انتشار:  دوشنبه 18 شهریور 1398  ::  15:10

سرویس کردستان

مدح و رثای امام حسین (ع) در شعر شاعران کرد/ *بهروز خیریه

سرویس کردستان- بهروز خیریه، فعال رسانه ای و فرهنگی یادداشتی در خصوص مدح و رثای امام حسین (ع) در اختیار کُرد پرس قرار داده است به این شرح:

بي شک آن چه ‌در طول تاريخ، موجب غناي ميراث فرهنگي ما شده، توجه به اعتقادات و ارزش‌هاي ديني بوده است. در اين رهگذر عشق به محمد (ص) و آل محمد از ديرباز در ميان بزرگان ما  جايگاهي خاص داشته ‌و  چون يکي از عرصه‌هاي بارز تجلي و تبلور باورهاي ديني، هنر و ادبيات است.

 اعتقادات پاک مردم ما در هنر و ادبيات اين سرزمين به شکلي بارز منعکس شده است. آن چنان که طي سال هاي سال در تعزيه‌گرداني‌ها، شبيه‌خواني‌ها، نمايش‌ها، در نطق سخنوران و در شعر شاعران، در خطبه هاي علما و مقالات نويسندگان، سيره‌ي زندگي و شهادت پر افتخار آل محمد(ص) محور اصلي موضوعات بوده است. در عرصه‌ی شعر، بهترين و زيباترين سخنان منظوم آن است که‌ با الهام از آيات کلام الله‌، احاديث نبوی، آموزه‌هاي دينی، عرفان اسلامي و زندگانی و سيره‌ی پيامبر گرامي اسلام (ص) و خاندان مطهّرش سروده ‌شده است.

در این رابطه ابیاتی که در مدح و رثای امام حسین(ع) سروده شده است، در زمرهی برجستهترین و پربارترین این اشعار می باشد. زیرا شاخص هایی چون: آزادگی امام حسین(ع)، ظلم ستیزی و نحوهی شهادت مظلومانهی ایشان بر صور خیال شاعران کُرد تأثیر گذارده و ایشان احساسات پاک خود را در قالب ابیاتی وزین بروز دادهاند.    

‌شاعران کرد - که غالباً هم اهل تسنن و شافعي مذهب بوده‌اند- همواره ديوان اشعار خود را با مدح پيامبر اسلام (ص) و خاندان مکرمش آغاز کردهاند. در این میان ماجرای غم انگیز کربلا  و شهادت امام حسین(ع) و یاران باوفایش، چنان بر اندیشهی ایشان مؤثر بوده که موجب شده در این راستا احساسات خود را در قالب ابیاتی وزین بروز دهند.

بي گمان اين گونه اشعار به حدی است که‌ گردآوری و بررسی تمامی آنها در قالب مقالهای چنین مختصر نمي گنجد. آنچه در اين مقاله می آید قطره‌اي است از دريا و برگ سبزی است که‌ تقديم شما عزیزان می کنیم.

بررسی ابیات شاعران کُرد

اشعار شاعران کُرد درمدح و رثای امام حسین (ع) را از یک دیدگاه می توان به  دو دسته تقسیم کرد. نخست اشعاری که شاعران کُرد به شکل مستقیم در مدح و رثای امام حسین (ع) سروده اند و دوم اشعاری که به انگیزه های مختلف سروده اند و در آن به دلیلی از ماجرای جانگداز کربلا یاد کرده‏اند. 

ابتدا ابیاتی از اشعار نوع اول را به عنوان نمونه در پی می آوریم و به طور مختصر بررسی می کنیم.

با بررسی شعر شاعران کرد در می یابیم که شاعران برجسته ای چون: نالی، مه حوی، مولاناخالد نقشبندی، قانع، حافی، مولوی، غریق، بیخود، شارق هرسینی، ملا پریشان دینوری، غلام رضا خان ارکوازی، سیف القضات، شیخ رضای طالبانی، ملا احمد خاکی، ترکه میر، حه مدی صاحب قران، جوهری، مینه جاف، دبیر، منوچهر خان کولیوند،سید حسن سورینی، فقیه قادر همه وند، الله مراد هرسینی، شامی کرماشانی، مجدی و گلشن کردستانی در این میدان به شایستگی داد سخن دادهاند.

لذا در این بخش نمونه هایی از این گونه اشعار شاعران کرد را به اجمال مورد بررسی قرار می دهیم.       

مولوی تاوه گویزی (1221- 1300ه.ق)شاعر عالم و مجتهد کرد شافعی مذهب در کتاب «العقیده المرضیه» که به لهجه ی اردلانی است، در مدح اهل بیت پیامبر(ص)  سنگ تمام گذاشته و در ابیاتی زیبا به مدح حسنين(عليهم السلام) پرداخته است. وی در بخشی از اشعار زیبایش می فرماید:  

«ئه‌ولاد که‌ئه‌ولا و فه‌زڵی جه‌لی بوو

ئه‌ولا تاج له‌ولا ئه‌م لا عه‌لی بوو

 نواندی ئه‌و ساف که‌ماڵی ئه‌سڵهین

ئاینه‌که‌ی ساف «حهسه ن و حسهین»

ئه‌خلاقی «حه سه ن» نایێته ‌ته‌قریر

زوان کام که‌لام؟ خامه‌کام ته‌حریر؟» ( مولوی، 1407:  79 الی81)

او در ادامه ی این شعر زیبا می گوید: ترکیب «ذبح عظیم»  که در آیه ی یک صد و هفتم سورهی مبارک صافات آمده است در شأن حضرت امام حسین(ع) است:

« (قالَ واصِفاً حَضرَتُ العَليم)

(وَ فَدَيناهُ‌ بِذَبحٍ عَظيم)

ئه‌لَبه ت ئه‌و زیبحه ‌حسه ین بوو رِاسه

ئه‌سفیا هه‌رچی ده‌فه‌رموون واسه

په‌ز ئه‌رچی چرای ڕه‌وزه‌ی نه‌عیم بێ

ده‌شێ بۆچ لایه‌ق وه‌سف عه‌زیم بێ» ( مولوی، 1407:  79 الی81)

ماموستا قانع مریوانی (1318- 1358ه.ق) شاعر پرآوازهی کرد نیز در ابیات مختلفی به مدح و ثنای پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت مکرم ایشان پرداخته، چنانکه در یکی از اشعار مشهورش با مطلع:

«یا موحه‌ممه‌د لێو به بارو دڵ به بریانم مه‌که

ئه‌ی ره‌ئیسی هه‌ردوو دنیا دیده‌ گریانم مه‌که » ( قانع،1970: 41) 

پس از نعت پيامبر (ص)، آل طاهرين را شفيع قرار داده است و خوش می سراید:

«تۆ که‌لیم و ته‌کیه‌گاهت عه‌رشی عا‌له‌م میسلی توور

قابی قوسه‌ینێ له ‌به ینا ما به تێکه‌ڵ نوور و نوور

باعیسی ته‌زئینی قه‌سرو جه‌ننه‌ت و سیمایی حوور

رۆژی مه‌حشه‌ر چۆن به باری نه‌گبه‌ته‌ۆ بێم بۆ حوزور؟

سا له‌به ر خاتر حسه‌ینت دڵ په‌رێشانم مه‌که»   (همان)

شیخ محمد سمیرانی مشهور به «حافي»(1241- 1322ه.ق) نیز در يکي از اشعارش در بخشي ازکتاب «نظم المحاسن» ضمن بر شمردن فضائل پيامبر بزرگ اسلام (ص)، پس از مدح خلفاي راشدين، در مورد حضرت علي (ع) و حضرت فاطمه ‌ي زهرا (س) و حسنين (ع) چنين نغمه‌ سر مي دهد:

«پس عـــلي مرتضــي زوج بتـــول                        شــــد مدار از وحدت و شرع رسول

نور علم و زهــــد و ورع و انقطاع                          زو چوشمس انداخت در عالم شعاع

ليک شد بر وي زمستان اين جهان                          از خوارج وز گـــــــــــروه‌ياغيان 

نهب زد قهرش بر ايشــان برف وار                        قتل از ايشـان کــرد جمعي بي شمار

بعد رحلت کـــردن آن  نور عيـــن                           مقتدي آمد حســـن ديگــــر حســـين

.......................................................................................................

باز آن شـــــــــــهزادگان مفتخر                            هر دو از زهــــــــــر قضا تيغ قدر

با جفا و جــــــور اعــــوان يزيد                            عاقبت گشــــتند  مظلوم و شهـيد

رستخيز آمد زمين از هـــجرشان                            آسمان از غم بر ايشان خون فشان» (حافی، 1380: 125.)

اما شیخ رضای طالبانی (1253- 1327ه.ق)شاعر برجسته ی کرد سه قطعه شعر فارسی در مدح و رثای امام حسین و آل علی (ع) دارد که به راستی خود به تنهایی برای معرفی جایگاه و مقام ادبی هر شاعری کافی است. سال هاست این ابیات در مجالس مذهبی و زورخانه ها خوانده می شود وشاید بسیاری ندانند شاعر این ابیات گهربار شیخ رضای طالبانی است. وی در ماتم آل علی خوش می سراید که:  

«در ماتم آل علي (ع) خون هم چو دريا مي رود

تيغ است و بر سر مي زند دست است و بالا مي رود

از عشق آل بوالحسن (ع) اين بر سر و آن سينه‌ زن

داد و فغان مرد و زن تا عرش اعلي مي رود

پيراهن شمع خدا يعني حسين و مجتبي (ع)

جان ها همی گردد فدا سرها به يغما مي رود» ( طالبانی، 1949: 117 و 118)

شیخ رضا درقطعه شعرزیبای دیگری در مورد عاشقان راستین امام حسین(ع) می فرماید:

«لافت از عشق حسين (ع) است و سرت بر گردن است

عشق‌بازي سر به ميدان وفا افکندن است

گر هوا خواه حسينی ترک سر کن چون حسين (ع)

شرط اين ميدان به خون خويش بازي کردن است» (همان)

 ملک الکلام مجدي: ميرزا عبدالمجيد متخلص به «مجدي» (‌1268 - 1344 ه‌.ق ) نیزدر رثا‌ي ‌حضرت امام حسين(ع) شعر زيبايي سروده است که‌ چند بیت از آن رادر این بخش میآوریم:

«اي توتياي ديده‌ ي جان خاک پای تو

برتر زعرش بارگاه‌ کبريای تو

در رستخيز خون جگر بر زمين چکد

ز آن شاخ گل که ‌بر دمد از نينوای تو

کردی به راه ‌دوست تن و جان خود فدا

بادا هزار جان گرامی فدای تو

در بحر رحمت است شناور هر آن کسی

يک قطره‌ اشک ريزد اندر عزای تو» (خیریه،1390 :67)

ميرزا محمد ملقب به «سعيد ديوان» و متخلص به جوهری فرزند ميرزا حسن صندوق دار سنندجی، (1259 ه‌.ش – 1336 ه.ش) قطعه شعر زیبایی در مرثيه‌ی ‌امام حسين (ع) و شرح واقعه‌ی ‌کربلا سروده، که چند بیت از آن را به عنوان نمونه تقدیم شما می کنیم:

«باز اين چه ‌شيون است و چه ‌زاريست در جهان

کز ديده‌ ی سپهر بود جوی خون روان

باز اين چه‌ماتم است که‌اندر ظهور او

در گريه ‌چشم پير و بنالد دل جوان

باز اين چه‌شورش است و چه‌ماتم که‌ صبح و شام

از مهر و ماه ‌اشک فرو ريزد آسمان

باز اين چه ‌نوحه ‌و چه‌فغان و چه ‌ماتم است

که ‌از آب چشم چرخ روان رود کهکشان

بهر عزای آل رسول خدا، حسين (ع)

شاه ‌ عرب امام عجم نور مشرقين

در ماتم حبيب خدا زاده‌ي بتول

ای سينه ‌آه ‌سر کن و ای ديده‌ خون ببار»(همان)

 

سيد محمد باقر حيرت سجادي ( 1294 ه‌.ق – ا134)  ش ) عشق و علاقه ‌به خاندان جدّ اطهرش را چنین بیان کرده است:

«ای مظهر جمال حق اي حضرت حسين (ع)

ای نقد عشق خاک تو بر کائنات دين

ای آن که ‌بارگاه‌تو چون همت رسول

برتر ز وهم بي خرد بعد مشرقين

در ذات تست هرچه ‌بخواهي مگر که‌ عجز

زاوصاف تست هر چه ‌بخواهي مگر که ‌مين

بهر شهادت تو شهادت ز جان بسی

بر عرصه‌ی  خيال برانداخت کعبتين

از استماع قصه‌ی تو درب نينوا

يابد مذاق خلق به هر حين طعم حين» (خیریه، 1390 :289)

 

حه مدی صاحبقران (تولد 1293 ه.ق) احمد فرزند فتاح بگ صاحبقران ملقب به «حمدي» از شاعران به نام کرد در قطعه شعری کردی اینگونه ارادت خود را به امام حسین(ع) و اهل بیت مکرم پیامبر اسلام(ص) ابراز کرده است.

«شمري مه‌که ‌حه‌مدي ئه‌مه ‌باسي حه‌سه‌نه‌ينه

دوو چاوي عه‌لي جه‌رگي (رَسُولُ الثَقَلَين)ه...

دوو چاوي عه لي و فاتيمه ‌بوون به‌لَکوو زياتر

به خوا ئه‌وي باوه‌رِيه، ده‌لَيَ عه‌يني دووعه‌ينه ...

من هه‌رچي بلَيَم نه‌قسه ‌له ‌وه‌سفي حه‌سه‌نه‌ينا

دوژمن که‌بلَيَ واريسي ته‌ختي حه‌ره‌مه‌ينه» (خیریه، 1389: 294)

 

حمدی در این ابیات که بخشی از یکی از اشعار زیبای اوست می گوید:

حمديا: شمر گونه‌عمل نکن، زيرا بحث توصيف حسن و حسين (عليهما السلام) است که ‌هر دو نور چشمان علي (ع) و جگر گوشه‌ي پيامبر (ص) رسول جنّ و انس بودند.

  آنان نور دو ديده‌ ی علي (ع) و فاطمه ‌(س) بودند- بلکه ‌بيشتر- سوگند به خدا کسی که‌ اعتقاد دارد، می گويد آنان همانند دو چشم بينا بودند. من هر چه‌گويم در شأن آن دو ناقص و نارسا خواهد بود. بزرگي و فضيلت آنان به گونهای است كه دشمن نيز بدان اعتراف میکند و شأن آنان مي گويد وارث حرمين هستند.

قصیده استاد عبدالمجید  ملک الکلام مجدی سقزی، شاعر و نویسنده و خوشنویس برجسته عصر قاجار در وصف حضرت امام حسین(ع(

ای توتیای دیده جان، خاک پای تو

برتر ز عرش، بارگه کبریای تو

تا رستخیز خون جگر بر زمین چکد

زان شاخ گل که بردمد از نینوای تو

کردی به راه دوست تن و جان فدا

بادا هزار جان گرامی فدای تو

در بحر رحمت است شناور هر آن کسی

یک قطره اشک ریزد اندر عزای تو

ذات تو هست معنی قرآن و ز اهل کین

چون پاره پاره صفحه قرآن، قبای تو

می خواست در زمانه کند محشر آشکار

روز نبرد بازوی معجزنمای تو

عهد الست آمد و تسلیم عرضه کرد

تا جان نثار دوست نماید وفای تو

تو تشنه، جان سپردی و آب فرات هم

بود از تو تشنه تر به لب جانفزای تو

بودند بی خبر که بقا در ولای توست

قومی که خواستند به گیتی، فنای تو

 رنجی که قاتلان ترا هست روز حشر

امروز مر مراست ز هجر لقای تو

رحمی کن و ز لطف مرا سوی خویش خوان

زان پیشتر که جان دهم اندر ولای تو

  بخش دوم- اشعاری که در آن شاعران کرد به طور غیر مستقیم به واقعهی جانگدار کربلا اشاره کردهاند.

مولوی تاوه گویزی(1221- 1300ه.ق) شاعر بی بدیل کرد هنگام مرگ همسرش در قطعه شعری از  واقعه‏ی کربلا یاد کرده و احوال غمگین و پر ملال خود را به احوال اسیران کربلا تشبیه نموده است و می گوید: او را یزید مرگ همراه برده است و من نیز اسیر ابن زیاد غم و اندوه هستم. وی بدین شیوه مرگ را به «یزید» و غم و اندوهی که او را فرا گرفته به «ابن زیاد» - که بازماندگان واقعه ی کربلا را به اسارت گرفت- تشبیه کرده است. مولوی در نهایت در این قطعه ی حزین می گوید: وای بر من! راستی فردا که روز موعود  (رستاخیز)  فرا خواهد رسید تو گویی من نیز چون امام حسین(ع) سرم کجا و تنم در کجا خواهد بود؟  

«شوورای عاشووران دیسان به زمش به ست

موحه‌رِره‌م ئاما مه‌حره‌م شی نه‌ده‌ست

ئه‌و خه‌ریک نه‌چۆڵ شاری عه‌ده‌مدا

من نه ‌که‌ربه لای سارای ماته‌م دا

ئه‌و« یه‌زید» مه‌رگ وه‌ئه‌سیر به‌رده

من زاده‌ی زیاد، خه‌م یه‌قیر که‌رده

 بازاڕه‌ن واده‌ی مامه‌ڵه‌ن ساقی

هه‌ی بگره‌ فانی، وه‌ی بده‌ر باقی

 ڕۆ حسه ین ئاسا فه‌ردا که ڕۆ بۆ

داخوم سه‌ر جه‌کۆ لاشه‌م جه‌کۆ بۆ»  (مولوی کرد،1961: 341- 340)

مه حوی(1246- 1324ه.ق) عارف راز آشنا نیز در این بیت فارسی به واقعه ی کربلا اشاره کرده ‌و آمدن يار را هم چون رفتن بزرگي به زيارت کربلا تشبيه‌کرده ‌است:

«کرد او گذر به خاک من خفته‌ در بلا        شاه ‌ آمد از براي زيارت به کربلا» ( مه‌حوی، 1367: 16)

 

همچنین محوی دربيتی ملمع که‌ کردي و ترکي است، با اشاره‌ به ماجراي کربلا و شهداي آن واقعه می گويد، يار چو کشتار خانه‌ي عاشقان را ديد گفت:«من نخستين يزيد هستم و اين جا کربلاي مکرر است»:

«تورکی من کوشتار خانه‌ی عاشقانی دی وتی:   

من بیرنجی بیر یه زید، ئێره ‌ئیکینجی کربلا» ( مه‌حوی، 1367: 16)

و ملا خدر نالی(1215- 1273ه.ق) شاعر خوش قریحه و نازک خیال کرد نیز اینچنین به واقعه ی کربلا اشاره کرده است:

هه موو رۆژم دوعایه داخۆ که ی بێ       به تیرێکم شه هیدی که‌ربه‌لا که‌ی

(نالی، 1961: 49)

 

این ابیات تنها نمونههای کوچکی بود از اشعاری که شاعران کرد در سوگ و رثای حضرت امام حسین(ع) سرودهاند. همچنان که در آغاز گفتیم تعداد این ابیات به حدی است که نه تنها در یک مقاله، بلکه شرح آن ها در چند دفتر هم نمی گنجد. لذا برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب به همین مقدار بسنده می کنیم.

فهرست منابع

1- تاوه‌گويزی، سيد عبدالرحيم،(مولوي کرد)،  1407، عقيده‌ي مرضيه، به کوشش ملا عبدالکريم مدرس، چاپ اول، بغداد، الخلود، 1407 ه.ق.

2- تاوه‌گويزی، سيد عبدالرحيم، (مولوي کرد)، 1961 م. ديوان مولوي، به کوشش ملا عبدالکريم مدرس، چاپ اول، بغداد، النجاع،

3- خیریه، بهروز، 1389، اهل بیت پیامبر در شعر شاعران کرد، انتشارات کتاب فردا، قم. 

4- سمرانی، شیخ محمد، 1380، دیوان اشعار، به کوشش ارسلان شریعتی، نشر تافگه، سنندج.

5- سلطاني، محمد علي، 1369، حديقه‌ي سلطاني، با نظارت عبدالرحمن شرفکندي و ...، جلد دوم، چاپ اول، اروميه، صلاح الدين ايوبي.

6- طالباني، شيخ رضا، 1949 م، ديوان اشعار، به کوشش علي طالبانی، چاپ اول، بغداد، معارف.

7- قانع، محمد، 1970،گولاله‌ي مريوان، به کوشش وريا قانع، چاپ چاپخانه‌ي راپه‌رين، سليمانيه،  چاپ دوم.

8- محوي، محمد، 1367، ديوان اشعار، به کوشش ملا عبدالکريم مدرس، انتشارات صلاح الدين ايوبي.

9- نالی، ملا خدری احمدی شاویسی، 1364، به کوشش ملا عبدالکریم مدرس، انتشارات صلاح الدین ایوبی، سنندج. 

behrooz.kheirieh@yahoo.com*