سرویس کردستان
آخرین خبرهای کردستان
انتشار:  پنج‌شنبه 16 مرداد 1399  ::  09:56   

تلاش برای بقاء مدیریت بهزیستی به چه قیمتی؟

سرویس کردستان- درحالی عموم دردمندان حوزه بهزیستی کردستان از نحوه مدیریت این سازمان انتقاد دارند که مدیریت این اداره با رها کردن همه وظایف اداری خود تلاش دارد با جابجایی مدیران بهزیستی در شهرستان ها توجه برخی نمایندگان مجلس را به خود جلب نماید.

به گزارش کُرد پرس، این مدیریت  با ریخت وپاش های بدون ضابطه برخی از مدیران و فعالین مدنی و سیاسی را نمک گیر کرده و آنها نیزمع الاسف  اعتبار خود را  به پای مدیری فرتوت و نا کار آمد قربانی می کنند .

درحالی که بیش از ۱۲۰نفر در اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی استان کردستان  بدون ضابطه بکار گیری شده که عمدتا توسط نمایندگان ادوار و یا مدیران اجرایی و رسانه ها به این نهاد خدماتی تحمیل شده اند. این مدیریت از شفاف سازی در این پرونده طفره می رود وبا لابیگری سنگین با مدیران و نمایندگان سعی بر انحراف افکار آنان را دارد. با توجه قراینی که در دست می باشد مدافعان ادامه مدیریت فعلی  بلاشک نمک گیر مدیریت بهزیستی می باشند که شایسته است دستگاه های نظارتی و نمایندگان مردمی مجلس ورودی جدی داشته باشند تا بیشتر از این ریشه های فساد به عمق این سازمان خدماتی رسوخ نکند و برای خانواده بزرگ بهزیستی مشخص شود اعتبارات آنها در کجا هزینه می گردد.

سزاوار نیست اعتباراتی که با هزاران مشقت برای مددجویان مستحق این سازمان تهیه می گردد هزینه استمرار مدیریتی گردد که خروجی آن حیف و میل های مدیریت سیاسی این سازمان بی بخت گردد. اگر کسی می خواهد نظرات را به ابقاء خود جلب کند از جیب خودش خرج کند نه از قوت پایین ترین اقشار آسیب دیده جسمی و مستمندان اجتماعی ببخشند.

مثل اینگونه مدیران و مستفیدان اطراف آن مصداق حکایت زیر است. گویند در روزگاران گذشته رندی در شب زمستانی بر فردی متمول روستایی از خودش رندتر وزیرک تر وارد شد روستایی به خیال سرکیسه کردن میهمان رند او را به پیچیدن سیگار با توتون محلی در کنارکرسی گرم دعوت نمود میهمان تا نیمه های شب توتون پیچید و کشید و دمادم می گفت توتونتان خیلی باطعم است روستایی زیرک که متوجه شد در انبان میهمان رند چیزی وجود ندارد او را در نیمه های شب وادار به اخراج از منزل کرد میهمان که از تنقلات و توتون مفت بهره مند شده بود باصدای بلند درحالی که خانه روستایی را ترک می کرد فریاد میزد من رفتم اما توتونت توتون نبود بلکه سرگین چهارپایان بود. حال باید نشست و نظاره کرد کی کوپن توتونچی تمام شود که پنهان خواری رندان منفعت جو از پرده برون افتند وآن وقت است که توتون ها بکام برخی ها تلخ  شود و توتونچی از انبان مرد رند به فریاد برسد.