مرگ گفتمان اصلاح طلبی در محاق منفعت طلبان کردستان/ *نریمان عبدی
سرویس کردستان- کردستان طی هشت سال اخیر بصورت شش دانگ محل تاخت و تاز آن چند نفر منفعت طلبِ برستادی بود که در سالهای 92 و 96 شعارهای رونق اقتصادی و تحول سیاسی و فرهنگی آنان گوش فلک را کر کرده، به گونه ای که بصورت بیمارگونه هرآنکس که مغایر افکار منفعت طلبانه آنان بود به شدت مقهور و مغضوب دولتمردان این دیار مظلوم می گشت و کوتوله های سیاسی و برستادی های ناکارآمد زمام امور استان را بدست گرفته و استان کردستان را به چنین وضعیت اسفناکی رساندند و اکنون که پایان عمر آنان به سر آمده باید به افکار عمومی استان چند سوال اساسی را پاسخ گویند که ذیلاً به اختصار بدانها اشاره می شود:

کارنامه اقتصادی شما انحصارگران در چهار سال اخیر جز فقر و فلاکت برای مردم کردستان چیزی نداشته و بارها و بارها و ماهها و سالها استان کردستان به عنوان رتبه اول تورم و گرانی در کشور بوده است و شما ارمغانی جز تورم بالا، فقر دوبرابر، کاهش قدرت خرید مردم و نصف شدن درآمد سرانه آنها نداشته اید. حال سوال اساسی اینجاست که شما در این مدت هشت سال در زمینه توسعه اقتصادی کردستان چه کرده اید؟  جز بهره مندی از رانت و مزایای دولتی و مامور شدن به این وزارتخانه و آن وزارتخانه و انتفاع از بیت المال چه کار شایسته ای برای مردم کرده اید؟ که صد البته بایستی در دولت بعدی به تک تک رانت و مزایای منتفع شده و کارهای ناکرده ی  آن چند نفر رسیدگی شود.

یک از مباحث مهم واساسی دیگر زیربناهای توسعه استان که همان راهها و استفاده از مزیت مهمترین پایانه ی  مرزی کشور(باشماق) است که می توانست در این هشت سال باعث توسعه اقتصادی استان شوند. آیا شما انحصاگران به وعده های چندبانده شدن جاده ی مریوان عمل کردید؟ آیا راه آهن به کردستان رسید؟ آیا فرودگاه سنندج توسعه پیدا کرد؟ فرودگاه سقز را به بهره برداری رساندید؟ آیا توانستید از مزیت مرز باشماق برای توسعه اقتصادی استان بهره ای ببرید؟ لااقل آیا توانستید بحث معارضین این مرز را حل و فصل نمائید و آنرا از آن حالت ویرانه درآورید؟ البته ناگفته ها پیداست مرز باشماق برای برخی از نورچشمی های شما، منافع میلیاردی فراوانی داشته است که در آتیه بدانها خواهم پرداخت.

سوال اساسی دیگر اینکه، در این دوره از انتخابات رجل سیاسی شما منفعت طلبان کجا بودند؟ راستی نشانی از آنها در ستاد آقای همتی نبود. عجیب بود که شما در انتخابات قبلی برای ریاست ستادی باهم سر نزاع و دعوا داشتید در این دوره چرا هیچ میل و رغبتی به رئیس ستاد شدن نداشته و در سکوت سر در خوان منفعت خویش فرو بردید؟ جواب این سوال هم برای افکار عمومی روشن است که شما دانسته اید که قافیه را باخته و جایی درکردستان نداشته و هیچ مقبولیتی در میان مردم ندارید و فرار را از سال گذشته بر قرار ترجیح داده اید؛ که صد البته زنگ انشای شما به پایان رسیده و زنگ ریاضی و حساب به زودی آغاز خواهد شد.

نکته آخر اینکه این منفعت طالبان به دو دسته تقسیم شده یا می شوند، دسته اول آنهایی هستند که در هشت سال گذشته از خوان سفره بنفش و بیت المال به وفور بهره برده و به قول معروف کاسه کوزه خود را جمع کرده اند و به فکر سوراخی برای فرار می گردند که برایشان عمارتی است. اما دسته دوم، آفتاب پرستان همیشگی هستند که رنگ بنفش خود تغییر داده و در ستادهای رقیب، رفت و آمد نموده و می خواهند از سفره دولت بعدی هم متنعم شوند که باید گفت زهی خیال باطل، چرا که دولت بعدی قطعاً با شما انحصارطلبان و منفعت طلبان و آن چند نفر، حساب و کتاب ها دارد که باید رسیدگی شود.

*فعال مدنی