اشعار پرتو کرمانشاهی فصلی نوین در ادبیات کردی/ جبار مهرجو
سرویس کرمانشاه _ "اشعار کردی پرتو کرمانشاهی فصل نوین دیگری افزودە بر ادبیات کردی و محلی غرب ایران. با نو آوری های بکر و بدیع از مضمون و محتوا و اسالیب ماهرانە در عین سادگی و روانی همچون چشمەی زلال و جوشان جاری و ساری، کە کمتر در اشعار متقدمین می‌شود دید، معاصرین را کە جای خود دارند". ‍ ‍


یک دهان خواهم بە پهنای فلک
تا بگویم وصف آن رشک ملک

گفتن و تصویر کردن از یک انسان می‌تواند هم آسان باشد و هم دشوار، خاصە از انسانی والا همچون "پرتو" مردی از سلالە نیکان روزگار. بهتر گفتە باشم بزرگ و بزرگتر، مایەی شادی و فخر ما، دلگرمی ما. نازنین مردی فهیم و سخنوری توانا، بی اغراق سعدی زمانە ما.

پرتو، با شیرینی گفتار و کلامی پختە و ستوار، با طنز و هوشیاری و مهر و مهربانی، بی تظاهر و تکلف شهرە خاص و عام است.
این مضامین بکر و بدیع در آثار زیبا و ماندگارش، نتیجەی سالها کار و کوشش سخت با اندوختەهای بسیار از زمانە و تماس مستمر با جامعە و مردمان پیرامونش از هر طبقە و قشری از دانشگاە اجتماع کسب کردە بازتابش این بوستان باطراوت ارجمند است.  این نازک آرای بلند اندیش کە صیت شهرت اشعار زیبا و کلام قدرتمندش از مرزها گذشتە و در اقصای دور همچون ورق زر دست بە دست می‌گردد.
جناب پرتو بخشی از هویت و شناسای شهر کرمانشاە و خطە غرب ایران ثبت و ضبط در سینە مردمان پر شور و حال و اهل معنا گردیدە و درج در تاریخ و ادبیات معاصر.
کمتر شاعر و هنرمندی را می شناسم کە از اقبال و توجە عموم در این حد برخوردار باشد. این همە از برکت وجود نازنین و خلق و خوی سادە و صادقانە ایشان و آثار گرانبهایش نشات گرفتە.
غزل پرشور و گیرایش در ساغر ایام جانها را بە شور و شیدایی می‌خواند. اشعار روان و قند مکررش آینەای شفاف از درد و رنج‌ها، غم ها و شادی های مردمان این خطە وسیع از سرزمین ایران را منعکس و بازتاب میدهد.
کیست آنکە منظومە بلند "خاطرات ایام بچگی" ایشان را خواندە باشد خود و گذشتە این دیار و روحیات و افعال مردمان صد سال اخیر این شهر را در ذهن خود مجسم نکردە و با خود زمزمە نکردە باشد.
زمانە نزدیک و نزدیک‌تر ایام جنگ و دربدری، ویرانی و کشتار و آتش و دود، شیون و فریاد در گلو را بە یاد خود نیاوردە باشد.
دەها و صدها غزل ناب و رباعی و قصیدە و قطعە با واژگانی مرصع و گویا و اغلب تقلید ناپذیر در کارگاە خیال و اندیشەی این هنرین مرد زمانە ما همچون نگین گران بهایی بر تارک شعر و ادب می‌درخشد.

اشعار کردی ایشان را حکایتی دیگر است، و فصل نوین دیگری افزودە بر ادبیات کردی و محلی غرب ایران. با نو آوری های بکر و بدیع از مضمون و محتوا و اسالیب ماهرانە در عین سادگی و روانی همچون چشمەی زلال و جوشان جاری و ساری، کە کمتر در اشعار متقدمین می‌شود دید، معاصرین را کە جای خود دارند.
تنی چند از شاعران و متشاعران بە تقلید و اقتفای شعر ایشان گفتند و بە هم بافتند و بە تنگنا افتادند، حاصل آنکە عرض خود بردند و زحمت ما داشتند بود.
پرتو داغ دید، هجران فرزند کشید، با ناملایمات روزگار را نیز، نالەاش بر نیامد و همچو سروی سرفراز و استوار چون بیستون محبوبش برجای ماند.
پرتو بزرگمرد آزادە این شاعر توانمند و خوش قریحە با ضمیری پاک و روشن چە عاشقانە دل در گرو طبیعت و مظاهر زیبایش از کوە و کوهسار از دشت و دمن از سبزی و چمن و باران و بهارش دارد.
جناب پرتو سر بە هیچ مکتب فکری نسپردە بە زندگی و هستی انسان جامعە با دید علمی می‌نگرد، خود است و خود با تجربیاتش، خواندەهایش حافظەی قدرتمندش بی هیچ تقلید و تظاهری. شاعری است آتشین گفتار در مسائل اجتماعی و ناروایی های روزگار گفتگویش در محفل دوستان و یاران گرم و شیرین سخنانش را با آن حافظە اعجاب انگیز با ابیاتی از صائب آن جادوگر سحار مضمون، و شهریار ملک سخن و گهر یکدانە غزل حافظ شاهد می‌گیرد و سخن را حلاوتی دیگر می‌بخشد.

جناب پرتو در حیات پربارش در جمع دوستان و دوستدارن بسیارش قدر دیدە و بر صدر نشستە است. چندی پیش در محفل باشکوهی جماعت بسیاری از هنرمندان در عرصە های گوناگون شبی را در سال بە نام نامی ایشان خواندند.
بی هیچ تکلیف و دستوری جملە خود خواستە و با اشتیاق و خود جوش.
جای آن دارد در مجامع و نشست‌های وسیع تری از ایشان تجلیل شود، گرچە خود این نمی‌پسندد و خوش ندارد.
جناب پرتو هرگز مدال نطلبید اگر هم دادند نپذیرفت، پرتو آزادەایست سرفراز، آزاد و رها از غوغای کفر و دین.
مصداق زندگی و شعر او این بیت گویای خواجە عالم سوز "حافظ" است؛
خشت زیر سر و بر تارک هفت اختر پای
دست قدرت نگر و منصب صاحب جاهی

 *این یادداشت به مناسبت ۲۷ اردی‌بهشت هفتمین سالیاد استاد پرتو کرمانشاهی به نگارش درآمده است.