گام بعدی (2)/ بهروز خیریه
سرویس کردستان- سیزدهمین دوره‏ی انتخابات ریاست جمهوری علیرغم نیت بدخواهان با مشارکت خوب مردم به پایان رسید و مردم با حضور در پای صندوق‏های رأی رئیس جمهور منتخب خود را برگزیدند. پس از این مرحله ‏بی شک گام بعدی تشکیل یک دولت کارآمد و انقلابی، سپس انتخاب مسئولان و مدیران کل در استان هاست که بتوانند پاسخگوی مطالبات مردم باشند. در این یادداشت مروری مختصر داریم بر چگونگی تشکیل دولت و انتخاب مسئولان رده های مختلف برای استان ها.

طی بررسی‏ های به عمل آمده توسط کارشناسان مختلف و اظهار نظرهای گوناگون در رسانه ‏ها، علاوه بر مشکلات اساسی که توسط دشمنان و همچنین تحریم ‏های آمریکا ایجاد شده، بیشتر مشکلات کشور به خصوص در زمینه‏  اقتصادی ناشی از عدم مدیریت، برنامه‏های اشتباه و سوء استفاده‏های افراد مختلف بوده است. بهترین مصداق این مسئله تعداد قابل توجه متهمان و پرونده‏های فساد و سوء استفاده‏  اقتصادی است که هنوز هم روند رسیدگی به آنها ادامه دارد.

در منطقه‏ کردستان هم علاوه بر محرومیت هایی که از گذشته وجود داشته و کم و کسری در اغلب زمینه‏ ها -که علیرغم تلاش های بعضی دلسوزان- هنوز به طور کامل رفع نشده است، اگر یک بررسی منصفانه انجام شود معلوم خواهد شد که بخش‏ های مختلفی که موفق نبوده ‏اند از مشکل مدیریت رنج می ‏برند.

آنان که در این استان دست اندر کار امور بوده ‏اند خود نیک می‏ دانند در گذشته در بعضی موارد حتی بودجه ‏های تخصیصی به دلیل هزینه نشدن برگشت داده شده است، این مورد البته مربوط به یک دوران یا یک دولت خاص نیست. عدم مدیریت به جای خود، مشکل بزرگ تر اینکه عده ‏ای در کردستان در دوران هر نوع دولتی پست های مختلف را اشغال کرده‏اند و در میان مدیران دولتی چرخش مدیریت به امری عادی تبدیل شده است.

چرا چنین است، آیا قحط الرجال است؟ یعنی ما واقعا نیروی لایق نداریم؟ متاسفانه یکی از وزیران محترم دولت گذشته -که با حمایت قاطع عده‏ای از کردها و افراد ذی نفوذ استان روی کار آمد - به صراحت اعلام کرد که هر چه گشتیم فرد مناسبی برای تصدی استانداری کردستان پیدا نکردیم؟ آیا این اظهار نظر صحت دارد؟

در حالی که دیدیم بعدها یک مدیر دولتی از میان ده ها مدیر استانی را به سمت استانداری کردستان منسوب کردند و انصافا هم عملکردش خوب بود.

البته عملکرد استاندار چیزی نیست که در یک  یادداشت بتوان آن را از جوانب مختلف بررسی کرد بلکه این فقط یک مثال بود اما درد این است که همین آقایان که برای انتصاب یک نیروی بومی اینقدر سخت می‏گیرند و گاهی نیروی مناسب پیدا نمی‏کنند! گاهی فردی را بدون هیچگونه سابقه مدیریت در پستی مدیر کلی گمارده ‏اند که حتی در بعضی موارد تنها ظرف چند ماه مجبور شده‏ اند وی را عزل یا جا به جا کنند. به خاطر حفظ شأن افراد در این مقاله از کسی نام نمی‏ بریم والا مستندات در این مورد بسیار است و محفوظ. یا جوانی را که حتی یک روز مدیر میانی و مدیر یک مجموعه‏ کوچک هم نبوده به صرف اینکه در ستاد بوده به پست های مهمی چون مدیر کلی و حتی فرمانداری منصوب کرده‏ اند و وقتی هم عملکرد فرد مطلوب نبوده با عباراتی چون: «نیروی خوب نداریم و در کردستان محدودیت نیروی انسانی وجود دارد.» مسئله را توجیه نموده ‏اند. 

کسی نیست بپرسد آقایی که یک فرد را به سمت فرمانداری شهری منصوب می‏کنی آیا این فرد قبلا معاون فرماندار بوده؟ آیا دهدار بوده؟ آیا بخشدار بوده؟  اصولا مدیریت کرده؟ با توجه به کدام سوابق مفید این کار را می‏کنید؟

پر واضح است که در همه موارد چنین نبوده ولی این کار حتی در یک مورد هم خطا و خلاف اصول تمام مدل های مدیریت در جهان است. به باور بنده به فرض که در یک پست مدیر لایقی سراغ نداریم، خوب از استان های دیگر و مناطق دیگر بیاورند، اما به شرطی که کاردان و دلسوز باشد. اگر از مردم هم بپرسید منصفانه خواهند گفت یک مدیر لایق را از هر شهر و دیاری باشد، بر یک مدیر نالایق حتی اگر فامیل خودشان باشد ترجیح می‏ دهند.  

امیدواریم در دولت جدید بدون توجه به دیدگاه افراد، صرفا بر اساس شایسته سالاری، مدیرانی لایق برای استان ما انتخاب شوند که دارای چند ویژگی مورد نظر آقای رئیسی -که به نوعی برخاسته از مطالبات برحق مردم است- یعنی کارآمدی، انقلابی بودن و سلامت نفس باشند.

با آرزوی توفیق برای همه‏ خدمتگزاران و اعضای دولت جدید.