سرویس آذربايجان غربي
آخرین خبرهای آذربايجان غربي
انتشار:  دوشنبه 7 بهمن 1398  ::  17:39   

مرگ کیلویی چند؟!/ رشید احمد رش

سرویس آذربایجان غربی- «رشید احمد رش» فعال مدنی و استاد دانشگاه فرهنگیان کردستان در یادداشتی به مناسبت فوت نابهنگام «ایرج ابراهیمی» یکی از دانشجویان ورودی 98 آموزش ریاضی، دانشگاه فرهنگیان کردستان نوشت: «مسولان بسیار مسوول و محترم! اگر وقت کردید، لطفا، پروژه ملی اتوبان میاندوآب به کرمانشاه را به فرجام برسانید».

ارابه های مرگ در جاده های وحشت، با شور و شعفی وصف ناشدنی در حرکتند! جاده ای که بنابود مایه وصالمان باشد، عجب دلیل فراق ناوقتمان شده است!

نفرین به جاده که این فاصله کوفتی را ابدی می کند!..راستی مرگ کیلویی چند؟؟؟

جایی به نقل از شاعر روس، بوریس پاسترناک نوشته ام که؛ مرگ خواهر زندگیست! ولی خواهر لجوجی که گاهی هیچ حد و حدودی را نمی شناسد! آخر خواهری هم حد و حدود و رسم و رسومی دارد!

گویا در این دیار مرگ بر زندگی پیشی گرفته است! و به اعتبار سخن اندیشمندی روانکاو، این یعنی فاجعه! هرجا و هر زمان که می خواهی لختی بیاسایی و دمی بیارامی، این نفیر شوم شغال مرگ وقت ناشناس، آسایشت را درهم می لولد، مرگ مزاحم!

 انگار عادتمان شده است، هر روزمان هر دممان، لبریز از شنیدن خبر مرگ عزیزانمان است. آن هم در بی رحمانه ترین و ناموقع ترین و مزاحم ترین زمان ها و مکان ها!!

چند سال پیش، انگار همین دیروز بود، برادر جوان و نازنینم، همین جاده های لعنتی و همین ارابه های مرگ شمع وجودش را در عنفوان نوزدهمین بهار زندگیش خاموش کردند. دریغا که چه ناهنگام و چه درد بزرگ مردافکنی بود. همین دیروز هم، یکی از دانشجویان عزیز و نازنینمان نیز همچنین!! دریغ از زندگی که اینچنین زار و ناتوان و فرتوت گشته است. به حدی که توش و توانی ندارد تا خروشان و رسا بانگ برآرد؛ بس است دیگر، دیو نحس پا، جغد شووم نفس، مرگ ناخواسته، دست از دامان این دیار بدار!!!...

 باری، جاده قرار بود ما را به هم برساند و مایه وصالمان باشد، اینک عجب دلیل فراق ناوقتمان شده است. آیا زمان آن فرانرسیده است که فارغ از حرف و حدیث و وعده و وعید و شعار، فکری به حال این ارابه های مرگ و این جاده های وحشت در کردستان شود؟!! جاده هایی که هزاران رویا را در دل سیاه خود مدفون می کنند.

مسولان بسیار مسوول و محترم! اگر وقت کردید، لطفا، پروژه ملی اتوبان میاندوآب _ کرمانشاه را به فرجام برسانید!

به قول شاعری نازک خیال؛ ما به جهان نیامده ایم که به آسانی بمیریم، آن هم در سپیده دمی که بوی لیمو می دهد...