سرویس ایران
آخرین خبرهای ایران
انتشار:  یک‌شنبه 20 مرداد 1398  ::  10:35   

کُردپرس گزارش می‌دهد؛

بی چتری شهرداری تهران در باران انتصابات قومی !

سرویس ایران-تهران یک کلانشهر فراقومی است که قرار است مدیریتش بر مبنای شایستگی افراد باشد نه تمایلات قومی؛اما گویا کسانی که شهرداری را می‌چرخانند،خودشان پایبند به این سنت نیستند! 

افشین غلامی-بدون شک نگاه قومیتی به مدیریت کشور و مباحث کلان کشور از لحاظ شاخص‌های سیاسی و اجتماعی نگاه نامناسبی است.در این میان آقای حناچی و شورای شهر تهران شاید بگویند کە هیچ باوری بە تفکیک قومیتی در  تهران ندارند، اما سوال این است چرا فقط کسانی کە در شورا و مدیریت ارشد شهرداری لابی و نسبت خویشاوندی  و قومیتی و همزبانی دارند، بە مناصب ارشد تهران دست یافتەاند و چرا باید تفکیک جناحی و تفکیک جنسیتی و تاکید بر انتخاب شهردار از میان بانوان را بە عنوان یک اصل پذیرفت و شورا و شهردار تهران این دو مورد را رسما اعلام و تبلیغ نماید، اما خَیل زاگرسی‌ها نادیدە گرفته می‌شوند؟در حالیکە می‌دانیم آن‌ها بیشترین رای را چە در انتخابات ریاست جمهوری و چە شوراها بە اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان دادەاند.موضوع این‌ نیست که به صورت سیستماتیک به برخی اقوام راه نمی‌دهند تا در قدرت باشند، بلکه حقیقت این است چه الان و چه در ادوار گذشته زدوبندهای قومی و شخصی در شهرداری تهران باعث شده که برخی به مدد چنبره بر شهرداری تهران، فامیل و عشیره خود را در پست‌های مدیریتی بکار گیرند.

به گزارش کُردپرس،کلانشهر تهران کە بە مدد مهاجرت های گستردە از شهرستانها و استان های مختلف بە آن از نظر کالبدی،توسعەای سرطانی داشتە، بە دلیل عدم اجرای طرح آمایش سرزمینی و در حاشیە ماندن مناطق پیرامونی و مرزی کشور،  توانستە حدود چهل درصد از سرمایەهای انسانی و مالی اعم از منقول و غیرمنقول کشور را بە ناحق در خود جای دهد.

تهران و حباب کاذب بهشت زندگی

این تمرکزگرایی نە تنها در حال حاضر مشکلات عدیدەای برای کل کشور و حتی کلانشهرها و استانهای برخوردار ایجاد نمودە، بلکە بلای جان خود تهران نیز شدە بە نحوی کە بە هیچ وجە نمیتوان گفت کە تهران، صرفا بهشت سرمایەگزاری ایران است، بلکە باید این شهر را کعبەی آمال کاذب محقق شدن رویای ایجاد شغل پایدار و حداقل با درآمد متوسط برای شهروندان دانست، اما در حالیکە پراکندگی در ایجاد شغل و نیز حداقل درآمدهای مشاغل خدماتی تفاوت چشمگیری با شهرستان‌ها ندارد، اما فراوانی بیشتر و در دسترس بودن آنها، باعث گردیدە کە این روند بیش از پیش ادامە یابد و بە طور مثال کف خیابانهای تهران پر از خودروهای فرسودەی شهرستانی هایی شود کە بە هوای درآمد ماهیانە دو سەمیلیونی ، دو سە هفتە بە تهران بیایند و شب‌ها نیز در همان خودرو خود بخوابند، و نیز کف پیاده‌روها پر از بساط‌گسترانی شود کە کشاورزی و دامداری و باغداری و روستانشینی را ترک و بە تهران، خواە مجرد و خواە متاهل پناە آوردەاند و جلوگیری از ادامەی این روند کە علی‌الظاهر متولی ندارد و خارج از توان مدیریت و برنامەریزی شورای شهر و  شهرداری تهران است، حداقل در کوتاەمدت و حتی میان‌مدت امکان‌پذیر نمی‌باشد.

تهران و مشکلات پیشروی مدیریت شهری

این نوع مهاجرت گستردە علاوە بر اینکە تبعات اقتصادی و کالبدی خاص خود را برای شهر تهران بە دنبال داشتە و خواهد داشت، تبعات فزایندەی فرهنگی و اجتماعی را نیز بە دنبال خواهد داشت.این تبعات، بدون توجە بە ساختار فرهنگ های انباشتە شدەی مهاجرین بە شهر تهران، اخلال و آسیب های جدی بە مدیریت شهری و روند اعمال حکمروایی خوب در شورای شهر و  شهرداری و بە تبع آن، وارد خواهد نمود، چرا کە به فرمودەی علمای فن و نظریەپردازان شهرسازی و مدیریت و توسعەی  شهری نگاە تک‌بعدی و مهندسی صرف بە این مقولە، باعث جلوگیری از محقق شدن آرمان توسعەی متوازن شهری خواهد شد، و این موضوع روز بە روز وضعیت شهر تهران را بغرنجتر خواهد نمود.قطعا بە همین دلیل بوده کە قانونگزار در شورای اسلامی شهر، نهادی را بە نام کمیسیون فرهنگی و اجتماعی، و در ردیفهای بودجەای مصوب شورای برای شهرداری، بودجەها و وظایف تکلیفی در امور فرهنگی و اجتماعی و نیز در شهرداری معاونت فرهنگی و اجتماعی با سازمانها و مدیریتهای متعدد و مرتبط در زیرمجموعەی آن معاونت را تعریف کردە و علاوە بر آن در هر محلە نهاد شورایاری و مدیر محلە و ساختمانهایی بە نام سرای محلات را پیش‌بینی نمودە است.

تهران،مهاجرین؛عدم استفاده از نیروهای توانمند در مدیریت شهری

محلە چیست؟ بجز جمعی از افراد ساکن در چند کوی و برزن کە در مناطق غیرشمالی و غیرمرکزی تهران، حتما و حتما و در قالب مهاجرت های دستەجمعی از شهرها و حتی روستاهای اقصی نقاط کشور شکل گرفتە و درسایر مناطق نیز بە  صورت نیمە متمرکزتری و در هر صورت بەگونەای دیگر ، ولی نە با تفاوتهای حداکثری، شکل گرفتەاند.اگر بە ساختار شورا و شهرداری کنونی تهران نظری بیفکنیم خواهیم دید کە می‌توان گفت شهردار و شورای شهر تهران، نیز تهرانی نیستند بلکە رییس شورای شهر رفسنجانی و کرمانی، و نایب رییس شورای شهر نیز لر زبان می‌باشد و بە همین نسبت نیز روسای کمیسونها و اعضای شورا و نیز معاونین شهردار تهران و شهرداران مناطق تهران کە اخیرا و در دورەی دکتر نجفی و آقای حناچی منصوب شدەاند، از سایر اقوام و استانهای کشور، بجز مناطق کُردنشین و زاگرسی بودەاند به نحوی کە  هیچ یک از آنها از میان تهرانی هایی کە اصالتا از اهالی استانهای کُردنشین ایلام، کرمانشاە، همدان، کردستان، آذربایجانغربی باشند، انتخاب نشدەاند و این موضوع با روح قانون شهرداری و شورا و نیز اصالت اجرای اصل حکمروایی خوب و مردمسالاری بە معنای واقعی آن، اگر نگوییم مغایر است، دست کم می‌توان گفت کە سازگار نمی‌باشد.

ضرورت اجرای این امر چیست؟

در حال حاضر در شهر تهران، حدود بیست درصد از شهروندان، از مهاجرینی هستند کە از غرب کشور بە تهران آمدەاند  کە بە دلیل عدم برخورد قومیتی با مقولەی انتخابات مجلس و شورای شهر تهران، ضرورتی برای انسجام در قالب مسایل قومی را بە عنوان یک اولویت در رفتارهای انتخاباتی خود نداشتەاند بلکە حتی در دو دورەی انتخابات اخیر شورای شهر تهران و یک دورەی انتخابات اخیر مجلس تهران، کە شاهد شکل‌گیری "ائتلاف " بودیم، بازهم کُردها در سرلیست انتخاباتی خود و نیز در انتخاب لیست انتخاباتی مورد حمایت خود، قایل بە اعمال ی معیار کلی بە نام شایستەگزینی بودند و نه قومیتگرایی صرف و در لیست خود برادران و خواهرانی از اقوام فارس و ترک و لر و از جناحهای مختلف  نیز گنجاندند و به آنان رای دادند ولی با این وجود و شاید صرفا بدان دلیل کە خود نتوانستند در لیست های جناحی قرار بگیرند، از ورود بە شورا بازماندند و بە تبع آن نیز نتوانستند در انتصابات اخیر در دوران آقای نجفی، تاکنو از مدیریت ارشد تهران، بدون سهم و بهرە ماندەاند،

مدیریت قبلی شهر تهران و جایگاه زاگرسی‌ها

یادآور می‌شود کە در مدیریت قبلی شهرداری تهران، علیرغم اینکە باز هم کُردها و زاگرسی‌ها در شورای شهر تهران حضور نداشتند اما در مدیریت ارشد شهرداری تهران، کُردها و مشخصا کرمانشاهی ها، حضوری گستردە و البتە غیرجناحی و تخصصی داشتند.دو معاون شهردار تهران و پنج شهردار منطقە و دو رییس سازمان، سهمی رویایی از مدیریت ارشد شهر تهران برای کُردها در طول دوران دوازدە سالەی شهرداری تهران(دوره قالیباف) بود کە اگر چه باز هم بە نسبت جمعیت آن‌ها در تهران، جای افزایش داشت، ولیکن در هر صورت این خدمت او، جای قدردانی را برای خود محفوظ نگاە خواهد داشت.

وضعیت امروز شهرداری تهران و نیروهای توانمند 

در حال حاضر از آن خیل، صرفا یک معاون، آقای یزدانی بە عنوان معاون خدمات شهری، و دو شهردار، آقایان صفوی و قربانی، و یک رییس سازمان، آقای سنندجی، و بە عنوان منصوبین دکتر  قالیباف، باقی ماندەاند و در خیل انتصابات جدید دکتر نجفی و حناچی، تاکنون هیچ پستی، بە هیچ شهروند تهرانی کُردزبانی دادە نشدە است.بلاشک آقای نجفی و اینک حناچی و شورای شهر تهران، می‌توانند بگویند کە هیچ باوری بە تفکیک قومیتی در  تهران ندارند، اما سوال این است کە چرا فقط کسانی کە در شورا و مدیریت ارشد شهرداری لابی و حتی نسبت خویشاوندی  و قومیتی و همزبانی دارند، بە مناصب ارشد تهران دست یافتەاند؟و چرا باید تفکیک جناحی و تفکیک جنسیتی و تاکید بر انتخاب شهردار از میان بانوان را بە عنوان یک اصل پذیرفت و شورا و شهردار تهران این دو مورد را رسما اعلام و تبلیغ نماید، اما خیل بیست درصدی جمعیت تهران را نادیدە گرفت؟در حالیکە می‌دانیم زاگرس‌نشین‌ها بیشترین رای را چە در انتخابات ریاست جمهوری و چە شوراها بە اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان دادەاند.