سرویس آذربايجان غربي
آخرین خبرهای آذربايجان غربي
انتشار:  سه‌شنبه 6 خرداد 1399  ::  23:10   

«خرم دل»، خیمه ای از ایمان و خرمنی از دانش/ لقمان ستوده

سرویس آذربایجان غربی- دكتر مصطفى خرّم‌دل عالم فرهیخته و سربلند کُرد ایرانی، مترجم، مفسر و قرآن‌پژوه نامدار مهابادی، پس از سپری کردن عمری پربار و سرشار از خدمت فرهنگی چشم از دیار فنا فروبست و به دیدار معبود شتافت. سلام علیه یوم ولد ویوم رحل ویوم یبعث حیا.

مردی بود به غایت شریف، فرزانه و فروتن. وفادار به هویت اسلامی و ملی. از کودکی از محضر قلم پربارش بهره می‌گرفتم. «نماز فرمان خدا»یش راهنمای مصور و مزین به تصاویر فرزند برومندش [دکتر] ژیان برای نوجوانان خانواده‌های ملتزم بود. قاموس بسیار کوچک و البته بسیار مفید سه ‌زبانه‌اش مبتدیان را با کُردی، فارسی و عربی آشنا می‌کرد.

 کتاب های فاخر و ارزنده‌اش در باب صرف و نحو، محل رجوع طلاب و دانشگاهیان بود و هست. سال‌ها از عمر پربرکتش را در سایه ‌سار «فی‌ظلال‌القرآن» سپری کرد. نوجوان بودم همراه برادرانم دکتر احمد و دکتر اسعد در سفری که به سنندج داشتم، نخستین بار از نزدیک ایشان را زیارت کردم.

 شاید سال ۶۷ بود. با کلی شور و یک دنیا شعور در مسجدی در سنندج، با حضور جمع کم‌شماری از نخبگان، جلسه‌ی مدارسه‌ی فی‌ظلال را برگزار می‌کرد تا بر اتقان ترجمه‌اش بیفزاید. شاید برکت همنشینی با فی‌ظلال بود که بعدها در اثر فاخر و ماندگار دیگرش «تفسیر نور» به بار نشست و در تجدید چاپ‌های مکرر، زینت‌بخش خانه‌ها و کتابخانه‌ها و راهنما و راهگشای جویندگان فارسی زبان فهم قرآن در ایران و خارج از ایران شد.

 دکتر در وادی خدمت به کلام خدا، به ترجمه‌ی فی‌ظلال‌القرآن و نگارش تفسیر نور بسنده نکرد؛ بلکه قلم پرتوان خود را در وادی زبان عرب هم به کار گرفت و تفسیر درخشان «المقتطف» را به دلدادگان قرآن عرضه کرد.

در سال‌های اخیر هرگاه به مهاباد می‌رفتم، به نیت دیدار او، نماز مغربی را به مسجد حاج احمد لشکری اختصاص می‌دادم. راست قامت، پرانرژی، شیک و منظم، با لباس کامل کُردی در صف اول نماز او را می‌یافتم.

 با اشتیاق منتظر می‌ماندم تا نماز راتب و نیایش‌هایش را هم به پایان برد و مجالی برای دو سه دقیقه احوال‌پرسی فراهم شود. برای من عبادتش، مکثش، مناجاتش و مکالمه‌ی عادی‌اش هم درس‌آموز و لذت‌بخش بود.

سال‌ها پیش، -زمانی که هنوز برگردان فارسی فی‌ظلال‌القرآن را در دست انجام داشت- در محل قدیم نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، با چند نفر دانشجو دور ایشان را گرفتیم .. جلد اول و دوم در دو قواره‌ی متفاوت چاپ شده بود؛ یکی از جوانان از روند ادامه‌ی ترجمه پرسید؛ با مزاحی دلنشین پاسخ داد تا شما دو جلد قبلی را بخوانید، جلد سوم را هم تقدیم می‌کنم. ...

در محضرش همواره درک می‌کردی که این مرد بزرگ، وقتی برای تلف کردن ندارد و همواره در تلاش برای خدمتگزاری به باورها و آرمان‌هایش تکاپو می‌کند.

این ضایعه‌ی دردناک را به عموم علاقمندان ایشان و بالاخص به خاندان معزز خرّم‌دل و فرزند فرهیخته‌ی فقید، همکار ارجمند، آقای دکتر ژیان خر‌ّم‌دل تسلیت عرض می‌کنم. خداوند ذوالجلال با فضل و عنایت خود جای خالی این مرد فرزانه را پر کند و به دل‌های ماتم‌زده تسلی و شکیبایی عطا فرماید.

اللهم اغفر لنا وله وتجاوز عنا وعنه ولقه برضاك یا أرحم الراحمین.

ربنا اغفرلنا ولاخواننا الذین سبقونا بالایمان ولاتجعل في قلوبنا غلا للذین آمنوا ربنا انك رئوف رحیم.