سرویس آذربايجان غربي
آخرین خبرهای آذربايجان غربي
انتشار:  سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1398  ::  17:37   

قوم گرایی مفری برای توجیه ناکارآمدی/ محمد هادیفر

سرویس آذربایجان غربی- قومیت، قوم گرایی و گروه های قومی از مفاهیم پرمصرفی هستند که بدون اینکه هیچ چارچوب نظری برای آن تعریف  شده باشد،  از نیمه دوم قرن بیستم بسیار برجسته گردید.

تشتت آراء و تشکیک های مفهومی در این حوزه در بین محققان و پژوهشگران سیاسی و اجتماعی فراوان وجود دارد، به همین خاطر ارائه یک نظام فکری منسجم و متقن برای این واژه های جنجالی کاری بس دشوار را پیش روی اندیشمندان ژرف اندیش این حوزه قرار داده است. حال با وجود این پیچیدگی مفهومی برخی کنشگران سیاسی با تمسک به این مفاهیم بدون مراجعه به ماهیت و زوایای پنهان آنها، برداشت های متفاوتی را از آن تصور می کنند. اندیشمندان حوزه گروه های قومی بیش از هر کسی از سست بنیان بودن اندیشه قومی مطلعند به همین خاطر از قرار دادن خود در زمره کنشگران این حوزه پرهیز کرده اند و تنها نوآموزان سیاسی اند که بدون معلومات مبنایی در این حوزه ورود می کنند و به دنبال رفع کمبودهای شخصیتی خود هستند.

هر چند خاستگاه تئوری قومگرایی بیشتر ناشی از محرومیت های قومی  است ولی جذابیت های کاذب آن باعث شد که به تدریج این اندیشه از قالب یک مطالبه صنفی و تعادل خواهی و تحولگرایی به بستر عقده های اجتماعی ورود کرده و آخرین حربه یک کاراکتر؛ در یک خط نوشته سیاسی، قرار گرفته و خود را محصور و مشحون زندان خودساخته واژه ها نمایند. اگر چه تئوری جهانی شدن با همه نارسائی هایش خط بطلانی بر اندیشه قومگرایی کشیده است، ولی این اندیشه غالی (اغراق شده)  همچنان در بین برخی لایه های اجتماعی در جوامع ایستا در حال باز تولید است.  

جوامع دارای اهداف بلند توسعه ای از کنار جویبار فصلی قومیت به آسانی عبور کرده اما شاگردان تنبل مدرسه سیاست، آنجا را آرامشگاه مطلوبی برای خود می دانند. این رویه ناپخته در سال های اخیر در بین مناطق قومی و بعضا مذهبی که حس تبعیض در بین آنها القا می گردد جزو مولفه های تاثیرگذار قدرت های محلی بوده است. خصوصا پرورش یافتگان مدارس تنگ نظری، در معرکه های انتخابات مجلس و بعضا در مناصب انتصابی که از بینه های ناکافی در عرصه کارآمدی برخورداند، مجالی را برای عرضه خود با استفاده از این مفاهیم به دست می آورند و در شوهای سیاسی برطبل قومیت کوفته و بازار معرکه گیری خود را گرم نگه داشته و هر آنچه ناکارآمدی دارند را درپشت آن پنهان می کنند.

بهانه تقریر حاضر برخی اقدامات نمایندگان جنجالی در حوزه استان آذربایجان غربی در چند انتخابات اخیر و خصوصا واکنش غیر مسئولانه احدی از این نمایندگان در برابر بیانات مسئولانه مدیریت استان آذربایجان غربی در خصوص برخی  عدم شفافیت های مالی برخی مدیران ارشد سابق این استان بوده است. ضمن اینکه رفتارهای این نماینده و برخی دیگر از همکارانش در محضر عقلانیت سیاسی و ملی ناسنجیده می باشد، جعل واژه میزبان و میهمان توسط او؛ واکنش های زیادی را به دنبال داشت که با توجه به قبح موضوع قابلیت پرداختن به آن از زوایای دیگری  هم وجود دارد.  

اولا به عرض نوآموزان مدرسه سیاست برسد که فرهنگ کهن ایرانی با آموزه های دینی اینگونه رفتارها را برنمی تابد و همه کسانی که دارای سجل ایرانی هستند به تناسب دارای حقوقی هستند که در سراسر ایران غیرقابل انکار می باشند و به همان اندازه هم نسبت به مشارکت های سیاسی و اجتماعی دارای سهم هستند. به حسب قاعده حسن و قبح عقلی هر گونه عمل حسن و نیکویی قابل دفاع و ستایش بوده و به همان اندازه کج رفتاری های اجتماعی و دست درازی های اقتصادی هم به حکم عقل قبیح و زشت است. این گزاره های نظری در هر اندازه و جایگاهی که باشد به حکم عقل باید به آن واکنش نشان داد، بنابراین رفتار عدالتجویانه استاندار فعلی در این خصوص و در شرایط کنونی قابل تقدیر بوده و تخطئه آن به نام میهمان و به کام قومیت؛  چیزی جز حربه های نامعقولانه تبلیغاتی نمی باشد.

کسانی که پشتشان به آفتاب تموز گرم است، درکی از سرمای استخوان سوز زمستان نا امنی ندارند،  چون آن شرایط را درک نکرده اند پس قدر این نعمت را نمی دانند به همین علت به راحتی در سایه درختی لمیده و تصور می کنند سایه خودشان است و با به کار بردن واژه های نامانوس در باره دیگران وزانت خود را به جامعه معرفی می کنند. اینگونه واژه ها علاوه بر اینکه در عرف جامعه ایرانی جایگاهی ندارد قطعا بیانگر دیدگاه های اکثریت  قوم نجیب آذری نبوده بلکه همانند گذشته کاربرد تبلیغاتی دارد که جزء ضایعات احساسات قومی تلقی می گردد. از طرف دیگر دو قوم عمده این منطقه، هرکدام به سهم خود در اتحاد و آرامش و آبادانی سرزمین خود کوشیده اند. تقدیم بیش از 10 هزار شهید کُرد اهل سنت در چهار دهه گذشته از استان های آذربایجان غربی و کردستان و کرمانشاه سندی محکم بر نقض این دیدگاه تفرقه انگیز نورسیده های سیاسی می باشد. در صبوری و همراهی این مردم همین بس که با وجود همه ناملایماتی که بر آنها روا داشته شده است، همچنان سرزمینشان جزء امن ترین مناطق کشور محسوب می گردد.

نتیجتا، تحریکات و تحرکات قومی بدون درنظر گرفتن حقایق اجتماعی و باهدف منافع شخصی به نام منافع قومی، پدیده ای ناشایست می باشد که مستمسک افراد یا جریانات ناتوانی قرار می گیرند که هیچگونه توانایی و استعداد فردی و گروهی ندارند. تجربه ثابت کرده است که  اینگونه افراد و جریانات باوری به قوم و گروه های قومی هم ندارند منتها متناسب با مقتضیات زمانی و مکانی، به منظور فریب اذهان عمومی و پیشبرد اهداف خود چنین اقدامات عوامگرایانه ای را انجام می دهند. تحقیقا انسان های شایسه و دارای استعداد ذاتی و برنامه های علمی و کارآمدی به چنین جنجال هایی ورود نمی کنند و هرکس که کمبودی در این زمینه و دیگر زمینه ها دارد پشت شعارهای قومی سنگر می گیرد و  شعارهای تفرقه افکنانه را مفری برای گریز از مسئولیت های ذاتی خود می دانند. جای پرسش است که وقت آن نرسیده دستگاه های ذیربط اینگونه اقدامات تفرقه افکنانه را که با شعور جامعه بازی می کنند به فهرست موارد مانعیت ورود به انتخابات اضافه کنند؟