سرویس ایران
آخرین خبرهای ایران
انتشار:  پنج‌شنبه 20 تیر 1398  ::  14:48   

کردپرس گزارش می دهد؛

چهره کریه خودکشی در مناطق مرزی

سرویس ایران-بررسی نرخ استاندارد اقدام به خودکشی در سال های اخیر در مناطق کمتر بهره مند  بین 200 تا نزدیک  300 نفر در هر 100 هزار نفر در سال در نوسان بوده است واین نرخ اقدام،چندین برابر متوسط کشوری است. 

 

چند وقت پیش به قصد گذارندن تعطیلات  از تهران به سمت استان‌های غربی به راه افتادم.در راه به این فکر می کردم که در مدتی که از آخرین سفرم به این متاطق می گذشت،باید چه تغییرات نرم افزاری و سخت افزاری در شهرها روی داده باشد؟! در ذهنم تئوری های جامعه شناسی توسعه، مدام در حال کنشگری بودند و افکارم را به خود مشغول می کردند که اساسا آیا در یک سال می توان شاهد تغییرات محسوس بود؟یا تغییرات ریشه ای و آرام آرام و زیر پوستی روی می دهد.قطعا در این ۱۲ سالی که در منطقه خود نبوده ام تغییرات زیادی در نوع رفتار اجتماعی افراد،فرهنگ عمومی و وضعیت اقتصادی و الگوی زیست اجتماعی مردم روی داده که به نظرم چشم انداز زیست با کیفیت مناسب رشدیافته و هم جانبه ای در آن مشاهده نمی شود،که این را همگی محصول بدقوارگی توسعه و مناسبات مرکز-پیرامون و الگوهای نامتوازن پیشرفت می باید دانست.یکی از پدیده هایی که امروز تبدیل به مسئله اجتماعی شده و نمود آن را در استان های مرزی و مناطق کمتر توسعه یافته می توان دید،خودکشی است.

به گزارش کردپرس،آمارهای غیررسمی متعددی از تعداد خودکشی در مناطق غربی کشور منتشر می‌شود که با توجه به حساسیت و بهداشت روانی جامعه انعکاس آن شاید درست نباشد اما برای نمونه‌ در اردیبهشت ماه امسال در شهرستان‌های جوانرود، پیرانشهر، کامیاران، مریوان، سردشت، ثلاث باباجانی، نقده و ارومیه ، شاهد خودکشی۱۱ شهروند (شامل ۸ زن و ۳ مرد) بوده‌ایم.این اقدام به خودکشی ها در حالی صورت می گیرد که نرخ خودکشی طی چند سال گذشته روبه افزایش بوده و امسال یک درصد نسبت به سال گذشته رشد داشته است.خودکشی یکی از پدیدههای تأسف آوری است که دارای ابعاد شناخته شده ی روانی،اجتماعی،فرهنگی،بیولوژی و پیامدهای اقتصادی،انسانی وغیره می باشد این موضوع نه تنها به خاطر گسترش و شیوع جهانی ان بلکه به علت وجود زمینه های مساعد کننده برای وقوع این پدیده واجد اهمیت است.از عوامل مهم مؤثر بر خودکشی را می توان به مواردی از جمله1- عوامل فرهنگی 2- عوامل اقتصادی 3-عوامل اجتماعی4-مشکلات روحی و جسمی5-مشکلات عاطفی6-اختلافات خانوادگی اشاره کرد.همچنین رشد بیکاری، فشارها و بی‌توجهی‌های والدین، تضاد و ستیزه جویی در خانواده ،اختلافات زناشوئی، نامناسب بودن شرایط زندگی خانوادگی، ناراحتیهای روانی ، شکست در عشق و عدم تعادل شخصیت ، شرایط خاص زندگی شهری و روستایی دیگر عوامل تأثیر گزار بر خودکشی می باشند.در ضمن عامل رفتار (فرد)  بیشتر مورد توجه قرار می گیرد چون  که رفتار آدمی را نه عوامل بیرونی بلکه عوامل درونی تعیین می کنند و از همین رو است که بسیاری از مردم در برابر مشکلات فردی و اجتماعی با صبوری و مقاومت آنها را تحمل می کنند و برخی ناتوان از تحمل آنها دست به خودکشی می زنند.

بررسی نرخ استاندارد اقدام به خودکشی در سال های اخیر در مناطق کمتر بهره مند  بین 200 تا نزدیک  300 نفر در هر 100 هزار نفر در سال در نوسان بوده است واین نرخ اقدام،چندین  برابر متوسط کشوری است. بنابراین شواهد خودکشی فراتر از یک نابهنجاری شخصی به یک " مسأله اجتماعی" تبدیل کرده است. این در شرایطی است که بنا بر آمار پزشکی قانونی متوسط نرخ خودکشی در ایران از متوسط جهانی پایین تر است. خودکشی در سطح ملی یک بحران  محسوب نمی شود. آن چه خودکشی در ایران به مسأله تبدیل کرده ، خودکشی در چندین استان است که ایلام  ، لرستان و کرمانشاه،کردستان،آذربایجان غربی در این میان معمولا وضعیت نا مناسبی دارند. در  سال 1367 نرخ خودکشی در هر صد هزار نفر کمتر از 2 نفر در هر صد هزار نفر بود چیزی حدود 8/1 در هر صد هزار نفر جمعیت بوده و به 7/19 نفر در نیمه­ی اوّل سال 1371 رسیده است.متأسفانه این روند صعودی ادامه داشته و در سال‌های 87 به بیش از 100 نفر در هر صد هزار نفر رسیده است. و اقدام به خودکشی در برخی از شهرستان ها به رقمی حدود 300 در هر 100 نفر رسیده است  خودکشی در استان‌های کمتر برخوردار پس از یک بازه زمانی کمتر  از دو دهه یعنی از سال 1374 تا امروز تقریباً 12 برابر شده است . پس مسأله جدی است و نیاز به همتی جمعی، فراتر از توان محلی و استانی دارد. بیش از نیمی از خودکشی ها مربوط به زنان و کمتر از نیمی مربوط به مردان که این درصد با توجه به زمان و مکان متفاوت بوده است.  آن چه مهم است این است  که چیزی نزدیک به 70 در صد از اقدام به خودکشی ها مربوط به نوجوانان و جوانان است . جوانان نیروی پویای یک جامعه هستند و پویای و بالندگی جامعه از کم و کیف وضعیت جوانان متأثر است.  همچنین باید اشاره کنیم که درصد کمی از اقدام به خودکشی ها یعنی نزدیک به 14 درصد به مرگ منجر می شود و یا به عبارتی خودکشی موفق است .جدای از نتیجه اقدام به خودکشی، نفس اقدام به خودکشی یک نگرانی جدی است. بنا بر این امار زنان سه برابر مردان اقدام به خودکشی میکنند. ولی از این میان 6درصد زنان و 5درصد مردان خودکشی موفق دارند. به عبارتی دیگر مردان در حدود سه برابر زنان بر اثر خودکشی می میرند.بیشترین خودکشی‌ها در افراد 15 تا 45 سال رخ می‌دهد و تمایل به خودکشی در 12 تا 15 سالگی به اوج می‌رسد؛ زیرا افراد در این دوره بحرانی‌ترین زمان زندگی خود را طی می‌کنند و بروز تغییر در هورمون‌ها زمینه خودکشی را تقویت می‌کند.بنا بر شواهد و مطالعاتی که طی سالیان اخیر انجام شده است مردان بیش از زنان به دلیل مشکلات روحی و روانی، مشکلات اقتصادی، و مشکلات مرتبط با مواد مخدر، و در مقابل، زنان بیش از مردان به خاطر مشکلات خانوادگی، اقدام به خودکشی می کنند.در شرایط فقر و بیکاری و درماندگی در تأمین نیاز های اعضای خود ناتوان است، سرخوردگی  و ناکامی ناشی از این ناتوانی در قالب دعوای های خانوادگی تجلی پیدا می کند و بخشی از این تعارض درون خانوادگی که متأثر از فضای ناامن اقتصادی است در قالب خودکشی خود را نشان داده و بخش عمده آن در قالب آسیب های روانی و اجتماعی مختلف باکمی تأخیر شاید در یک بازه زمانی  چندین ساله  نمایان می شود.

بنا به گفته جامعه شناسان،وقتی در فضا واقعی و رو دروی اجتماعی پیوند اجتماعی و عاطفی افراد دچار فرسایش می شود ،یا به تعبیر آدلر " تعلق اجتماعی افراد" و به تعبیر نظریه پردازان رویکرد سرمایه اجتماعی"سرمایه اجتماعی" دچار فرسایش می شود و این وضعیت با ایجاد اختلال در فضای عمومی اجتماعی و فضای "عاطفی خانواده" کارکرد حلقه ها و شبکه های اجتماعی مانند خانواده و خویشاوندی و همسایگی را از حیث "همبستگی" و " حمایتی" مختل می نماید، این وضعیت  منجر به اقدام خودکشی و افکار خودکشانه می شود. فضای اجتماعی با مختصات زیر؛ احساس امنیت اقتصادی پایین، همبستگی اجتماعی ضعیف،حمایت اجتماعی پایین ،خانواده های ضعیف از حیث حمایت، با تولید" فضای اجتماعی مرده"،و ایجادشرایط "هراس "و" ناامنی"،کنشگران را به فاصله گرفتن از این "فضای اجتماعی مرده" وا می دارد. 

همانگونه که گافمن استدلال می کرد که افراد از نقش ها "فاصله" می گیرند، تا رنج ها را تخفیف دهند یا در حالتی تدافعی "خود مطلوب" را به نمایش بگذارند.اما این موضوع دلیلی نمی شود تا شخص در این بحران به بدترین حالت جوابگویی در مقابل مشکلاتبه خودکشی بیاندیشد.به نظر سوا از مسائل گفته شده درک آموزشی و سطح برخورد با مشکلات دارای نقص کارکردی است و شخص برای نجات از مشکلات مخرب ترین راه را انتخاب می کند که در نتیجه منجر به عملی وحشتناک می شود که دردی از صورت مسئله دوا نکرده، بلکه باری را یه مشکلات جامعه و خانواده خود اضافه نموده است.