سرویس آذربايجان غربي
آخرین خبرهای آذربايجان غربي
انتشار:  چهارشنبه 31 اردیبهشت 1399  ::  18:08   

«قاله مه ره» اسطوره تکرار نشدنی موسیقی کردستان / محمد باوردی مقدم

سرویس آذربایجان غربی-  «محمد باوردی مقدم» نویسندە و پژوهشگر در یادداشت زیر در خصوص قاله مه ره (عبدالله قادرزاده) شمشال نواز چیره دست بوکانی می نویسد: انگشتان پیرمرد بر روی شمشال می رقصیدند، انگار آسمان با نوای شمشال او می رقصید و در پایان ساز طلایی رنگش را در غلافی کشید.

موسیقی کردی دارای نغمات سنتی بسیار دل نشین و در حین سادگی گیرا و باوقار و بکر و ماندگاری است اما در موسیقی معاصرش دچار تنزل  و تقلید و عدم توسعه یافتگی، بازاری بودن و میرایی است. این گیرایی و ماندگاری موسیقی کردی ریشە در آیین های زردشت و یارسان دارد برای گواه این کە ریشه موسیقی کردی بە زردشت برمی گردد می توان بە یک نمونه ساده اشاره کرد و آن هم آواز مشهور یزن یزن در موکریان (کردهای مکری در شمال غربی ایران) ویا یسن سین در سایر نواحی شهرزور (جنوب شرقی سلیمانیه نزدیک مرز ایران) و اورامان اشاره کرد کە شعر آن بە صورت :

هه ر یه سن یه سن یه سن/ شیخه کان بیپاریزن

کە مضمون آن در خواست و ستایش یسنا است برای آنکە دلدار و معشوقه اش را برایش حفظ کند.

واژه ی یزن و یسن در زبان کردی یا یسنا در زبان اوستای یکی از فصل های کتاب اوستا است که این فصل از کتاب اوستا در مراسم مذهبی بسیار مهم مزدیسنا خوانده می‌شود کە این بە خوبی نشان دهنده زردشتی بودن خواستگاه موسیقی کردی است جالب آنکه هنوزهم بسیارند کردانی کە این نغمه را در کوه ها و روستا ها می خوانند بی آنکە معنی آن را بدانند.

این گیرایی و ماندگاری موسیقی کردی کە در بالا بە آن اشاره شد چیزی نیست کە کردها آن را یک شبه به دست آورده باشند ولی روندی کە در پیش رو داریم می رود کە بە فراموشی سپردە شود و تقلید های دسته دوم و سوم و نازل موسیقی یونانی کە در ترکیە رواج دارد رفتە رفتە عرصە را بر موسیقی کردی تنگ کردە است و کردها هم بە تقلید از موسیقی فارسی و ترکی این راه را می روند. این در حالی است کە موسیقی کردی شیوه ها و آوازهای مختلفی را داراست کە بند کردی یا بیت، سیاه چمانهه، هوره، حیران، لاووک و چمری نمونه هایی هستند کە در حال عدم توسعه یافتگی یا یک نواختی بە سر می روند و با این روند به تدریج بە فراموشی سپرده می شوند.

آنگاه کە نوجوان بودم مام قادر یان ”قاله مه رە“ را برای اولین بار دیدم هنگامی کە از بازار تاریک بوکان کە نزدیک منزلمان بود می گذشتم دیدم کە جمعی در ابتدای ورودی باز نشستهاند ولی همه خاموشند و بە پیرمردی نگاه می کنند که شمشال  (نوعی نی سنتی کردی) می نوازد.

آری او همه را جادو کردە بود حتی دوره گر ها هم کە در آن نوحی سروصدایشان برای همە طبیعی بود جذب شمشال او شده بودند و خاموش شده بودند، انگشتان پیرمرد بر روی شمشال می رقصیدند و دستانش کە آنها را با سۆرانی (پوششی بر روی آستین لباس کردی) پوشانده بود خبر از دورانی می داد کە من آنرا ندیدە بودم و من هم جذب او شدم.

 انگار آسمان با نوای شمشال او می رقصید و در پایان ساز طلایی رنگش را در غلافی کشید و آنرا در لباس کردیش فرو برد جمع هر کدام برایش پولی را در پارچە گذاشتند من هم اندک پولی را کە داشتم در پارچە گذاشتم تنها راه کسب درآمدش هم همین شمشال نوازی بود و از این راه امرار معاش می‌کرد.

شاید بتوان گفت او از اولین هنرمندان نوازنده خیابانی کرد بود این اولین باری بود کە موسیقی زنده می دیدم و آنهم اجرای خیابانی و همچنین بهترین اجرایی بود کە تا کنون بە صورت زنده شنیده ام.

بعدها بە صورت مکرر انتظارش را می کشیدم کە بیاید اوایل بیشتر بود اما اندک اندک کمتر و کمتر شد تا اینکە در ساعات پایانی شب پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ بر اثر بیماری در ۸۴سالگی در گذشت.

او با همە دوست بود از اساتید هم عصر او کە نظرشان در موسیقی مورد اعتماد است خواه فارس یا کرد مکررا او را در فن نواختن ساز ستودەاند بە تاسی از یکی از گفتەهای نایب اسدالله از موسیقیدانان اصفهانی در مورد خودش ما هم می توانیم  بگوییم قاله مرە شمشال را از آغل گوسفندان بە دربار پادشاهان برد.

قاله مرە نوازنده و هنرمندی بود کە مظهر پاکی و سخاوت بود و هرآنچە داشت برایگان در دسترس همه کس می گذاشت وی در زندگی شخصی خود هیچ دلبستگی‌ای به جز موسیقی نداشت. بە جرات م یتوان گفت کە شمشال با او متحول شد و شیوه شمشال نوازی او خود مکتب خاصی از شمشال نوازی است کە با او بە اوج رسید.

قبل از شمشال نوازی قاله مه رە صدای شمشال نوازی دیگران دارای ناخالصی های فراوانی بود کە قاله مه رە این ناخالصی را با حالت لب گذاری و جریان هوای داخل شمشال و محل قرار گرفتن زبان در دهان و شیوه انتقال هوا بە داخل ساز بە جایی رساند کە از ساز او صدای خالص مخملین آرام و گوش نوازی تولید شد.

همین موجب شد کە صدای نوازندگی او بە تمامی محافل کردی از جمله رادیوها راه پیدا کند و حتی امروزه نیز از بیشتر کانال ها و رادیوهای کردی می توان صدای ساز او را بازشناخت. بیشتر او بە تک نوازی می پرداخت و کمتر در هم نوازی می توان صدای شمشال او را شنید ، جالب انکە در چندین اثر او بە همراه صدای کبک کە یکی از سمبل های زیبای کردی است شمسال نوازی می کند.

برای رشد و توسعه ی فنی و تکنیکی این ساز هنوز هم کارشایسته ای رخ نداده لازم است ابتدا این ساز طبق اصول کارشناسی شده ای ساخته و تولید و شود تا شمشال در تولید صدا بە حداکثر کیفیت و قابلیت اجرایی خود برسد اما با کمال تعجب هنوز هم این امر رخ نداده است و شمشال نوازان بە سلیقه خود مبادرت بە ساخت شمشال در اندازه های متفاوتی می کنند.

با همە این اوصاف نە خبری از شمشال نوازی بە سبک وی می شنویم و نە حتی خبری از شمشال نواز تازه بە دوران رسیدای را. انگار کسی بە نغمات شمشال او گوش نمی کند و گاهی هم با خود می گویم کە شمشال او آنچنان در اوج است کە کسی حتی یارای تقلید او را ندارد

هر وقت صدای شمشال او را می شنوم بە یاد این شعر از استاد گوران می افتم کە انگار استاد گوران این شعر را برای قاله مه رە سرودە است :

ھه نگه زەردە ئەبری ریی دوور

بو بینینی گولاله ی سوور

ھه ر لە دیوە ھه تا ناو ران

بە له نجە دین شیردوشی جوان

ھه لئەپه رن بو شمشالژه ن

ھه ی به ختی باش! ژیانی شه ن!