند که شما دارید از دینتان خارج می شوید و این مایه شرم است. صحبت کردن به زبان ارمنی یک شرم محسوب می شد. در شب های پاییز و زمستان در خانه ما شب نشینی های "دنگبیژها" برگزار می شد و من در فضایی کاملا کُردی بزرگ شدم. پدرم یتیم بود و هیچوقت به مدرسه نرفته بود اما خودش خواندن و نوشتن را یاد گرفته بود و به تحصیل ما اهمیت می داد.  یکی از کسانی که تاثیر بسیار زیادی بر زندگی من داشته است،پرفسور قانات کُردو است. قانات پسر عموی پدرم بود اما پدرش خیلی زود از دنیا می رود و پدرم سرپرستی او را بر عهده می گیرد. از سال 1958 تا 1985 با قانات کُردو ارتباط تنگانگ داشتم و به بخش کُردشناسی سن پطرزبورگ(لنیگراد) رفت و آمد داشتم و در آنجا از طریق قانات به منابع بسیار زیادی دست پیدا کردم. مدرک دکترای شیمی را در ایروان دریافت کردم و سال های زیادی در دانشکده شیمی استاد دانشگاه بودم. تا به حال سه دیوان شعر و دو رمان از بنده چاپ شده است و رمان دیگرم در مرحله چاپ است. سه مجموعه داستان و یک نمایشنامه به نام "سیابند و خجه" نوشته ام. یک کتاب پژوهشی هم در مورد دین ایزدی از بنده چاپ شده است. 

کردپرس: شما بعنوان یک نویسنده کُرد که خارج از جغرافیای کردستان هستید، نگاه شما در مورد کُردها و کردستان ایران چیست؟

توسن رشید: ما همیشه نگاهمان به این بخش از کردستان مثبت بوده است. چرا که خواندن و نوشتن به زبان کُردی و پروسه روشنگری روشنفکران کُرد در این بخش از کردستان در هیچ برهه تاریخی ممنوع نبوده و تا به امروز ادامه داشته است. بعنوان مثال از همان ابتدا که کسانی چون خسروخان اردلان و ماه شرف خانم کردستانی به تحریر آثار کردی و تاریخ کردستان پرداخته اند، تا به امروز این روال ادامه داشته است. برخی از این آثار را بنده به زبان روسی خوانده ام. و این چیزی است که در سه بخش دیگر کردستان متاسفانه رخ نداده است و به نظر بنده سر  منشا زبان کُردی(سورانی) ایالات اردلان و بابان در گذشته بوده و سپس شاعران نامداری چون ماموستا هیمن و هژار که هردو از این بخش کردستان هستند؛ زبان و ادبیات کُردی سورانی را در کردستان ایران به سطح بسیار بالایی رسانده اند. مینورسکی از جمله نویسندگانی ست که در مورد کردستان ایران مطالب بسیاری نوشته است و در نوشته های او هم همیشه وضعیت این بخش از کردستان از لحاظ فرهنگی و اجتماعی مثبت ارزیابی شده است. در کل می توان گفت یکی از پایگاه های اصلی روشنگری کُردها، این بخش از کُردستان بوده است.

کردپرس: رمان مشهور شما تحت عنوان "مستوره، زنی که لایق تاج بود" چگونه به وجود آمد؟ انگیزه شما برای نوشتن این رمان چه بود؟

توسن رشید: وقتی زندگینامه مستوره را خواندم، چنین چیزی را باور نمی کردم. برای من همانند یک خواب بود. چرا که در دوران مستوره در میان ملل خاورمیانه از فارس ها گرفته تا ارمنی ها،گرجی ها، تُرک ها، اعراب و ... چنین زنی وجود نداشته است. من در آثار یک نویسنده خانم روسی به نام واسیلیوا به زندگینامه مستوره کردستانی دست پیدا کردم. خانم واسیلیوا آثاری همچون شرفنامه شرف خان بتلیسی، آثار خسروخان اردلان و مستوره را به زبان روسی ترجمه کرده است و در حوزه مطالعات کُرد و کردستان آثار بسیار ارزشمندی را به رشته تحریر در آورده است. از طریق این آثار من اطلاعات بسیاری را در مورد زندگی ماه شرف خانم به دست آوردم و بر آن شدم که در این مورد کاری انجام دهم که در شان و منزلت این ملکه کردستان باشد و کاری که از دستانم برمی آمد انجام دادم. مستوره روح بسیار بلندی داشته است، زنی پیشرو بوده و متعلق به زمان خویش نبوده است. میتوانم بگویم من عاشق شخصیت این زن شدم تا توانستم چنین اثری را بنویسم. این رمان که توسط شما (مراد بروکی میلان) به زبان فارسی نیز ترجمه شده است، امیدورایم در آینده نزدیک به چاپ برسد و مورد استقبال قرار بگیرد.

کُردپرس: همکاری شما با حکومت اقلیم کردستان به چه شکلی است؟ آیا حمایت های لازم از شما انجام شده است؟

توسن رشید: بله ما با بزرگترین موسسه انتشاراتی اقلیم کردستان به نام "آراس" در اربیل، پروژه ای را شروع کردیم تا تمامی کتاب هایی را که در اتحاد جماهیر شوروی به کُردی کُرمانجی و با الفبای کریلیک نوشته شده اند، از نو با الفبای لاتین و عربی چاپ کنیم. بخشی از این آثار تا به حال چاپ شده اند. جدای از این هم آثار بسیار زیادی در مورد کُردها به زبان روسی نوشته شده اند و قرار بر این است که با همکاری "آراس" این آثار را به کُردی ترجمه کنیم. و در حال حاضر کار اصلی بنده این است. حکومت اقلیم کردستان و شخص نچیروان بارزانی هم در این پروژه همکاری بسیار خوبی داشته اند.

کردپرس: آثار شما بیشتر تحت تاثیر چه زبان و فرهنگی بوده است؟ منظور زبانی غیر از زبان کُردی.

توسن رشید: من آثار بسیار زیادی را از نویسندگان غربی و روسی خوانده ام و به کُردی کرمانجی هم ترجمه کرده ام. اما به دلیل اینکه ما کار ادبی و فرهنگی را در اتحاد جماهیر شوروی شروع کرده ایم، بیشتر تحت تاثیر زبان و فرهنگ روس ها بود هایم.

کردپرس: از شخصیت های برجسته ادبی که در حوزه کُردی سورانی فعالیت دارند با چه کسی یا کسانی در ارتباط بوده وهستید؟

توسن رشید: با شخصیت های برجسته ادبی زیادی در ارتباط هستم ولی با شاعر خوبمان عبدالله پشیو رابطه دوستانه صمیمی و بسیار نزدیکی دارم. ایشان برای دوره دکترا به روسیه(مسکو) آمدند و در آنجا با یکدیگر آشنا شدیم. تا به حال چهار پنج بار به منزل ما آمده اند و انسان بسیار دوست داشتنی ست. در حال حاضر هم که در فنلاند زندگی می کنند؛ هفته ای یکی دو بار تلفنی در ارتباط هستیم. چندین بار هم در اقلیم کردستان یکدیگر را ملاقات کرده ایم. یک روز در ارمنستان ماموستا هژار را ملاقات کردم. دیدار بسیار خوبی بود. در آن زمان یکی از اشعارش به نام "هه ر کوردم" را برایش خواندم؛ اشک در چشمانش حلقه زد. بسیار ذوق زده شده بود از اینکه حتی کُردهای ارمنستان هم اشعارش را حفظ باشند.  پیشتر در اقلیم کردستان به همراه شیرکوه بی کس مهمان خانه مام جلال طالبانی بودیم؛ با یکدیگر مباحثه داشتیم. ایشان انسان بسیار ادیب و دانا بودند.

کردپرس: کردهای ایزدی در طول تاریخ بارها با کشتارهای گسترده و حوادث تراژدیک رو به رو بوده اند؛ دلیل این امر چه چیزی می تواند باشد؟ نظر شما چیست؟

توسن رشید: زمانی که خانواده من میخواهند از ویران شهر به ارمنستان مهاجرت کنند(1918)، تُرک ها با همکاری یکی از سران کُرد به نام "طَیو بیگ" دست به کشتار ایزدی های مهاجر در آن مناطق می زنند. از خانواده و عشیره ما که 72 نفر بوده اند، تنها سه نفر جان سالم به در برده اند.  مسئولیت اصلی طَیو بیگ کشتن ایزدی ها بود. من سه چهار سال پیش در سوئد مهمان دختر طَیو بیگ بودم(این را با خنده می گوید). و همه این تراژدی ها به خاطر کج فهمی از آیین ایزدی بوده است. به همین دلیل همه من کتابی پژوهشی تحت عنوان "ایزدی، آیینی که هنوز ناشناخته مانده است" نوشته ام تا بسیاری از این کج فهمی ها و ابهامات رفع شوند.

کردپرس: در صورت امکان کمی در مورد این آیین برای ما و مخاطبان ما توضیح دهید.

توسن رشید: در طول سی سال اخیر آثار بسیار ارزشمندی درباره آیین ایزدی چاپ شدند. بسیاری از نویسندگان غربی هم در این زمینه کار کرده اند. اما به نظر بنده بهترین کتابی که در این زمینه نوشته شده است، اثر یکی از کُردهای ایران به نام مهرداد ایزدی است. بنده از نزدیک هم ایشان را می شناسم. او در این کتاب به این موضوع اشاره می کند که ریشه آیین های ایزدی، علوی و یارسان، یکی ست. او بر این باور است که این آیین، آیین اصلی امپراتوری ماد بوده است و نام اصلی آن را "یزدانی" می داند. یعنی قبل از ورود اسلام به کردستان، این آیین در سراسر کردستان رواج داشته است. این سه آیین مزبور به دلیل فاصله جغرافیایی از یکدیگر؛ دچار تغییراتی شده اند اما وقتی آنها را با جزئیات و به شیوه علمی بررسی می کنیم، میبینیم که هر سه در اصل یکی هستند.  در آیین ایزدی، هیچ مخلوقی وجود ندارد که بتواند با خواست خدا مخالفت کند. اگر چنین موجودی وجود داشته باشد و نعوذ بالله خدا قادر به مقابله با او نباشد، قادربودن خدا زیر سوال می رود. هیچ چیز خارج از ید قدرت خداوند نیست. ملک طاووس در مقابل انسان سجده نمی کند و می گوید که ما از نور وجود لایزال خدا خلق شده ایم و در مقابل موجودی که از خاک آفریده شده است، سجده نمی کنیم. به همین دلیل هم در آیین یکتاپرستی ایزدی ها چیزی به نام شیطان وجود ندارد. ملک طاووس همانند دیگر فرشتگان خداوند به وظیفه ای که خدا بر دوش او قرار داده است عمل می کند. اگر ملک طاووس(شیطان) انسان و هوا را تحریک به خوردن گندم (یا سیب) نمی کرد؛ طبیعتا در حال حاضر هیچ انسانی بر روی زمین وجود نداشت و ما همه این ها را در چارچوب حکمت خداوند می بینیم. طبق آیین ایزدی، هیچ دین بد یا خوبی وجود ندارد. ایزدی ها بر این باورند که خداوند مطابق با هر دوران، دین خاصی را برای مردمان عرضه کرده است و فرستاده خاصی را مامور تبلیغ آن آیین قرار داده است تا انسان ها به سمت نیکی، روشنایی و کمال بروند. حال انسان ها خودشان کارهای ناپسند که انجام می دهند، شیطان را متهم میکنند( این را با خنده می گوید) . ناگفته نماند که آیین ایزدی به آیین "ودیک" در هندوستان که قدیمی ترین آیین مذهبی جهان است، بسیار شبیه است.

کردپرس: نظر شما در مورد موضوع الفبای کُردی چیست؟ برخی بر این باورند که کُردها بعنوان یکی از ملل شرقی با فرهنگ شرقی بزرگ شده اند و تمامی آثار کلاسیک کُردی چه کرمانجی و چه سورانی با الفبای عربی(آرامی) نوشته شده است، بنابرین افبای لاتین مناسب زبان کُردی نیست. نظر شخص شما در این مورد چیست؟

توسن رشید: اینکه زبان کُردی دارای یک الفبا باشد امر بسیار مهم و خوبی ست. اینکه کُردی کرمانجی با الفبای عربی نوشته شود، جدای از اینکه امکان پذیر نیست، یک نظر علمی نیست و بیشتر رنگ و بوی سیاسی دارد. چرا که جدای از اینکه الفبای لاتین از لحاظ آوانگاری برای کُردی کرمانجی مناسب تر است، کُردهای کرمانج در ترکیه که بیشترین جمعیت کُردها در جهان را تشکیل می دهند، با الفبای عربی هیچ آشنایی ندارند و محدود کردن کرمانجی به الفبای عربی عملا به مرگ زبان کُردی در ترکیه خواهد انجامید. همچنین کُردهایی که در ارمنستان، روسیه و سایر کشورهای اروپایی زندگی می کنند هم با این الفبا هیچ آشنایی ندارند. متاسفانه این بحث در حال حاضر بیشتر جنبه سیاسی پیدا کرده است و کسی واقعا به دنبال راه حل علمی و فرهنگی نیست. آموزش الفبای لاتین برای کُردهای ایران و کُردهای عراق(به دلیل آموزش زبان انگلیس) بسیار راحت تر است تا آموزش الفبای آرامی به بخش بسیار بزرگی از کُردها در ترکیه، کشورهای اتحاد جماهیر شوروی، اروپا و ... در نهایت همانطور که گفتم این موضوع به یک بحث سیاسی تبدیل شده است. بعنوان مثال اگر کُردها در ترکیه به الفبای عربی روی بیاورند، با مخالفت دولت ترکیه مواجه خواهند شد و یا در ایران هم ممکن است مخالفت هایی با الفبای لاتین وجود داشته باشد. ولی به نظر بنده کُردها هیچ چاره ای جز آموزش هردو الفبا ندارند.

کردپرس: بعنوان سخن پایانی اگر مطلبی هست بفرمایید.

توسن رشید: بسیار ممنونم از دعوت شما و مایه خوشحالی بنده است که در خدمت شما بودم. بنده سنندج را بواسطه اینکه شهر مستوره است بسیار دوست دارم. اینجا با دوستان بسیار زیادی آشنا شدم. به جهت مهمان نوازی و زحمات بی دریغشان از کسانی چون دکتر نجم الدین جباری، دکتر بختیار سجادی، جناب محمد هادیفر، جناب هادی ضیاءالدینی و بویژه جناب عثمان مدرس گرجی و دیگر دوستان همراه، نهایت تشکر و قدردانی را دارم.

 

مصاحبه: مراد بروکی میلان