انتشار:  چهارشنبه 23 مرداد 1398  ::  10:12

سرویس سوریه

کردها و عرب ها؛ جنگ قدرت یا تقسیم قدرت در شمال سوریه؟

سرویس سوریه – این یادداشت که در اصل با هدف روشنگری دربارۀ وضعیت توزیع قدرت در شمال و شرق سوریه میان گروه های مختلف قومی نوشته شده است، اطلاعات مفیدی دربارۀ نحوۀ ادارۀ مناطق تحت کنترل مدیریت خودگردان شمال و شرق سوریه با همکاری کردها و عرب های منطقه به دست می دهد.

پیروزی ارتش دموکراتیک سوریه بر خلافت دولت اسلامی عراق و شام (داعش) در ماه مارس امسال، به کنترل مؤثر یک سوم قلمرو سوریه توسط ارتش دموکراتیک منتهی شده است. این محدوده که 20 هزار و 698 مایل مربع از مناطق شمالی و شمال شرقی سوریه را در بر می گیرد، تقریباً به اندازۀ ایالت ویرجینیای غربی، یا سه برابر کشور کویت وسعت دارد. حدود پنج میلیون تن در این منطقه زندگی می کنند، که عبارتند از عرب ها، کردها، مسیحیان سریانی، آشوری و چالدی، و همچنین ایزدی ها و ترکمن ها. حفظ ثبات و بازسازی این منطقۀ وسیع و پر از تنوع حتی از شکست دادن داعش هم دشوارتر است.

دشواری ها بسیارند. [حکومت رئیس جمهور سوریه بشار] اسد همچنان از دادن هر گونه امتیازی به این منطقه خودداری می کند، اگر چه نیروهایش بیش از هفت سال پیش کنترل مناطق شمالی را از دست داده اند. [رئیس جمهور ترکیه رجب طیب] اردوغان نیز همچنان تهدید به حملۀ نظامی می کند. هسته های خفتۀ داعش مکرراً دست به حملاتی می زنند. و کشورهای بسیاری از پس گرفتن شهروندانشان که به اختیار خود به داعش پیوسته اند امتناع می کنند و مدیریت خودگردان [شمال و شرق سوریه] را ناچار کرده اند برای مدت نا معلومی هزاران ستیزه جوی خارجی داعش را تغذیه و نگهداری کند.

با توجه به بزرگی ابعاد چالش ها و حساسیت موقعیت، تعیین و اجرای دقیق سیاست های ایالات متحده در این نقطۀ عطف تاریخی از اهمیت زیادی برخوردار است. اخیراً تحلیل گرانی این پرسش را مطرح کرده اند که آیا مدیریت خودگردان قادر است به نحوی کارآمد منطقه را اداره کند؟ الیزابت تسورکوف و عصام الحسن در یادداشتی با عنوان «نبرد قدرت میان کرد و عرب در شمال شرقی سوریه» نوشته اند که کردها مایل نیستند در قدرت با همتایان عرب خود شریک شوند، ارتش دموکراتیک سوریه نمی تواند با سیاست عشیره ای کنار بیاید، و مدیریت خودگردان نه توسط متخصصان با تجربه، بلکه از سوی کادرهای ایدئولوژیک هدایت می شود. ما، بر اساس پژوهش های گستردۀ خود در شمال شرقی سوریه، معتقدیم این اظهارات در بهترین حالت تنها یک درک سطحی از واقعیت میدانی به دست می دهند و، اگر بدبینانه نگاه کنیم، به جای ارائۀ تحلیلی منصفانه از تنش های موجود، به طور بالقوه، تنش ها را تشدید می کنند. نویسندگان این یادداشت در پایان پیشنهاد می کنند ائتلاف جهانی – که هفتاد عضو دارد – از نفوذ خود برای ایجاد «مدیریت خودگردان واقعی» استفاده کنند. ما موافقیم که ائتلاف باید حمایت خود را از مدیریت خودگردان افزایش داد. فراهم کردن کمک مؤثر مستلزم یک تحلیل منسجم است، به نحوی که بتواند پیچیدگی موجود را توضیح دهد.

تسورکوف و الحسن به نقل از منابعی بدون نام ادعا کرده اند که برخی از فرماندهان ارتش دموکراتیک سوریه معتقدند عرب ها «عمیقاً عشیره گرا، مستعد درگیری داخلی، فاقد پایبندی و غیر قابل اعتمادند.» علی رغم این که عرب ها، کردها و مسیحیان دوشادوش هم برای شکست داعش مبارزه کرده اند، آنها چنین ادعایی را مطرح می کنند. برآورد می شود حدود یازده هزار عضو ارتش دموکراتیک در این مبارزه کشته شده و در کنار هم در گورستان های منطقه دفن شده اند.

نیروهای یگان های مدافع خلق (YPG) در کل جریان این درگیری ها با گروه های مسلح کاملاً عرب یا عمدتاً عرب همکاری کرده اند. YPG دست کم از سال 2012 و هنگام نبرد برای کنترل شهر سرکانی (رأس العین) در کنار مرز ترکیه، فعالانه عرب ها را به عضویت پذیرفته است. این تلاش چند سال پیش از ایجاد ارتش دموکراتیک سوریه (در اکتبر 2015) آغاز شد. علاوه بر این، عرب ها حتی پس از شکست خلافت داعش در ماه مارس، همچنان به عضویت ارتش دموکراتیک در می آیند. در حال حاضر دست کم نیمی از مبارزان ارتش دموکراتیک را عرب ها تشکیل می دهند. تعدادی از فرماندهان مناطق نیز عرب هستند، اما فرماندهی عالی این گروه هنوز در دست کردها است. این امر تا حدی به این خاطر است که ابتدا کردها بودند که فرماندهی مبارزه با داعش را که از کوبانی آغاز شد، به دست گرفتند. افرادی در دیرالزور که بالقوه می توانستند نبرد با داعش را رهبری کنند، یا گریختند یا به داعش پیوستند. در نتیجه، فقدان رهبری محلی به وجود آمد که اینک ارتش دموکراتیک تلاش می کند با ایجاد آکادمی های آموزش نظامی این مشکل را بر طرف کند. فرمانده فعلی شورای نظامی دیرالزور، ابو خوله، یک عرب است که هدایت چهار هزار مبارزه را به عهده دارد. با وجود این، فرماندۀ کل منطقۀ شرق، چیا فرات، یک کرد است. همۀ فرماندهان ارشد و فرماندهان گردان ها در منطقۀ دیر الزور عرب هستند، البته تعدادی فرمانده کرد نیز با آنها همکاری می کنند.

حساسیت های میان کرد و عرب

بر خلاف آنچه نویسندگان یادداشت نام برده ادعا می کنند، رهبران کرد اغلب نسبت به دغدغه های اعراب حساس بوده اند. تا حدی که نام تشکل ادارۀ منطقه در پاسخ به این حساسیت ها تغییر کرد. در ماه دسامبر 2016 واژۀ کردی «روژاوا» حذف شد و شمال سوریه به جای آن نشست، که موجب خشم بسیاری از ناسیونالیست های کرد شد. گذشته از این، برخی از ساکنان عرب منطقه که توسط حکومت [رئیس جمهور پیشین سوریه حافظ] اسد در سال های دهۀ 1970 در استان حسکه اسکان داده شده بودند تا در روستاها به جای کردها ساکن شوند، به آنها اجازه داده شد در این منطقه بمانند.

در سال 2018 سیستم فدرال ملغی شد و مرکز مدیریت یا پایتخت از قامیشلو به شهر عرب نشین عین عیسی منتقل شد. لوگوی رسمی مدیریت به زبان های عربی، کردی، سریانی و ترکی است. ساختمان های مهم توسط نیروهای امنیتی عرب و کرد محافظت می شوند. مدیریت خودگردان برنامۀ آموزشی را اصلاح کرده و ایدئولوژی بعث را از آن حذف کرده است. معارضان سوری نیز در مناطق تحت کنترل خود چنین کرده و برنامۀ آموزشی بعث را اصلاح کرده اند.

اگر کردها، چنان که نویسندگان یادداشت ادعا می کنند، به عرب ها اعتماد ندارند چرا مرکز اداری را به یک شهر عرب نشین منتقل کردند، فعالانه عرب ها را به عضویت ارتش دموکراتیک سوریه می پذیرند، و نیروهای امنیتی عرب استخدام می کنند تا، حتی در شهرهای عمدتاً کردنشین، از ابنیه و اماکن حساس محافظت کنند؟ در مقابل، معارضان سوری تا امروز نیز نپذیرفته اند که واژۀ «عربی» را از «جمهوری عربی سوریه» حذف کنند و بدین وسیله ایدئولوژی بعث را حفظ کرده اند که نه تنها غیر عرب های ساکن سوریه را به حاشیه رانده، بلکه حتی وجود آنها را انکار می کند.

سیاست عشیره ای

اگر چه در یادداشت مذکور ارتش دموکراتیک به نقل از یک رهبر عشیرۀ ناشناس متهم می شود به این که مشخصۀ عشیره ای دیرالزور را درک نمی کند، دکتر حیان دخان استدلال می کند که ارتش دموکراتیک در مقایسه با حکومت های ترکیه و سوریه در تعامل با قبایل موفق تر بوده است. روز 3 می 2019 مجلس دموکراتیک سوریه یک نشست برگزار کرد که حدود پنج هزار تن از زعمای شصت قبیلۀ سوریه در آن شرکت کرده بودند. حتی پیش از تشکیل ارتش دموکراتیک، YPG از اوائل سال 2013 با قبایل شمار، جبور، امسایل و شعرابیه همکاری کرده و از آنها نیرو گرفته است. شورای نظامی دیرالزور عمدتاً متشکل از مبارزانی از قبیلۀ الشیعطات است.

کردهای سوریه چندین دهه قربانی انواع مجازات ها و تعذیب های جمعی متعدد بوده اند: حافظ اسد صدها هزار کرد را از حق شهروندی محروم کرد، داعش فتوا صادر کرد که همۀ کردها رقه را ترک کنند زیرا YPG با ائتلاف همکاری می کند، و ترکیه با توسل به زور کردها را از خانه های خود در عفرین بیرون راند. به رغم این تاریخ تنبیه دسته جمعی، کردها دست به اقدامات تلافی جویانه یا تنبیه دسته جمعی دیگران نمی زنند. ارتش دموکراتیک نیز اجازه نمی دهد برخی قبایل عرب دیرالزور نسبت به قبایل دیگر که آنها را به خاطر همکاری با داعش گناهکار می دانند، دست به مجازات جمعی بزنند. دلیل این که ارتش دموکراتیک نقش مبارزان قبیلۀ الشیعطات را در عملیات باغوز محدود کرد همین بود، چرا که داعش در سال 2014 صدها تن از اعضای این قبیله را قتل عام کرده بود. در ماه جولای اعضای این قبیله یک تن را که به کشتن یکی از خویشاوندان آنها اعتراف کرده بود به قتل رساندند؛ رویدادی که ارتش دموکراتیک نتوانست مانع آن شود.

کادرها

دربارۀ نقش کادرهای حزب کارگران کردستان (PKK) نیز در مقاله مبالغه شده است. از سال 2011 کادرهای [حزب اتحاد دموکراتیک] PYD روند تأسیس مدیریت خودگردان را هدایت کرده اند. بسیاری از آنها بومی سوریه هستند و نه در [پایگاه اصلی PKK در شمال کردستان عراق در کوهستان] قندیل آموزش دیده اند و نه هرگز در جنگ های گریلایی شرکت داشته اند. آکادمی های جدیدی برای آموزش، چنان که خود می گویند، «کادرهای محلی» افتتاح شده است. نظام کمونی تنها توسط کادرها مدیریت نمی شود، بلکه کردها و عرب های بومی نیز که به سیستم جدید علاقه دارند، در این امر مشارکت می کنند.

شورای قانون گذاری دیرالزور به تنهایی 300 عضو دارد که هیچ یک از آنان کرد نیستند، همه اهل دیرالزور بوده و توسط قبایل بومی انتخاب شده اند. این شورا پس از ماه ها دیدار و نشست میان جوامع محلی، از جمله دو کنفدراسیون عشیره ای اصلی منطقه، در شرایطی که نبرد نظامی شدیدی علیه استحکامات داعش در جریان بود، در یک کنفرانس عمومی تشکیل شد.

اگر چه تسورکوف و الحسن کادرها را به عنوان بیگانگانی معرفی می کنند که با منطقه آشنایی ندارند، نمونه های بسیاری وجود دارد که کادرها با موفقیت در درگیری ها میانجیگری کرده اند. برای مثال، در ماه ژوئن 2019 میان قبایل البو جمیل و البو فریو یک درگیری روی داد که 36 ساعت به طول انجامید و پس از وساطت قبایل و ارتش دموکراتیک حل و فصل شد. وقتی دیرالزور توسط دسته های شورشی اداره می شد، آنها نمی توانستند از تصرف بخش هایی از منطقه توسط گروه های شورشی رقیب جلوگیری کنند. بدون ارتش دموکراتیک این خطر وجود دارد که گروه های جهادی مانند هیأت تحریر الشام و داعش بتوانند به دیرالزور باز گردند. در ادلب گروه های شورشی نمی توانند در مقابل سلطۀ تحریر الشام مقاومت کنند.

ترکیه نیز در مناطق تحت کنترل خود نمی تواند از درگیری میان شورشیان جلوگیری کند. به عنوان مثال، سال گذشته در الباب گروه احرار الشرقیه که ریشه در منطقۀ دیرالزور دارد با گروه های دیگر حاضر در آنجا درگیر شد. در اوت 2017 این گروه سربازان آمریکایی را تهدید کرد. باز گرداندن چنین گروه هایی به دیرالزور، برای آنجا ثبات بیشتر به ارمغان نمی آورد. با توجه به تعداد گروه های رقیب حاضر در میدان، یک ساختار فرماندهی مرکزی – که ارتش دموکراتیک علی رغم گسترش و انطباق آن با شرایط محلی توانسته آن را حفظ کند – کاملاً ضروری است.

آموزش

نویسندگان استدلال می کنند که تحصیل کردگان به دلایل سیاسی از پیوستن به مدیریت خودگردان خودداری می کنند. آنها به انگیزه های اقتصادی همچون تفاوت دستمزدها اشاره نمی کنند. اگرچه دستمزدی که مدیریت خودگردان پرداخت می کند، بیش از دستمزد حکومت ترکیه و سوریه در بخش های مشابه است، بسیاری ترجیح می دهند برای سازمان های غیر دولتی (NGO ها) یا بخش خصوصی کار کنند چون حقوق بیشتری می پردازند. برای مثال کارمندان مدیریت خودگردان ماهانه بین 100 تا 350 دلار حقوق می گیرند، اما NGO ها ماهانه بین 500 تا 2100 دلار دستمزد می پردازند.

علی رغم این دشواری ها، مدیریت خودگردان پرسنل بسیاری دارد که دارای مدرک دانشگاهی بوده و سال ها تجربۀ حرفه ای دارند. ریاست مشترک شورای مدنی دیرالزور به عهدۀ دکتر غسان الیوسف، Ph.D در اقتصاد، و لیلا حسن است که مدرک ادبیات عرب دارد. ما در سفری به دیرالزور در ماه مارس با تعدادی از اعضای مدیریت خودگردان دیدار کردیم. ما همراه با یک پزشک، دکتر حسام العلی، که به عنوان رئیس بخش خدمات بهداشتی و درمانی دیرالزور با مدیریت خودگردان همکاری می کند، از یک بیمارستان دیدار کردیم. همچنین، همراه با کمال موسی رئیس بخش آموزش از یک مدرسه بازدید کردیم. برایمان دشوار بود که از حرفه ای گری و عزم جزم آنها برای بازسازی مدارس و بیمارستان هایشان، علی رغم تهدیدهای مداوم و کمک ناچیز خارجی، متأثر نشویم. دیگر اعضای شورای مدنی دیرالزور عبارتند از طارق رشید رئیس امور بشر دوستانه، سعید السعید رئیس کمیتۀ قضایی، که هر دو حقوق دان هستند، و جهاد لیگی رئیس خدمات شهری که یک مهندس راه و ساختمان است. آنها علی رغم تهدید شدن به مرگ از سوی داعش، سوریه و ترکیه، برای مدیریت خودگردان کار می کنند. از این رو، این بحث که مدیریت خودگردان متخصصان تحصیل کرده را به خدمت نمی گیرد یا در اختیار ندارد، دور از واقعیت است.

نتیجه گیری

مدیریت خودگردان شمال شرقی سوریه یک پروژۀ ناتمام و در حال پیشرفت است، به ویژه در مناطق تازه آزاد شده مانند دیرالزور که سال ها زیر سلطۀ داعش آسیب دیده اند. اگر ایالات متحده می خواهد از شکست پایدار داعش اطمینان حاصل کند، باید همۀ 79 عضو ائتلاف بین المللی را تشویق کنیم که برای حفظ ثبات و بازسازی منطقه حمایت های مالی و سیاسی خود را افزایش دهند. ائتلاف خود می داند که داعش تلاش می کند «با بهره برداری از نارضایتی عمومی به خاطر فقدان زیرساخت ها در مناطق جنگ زدۀ شهری» به عضو گیری بپردازد. حمایت ها باید شامل سرمایه گذاری در زیرساخت های مدنی و آموزشی منطقه، سواد آموزی به عنوان بخشی از آموزش نیروهای ارتش دموکراتیک، و تشویق ارتقای افسران فارغ التحصیل از آکادمی های ارتش دموکراتیک بر پایۀ شایستگی های آنها باشد. مقامات ایالات متحده و ائتلاف باید به ترکیه و عراق فشار بیاورند که مرزها را برای ارسال کالاهای بشر دوستانه، از جمله وسایل مورد نیاز مدارس، باز کنند تا هنگام آغاز سال تحصیلی جدید در ماه سپتامبر، مدارس کاملاً مجهز و آماده باشند. هدف اصلی باید این باشد که جوامع شمال شرقی سوریه چنان شوند هر گونه بازگشت احتمالی داعش را پس بزنند. این امر مستلزم وجود نیروهای امنیتی حرفه ای، فراگیر و کارآمد است. ایالات متحده فرصتی مغتنم دارد که می تواند روی توسعۀ انسانی این منطقه تأثیر مثبت بگذارد. وقت عمل هم اکنون است.

 

نویسندگان: امی آستین هولمز و ولادیمیر فون ویلگنبرگ

منبع: نشنال اینترست

ترجمه: خبرگزاری کردپرس سرویس سوریه

 

بیشتر بخوانید:

توافق سری روسیه و ترکیه برای حمله به کردها

مفاد توافق منطقۀ امن همچنان در ابهام و ترکیه همچنان ناراضی

بدران چیا کرد، مقام ارشد کرد سوری: یک «جنگ بزرگ» در انتظار شمال سوریه است

آیا توافق آمریکا با ترکیه کردهای سوریه را نجات خواهد داد؟

آیا کوبانی شاهد جنگی دیگر خواهد بود؟

آخرین تلاش آمریکا برای جلوگیری از حملۀ ترکیه به کردها

حمایت بین المللی از کردهای سوریه افزایش می یابد

راکت هایی که حمله به کردها را توجیه می کنند

مظلوم کوبانی در مصاحبه با احوال: کردها برای جنگ بزرگ با ترکیه آماده اند

S-400 با کردهای سوریه چه می کند؟