انتشار:  شنبه 28 دی 1398  ::  16:24   

باز نشر: به یاد بمباران ناجوانمردانه سنندج در 28 دی 65

28 دی ماه است و «سنه دژ» همچنان استوار ایستاده است/ منصور اولی

سرویس کردستان- امروز 28 دی ماه سال 1398 است. روزی عادی و آرام مثل همه روزهایی که در چندین سال اخیر پشت سر گذاشته ایم 33 سال قبل درست در چنین روزی اما حال شهر سنندج خوب نبود.

بسیاری از ما هنوز در گهواره بودیم بزرگترها اما یادشان هست. صدای مهیب بمباران و به خاک و خون کشیده شدن مردم بی دفاع و غیر نظامی سنندج با بمباران هواپیماهای صدام. صدها نفر در این بمباران به شهادت رسیدند و هزاران نفر زخمی شدند و شهر زخم جدی برداشت. هر چند «سنه‏دژ » هنگام زخم خوردن هم صلابتش را حفظ می‏کند.

خاطرات بزرگها  از آن زمستان  سخت  سرما و برف  است. صبح سرد 28 دی ماه همه به فعالیت خود مشغول و مدرسهها باز شده بودند. ساعت 10 صبح ناگهان دیوار صوتی بر روی شهر شکسته شد و بمباران آغاز شد. 18 نقطه سنندج در فاصله کمتر از پنج دقیقه توسط پنج بمب افکن های رژیم بعث عراق مورد حمله ای ناجوانمردانه قرار گرفت که هنوز هم آثار آن در کوچه پس کوچه های شهر خودنمایی می کند. صدای بسیاری از کودکان در مدرسه برای همیشه آسمانی شد و شهر به خاک و خون کشیده است. اولین بمب در یک آپارتمان مسکونی و در نزدیکی یک مدرسه ابتدایی فرود آمد و هنوز صدای انفجار اول به پایان نرسیده بود که صداهای بعدی هم شروع شد و این بار محله چهارباغ و بعد خیابان انقلاب و در نهایت خیابانهای اکباتان و میدان لشکر هدف بمب افکنهای رژیم بعث عراق قرار گرفتند. هواپیماهای بعثی قصد داشتند سنندج را به خاک و خون بکشند زیرا به شلوغ ترین محله سنندج هم رحم نکردند و با بمباران محله «پیرمحمد» باعث خلق یکی از فجیع ترین جنایتهای بشری در تاریخ شدند و دست آخر هم به مجتمع مسکونی لشکر واقع در پادگان سنندج یورش برده و آنجا را با خاک یکسان کردند.

 33 سال گذشته از آن روز نحس اما هنوز هم آثار بمبها بر پیکره شهر «سنهدژ» ؛ دژ محکم ایران، خودنمایی می‏کند. کردستان جنگ ندیده نیست و این بمباران شاید در مقایسه با زخمهایی که این مردم و این دیار از جنگ برداشتند، حتی کوچک هم باشد اما نمادی است این روز از تمام مجاهدتهای خاموش مردمانی وفادار به کشورشان. مردمانی زحمت کش که همه سختیها را به امید فرداهای بهتر سپری کردند. کردستان به تمامی در آن روزگار با الهام از نام مرکز استان (سنه دژ) دژی محکم شده بود در مقابل دشمنانی که چشم طمع به این دیار دوخته بوند. 5 هزار و 400 شهید در این استان تقدیم شد تا همه دشمنیها ناکام بماند. 32 سال از آن روز و 28 سال از پایان جنگ گذشته است. تقریبا همه مسئولان و کار به دستان در حرف به این معتقدند که کردستان پس از تحمل آن رنجها شایسه ساختی در خور است. تعارف را که کنار بگذاریم با  وجود همه کارهایی که انجام شده  و انصاف نیست نادیده گرفته شود، این سازندگی هنوز به نقطه مطلوب نرسیده است. چهره محرومیت هنوز بر تار و بود کردستان خودنمایی می‏کند. محرومیتی که شایسته استانی با ظرفیتهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و فرهنگی استان نیست. محرومیت کردستان به اذعان کارشناسان و با در نظر گرفتن ظرفیتهای آن ذاتی نیست. ظرفیتهای بالقوه برای جهش توسعهای در استان آماده است. حالا نوبت آن رسیده آن روزهای سخت را به یاد بیاوریم و کردستان را بسازیم. کردستان شایسته ساختن است.