وعده های بی عمل به مشارکت مردم ضربه می زند یا بهانه رد صلاحیت؟/ لیستی شدن شوراها راهکاری برای کارآمدی/ نقش کمرنگ احزاب در مطالبه گری
سرویس کردستان - مهدی ترابیان رئیس خانه احزاب، سید فواد حسینی دبیر حزب انجمن اسلامی معلمان کردستان، منصور نصرتی شعار دبیر حزب جمعیت اسلامی فرهنگیان کردستان و صلاح فتحی دبیر حزب کارگزاران کردستان، در میزگردی با میزبانی خبرگزاری کُرد پرس، به بررسی مسائل انتخابات، مطالبات مناطق کُردنشین در انتخابات پیش رو، آسیب شناسایی انتخابات شوراها در کردستان، نقش و مسئولیت احزاب در مورد انتخاب شدگان و ... پرداختند.  حاصل مباحث این فعالین سیاسی در این میزگرد را در ادامه می خوانید:

* بررسی آسیب شناسی کارکرد احزاب می تواند نقطه شروعی برای این میزگرد باشد؛ برخی از صاحب نظران حتی دلسردی فعلی در عرصه انتخابات را حاصل عملکرد احزاب و جریان های سیاسی می دانند:

سبز شدن ناگهانی برخی افراد هنگام انتخابات خارج از احزاب

مهدی ترابیان: جمهوری اسلامی ایران جزو انگشت شمار کشورهایی است که بیش از ۴۰ سال از انقلاب آن گذشته و بیش از ۴۰ انتخابات برگزار کرده و این نشانه دهنده این است که مردم در ایران صاحب انقلاب بوده و این مسیر تداوم یافته است؛ مردم در انتخاب بالاترین جایگاه که رهبری انقلاب است تا شوراهای محلی تأثیر غیر مستقیم و مستقیم دارند.

اگر امروزه دلسردی در جامعه برای انتخابات وجود دارد باید به بررسی وعده هایی داده می شود بپردازیم؛ در همه انتخابات ها از مجلس و شوراها گرفته تا ریاست جمهوری برخی وعده های بی پشتوانه داده می شود کسی هم پیگیری نمی کند و آخر سر به سرانجام نرسیدن این وعده ها باعث دلسردی مردم می شود.

یکی از مشکلات اساسی در حوزه سیاسی که وجود دارد این است که جریانات سیاسی باید پرچمدار اتفاقات سیاسی مانند انتخابات باشند اما می بینیم که احزاب در طول سال از وقتی که حکم مسئولیت می گیرند کنش سیاسی دارند اما نزدیک انتخابات افرادی که کنش نداشته اند ناگهان بروز و ظهور می کنند و عنان کار را در دست می گیرند و این باعث ایجاد مشکلات می شود.

رئیس جمهوری و نماینده مجلس و عضو شورای شهر و روستا چون بعداً کسی مطالبه وعده ها را نمی کند برای همین این افراد همه چیز را پشت گوش انداخته و دیگر پاسخ گو نیستند؛ اگر از کانال احزاب سیاسی رئیس جمهوری انتخاب شود و اجزاب حمایت کنند و برنامه ها توسط احزاب تعیین شود این احزاب در جامعه که در حال فعالیت هستند می توانند وعده ها را  پیگیری کنند، اما امروزه این دغدغه ها وجود ندارد و به فراموشی سپرده شده است.

البته ناگفته نماند عملکرد خود احزاب هم در استفاده نشدن از برنامه هایشان و کم رنگ شدن نقش شان نقش دارد؛ سال ها قبل احزاب در طول سال فعالیت مستمر داشتند اما الان حزب ها هم حزب نیستند و اصلاً برنامه ای ندارند، ببینید احزاب در کدامین حوزه تربیت نیرو یا کارگاه آموزشی داشته اند.

در بحث شوراها هم باید بگویم فعالان سیاسی نیاز است در ائتلاف شوراهای شهر دخالت کنند و ائتلاف مرتبط را راه اندازی کنند. قرار نیست تمام اعضای شورای شهر عمران بدانند و باید با توجه به کمیسیون های مختلفی که هست افراد متخصص در این ائتلاف ها انتخاب و با این کادر سازی به شکل گیری یک شورای موفق کمک شود.

یکی از دلایلی که مثلاً شورای شهر تهران می تواند حرفه ای کار کند این است که مردم به صورت لیستی رأی می دهند، چون به این شیوه متخصصان ورود می کنند و در همه حوزه ها هستند.

عملکردهای ضعیف در انتخابات شوراها خصوصا از سوی احزاب باعث شده در مناطق کُردنشین نهاد شوراها تضعیف شده و تبدیل شده به محل لابی و رانت ...

سهم خواهی جایگزین مطالبه گری شده است

منصور نصرتی شعار: بحث احزاب در ایران از روند شکل گیری و ماهیت حزبی که در صحنه بین المللی مطرح است خارج شده، معمولاً هدف حزب آن است که از کف جامعه تشکیل و نخبگان خود را به رأس هرم می برند و مسئولیت ها را به همین نخبگان می سپارند و نظارت هم می کنند و در این میان اگر کج بروند خود همان کسانی که قدرت داده اند خود همان ها مطالبه گری می کنند. اما در جامعه ما اینگونه نیست. احزاب وقت انتخابات نمایان هستند و حرف می زنند و حمایت می کنند اما بعد از انتخابات دیگر حرفی ندارند و نهایت آن است اگر سهم خواهی خودشان را به دست آورند سکوت کرده و حتی اگر به سهم خواهی هم نرسند باز هم سکوت می کنند.

در کشور حدود 50 حزب رسمی داریم، چه خبر است آیا این حزب ها به نتیجه می رسند و قطعاً میان این احزاب تضاد آرا و فکری وجود دارد.

ما در ایران هر چیزی که قصد داریم در صحنه بین المللی به دست آوریم به جای تمرین و تکرار دست به تقلید می زنیم و قبل از اینکه شرایط و امکانات اجرای موضوع را فراهم کنیم فقط تقلیدی پیش می رویم. مثلاً شرایط شکل گیری شورای شهر مهیا نبود و نباید اصلاً شکل می گرفت برای همین است که حالا شورای شهر تبدیل شده به شورای شهرداری.

در مسایل حزئی هم ما تقلیدی عمل کرده ایم، احزاب ما کار حزبی که تعیین شده به عنوان وظیفه را انجام نمی دهند نه نظارت دارند نه مطالبه گری و فقط در نهایت سهم خواهی دارند و بس.

تنفر ذاتی از تحزب در ایران

صلاح فتحی: اولین حزبی که در کشور تشکیل شد حزب رستاخیز بود که اجبار کردند از تمام مردم ایران که حتماً عضو این حزب شوند و همین کاردر بنیان تشکیل این حزب حکومتی باعث شد مردم نوعی تنفر از حزب پیدا کنند.

واقعیت حزب این است که همان طور که آقای نصرتی شعار گفتند از بدنه جامعه استفاده می شود و در نهایت قدرتمندترین فرد برای کار انتخاب می شود اما در ایران این مسیر به درستی نهادینه نشده و نوعی مخالفت ذهنی با تحزب وجود دارد. در دوران اصلاحات تا حدی اقداماتی برای بهبود این وضعیت انجام شد. در سال های اخیر، در ایران اصلاح طلبان به فکر تجمیع احزاب هستند و در این زمینه کار کرده اند و تا حدودی هم موفق شده اند.

در بحث مطالبات کلی قشر نخبه و روشنفکر کردستانی در 13 بند درخواست خود را به دولت روحانی ارائه دادند که در زمان نامزد بودن انتخاباتی عمل کردن به این مطالبات را قبول کرد اما بعد از آن شاید تنها 2 یا 3 بند آن عملی شد که یکی از آنها بحث استفاده از مدیران بومی در کردستان بود که به خوبی عملی شد هر چند که بر روی این موضوع که آنان مدیران توانمندی بودن و یا خیر باید بحث کرد.

در این دوره همه شاهد بودیم که شرایط کشور ویژه بود، تحریم های جدید، فشارهای سنگین اقتصادی و خروج امریکا از برجام باعث شد که اروپاییان نیز به تعهدات خود دیگر پایبند نباشند، تا با حمایت از ایران مانعی برای تبادلات تجاری بین آنها با امریکا ایجاد نشود.

در تدریس زبان کُردی و انتخاب افراد اهل سنت هم دولت خوب پیش رفت. هرچند کار سیاسی کردن برای اقلیت های مذهبی و قومی در کل دنیا سخت است اما دولت فعلی حداقل تلاش خود را کرد.

در مباحث شورای شهر هم باید بگویم پیگیری مطالبات مهم است و باید خواسته های حزبی مطرح شود اما برای مطالبات کُردی در شورای اصلاح طلبان بحث می شود که متأسفانه در شورای شهر با رد صلاحیت های بسیاری که انجام شد مقداری کار را با مشکل مواجه کرد. البته در بخشی از این مسئله خودمان هم مقصریم. چون برای انتخابات مجلس درست کار نکردیم و موفق نبودیم و بسیاری از سیاسیون اصلاح طلب در انتخابات مجلس ورود نکردند و آن طوری که باید و شاید مشارکت درست پیش نرفت و کم بود. به همین دلیل من خودم تمامی فعالان سیاسی اصلاح طلب را در بحث رد صلاحیت ها مقصر می دانم اما باز هم ناامید نیستیم و تلاش خواهیم کرد تا افراد شایسته روی کار بیایند.

حزب سیاسی یا بنگاه معاملاتی؟

سیدفواد حسینی: ببینید اساس جامعه شناسی سیاسی مهمترین گزاره سرمایه اجتماعی است و کیفیت و چگونگی شکل گیری این سرمایه اجتماعی نشان دهنده قدرت و وزن احزاب یا گروه های مرجع در جامعه است. مشروعیت نظام های سیاسی به میزان مشارکت محک زده می شود و چون احزاب در تشکیل سرمایه اجتماعی چندان نقش جدی نداشته اند و لیست های حزبی 5 تا 10 درصد آرای عمومی را نمایندگی می کنند. برای همین در انتخابات اخیر احزاب سیاسی به سمت ائتلاف رفته اند تا در قالب یک جریان سیاسی حرکت کنند.

اما اینکه چرا احزاب نقش کم رنگی دارند خب باید بگویم در دوره مشروطه جریان احزاب شروع شد و البته باید به نحوه نادرست شکل گیری احزاب اشاره کنم اینکه مجموعه انتصاباتی انجام می دهند در سطح کشور که انتظار می رود منجر به تشکیل حزب مردمی شود و قطعاً این انجام نمی شود مگر اینکه ساز و کار حزبی شکل گیرد.

در واقع در فرآیندهای سیاسی جامعه احزاب نقش دارند اما پررنگ نیست، جایگاه حزبی در انتخابات شکل نگرفته و انتظار هست کسی که در سرمایه گذاری نقشی ندارد در سود سهمی داشته باشد و بعضاً احزاب بنگاه معاملاتی هستند تا حزب سیاسی و همین باعث بدبینی جامعه و گروه های مرجع جامعه می شود.

در کنار این مسئله چون بدون ساز و کار حزبی، افراد در انتخابات پیروز می شوند قائل به پاسخ گویی به اجزاب نیستند. در ادوار دولت های مختلف شاهد این بوده ایم که وعده هایی داده شده اما بعد از گذشت زمان انحرافاتی در مسیر مشاهده شده اما چون با ساز و کار حزبی کاملی نیامده اند نظام نظارتی بر افراد مسئول شکل نگرفته از طرف ارگان های حزبی این آسیب جدی است در حوزه انتخابات که فرد بعد از انتخابات بدون هیچ نظارتی احساس می کند که از طرف نهادهای مردمی است و احساس مسئولیتی ندارد و این می تواند آسیب بزند و بی اعتمادی عمومی ایجاد کند و حتی زمینه قهر مردم را منجر شود.

*  در یک ماه اخیر مدام این گزاره شنیده می شود از بخشی از جامعه سیاسی که رد صلاحیت عامل کاهش مشارکت است. ابتدا بفرمایید چه دلیلی دارد که علت رد صلاحیت افراد محرمانه ذکر می شود؟ بهتر نیست اگر شخصی رد صلاحیت می شود علت رد صلاحیت ها عنوان شود به جامعه؟ آیا رد صلاحیت عامل کاهش مشارکت است یا عمل نکردن به وعده ها و شعارهای انتخاباتی؟

وعده های بی عمل مشارکت را تهدید می کند

نصرتی شعار: ببینید اکثریت جامعه از قوانین بی اطلاعند مخصوصاً از قوانین انتخاباتی؛ ایکاش قوانین طوری تصویب می شد که تأیید و رد صلاحیت ها آشکار می بود اما قانون این را محدود کرده و اجازه نمی دهد اعلام شود لذا احزاب از نظر قانونی برای اعلام رد صلاحیت ها اجازه دخالت ندارند.

اما اینکه آیا این رد صلاحیت ها باعث کاهش مشارکت می شود یا خیر؛ قطعاً عامل کاهش مشارکت می شود و شکی در آن نیست اما گاهی اوقات در مورد افراد شناخته شده نه تنها باعث کاهش نمی شود بلکه باعث افزایش هم خواهد شد؛ مثلاً افرادی بوده اند که عملکرد خوبی نداشته و رد صلاحیت این افراد امکان افزایش مشارکت را هم دارد اما در کل نحوه رد صلاحیت ها کاهش مشارکت را به همراه دارد.

اینجا باید به این نکته اشاره کنم که کاش در رد صلاحیت افراد حداقل وقتی فردی معترض می شود مناظره ای با او گذاشته و اجازه دفاع به او داده شود چون تنها مسایل اخلاقی مطرح نیست و مسایل دیگری هم به میان می آید.

در بحث رد صلاحیت نامزدهای انتخاباتی فشار بسیاری بر روی اعضای شورای نگهبان و دیگر اعضای تصمیم گیرنده در این زمینه وارد می شود و کسانی نیز که در این حوزه فعالیت دارند بعضا افراد بی طرف هستند و نگاه سیاسی خاص و یا نگاه جناحی ندارند.

تا قبل از مجلس ششم که هیچ خبری از جناح های اصولگرا و اصلاحطلب نبود مشکلی هم بابت تائید صلاحیت و یا رد صلاحیت نامزدها وجود نداشت و با اوج گیری این دو جناح سیاسی در کشور بحث های اینچنین شکل گرفت که شورای نگهبان نگاه جناحی به نفع یک جریان خاص دارد.

زمانی که آقای خاتمی رئیس جمهور شد و مجلس ششم هم با تمام حرف و حدیث ها با آن تشکیل شد، شورای نگهبان ابزار دست سیاسیون شد و با تشکیل دفترهای استانی و شهرستانی مسائل تأیید و رد صلاحیت ها دستخوش تغییرات اساسی شد و به نوعی افراد بسیاری خارج از مجموعه در این تصمیم گیری ها نقش دارند.

اگر در دوره های گذشته این تأیید و رد صلاحیت ها بر روی مشارکت مردم در انتخابات تأثیرگذار بود، اما امروز دیگر مردم آنقدر از اتفاقات رخ داده و فشارهای اقتصادی خسته هستند که دیگر نه رد صلاحیت فلان کس و نه تائید صلاحیت فلان کس تأثیری در تصمیم آنان ندارد. خرید و فروش آرا در رأی آوردن یک نامزد انتخاباتی تاثیر گذار است و هر کسی که پول نداشته باشد هم نمی تواند امیدی به رأی آوردن داشته باشد.

در گذشته اصلا اینگونه نبود و مردم واقعا به کسی و یا جریان فکری که می توانست در زندگی آنها تاثیر مثبت بگذارد رای می دادند هرچند که امروز نیز این حرف ها شامل حال همه نمی شود اما بیش تر کسانی رای می آورند که دارای وضعیت مالی مناسبی نیز هستند که این یک آسیب در راه توسعه است.

امروز تنها باید به دنبال این باشیم که چه چیزهایی واقعا مردم را از پای صندوق های رای دور کرده که مهمترین آنها را باید همان وعده های بزرگی دانست که نامزدها در زمان تبلیغات می دهند و بعد از آن هیچ عملی نسبت به آنها ندارند و شهامت آن را نیز ندارند که حتی به مردم بگویند که چرا نتوانسته اند وعده های خود را عملی کنند.

یکی دیگر از دلایل عدم مشارکت مردم در بحث انتخابات دوری گرفتن فعالان سیاسی تاثیرگذار و معتمدین مردم است که به هر دلیلی دیگر خود را درگیر این جریانات نمی کنند و مردم نیز به پیروی از آنان اهمیتی برای حضور در انتخابات قائل نیستند.

ای کاش بحث های جناحی برای یک بار هم که می شد در زمان انتخابات کنار گذاشته می شد چرا که این مسئله خود یکی از بزرگترین ضرباتی است که به میزان مشارکت مردم در انتخابات زده می شود، بحث های حزبی و جناحی تنها منجر به سرمایه سوزی می شود و به جای آن یک نظام و دولت هم فکر و هم سو شکل می گرفت که تنها دغدغه آنها ایجاد رفاه و آرامش مردم بود نه تخریب جناح مخالف.

اگر فعالان مدنی و سیاسی بخواهند می توانند مشارکت مردم را بالا ببرند اما باید برای این کار واقعیات را برای مردم بازگو کنند و بر اساس واقعیت ها از نامزدهای انتخاباتی حمایت کنند.

 مردم به خواسته هایشان نرسند دلسرد می شوند

فتحی: دلیل رد صلاحیت ها این است که خود فعالان سیاسی کوتاهی کرده اند مشارکت ها در کل دنیا کاهش پیدا کرده و نهایت 40 درصد شرکت می کنند اما در ایران  با وعده های عجیب نامزدها حق هایی برای مردم ایجاد می شود و  وقتی مردن  به خواسته های خود نمی رسند دلسرد می شوند.

عملی نشدن بیشتر مطالبات مردم کردستان توسط دولت روحانی علیرغم اینکه وعده انجام آنها را داده بودند شاید به نوعی در انتخابات پیش رو مردم را برای حضور در پای صندوق های رأی به تردید بیاندازد و ما به عنوان احزاب سیاسی باید سعی کنیم این تردیدها را برای مردم برطرف کنیم تا شاهد مشارکت حداکثری مردم کردستان در انتخابات همچون دوره های گذشته باشیم.

یکی دیگر از دلایلی که مردم را نسبت به مشارکت در انتخابات دلسرد می کند بیان کردن پرونده های اختلاس هزار میلیارد تومانی توسط قوه قضائیه است. هرچند که باید از تلاش های این قوه برای مبارزه با فساد قدردانی کرد اما بیان این مطلب مردم را دچار سردرگمی می کند در شرایطی که همه دم از تحریم و فشارهای خارجی می زنند و وضعیت معیشت مردم این گونه است پس چطور فلان مسئول این همه پول را از کشور خارج کرده و یا اختلاس کرده است.

مردم وقتی می بینند که به هر کسی که رأی دادند اطرافیان آن فرد یک اختلاسگر و یک مفسد اقتصادی از آب درآمد دیگر رغبتی به مشارکت در انتخابات بعدی و رأی دادن ندارند.

یکی دیگر از مشکلات کشور حضور اصولگرایان در رأس حکومتی نظام و کشور است و علیرغم اینکه تعداد آنان شاید در کشور به 5 میلیون نفر هم نرسد اما در همه بحث های مدیریتی خود را صاحب نظر و صاحب رأی می دانند و به شدت اقدامات جناح اصلاح طلب را هم به چالش کشیده و توافق نامه ای مانند برجام را مایه ننگ می دانند و از طرف دیگر از همین امروز که فکر می کنند دولت بعدی از میان نمایندگان آنان تشکیل می شود، به دنبال از سرگیری مذاکرات برای بازگشت امریکا به برجام هستند و این دوگانگی رفتار مردم را دچار تردید می کند.

در کنار اینها هجمه سنگین رسانه های مخالف دولت را هم نباید نادیده گرفت که تمام اقدامات و تلاش های دولت را نادیده گرفتند و اگر منصفانه نگاه کنیم تنها در بحث جاده های بین شهری و روستایی در این دولت به اندازه 2 دولت قبل از آن کار صورت گرفته است، در بحث انتقال آب، عمران شهری و... اقدامات بزرگی انجام شده اما نه رسانه ها و نه حتی صدا و سیما کوچکترین اشاره ای به این موضوعات نکرده هر چند که وظیفه دولت است.

بحث دیگر در بالا بردن مشارکت اگر قائل به رأی مردمی هستیم باید این اجازه را بدهیم که مردم خود انتخاب کنند که به چه کسی می خواهند رأی دهند و چه کسی را قبول نداشته باشند و رد صلاحیت برخی نامزدهای انتخاباتی این حق انتخاب را از مردم می گیرد و این می تواند مشارکت عمومی در کشور را خدشه دار کند.

مردم وقتی می بینند که شورای نگهبانی که 100 درصد اعضای آنان از یک جناح خاص هستند، تنها صلاحیت کسانی را تأیید می کنند که نزدیک به جریان فکری آنان است، دیگر انگیزه ای برای حضور در انتخابات نخواهند داشت و به اعتماد عمومی ضربه می زند چرا که بعضاً شاهد هستیم فردی خود جانباز است و از خانواده شهدا، به اتهام عدم التزام به نظام جمهوری اسلامی ایران رد صلاحیت می شود و این موضوع می تواند ایجاد شائبه کند.

وقتی یک شبه بنزین گران شد ...

ترابیان: در خصوص مشارکت یک علت باعث عدم مشارکت مردم نیست آن وقتی که یک شبه بنزین گران شد نباید انتظار داشته باشیم مردم پای صندوق بیایند و یک دفعه دیده می شود هزینه زندگی در عرض 6 ماه افزایش می یابد نباید انتظار حضور مردم را داشت.

به نظر من وضعیت معیشت مردم باعث دلسردی در انتخابات شده کاری به شعارها هم ندارم در کل مردم نگاه به جیب خود می کنند و شرایط اقتصادی خود را می بینند. بحث بیکاری تأثیر دارد و تنها مختص به این دولت هم نیست اتفاقاتی ممکن است بیفتد مثل دو قطبی ها که ایجاد می شود و مثل فضاهای رسانه ای که شکل می گیرد یا فضایی که در مناظرات و جو انتخاباتی پیش می آید، کمک می کند که مردم بگویند تنها راه، رفتن به پای صندوق است برای انتخاب بهتر.

امروز بسیاری مدعی هستند که رسانه ها ضد دولت کار کرده اند اما هیچ کس به خاطر ندارد که در دولتی مانند دولت آقای احمدی نژاد جلسات هیئت دولت به طور مستقیم از طریق رسانه ملی پخش شود و یا اینکه خبرگزاری های ایرنا و ایسنا را اگر بررسی کنیم روزانه صدها خبر از عملکرد دولت منتشر می کنند هرچند که ناچیز هم باشد و نباید با این گفتارها فرافکنی کرد و ذهن مردم را نسبت به رسانه های مستقل خراب کرد.

در واقع به واسطه ناکارآمدی دولت و فشارهای اقتصادی و وضعیت بد معیشت مردم هر چقدر هم که به مردم بگوییم که چند صد کیلومتر هم از جاده های کشور آسفالت شده باز هم کسی توجهی نمی کنند و حتی اگر هم سنگ فرش های خیابان ها را هم طلاکاری کنند باز هم به واسطه فعالیت های بد اقتصادی دولت مردم چیزی را نمی بینند.

کسی منکر خدمات و فعالیت های دولت کنونی نیست و شاید بیش از دولت های گذشته کار کرده باشد اما به لحاظ اقتصادی بدترین دوره را برای مردم کشور رقم زده و همین مسئله باعث شده که دیگر اعتمادی به این دولت نداشته باشند و حرف های به حق را نیز قبول نداشته باشند چرا که جیب مردم خالی است.

عدم تحقق وعده های انتخاباتی و سرخوردگی مردم

حسینی: عدم تحقق وعده های انتخاباتی می تواند سرخوردگی در بین مردم ایجاد کند و میزان مشارکت را در انتخابات بعدی کاهش دهد. در زمان تبلیغات نامزدهای انتخاباتی تناقض های بسیاری را میان حرف تا عمل آنان مشاهده می کنیم و در طول این سال ها شاهد بوده ایم که نامزدهای ریاست جمهوری وعده های بسیاری را داده اند اما عملی به آنها نداشته اند و باید به دنبال علت این موضوع باشیم که آیا رئیس جمهور توانایی عملی کردن وعده هایش را ندارد و یا اینکه میلی به عملی کردن آنها ندارد؟

در این صورت نقش احزاب در اینجا پررنگ تر باید شود و از رئیس جمهور بخواهند که در خصوص عملی نشدن وعده هایش پاسخگو باشد، البته این نکته را نباید فراموش کرد بخشی از مشکلاتی که در حوزه مدیریت  دولت ایجاد می شود ناشی از تحریم ها، فشارهای اقتصادی و بالا رفتن قیمت ارز و نبود نقدینگی در کشور است به طوری که هر دولتی سر کار باشد باز هم نتواند کاری از پیش ببرد.

البته نقش رسانه ها هم در این دولت در القای حس ناامیدی بین مردم را نباید نادیده گرفت و برای رسیدن به اهداف سیاسی جناح های مختلف و مخالف دولت حجم بی سابقه ای از تولید محتوا داشتند و صدا و سیما و رسانه های برخط و مجازی هم همواره بر ناکارآمد نشان دادن دولت تلاش می کردند که این موضوع آسیب بزرگی به خدماتی که به مردم ارائه شده بود در چند سال گذشته زد.

رسانه ها در این سال ها نقش بی سابقه ای در ایجاد ناامیدی در بین مردم نسبت به دولت داشته اند و باید پاسخگو باشند که آیا در این 8 سال هیچ نکته مثبتی از دولت ندیده اند که بازگو کنند؟ انکار واقعیت ها توسط رسانه ها برای ایجاد حقانیت یک جناح دیگر در مشارکت مردم در انتخابات پیش رو تأثیرگذار خواهد بود هرچند که نباید منکر این موضوع هم بود که مدیران ناکارآمد کمی در طول این دوران هم نداشته ایم.

با توجه به ضربه ای که به روح و پیکره جمعیت جوان کشور با این هجمه های رسانه ای وارد شد امروز باید احزاب مختلف سیاسی از خود بپرسند که آیا حمایت های کورکورانه از یک جناح که حتی در مواقعی به اصل نظام هم خدشه وارد کرد، ارزشش را داشت که جوانان خود را دچار یأس و سرخوردگی کنیم.

در خصوص وعده هایی که از سوی نامزدهای انتخاباتی ارائه می شود از همان ابتدا مشخص است که نه صبر ایوب و نه عمر نوح نمی تواند این وعده ها را عملی کند به خصوص در انتخابات محلی مانند انتخابات شوراهای شهر و روستا و همین امر می تواند بر روی کسی که دوره قبل رأی داده و وعده ای را که شنیده و عملی نشده، فراموش نکند و در دوره بعد دیگر تمایلی به رأی دادن نداشته باشد.

 تهیه و تنظیم: سروش حبیبی راد/ زیبا امیدی فر