انتشار:  دوشنبه 24 تیر 1398  ::  08:45   

استاد تاریخ دانشگاه تورین ایتالیا در مصاحبه با کردپرس تشریح کرد:

پاسخ تاریخ به سوالاتی درباره هویت کُردها

سرویس جهان- پروفسور لورنزو کامل معتقد است که کردها حداقل به مدت 2000 سال گذشته به عنوان یک گروه قومی متمایز زیسته اند اما تنها کمی بیش از یک صد سال است که بر هویت خود به عنوان قوم کرد در مفهوم سیاسی و اجتماعی آن تاکید کرده اند.

 

 

به گزارش کردپرس، مسئله کردها در خاورمیانه در بزنگاه های تاریخی برجسته تر شده است. از جمله این ها می توان به شکل گرفتن اقلیم کردستان عراق به عنوان یک کیان خودمختار کردی در شمال عراق اشاره کرد. ظهور داعش و ایفای نقش مهم کردها در مبارزه با این گروه هم در عراق و هم در سوریه در کنار قدرت های غربی نیز نقش کردها را در خاورمیانه برجسته تر کرد. اما وقتی به مسئله کرد و ارتباط آن با غرب صحبت به میان می آید مسئله استفاده ابزاری غرب از کردها برای کسب منافع در خاورمیانه مطرح می شود. البته برای پاسخ دادن به برخی مسائل مربوط به کردها باید به تاریخ نیز مراجعه کرد. به همین دلیل، خبرگزاری کردپرس این بار به سراغ یک مورخ غربی رفته تا ریشه های تاریخی مسئله کردها از جمله هویت کردها را با استفاده از زبان تاریخ تشریح کند.

پروفسور لورنزو کامل، استاد تاریخ دانشگاه تورین ایتالیا است. وی همزمان مدیر دو مرکز تحقیقاتی به نام های مرکز  مطالعات بین المللی آی ای آی و شبکه تحقیقات نیومد است. پروفسور لورنزو کامل در این مصاحبه به پرسش های کردپرس در مورد هویت کردها در خاورمیانه، مسئله مطرح شدن استقلال کردهای عراق در سال های اخیر و مشکلات موجود میان اقلیم کردستان و دولت مرکزی عراق از جمله سرنوشت کرکوک پاسخ داده است.

متن کامل مصاحبه خبرگزاری کردپرس با پروفسور لورنزو کامل:

کردپرس: یکی از بزرگترین مشکلات و اختلافات میان کردها و دولت مرکزی عراق کرکوک و دیگر مناطق مورد مناقشه در این کشور است. آیا دامنه اختلافات می تواند منجر به یک تقابل بزرگ و رو در رویی نظامی منجر شود؟

دکتر لورنزو کامل: خیر، امکان کشیده شدن این مشکل به یک درگیری و جنگ تمام عیار وجود ندارد. اما شکاف های سیاسی می تواند پیامدهای زیان آور زیادی به دنبال داشته باشد و احتمالا کرکوک نقش مهمی می تواند در ایجاد این پیامدهای زیانبار داشته باشد. بگذارید تاکید کنم که کرکوک یک منطقه متشکل از تشکل های مختلف در عراق است که 40 درصد نفت خام این کشور را در خود جای داده است.ترکمن ها تا قبل از تغییر بافت جمعیت کرکوک و طی دهه 1940 که کردها به دنبال کار به آن مهاجرت کردند اکثریت جمعیت کرکوک را تشکیل می دادند. این مسئله تاکید می کند که ادعاهای همه طرفین در مورد داشتن حق انحصاری در تسلط بر کرکوک بی پایه و اساس است. اما مسئله کرکوک بدون در نظر گرفتن آن در یک بعد گسترده تر قابل درک نیست. قمارهای سیاسی بزرگ با داشتن خطرات زیاد در سال های اخیر در عراق بیشتر به خاطر ایجاد توازن قدرت میان دولت مرکزی عراق و اقلیت های به حاشیه رانده شده و سرکوب شده در این کشور است و از جمله این اتفاقات برگزاری رفراندوم استقلال از سوی جامعه به شدت متفرق کردها در شمال این کشور بود. تا زمانی که دولت مرکزی عراق قادر به تشکیل دولتی فراگیر واقعی و منصفانه نباشد  و کردها اختلافاتشان را کنار نگذاشته و برای ایفای نقش فعال در داخل عراق آماده نشوند، من فکر نمی کنم زمینه هم زیستی واقعی در عراق ایجاد شود. و تا زمانی که به نوعی آشتی میان اقوام در عراق ایجاد نشود هم زیستی بوجود نخواهد آمد.

خبرگزاری کردپرس: آیا فکر می کنید که کردهای عراق بتوانند کیان مستقل خود را بوجود بیاورند؟

پروفسور لورنزو کامل: کردها چهارمین قومیت بزرگ در خارومیانه بوده و برخی هم ادعا می کنند که آنها بزرگترین قومی هستند که کیان مستقل خود را ندارند. با همه اینها، ایجاد یک کیان مستقل کردی در عراق زمینه ایجاد خشونت فراگیر و مهیب را ایجاد کرده و به عوامل خارجی اجازه حضور بیشتر در داخل این کشور و بهره برداری از آن را می دهد. برای فهم این که چرا من چنین عقیده ای دارم، بگذارید سوال شما را با چند تا سوال دیگر پاسخ دهم: آیا به دنبال ایجاد کشور مستقل کردی در عراق، دیگران هم مانند ترکمانها، آشوریان ، ایزدیها و غیره این اقدام را دنبال می کنند؟ ایا ایجاد کشور مستقل کردی جنگ داخلی میان کردها را مانند آنچه در دهه 1990 شاهد آن بودیم باعث خواهد شد و آنها را به جان هم خواهد انداخت و باعث بوجود آمدن جنگ داخلی دیگری خواهد شد؟ مراد اسماعیل، مدیر موسسه یزدا وابسته به ایزدیان عراق اشاره کرد که «برخی ایزدیان خود را کُرد می خوانند و برخی هم خود را قوم ایزدی می نامند و برخی هم خود را یک گروه قومی – مذهبی متمایز از کردها می دانند»: در چنین شرایطی چگونه به آنها و یا دیگر قومیت ها اشاره کنیم؟ من مورخ هستم  و تمایل دارم که با مراجعه به تاریخ به این سوال ها پاسخ دهم و برای پاسخ دادن به این سوالها به این فرضیه تکیه می کنم که هر چیزی که در مقابل آن (تاریخ) قرار گیرد محکوم به شکست است.

خبرگزاری کردپرس: تاریخ چگونه می تواند به سوال ها و فرضیات ما درباره هویت و کردها در خاورمیانه پاسخ دهد؟

پروفسور لورتزو کامل: گروه های قومی دارای آمال و آرزوهای ناسیونالیستی هستند که گاهی با شدت و حدت بیان می شوند. این مسئله در مورد کردها هم که تحرکات اجتماعی آنها بیشتر حول محور قومی- مذهبی می چرخد صدق می کند. مطمئنا، مسئله کردها هم در این منطقه مسئله ای جداگانه نیست و خصوصیات قومی و در سطحی گسترده تر، ویژگیهای مرتبط با هویت در این منطقه را آشکار می کند. تا پایان قرن 19 میلادی، احتمالا به جز احمد خانی، فیلسوف کرد در قرن 17 میلادی، هیچ شواهدی در دست نیست که کسی از کردها خواسته باشد به کرد به عنوان یک هویت جمعی فکر کرده باشد. تقریبا همه محققان متفق القولند که کردها – همان طور که در چند سند تهیه شده از سوی انگلیسی ها در نیمه اول قرن بیستم به آن اشاره شده، توسط رهبران قبایل و یا قبیله ای که محیط خیلی بسته ای داشته، هدایت شده- به مدت دو هزارسال نمایانگر یک گروه متمایز بوده اند. از طرفی این امر هم صادق است که کردها نیز مانند اعراب و ترکها تنها کمی بیش از یکصد سال است که هویت آنها به عنوان یک قوم خود را نشان داده است. البته ظهور هویت قومی کرد به عنوان آلترناتیو شهروندی تحت امپراتوری عثمانی و عضویت داشتن در یک جامعه مذهبی اتفاق افتاده است و نتیجه حس داشتن «تعلق سیاسی» خاص نبوده است.

پس چرا کردها بر عکس دیگر گروه های قومی در منطقه، تا همین اواخر خود را به عنوان مردم کرد معرفی نکرده اند؟ آنتونی اسمیث با تمرکز بر مشخصه ها و مقدمات ملت سازی که یک سری نشانگرهای بنیادین و بدیهی و تاریخی است اما هیچ کس نیاز به کندو کاو بیشتر در مورد آنها را لازم نمی دیده، به صورت غیرمستقیم به این سوال پاسخ داده است. مرون بنوینیستی پا را فراتر نهاده  و استدلال کرده است که « کل بازی تعریف هویت منعکس کننده عدم وجود ارتباط میان مهاجران بوده است. بومیان در مورد هویت خود سوال نمی کنند.»

احساسات متفاوت در مورد هویت در ارتباط با مذهب، بوم، مسائل فراملی، زمین و جنبه های خانوادگی همواره و بدون ایجاد تقابل در کنار هم وجود داشته است. برای نمونه، عاصمه بارزانی، یک زن کُرد در نیمه اول قرن 17 میلادی که به عنوان تنها زن مدرس تورات شناخته شده، یهودی بودن وی مانع تجربه کردن و زندگی کردن با دیگر ابعاد هویتی وی نشده است. ما با ادعاهایی روبه رو هستیم که دقیقا مخالف واقعیت های موجود در مورد کردها است. برای مثال، ویویان هولت، مستشرق انگلیسی بر این باور بود که کردها، دوست انگلیس، حامی همدیگر و ضد برخی کشورها در خاورمیانه هستند. اما بر خلاف این نوع بیانات، هویت های مختلف کسانی مثل عاصمه بارزانی مانند میلیون ها کرد امروزی و معاصر هم متمایز بوده و هم همپوشانی داشته است. همان طور که بارنت و تلحامی اشاره کرده اند، یکی از ویژگی هایی که یک منطقه را به طور کامل از دیگر مناطق متمایز می کند این است که « هویت ملی کاراکتر فراملی داشته است».

خبرگزاری کردپرس: آیا می شود تعریف درست و روشنی از سیاست کشورهای غربی بویژه آمریکا در مورد کردها ارائه کرد؟

پروفسور لورنزو کامل: نمی توان این سیاست را به کل غرب تعمیم داد. البته شکی وجود ندارد که خواسته ها و تمایلات کردها از طرق مختلف و از راه های متفاوت برای اهداف مختلف مورد بهره برداری قرار گرفته است. اما نمی توان گفت که همه این اقدامات منفی نسبت به کردها فقط از طریق کشورها و عوامل غربی صورت گرفته است. شرکت روسنفت روسیه که شرکت عمده تولیدکننده نفت است موافقت کرده است که میلیاردها دلار  در سال های اخیر در پروژه های نفتی اقلیم کردستان سرمایه گذاری کرده است. 77 درصد نیازهای سوختی اسرائیل از منابع اقلیم کردستان تامین می شود. این فقط دو نمونه بود که ذکر شد ولی نشان می دهد که چه منافع بزرگی در میان است.

با این حال، سرمایه گذاری در یک منطقه به خودی خود مشکل ساز نیست. اما آنچه مشکل می آفریند این است که بسیاری از این بازیگران و سرمایه گذاران به طور مرتب نشان داده اند که منافع بیشتری در معامله با یک عراق ضعیف و متفرق و در یک سطح کلی با یک منطقه پراکنده دارند که به آسانی می توانند در آن نفوذ داشته باشند و در نهایت از آن بهره برداری کنند.

در این مورد بویژه از آغاز این قرن، پروژه تبدیل خاورمیانه به « خاورمیانه بزرگ» که منظور از آن تجزیه کشورهای بزرگ به مناطق کوچکتر است، دنبال شده است. هدف از دنبال کردن این پروژه تقسیم کشورهای بزرگ به مناطق کوچکی است که نتوانند تهدید بزرگی برای عاملان این پروژه ها ایجاد کنند. این پروژه مورد علاقه تعدادی از اندیشکده های با نفوذ در واشنگتن از جمله پروژه « نیو امریکن سنچری» یا عصر جدید آمریکا است است که از 25 تن از سیاستمدارانی که اساس نامه آن را امضا کردند، 10 تن از آنها از جمله دیک چنی، دونالد رامسفلد، جان بولتون و پل ولفوویتس برای خدمت به دولت آمریکا وارد دولت جرج بوش شدند. به همان ترتیب، تعدادی فزاینده از ناشران از جنبه های روزنامه نگاری و آکادمیک و البته کمتر سیاسی، خاورمیانه کنونی را با استفاده از اصطلاح « منطقه ای که از سوی فرقه ها و قبایل اداره می شود» تعریف می کنند. کل منطقه خاورمیانه در این آثار به صورت یک منطقه دورافتاده و مرموز و تصنعی ظاهر می شود که در آن مردم محلی تحت نفوذ قبایل  و مذاهب بوده و در سیستمی بر پایه تضاد زندگی می کنند. پروفسور فیلیپ کارل سالزمن از دانشگاه مک گیل اشاره می کند که « صلح در خاورمیانه ممکن نیست زیرا از نظر ساکنان خاور میانه، ارزشها( خویشاوندی، فرقه و تشکل) و اهداف مهم تر از صلح هستند.»

ارائه تصویر ساختگی از خاورمیانه عموما با اصطلاحاتی مانند « اقلیت های بسته» و یا موزائیکی از اقلیت ها و ناپیوستگی های تاریخی چنان گسترده شده که که واژه «ثبات» عموما با مفاهیمی مانند« تفرقه»، « تجزیه»  و « مرزهای طبیعی» همراه می شود و این به معنی متناسب سازی خصوصیات مرزها با تفاوت های مذهبی و قومی است.  من احساس می کنم یک سری از عوامل خارجی و ناظران، کردها در عراق و سوریه یا جاهای دیگر را به صورت ابزار مفیدی برای پرورش تفرقه و آسیب پذیری در نظر می گیرند. هم کردها و هم دیگر ساکنان این منطقه لیاقت بیشتر از اینها را دارند.

برچسب‌ها:
#عراق
#اقلیم کردستان
#کردها
#کرکوک
#غرب