موسم انتخابات، بهار وعده ها و پاییز اخلاق
سرویس ایران- موسم انتخابات معمولا صداها متغیر و سیماها متحول می گردد. گویا انتخابات بازاری است که هرکس به دنبال منافع و کالای خود است. یکی فروشنده و دیگری خریدار. گوش ها از شدت شنیدن خسته و زبان ها از عطش گفتن تشنه. بازار مکاره داغِ داغِ داغ و در این بین اخلاق تنها گوهری است که با ذره بین هم نمی شود آن را پیدا کرد.

کُرد پرس-  وعده های بی سرانجام و تکراری در فضایی احساسی وغبارآلود سیاسی که هر تازه واردی را به خود جذب می کند. فضای حقیقی انتخابات خود به تنهایی دارای التهابات خاص خود می باشد و فضای مجازی با همه هیمنه اش مزید برپیچدگی اوضاع گردیده است. ورود کاندیدهای گمنان و نامدار به این عرصه با انبوهی از وعده  و وعیدهای تکراری و انجام نشدنی همراه است. برخی صحنه های حضور چهره های نام آشنا، مخاطب دوراندیش را به یاد صحنه هایی از ورزشکاران پوشالی و کشتی گیران غربی ها می اندازد که عربده های آنان قبل از ورودشان به صحنه نبرد جلب توجه می کند ولی وقتی به صحنه می رسند با حرکتی از رقیب مرعوب و به گوشه رینگ خزیده و خود را از معرکه دور می کنند.

 شاهد مثال؛ افرادی که سال ها درمسند تصمیم گیری و قانون گذاری بوده و کارنامه خود را مانند همان مدال کشتی گیر به صحنه می آورند غافل از اینکه صحنه رقابت هر آن در شرف تحول و بازآفرینی است کسانی که هنوز هم سرنوشت اقتصادی کشور را رقم می زنند، چگونه داعیه تغییر و تحول در ساختار مدیریتی و اقتصاد کشور را دارند؟ از کارگزاران عوام گرا، چندان انتظاری نیست اما این ادعاهای غیرمعقول از کسانی که مبانی علمی آنان با منطق شروع شده  این سئوال را پیش می کشد که چگونه در ورطه مغالطه و سفسطه گرفتارشده اند. برخی  هویت و خاستگاه خود را به باد فراموشی سپرده و به راحتی در دام غلو گرفتارآمده وخود را از گذشته اش مبرا می کنند.

بعضا دوره هشت ساله خود را طی کرده اند و نیک می دانند که هرآنچه در توان داشته اند بکار گرفته اند و همین اندازه توانستند کارازپیش ببرند چگونه سودای تکرار مدیریت ناکارآمد را درسرمی پرورانند؟  بعضی از همین کاندیدها خود درمتن همه تصمیم سازی های مدیریتی کشور بوده و تمامی هنر خود را به کار برده و حرفی دیگر برای گفتن ندارند چگونه بازهم سودای فریب مردم را دارند؟

کسی ریش خود را با قانون سفید کرده چگونه حرف های خارج از قانون می زند؟ دوره مدیریت شعاری به اتمام رسیده است .  اقناع جامعه با حرف میسر نمی باشد. "انتخاب" از گذشته افراد شروع می شود و "انتخابات" نمره پایانی هرفرد یا تفکری می باشد. بنابراین برای اقناع جامعه نیازی به سفسطه و مغلطه نیست. بهترآن است کاندیداها به اخلاق فردی و سازمانی پایبند بوده وسخنی برخلاف مسیرگذشته خود نزنند. عقلانیت جامعه سخنان عبث و بیهوده را برنمی تابد.

سخن سنجیده به پرونده افراد تبدیل می شود،  بنابراین سخنی گفته نشود که گریبان گوینده را بگیرد. سخن راست و صادقانه از اعماق وجود برمی آید و محتوای سخن مخاطب را جذب می نماید. بفرمایش علی (ع )؛ «هرگاه سخن گوینده با باور درونی اش یکسان باشد شنونده آن را می پذیرد و هرگاه با باور دورنی اش یکسان نباشد درجان مخاطب ازجایگاه خوبی برخوردار نمی باشد.» ا

ین همان سخنی است که درنظم گفته می شود «سخن چون از دل برآید لاجرم بردل نشیند.» و به تعبیر دیگر سخن خوب گفتن با خوب سخن گفتن فاصله زیادی دارد سخن خوب با برهان و دلیل و منطق همراه است و خوب سخن گفتن برخواسته از مغلطه و جدل و سفسطه است.چیزی که متاسفانه در موسم انتخاباتها بشدت رواج دارد و بعضا بخاطر رسیدن به منصبی زودگذر چوب حراج به اخلاق می زنند و درپایان دوره خدمتی وقتی می نگرند از آن بهار وعده های انتخاباتی جز زمستانی پر حسرت و پشیمانی چیزی باقی نمانده است.بنابراین به همه کسانی که خود را درمعرض انتخاب مردم قرار می دهند توصیه می گردد توجه داشته باشند این چهچه بلبل مستان بهاری سوزسرمای زمستانی هم دارد و نیک بدانی که  "چه خوری صیف و چه پوشی شتا " پس بهتر آن است که؛

دل زجمعیت اسباب چو برداشتنی است // آنقدر بار به دل نه که توانی برداشت