انتشار:  دوشنبه 20 اسفند  ::  09:10   

یادداشتی در واکنش به قتل سه نفر در ملکشاهی؛

روحِ زخمیِ جامعه‌ی من! / عبدالصاحب ناصری

سرویس ایلام  - روز شنبه 18 اسفند و در حوالی عصر، در حالی که زمستان تنها ۱۱ قدم با منزل بهار فاصله داشت، صدای رگبارهای ممتد در فضای ملکشاهی پیچید و به فاصلهٔ زمانی اندکی در خروجی خبرگزاری ها و رسانه های محلی، خبر قتل سه نفر از اعضای یک خانواده مخابره شد!

به گزارش خبر گزاری کردپرس، عبدالصاحب ناصری، معلم و فعال فرهنگی ایلامی با ارسال یادداشتی به کردپرس در واکاوی قتل سه نفر با اسلحه جنگی در ملکشاهی، به دیگرکشی و خودکشی در ایلام واکنش نشان داده است.

ناصری در یادداشت خود می‌نویسد:

روز شنبه 18 اسفند و در حوالی عصر، در حالی که زمستان تنها ۱۱ قدم با منزل بهار فاصله داشت، صدای رگبارهای ممتد در فضای ملکشاهی پیچید و به فاصلهٔ زمانی اندکی در خروجی خبرگزاری ها و رسانه های محلی، خبر قتل سه نفر از اعضای یک خانواده مخابره شد! خبری که شرح جزئیات آن بر جان و روان جامعه زخم های عمیقی نشاند!

این حادثهٔ ناگوار، تکرار و تعدد زیادی دارد؛ فاجعه هایی که می شد با درایت بیشتر و در حضور مسئولیت اجتماعی و نوع دوستی، مانع وقوع آنها گشت!

دیگرکشی و خودکشی بلایی است که دیرگاهی بر جان اندوهناک جامعهْ من نازل گشته و تبعات جبران ناپذیری بر روان اجتماع تحمیل نموده است. قربانیان این فجایع رو به تزاید صرفاً مقتولان و خانواده های آنها نیستند که باید بارسنگین مصیبت را بر دوش بکشند، قاتل و خانواده و بستگان او در فضای عشیره ای و ساختار ایلیاتی و قبیله ای موجود استان ما نیز قربانی سیستم های رسمی و غیررسمی ناکارآمد متعدد هستند!

نظام رو به زوال و اضمحلال آموزشی و تربیتی ما ( در دورهٔ عمومی و عالی) که سالیان متوالی فراوانی از عمر مخاطبین  را صرف محفوظات بی‌بر و ثمر یا کم بهره می کند و از آموزش مهارت های اساسی زندگی دچار فروماندگی و فرومایگی شده است، اولینِ سیستم های ناکارآمدی است که باید در بازتعریف عملکرد آن چاره اندیشی کرد.

دستگاه های فرهنگی، تریبون ها، نهادهای مدنی، سمن ها، تشکل ها و احزاب سیاسی، مراجعی که تکلیف قانونی پیشگیری از وقوع جرم برعهده دارند نیز در دفع این بلای هستی سوز، یا فاقد برنامهٔ مدون و چشم انداز هستند و یا توفیق چندانی در اجرای برنامه نداشته اند.

گروه های مرجع، متنفذین اجتماعی، گروه های مداخله گر، اهالی حل و عقد و تحصیل کردگان حوزوی و دانشگاهی، در فرونشاندن این آتش درگرفته در خرمن حیات اجتماعی ایلام که دود برخاسته از آن بی تردید در چشم همگان فرو خواهد رفت، رد و اثر با برکتی از خود به‌جای نگذاشته اند!

این پرسش و مطالبهٔ حقی است که در برنامه های حاکمیت در معنای عام آن و در قوای سه گانه و سایر مراکز تصمیم گیر، مواجههٔ غیرشعاری و گره گشا با این مصیبت ها از چه درجه ای از اهمیت برخوردار است؟ و روی دیگر این سکه که خود مردم و خانواده ها هستند، تا چه اندازه در راستای از بین بردن زمینه های شکل گیری این فجایع، گام پیش نهاده اند؟

پدر، مادر، برادر و خواهرم، ما همه در پیدایش و پیوستگی این ناگواری ها نقش و سهم داریم، گاهی با سکوتمان، گاهی با تأییدمان، گاهی با بی عملی مان، گاهی با بی میلی و بی محلی مان و گاهی دیگر...

به نظر می آید شکل گیری مجموعه ای مرکب از تمام علایق و سلایق در حوزه های مختلف و  نیز کانون های محلی آموزش دیده با رویکرد اخلاقی- تربیتی- ‌فرهنگی، برای پیشگیری از این فجایع، از ضروری ترین تکالیف مردم و حاکمیت باشد.

عموم عزیزان را به اظهار نقد و نظر پیرامون این موضوع دعوت می نمایم.