28 مرداد 32 به روایت اسناد
سرویس ایران- وقتی چند سال قبل اسناد كودتای 28 مرداد 1332 خورشیدی منتشر شد مهر تاییدی بر دخالت دولت های خارجی در سقوط دولت محمد مصدق زد. كودتای ٢٨ مرداد 1332 خورشیدی كه با همكاری «سازمان سیا» و سازمان اطلاعات سری انگلیس مشهور به «ام‌آی 6» و عناصری در ارتش ایران انجام شد، دولت محمد مصدق را سرنگون كرد. این كودتا از بحث‌ برانگیزترین وقایع تاریخ معاصر ایران به شمار می رود و صف‌ بندی ‌های سیاسی جدی میان طیف‌ های مختلف درباره آن وجود دارد كه در طول زمان و با انتشار اسناد مختلف نقاط مبهمی از دخالت بیگانگان در این كودتا روشن شده است.

به گزارش کرد پرس، عملیات اجرایی کودتا در ساعت ۱۰ عصر ۲۴ مرداد با سخنرانی سرهنگ نصیری در کاخ سعدآباد و پادگان باغشاه برای افسران آغاز شد، او به خرابی اوضاع کشور و نفوذ کمونیست ها در ارتش و اینکه محمدرضا پهلوی برای نجات کشور، مصدق را برکنار کرده است، اشاره کرد. نصیری پیش از رفتن به خانه مصدق برای ابلاغ فرمان برکناری و دستگیری او، تنی چند از افسران خود را مأمور کرد تا به خانه پاره‌ای از وزرا، یاران و همراهان مصدق بروند و آنان را دستگیر کنند اما هنگامی که نصیری برای ابلاغ فرمان به خانه مصدق رفت در آنجا دستگیر شد و پس از آن نیروهای وفادار به مصدق پادگان های ارتش را در اختیار گرفتند و گارد سلطنتی را خلع سلاح کردند، شبکه نظامی کودتا فروپاشید و محمدرضا پهلوی بی درنگ به همراه ملکه ثریا با هواپیمای اختصاصی به عراق فرار کرد. در تظاهراتی که در این روزها بر پا شد، شعارهای تندی بر علیه رژیم پهلوی و سلطنت داده می شد و مجسمه های محمدرضا پهلوی و پدرش به زیر کشیده شد.

اما به یکباره در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ همه چیز عوض شد و از ساعت ۹ صبح هزاران تن در خیابان سپه جمع شدند و شعار جاوید شاه و مرگ بر مصدق سردادند. کم کم تعدادی اوباش با این جمع همراه شدند. در ساعات آتی روز تعدادی از ادارات مهم به اشغال کودتاچیان درآمد. تا بعد از ظهر آن روز که زاهدی از رادیو اعلام کرد به فرمان محمدرضا پهلوی، نخست وزیر شده است. کودتاچیان در آخرین مرحله به خانه مصدق حمله کردند. بنابراین با نگاهی به منابع تاریخی و حوادث به وجود آمده در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲خورشیدی، نمی توان نقش دولت آمریکا را در سرنگونی دولت ملی مصدق نادیده گرفت؛ نقشی که بعد از آن به نفوذ این دولت در ایران منجر شد و آمریکا سعی داشت آن را مخفی نگه دارد اما در سال های گذشته برخی مقامات به این دخالت اعتراف کردند و اسنادی نیز در همین ارتباط منتشر شد که در ۲۰۱۳ میلادی سازمان سیا با خارج کردن اسنادی از طبقه ‌بندی محرمانه به نقش خود در کودتا اعتراف کرد یا اینکه وزارت امور خارجه آمریکا برای نخستین بار در ۱۵ ژوئن ۲۰۱۷ میلادی برابر با ۲۵ خرداد ۱۳۹۶ خورشیدی اسناد مرتبط با کودتای ۲۸ مرداد را منتشر کرد. مجید تفرشی تاریخ نگار، سندپژوه در آرشیو ملی بریتانیا و تحلیلگر تاریخ معاصر ایران در این خصوص می گوید: در این مجموعه اسناد به روند «دگرگونی های داخلی، شکل گیری و آرایش نیروهای سیاسی و عناصر تاثیرگذار بر آن، روند تطور نگاه آمریکا و شریک انگلیسی آن، نقش دربار و شخص محمدرضا پهلوی در معادله های داخلی و خارجی، بن بست مذاکره های نفت و رسیدن به تصمیم‌گیری ‌ها در واشنگتن برای تغییر دولت مصدق و تلاش برای اعمال نفوذ بر این تحول ها و یارگیری در جناح ‌های داخلی» پرداخته شده است.

اسناد چه می گوید؟

نگاهی به اسناد و منابع تاریخی نشان می دهد كه كودتای 28 مرداد 1332 خورشیدی در ایران اگر چه در داخل كشور نیز زمینه هایی داشت اما دولت های انگلیس و آمریكا به صورت مستقیم در آن نقش داشتند زیرا در اسفند 1329 خورشیدی و با تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت انگلیس تلاش كرد تا منافع از دست رفته خود را دوباره به دست آورد به همین دلیل به فعالیت گسترده در داخل و خارج ایران برای مهار جنبش ملی نفت و جلوگیری از اجرای صحیح آن پرداخت.

انگلیس به منظور بازگرداندن وضعیت گذشته و انحصاری خود بر نفت به اقدام به «تحریم خرید نفت از ایران، تعقیب قضایی خرید از ایران، فراهم كردن اسباب كودتا، جلب عملیات و همكاری آمریكا و كاهش پایگاه مردمی دولت مصدق» كرد.

سرانجام پس از تصویب طرح مشترك انگلیس و آمریكا برای سرنگونی دولت مصدق، سفارت آمریكا به همراه عوامل انگلیس، مسوولیت اجرای آن را بر عهده گرفتند. هر چند طرح نخست كودتا در 25 مرداد 1332 با شكست روبرو شد اما عملیات دیگری برای اجرای یك كودتای تازه آغاز شد و سرانجام در غروب 28 مرداد 1332 كودتای آمریكاـ انگلیس به وقوع پیوست و دولت محمد مصدق سقوط كرد.

البته این دخالت ها تا مدت ها از طرف دولت های خارجی مخفی نگاه داشته شد تا اینكه وزارت امور خارجه آمریكا برای نخستین بار در 15 ژوئن 2017 میلادی برابر با 25 خرداد 1396 خورشیدی كتاب اسناد مرتبط با كودتای 28 مرداد را منتشر كرد كه در این اسناد به وقایع سال ‌های 1951 تا 1954 میلادی(1329 تا 1332 خورشیدی) می ‌پردازد و حوادث پیش از كودتا، عملیات سرنگون كردن دولت مصدق و وقایع پس از آن را در بر می‌گیرد.

پیش از این موضوع نیز در 2013 میلادی سازمان سیا با خارج كردن اسنادی از طبقه ‌بندی محرمانه به نقش خود در آن كودتا اعتراف كرده بود.

«مجید تفرشی» تاریخ نگار، سندپژوه در آرشیو ملی بریتانیا و تحلیلگر تاریخ معاصر ایران در این باره  می گوید: مساله جنبش ملی شدن صنعت نفت، حوادث مختلف در دولت محمد مصدق، روند حوادث منتهی به سقوط دولت، كودتای 28 مرداد و نقش دولت آمریكا در این موارد در 64 سال اخیر، بازتاب های مختلف و روایت های متناقضی در میان محققان داخلی و خارجی داشته است. پژوهشگران داخلی با توجه به نوع نگاه خویش به بررسی نقش آمریكا در این مقوله پرداخته ‌اند. در حالی كه روایت تاریخی چهار دیدگاه چپ‌گرا، سلطنت‌ طلب، مذهبی و ملی در طول دهه‌ های اخیر دچار دگردیسی شده و تغییراتی یافته است و هر یك از این چهار نوع نگاه، روایتی متفاوت از دیگران را ارایه می‌كند.

نگاه چپ و راست به کودتای 28 مرداد

به گفته او؛  تاریخ ‌نگاری چپ‌ گرا معتقد بود دولت مصدق به دلیل محافظه‌ كاری در برابر دربار و حامیان غربی آن و بی اعتنایی به همسایه شمالی، نتوانست مانع نفوذ خارجی شود و عوامل سازمان سیا آمریكا و سازمان اطلاعات و جاسوسی انگلیس دلایل و مجریان اصلی سقوط دولت مصدق و وقوع كودتای 28 مرداد 1332 خورشیدی بودند و همه عناصر داخلی موثر در مسیر سرنگونی دولت مصدق نیز دست نشانده آمریكا تلقی می‌شدند.

تفرشی می گوید: این نگاه تا میزانی در تاریخ ‌نگاری ملی‌گرا نیز وجود دارد. با این تفاوت كه در این نحله از تاریخ نگاری، محمد مصدق و دولت او، به طور كلی عاری از هرگونه اشتباه و رفتار غلط بود و اگر دخالت نیروهای بریتانیایی و آمریكایی و مزدوران آنان نبود، این دولت با موفقیت و اقتدار به راه خود در جهت تثبیت ملی شدن صنعت نفت ادامه می داد. در این نوع نگاه همه مخالفان و منتقدان مصدق وابسته به بیگانگان تلقی می‌شوند.

دولت مصدق از منظر تاریخ ‌نگاری مذهبی بیشتر بر پایه اشتباه ها و كوتاهی‌ های خود سرنگون شد و دخالت خارجی وقتی توانست محقق شود كه دولت به ویژه در نیمه دوم خود به متحدان بانفوذ و مقتدر مذهبی اولیه خود و عموم مردم طرفدار آن پشت كرد و نزدیك شدن تدریجی به نیروهای چپ، راه خودسری در پیش گرفت.

به گفته او، دخالت نیروهای خارجی از نظر تاریخ ‌نگاری سلطنت طلب یا وجود نداشته است و اگر برای تقویت نیروهای داخلی مخالف مصدق وارد شد، نقش بنیادین و تاثیرگذاری در روند سقوط او نداشت و درباره آن اغراق صورت گرفته است و مردم در اعتراض به سوء نیت و عملكرد غلط دولت مصدق و ادامه غیرقانونی آن در روزهای 25 تا 28 مرداد 1332 خورشیدی قیام كردند و به طور كلی كودتایی هم علیه آن دولت رخ نداده است. چنان كه ملاحظه می‌شود، در میان محققان نگاه یكسانی درباره روند سقوط دولت مصدق و نقش آمریكا وجود ندارد. با وجود این، تاریخ نگاری ملی‌گرا وجه غالب تاریخ نگاری جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و كودتای 28 مرداد محسوب می شود.

وی در مورد اینکه  اسناد منتشر شده وزارت امور خارجه آمریكا درباره كودتای 28 مرداد چه محورهایی را پوشش می دهد؟ می گوید: این كتاب یك هزار صفحه ‌ای از اسناد در واقع مجموعه دومی از گزارش ‌های مختلف رسمی دولتی آمریكا به شمار می رود كه شامل تحول های ملی شدن صنعت نفت، دولت مصدق و كودتای 28 مرداد 1332 خورشیدی می شود. در این مجموعه اسناد به روند «دگرگونی های داخلی، شكل گیری و آرایش نیروهای سیاسی و عناصر تاثیرگذار بر آن، روند تطور نگاه آمریكا و شریك انگلیسی آن، نقش دربار و شخص محمدرضا پهلوی در معادله های داخلی و خارجی، بن بست مذاكره های نفت و رسیدن به تصمیم‌گیری ‌ها در واشنگتن برای تغییر دولت مصدق و تلاش برای اعمال نفوذ بر این تحول ها و یارگیری در جناح ‌های داخلی» پرداخته شده است.

تفرشی می افزاید: اسناد مختلف این مجموعه نیز مانند همه اسناد دولتی، بنا به دقت، دامنه، عمق و اعتبار خبری و تحلیلی آن از بُعد استنادی یا گمانه ‌زنی از ارزش یكسانی برخوردار نیستند. از این نظر، نباید همه این گزارش ‌ها را به صورت یكسان فاقد ارزش یا با ارزش بالا دانست. در واقعه نباید از نظر اعتبار و اهمیت درباره آنها به یك شكل قضاوت كرد. ضمن آن كه این اسناد تاریخی بیش از آن كه در كل نگاه به مساله تاثیرگذار باشند، در جزییات حوادث مهم و حایز اهمیت هستند.

 تفرشی معتد است: در این اسناد به طور كلی به «سیر تحول های داخلی، نقش احزاب، گروه های تاثیرگذار سیاسی و اجتماعی، ارتباط دولت مصدق با گروه ‌های متحد و منتقدان وی، نقش مطبوعات موافق و مخالف دولت، اصناف، روحانیت، نقش ادوار شانزدهم و هفدهم مجلس شورای ملی در موضوع ملی شدن نفت، دولت مصدق تا انحلال مجلس، نقش دربار و شخص محمدرضا پهلوی در تلاش برای تضعیف و رویارویی با دولت مصدق، تغییر تدریجی نگاه روحانیت و جامعه سنتی هوادار آن به روند كار دولت و آماده سازی شرایط مختلف برای تسریع در روند سقوط دولت» بررسی شده است. در گذشته كلیات این حوادث در موارد مختلف آشكار بود اما جزییاتی كه در این اسناد وجود دارد، برای تكمیل تاریخ نگاری این حوادث مهم هستند.

او می افزاید: لزوم توجه دقیق به روند تغییر آرایش قدرت در عرصه جهانی از دیگر درس ‌های این مجموعه است. تغییر ناگهانی هیات حاكمه در سه قدرت جهانی، روی كار آمدن «دوایت آیزنهاور» و جمهوری خواهان در آمریكا، روی كار آمدن مجدد «وینستون چرچیل» و محافظه كاران در بریتانیا و مرگ «ژوزف استالین» و آغاز نبرد قدرت در اتحاد جماهیر شوروی، مسایل مهم و تاثیرگذاری بودند كه دولت مصدق به اندازه لازم و كافی به آنها توجه نكرد.

از طرف دیگر، این اسناد نشان می ‌دهد كه چگونه از یك طرف دولت مصدق با مماشات نكردن با نیروهای منتقد در عمل راه را برای دخالت خارجی تسهیل كرد و از جهت دیگر، رسیدن مخالفان و منتقدان داخلی به این نتیجه كه دولت حاكم باید به هر هزینه ای سرنگون شود، چگونه می تواند به منافع ملی لطمه بزند و باز راه را برای دخالت خارجیان در حوادث داخلی كشور تسهیل و تسریع كرد.