سرویس کردستان
آخرین خبرهای کردستان
انتشار:  دوشنبه 17 تیر 1398  ::  17:01   

در گفت و گوی حسام الدین امین با کردپرس مطرح شد:

وقایع تاریخی از روابط مظهر خالقی و حسن زیرک

سرویس کردستان- حسام الدین امین یکی از نخبگان کُرد که سابقه همکاری مستقیم با مرحوم حسن زیرک و استاد مظهر خالقی را در رادیو ایران و رادیو کرمانشاه دارد ، وقایعی تاریخی از روابط این دو نخبه موسیقی کُردی را در گفت و گو با کُرد پرس باز گو می کند. 

حسام الدین امین در گفت و گو با کُردپرس می گوید: من مظهر خالقی را از دوران دبستان می شناسم  که آوای  ابریشمی او در اولین نمایشی که در سنندج ساخته  و در باشگاه افسران اجرا شد سبب شهرتش گشت.
امین  به اجرای مثنوی تاریخی نمایش «موسی و شبان» توسط مظهر خالقی در سال 1333 در مراسم افتتاح سالن امیرکبیر دبیرستان هدایت سنندج اشاره می کند و ادامه می دهد: خالقی در آن زمان نوجوان بود که آوای عجیبی داشت و اجرای این مثنوی تاریخی به دلیل آواز زیبا و گیرای خالقی مورد استقبال فرماندار وقت سنندج که خود فردی غیر بومی بود و نهادهای دیگر قرار گرفت و هفت شب تکرار شد.  خالقی در در اواخر دهه ی 30 دبیر فیزیک بود و پس از آن  خود را به رادیو منتقل کرد و به خواننده ای پرآوازه تبدیل شد.
امین با اشاره به اینکه خالقی پس از آن وارد مناصب اداری و دولتی شد و  در« اداره ی کل انتشارات و تبلیغات» جایگزین ، سرپرست و رئیس برنامه ی کُردی شد، می گوید: او همتراز حسن زیرک بود ، اما صوتش گاهی کمتر  از او خریدار داشت زیرا حسن زیرک به دلیل زمان و سابقه اش در رادیوی کردی بغداد، چه در عراق، چه در ایران، مشهورتر از او بود. باید گفت که:خالقی آوایی ظریف و مجلسی داشت اما صوت و ترانه های حسن زیرک، مردمی و توده ای بود و لذا در میان توده های مردم، روستاییان و جوانان هم در ایران و هم در عراق، خواستار بیشتری داشت.
امین اضافه می کند: اواخر دهه ی 30 و اوایل دهه ی 40، سه نفر  از کردستان برای تدریس فارسی به عراق منتقل شدند غلام رومی سنندجی، مهدی خسروی دبیر دبیرستان های سنندج و مظهر خالقی این افراد بودند. آنها پس از دو سه سال تدریس به ایران بازگشتند و به وسیله ی سازمان های ویژه شغل و مقامی به دست آوردند.
سابقه آشنایی با حسن زیرک 
او به کودتای عراق هم گریزی می زند که سبب فراری شدن  و  بازگشت حسن زیرک از بغداد شد و در این باره توضیح می دهد: 14 ژوئیه 1958 (تیر 1337) کودتایی در عراق رخ داد که طی آن ژنرال عبدالکریم قاسم نظام سلطنتی را  بر انداخت و رژیم جمهوری را بر پا کرد، حسن زیرک که ایرانی تبار و اهل بوکان بود و در بغداد شهرت داشت، ترسید و به ایران  گریخت. بازگشت او به ایران غوغایی در سنندج برانگیخت و هر خانواده ای مانند گنجینه ای او را به منزل شان دعوت می کردند تا اینکه من به رادیو تهران رفتم و به آقای بابان سرپرست برنامه ی کُردی پیشنهاد دادم که از حسن زیرک برای کار در رادیو کُردی تهران دعوت شود. آقای بابان هم به سرعت برای دعوت وی به تهران دست به کار شد. طی نامه نگاری با رادیو و انعکاس به ساواک، حسن زیرک از بوکان به تهران آورده شد و سومین خواننده رادیو کُردی شد: اولین نفر نوروزی، دوم خالقی و سوم هم حسن زیرک. 
امین خود را معرف و مسبب آمدن حسن زیرک به رادیو کُردی  معرفی می کند و می گوید: اولین ترانه ای که حسن زیرک در رادیو اجرا کرد  «چاروکه چاروکه» بود. 
او خاطرنشان می کند: پس از آمدن حسن زیرک به رادیو و مشهور شدنش برخوردهای ناشایست و غیرمنصفانه ای با او کردند.  حسن زیرک فردی ساده و بی آلایش بود که متاسفانه اینگونه افراد ناشناخته می مانند. این برخوردهای تحقیرآمیز کم کم منجر به رنجیدگی خاطر حسن زیرک شد و سبب گشت  که دوباره به عراق بازگردد و در آنجا دستگیر شد و مدتی در زندان بود. پس از آزادی و بازگشت به ایران، توسط سازمان امنیت دستگیر شد و دل شکسته گشت و سرانجام به بوکان بازگشت و همانجا درگذشت.
امین معتقد است: اوج شهرت حسن زیرک در رادیو بغداد به دلیل امکانات و آزادی آنجا و بدون حضور افراد کارشکن بود که به  گفته خویش «حسن زیرک»  30 ساعت ترانه در آنجا  با نوار های رینگی ضبط کرده بود . یکی دیگر از دلایل مرغوبیت او این بود که ارکستر رادیو بغداد با ساز های عربی و مناسب با ترانه خوانی کردی بود. 
مظهر خالقی یکی از عوامل اصلی طرد شدن حسن زیرک از رادیو بود؟!
امین می گوید:  بدون واهمه می گویم خالقی با زیرک ارتباط خوبی نداشت و حتی یکی از عوامل در بدری و آوارگی زیرک او بود متاسفانه  این خصیصه ی بازدارنده  ی اغلب مردم است که حسادتشان  بر احساس همکاری شان می چربد. یکی از دلایل بروز این خصیصه  نبودن هدف مشترک اجتماعی  است. چنان که هر کس در هر مقام و منزلتی  می خواهد تنها خود یکه تاز میدان شود .
شکسته نفسی و فروتنی حسن زیرک

حسام الدین امین به روابط نزدیکش با حسن زیرک هم گریزی می زند و از تواضع و فروتنی او می گوید: به علت رابطه ی نزدیکی که بین من و حسن زیرک بود و دوستان صمیمی بودیم یک بار از او  خواستم  یکی از ترانه های سید علی اصغر کردستانی را برایم زمزمه کند. او در جواب من گفت «هر درخواستی داشته باشی من در خدمتم، اما من در حد و اندازه ای نیستم که  پا در جای پای سید علی اصغر بگذارم و ترانه های او را اجرا کنم .» وانگهی کسانی هستند که ترانه های او را اجرا کرده اند و نه ساز و نه آوایشان نمی تواند حامل آن پیامی باشد که از حنجره ی سید علی اصغر جهیده است. این نکته حسن زیرک تواضع و جوانمردی او را اثبات می کند که حتی برای من درسی بزرگ شد.
انتقاد امین از کنگره ی مشاهیر کُرد
او می گوید: این کنگره در عین آنکه بالقوه با ارزش و مهم بود اما مانند بسیاری از کنگره ها، فرمایشی و سفارشی بود تا اینکه همگانی و مردمی باشد در حالی که برای ارتقاء و رشد جامعه باید همه ی افراد را در نظر گرفت نه این که آنها که باب طبع دست اندر کاران کنگره هستند به آن دعوت شوند. متاسفانه کمتر به استعدادها توجه می شود و در کمال تاسف وابستگی ها تعیین کننده است،نه استعداد و شایستگی! 
بیوگرافی استاد حسام الدین امین
او متولد سال 1315  است و دوران دبستان و دبیرستان خود را در سنندج گذرانده و دیپلم ادبیات گرفته است. سپس برای ادامه ی تحصیل به  دانشگاه تهران رفته  و در کنار درس دانشگاهی در بخش کردی رادیو ایران که یک ماه پیش از آن  و برای مدت یک ربع ساعت تاسیس شده بود دست به کار شده است .
 پس از دو سال فرستنده رادیو در آن زمان به کرمانشاه منتقل شده که به منظور صرفه جویی در مقدار بُرد الکترونیک  به غرب ایران  و کشور عراق نزدیک تر باشد. در تهران برنامه تهیه شده و به وسیله نوار رینگی یا تلفن برای کرمانشاه ارسال می شده است. در آن زمان هم شغل معلمی را در کرمانشاه در پیش می گیرد و مجدد به رادیو فراخوانده می شود. در زمان او برنامه رادیو کردی کرمانشاه از سه ساعت به 4 ساعت افزایش یافته است. او اجراء دو برنامه ی نیم ساعته «کاروان شعر و موسیقی» و «کشکول رنگارنگ» را در رادیو کُردی کرمانشاه بر عهده می گیرد.
امین تا سال 1344 در رادیو تهران و از سال 45 تا 51 در رادیو کرمانشاه بوده و پس از آن دوباره به تهران بازگشته و برای مدتی تا سال 55 از رادیو کناره گیری می کند و از آن سال تا 57 به وسیله استاد دکتر محمدصدیق مفتی زاده (رئیس وقت برنامه های کردی) باز هم به رادیو دعوت می شود.
پس از سال 57 برای همیشه از رادیو کناره گیری می کند.  او در 7 شهر ایران به امر تدریس می پردازد و آخرین آن در سال 64 در سنندج بودکه پس از سه سال بازنشسته شده است. او خود می گوید: «در حال حاضر خانه نشین و بیکارم و اینک:کالای کهن گشتم و بازار ندارم»