انتشار:  دوشنبه 22 بهمن 1397  ::  19:33

سرویس آذربايجان غربي

با نگاهی به وضعیت مشاوره مدیریتی در مهاباد؛

مدیران همه چیز را از همه بهتر نمی دانند/ یوسف نادری

سرویس آذربایجان غربی- اینکه مشاوره را فقط برای دانش آموز  و ازدواج کردن ومشکلات شخصی تجویز کنیم و درهمین موارد هم فرهنگ استفاده از مشاور را رعایت نکنیم و صرفا رفع تکلیف کنیم کار معمولی ومرسوم است.

اگر تعریف مدیریت کارکردن بوسیله دیگران است تا نیل به هدف با توجه به وظایف چندگانه ای که یک مدیر دارد واقعا به عنوان یک مدیر تمامی کارهای که در زیر مجموعه ما قرار دارد و ما مدیریتش میکنیم را اشرافیت و تخصص داریم که نه از زیر دست سوالی می پرسیم و نه حاضر به گرفتن چند مشاوراز خارج سازمان هستیم.

برای مدعای قضیه تمامی مدیران ادارات سطح شهرستان مهاباد را جمع کنیم از هرکدامشان بپرسیم اخرین کتاب مدیریتی که خواندید کی بوده چند ساعت اموزش مدیریتی راجع به کارتون دیدید. چند مشاور در حوزه های مختلف در داخل و خارج سازمان به صورت غیر رسمی و رسمی  دارید و چقد ر به حرف مشاورین زبده خود گوش می دهید.

ازآنها تعریف بومی مدیریت را بپرسیم. برنامه ای که روز اول مدیر شدید چه چیزی  بود و چقدر پیشرفت داشتید؟

نود درصد مدیران بدون هیچ برنامه مدونی پست میگیرند و اکثرا برنامه های ارایه شده هم عملیاتی نیست و زمان پایانی برای برنامه ها تعیین نمی شود چون ما تابحال شاهد نبودیم مدیری استعفایش را پایان برنامه خود اعلام بدارد. کدام یک از مدیران حاضرهستند پنج نفر اصلح را برای جای خود به مدیرکل خود ارجاع بدهند و استعفای خود را الحاق کنند؟! به عقیده شما چند نفر صحه می گذارند از بانکها گرفته تا ادارات خدمات رسان و دانشگاهی و اموزشی... چرا گرفتن مشاوران داخل و سازمان را تبدیل به فرهنگی نکنیم و از تعدد افکار برای بهبود حوزه خدمتی خود بهره نجوییم!

ایا یک مدیر تمامی تخصصهای وابسته به مدیریت از جمله حقوق حسابرسی، مدیریت مذاکره و سخنرانی حرفه ای رسانه و ارتباطات برنامه ریزی سازماندهی تصمیم گیری هدایت و رهبری و مسایل مالی  مسایل انگیزشی را دارا است؟ اگر اینطور راست چرا زمان امدن و رفتن ما سازمان تغییر چشم گیری صرفا توسط شما نکرده است .

اگر به وضوح می بینیم کارمندان کارخود را درست انجام نمی دهند یا تا حضور ما و با قدرت مافوق کار می کنند و در عدم حضور ما هیچ کاری صورت نمی گیرد، این نشان می دهد ما سیستم خوبی نچیدیدم و باید با کمک مشاور زبده از ان بهره جوییم.

اگر ارباب رجوع های ناراضی ما زیاد هستند اگر امارو ارقام ما بوی مجازی می دهند و واقعی نیستند یعنی تفویض اختیار کافی نداشتیم چرا از مشاوره بهره نجوییم؟ در سازمانهای نیازمند درآمد، اگر شاهدیم درامدی نداریم وهزینه ها سر به فلک کشیده است چرا مشاورینی در حوزه کسب وکار نگیریم شاید راهی باشد و ما مطالعه نکردیم.

هستند جوانانی که دوست دارند با شما حتی رایگان هم کار کنند شاید رزومه و تجربه ای بر انها باشد. واقعا کدامیک از مدیران شهرستان ازبالاترین سطح گرفته تا پایبن ترین لایه اگهی در رسانه ها درج کردند جوانانی را برای مشاوره به مصاحبه دعوت کردند و انها استقبال نکردند. ازاینکه مسولیت پیش آید یا ادعای مالی شود نهراسید مطمنا راهکار دارد مهم اینه که بر غرور همه چیز دانی پا گذاشته شود و این دیوار بین مردم و مسولین را بشکنید شاید گره حل مشکلات ما همین موارد باشد.

معنای خدمت کردن این نیست که چراغ خاموش هرکاری را با دستور خودمان انجام دهیم بلکه بسیج منابع و خدمت اثربخش تعریف بهتر مدیریت است و این کار به تنهای و صرفا دستورالعملی انجام نخواهد شد

از اینکه افراد قوی تر و زبده تر از خود را برای مشاوره داشته باشیم نگران نباشیم.