انتشار:  پنج‌شنبه 14 فروردین 1399  ::  16:04   

عراق یک نخست وزیر جدید دارد؟ / رنج علاالدین

سرویس عراق و اقلیم کردستان – رنج علاالدین تحلیلگر اندیشکده بروکینگز بر این عقیده است که مشکل برای هر فرد یا حزبی که بخواهد در عراق اصلاحات انجام دهد، یکسان است. به نوعی می توان گفت با توجه به پویایی چند لایه قدرت و دولتداری در نظام سیاسی عراق این شرایط با نخست وزیری الزرفی نیز تغییری نخواهد کرد.

به گزارش کردپرس، پایگاه خبری - تحلیلی میدل ایست نیوز تحلیلی از رنج علاالدین تحلیلگر اندیشکده بروکینگز درباره وضعیت فعلی عراق، چالش های پیش روی عدنان الزُرفی برای تشکیل دولت، ویژگی ها نظام سیاسی عراق و سیاست و رویکرد آمریکا در قبال این کشور و نقشی که واشنگتن می تواند در این اوضاع ایفا کند منتشر نموده که در ادامه می خوانید:

تقریبا سه هفته پس از آنکه محمد توفیق علاوی نتوانست تاییدیه مجلس را برای کابینه پیشنهادی خود به دست آورد، عراق اکنون یک نامزد جدید برای نخست وزیری دارد. این چهره جدید عدنان الزُرفی، یک کهنه کار اپوزوسیون عراقی و یکی از اعضای قدیمی طبقه حاکم است که ارتباط نزدیکی با حکومت ائتلاف موقت در دوران اشغال عراق توسط ایالات متحده داشته. او که شخصیتی سختگیرانه دارد، سابقه درگیری های خشونت آمیز با بسیاری از افراد و گروه هایی را داشته که ایالات متحده نیز اکنون با آنها درگیر است و از جمله آنها می توان به مقتدی صدر و برخی از اعضای نیروهای بسیج مردمی (حشد الشعبی) متحد ایران اشاره کرد؛ صدر به اخراج نیروهای آمریکایی از عراق تهدید کرده و گروه های شبه نظامی متحد ایران نیز در چند هفته گذشته آمریکایی ‌ها را در عراق هدف گرفته اند. این گروه ها نامزدی زرفی را به چالش کشیده اند و شکی نیست که در تلاش های او برای تشکیل دولت سنگ اندازی خواهند کرد.

صحنه سیاسی

چالشی که زرفی با آن مواجه هست، دو جنبه اساسی دارد. اول اینکه عراق از آغاز ماه اکتبر درگیر تظاهرات گسترده مردمی با خواسته اصلاحات بوده که صدها کشته و هزاران زخمی به جا گذاشته است. تاثیرات تظاهرات وحشتناک بوده و عراق را با بدترین بحران از زمان اشغال موصل توسط داعش در سال ۲۰۱۴ مواجه کرده است. دومین چالشی که بحران را تشدید می کند، کاهش سریع قیمت نفت و شیوع بیماری همه گیر کروناست. با این حال، معترضان هنوز مصمم هستند که طبقه سیاسی را از قدرت دور کنند و به گروه های همسو با ایران که اکنون بیش از هر زمان دیگری بر چشم انداز سیاسی سلطه و سعی دارند موضع خود را در عراق تحکیم کنند، انتقاد دارند.

شرایط چندان به نفع معترضان نیست. نظام سیاسی و نظم سیاسی غالب که از سال 2003 پدیدار شده، در برابر تغییرات بلندمدت و عمده مقاوم است. در میان نخبگان حاکم این درک نانوشته وجود دارد که آنها را به حفظ تعادل قدرت که تامین کننده منافع بلوک های رقیب باشد، متعهد می کند. اساس این تعهد این است که هیچ بازیگری به تنهایی در صدد کسب قدرت انحصاری برنیاید، چرا که فرض اولیه این است که در قدرت ماندن آنها، دسترسی آنها به منابع و به طور کلی بقای آنها به یکدیگر وابسته است. این تفکر از سال 2003 زیربنای ساختار قدرت در عراق را تشکیل داده و در انتخابات های بعد از 2005 تقویت شده است: هیچ حزب و بلوکی نتوانسته اکثریت آراء را به دست آورد و این امر، تشکیل ائتلاف تضمین کننده منافع جناح های رقیب را ضروری ساخته است. به عبارت دیگر، حتی اگر الزرفی بتواند دولتی از افراد مستقل تشکیل دهد که جنبش اعتراضی آن را بپذیرند، باز هم احتمال اینکه از سوی طبقه حاکم به چالش کشیده شود و نتواند رای مجلس را به دست آورد، زیاد است.

به طور مشابه، اگر دولت بتواند طبقه حاکم را راضی کند، آنگاه احتمالا از سوی تظاهرات ‌کنندگان به چالش کشیده خواهد شد. حتی ممکن است جنبش مردمی که در هفته های اخیر به دلیل بحران ویروس کرونا آرام گرفته، احیا شود. از این رو، احتمال اینکه عراق در چند ماه آینده در بن بست بماند، وجود دارد. در آن صورت، احتمالا دولت موقت فعلی به رهبری عادل عبدالمهدی در ظرفیت فعلی خود به کار ادامه خواهد داد تا اینکه امکان برگزاری انتخابات وجود داشته باشد.

نقشی که واشنگتن می تواند ایفا کند

از نظر تئوری، ایالات متحده باید از جنبش اعتراضی حمایت کند و به دنبال اصلاحات اساسی در عراق باشد که به حاکمیت بهتر، قدرتمندتر و مشاغل بیشتر برای مردم عراق بینجامد. با این حال، در عمل چنین اتفاقی در آینده قابل پیش بینی غیرمحتمل است.

مشکل برای هر فرد یا حزبی که بخواهد در عراق اصلاحات انجام دهد، یکسان است. به نوعی می توان گفت با توجه به پویایی چند لایه قدرت و دولتداری در نظام سیاسی عراق این شرایط با نخست وزیری الزرفی نیز تغییری نخواهد کرد. عراق نهادهای رسمی مانند دولت، مجلس و دادگستری دارد که عمدتا با نهادهای غیررسمی مانند گروه های شبه نظامی، قبایل و روحانیت (که برخی از آنها بر ساختارهای تصمیم گیری رسمی کنترل یا تسلط دارند)، در رقابت هستند.

ایالات متحده می تواند به آرامی در عراق نفوذ و در محيط سياسي کنونی تغییراتی ایجاد و به تشکیل نهادهای مستقل تر عراقی کمک کند. برای نمونه، ترور سردار قاسم سلیمانی (و ابومهدی المهندس) در ماه ژانویه موجب بحران رهبری در گروه های شبه نظامی شد و سلطه آنها بر عراق را تضعیف و فرصتی برای ایالات متحده فراهم کرد تا با اجرای یک استراتژی گسترده، از متحدان سیاسی خود در برابر این گروه های شبه نظامی حمایت کند. در نبود حمایت ایالات متحده کمتر فردی در عراق حاضر خواهد شد نفوذ ایران و قدرت گروه های متحد آن را به چالش بکشد.

چنین رویکردی می تواند منافع حیاتی ایالات متحده را در کوتاه مدت (حضور نیروهای آمریکایی در عراق و حمایت از متحدین ایالات متحده برای تشدید فشار علیه نفوذ ایران) تضمین کند. این استراتژی به ویژه در ترکیب با تعیین یک سری خطوط قرمز از جمله تهدید به اقدام نظامی شدیدتر علیه گروه های نزدیک به ایران در تحقق اهداف سیاسی بلند مدت (اصلاح نهادهای عراق و همچنین بسیج سرمایه گذاری و منابع بین المللی و بازسازی مناطق جنگ زده) تاثیرگذارتر خواهد بود.

انتصاب الزرفی با فرض اینکه او بتواند حمایت قدرتمندترین جناح های مجلس را جلب کند، می تواند به فلج سیاسی در عراق پایان دهد. در صورت تحقق این امر، مسیر پیشبرد روند سیاسی برای حل مشکلات ساختاری که توانایی دولت برای ایجاد ثبات را از بین برده، هموار خواهد شد. واشنگتن برای اینکه بتواند یک شریک سازنده برای بغداد باشد، باید با به رسمیت شناختن واقعیت های دولتداری و قدرت در عراق گام بردارد.

ایالات متحده قصد دارد به عنوان بخشی از سیاست اعمال فشار حداکثری علیه ایران، قدرت نیروهای متحد این کشور در عراق را تضعیف کند؛ اما از بین بردن نزدیکان ایران در عراق اساسا غیرممکن است. این گروه ها مناب گسترده ای در اختیار و در ساختار تصمیم گیری های محلی نفوذ زیادی دارند. اگرچه تحریم های ایالات متحده عواقب اقتصادی گسترده ای برای ایران و نزدیکان آن داشته، اما واشنگتن استراتژی مشخصی برای کاهش قدرت این گروه ها و کاهش حمایت های مردمی از آنها نداشته است.

انتظار جایزه ای مشترک

عراق درگیر بحران های مرتبط است: یک جنبش اعتراضی که منجر به درگیری شده و می تواند به شورشی خشونت آمیز یا یک قتل عام تمام عیار شهروندان منجر شود؛ تنش ها بین آمریکا و ایران که ممکن است به جنگ در خاک عراق بینجامد؛ و یک بحران سیاسی که می تواند راه را برای درگیری بین جناح های رقیب هموار کند.

بخش عمده کار را باید خود عراقی ها انجام دهند، اما ایالات متحده می تواند موقعیت خود را دوباره ارزیابی و مبتنی بر تعهد خود به شکست داعش و کمک به ایجاد چشم اندازی برای آینده عراق عمل کند. در حالت ایده آل، ایالات متحده و متحدان اصلی آن در عراق یک استراتژی سیاسی برای پاسخگویی به طیف وسیعی از چالش هایی که عراق با آن مواجه است، در نظر خواهند گرفت که منافع حیاتی آنها را به طور همزمان تامین کند. در حال حاضر، برجسته ترین کمک های ایالات متحده پشتیبانی نظامی و فنی از عراق است. تنها کمکی که ایالات متحده می تواند به عراق کند، کمک به احیای اقتصاد آن، دولتداری بهتر و یک سیاست خارجی متوازن است.