مهارت، گمشده دانش آموز ایرانی / تبدیل مهارت آموزی به اولویت اول آموزش کشور
سرویس ایلام - چون در دولت های مختلف به آموزش و پرورش به دید مصرف کننده نگاه شده آن را جزء پایین ترین اولویتها قرار داده اند لذا باید سیستم آموزشی در نظر دولت و مردم به اولویت اول بدل شده و این ساختار کهنه و آشفته سر و سامان یابد.

به گزارش خبرگزاری کردپرس، دولتها با پروژه های کلان به طور متوسط برای اشتغال هر نفر بیش از یک میلیارد تومان خرج می کنند در حالی که با هزینه ای بسیار کمتر و ماهر کردن یک فرد، می توان اشتغال بالایی ایجاد کرد اما به اذعان اکثر کارشناسان، مهارت آموزی گمشده دانش آموزان ایرانی است و از کلاس اول دبستان تا پایان دوران تحصیلی در دانشگاه، فارغ التحصیلانی داریم که نه مهارتی فنی برای اشتغال دارند و نه مهارتهای لازم در زندگی فردی و اجتماعی را آموخته اند.

برای بررسی این موضوع به سراغ حمزه کاظمی، معلم هنرستان فنی، مخترع و پژوهشگر ایلامی رفتیم و در باب موضوع مهارت با او گفتگو کردیم که در ادامه می آید:

کردپرس: داشتن مهارت برای یک دانش آموز چه فنی و چه انسانی و علوم پایه چه مزیتهایی دارد و چه امکانی برایش مهیا می کند؟

کاظمی: مهارت موهبتی است که در زندگی انسان تاثیر شگرفی دارد. با تلاش و ممارست شخص در یک زمینه به تدریج در او مهارت ایجاد می شود. هرچند وجود مهارت در دانش آموزان فنی هدف اصلی است اما وجود مهارت در هر شخصی با هر نوع مسیر علمی جز الزامات است. ماهر بودن در یک زمینه برای هرکس فوایدی دارد، برای شخصی منبع درآمد زندگی می شود، برای شخصی منبع افزایش اعتماد به نفس، دیگری از مهارتش در ارتقا شغلی استفاده می کند، و کمترین فایده آن نیز کاهش هزینه زندگی است. پس مهارت را نمی توان فقط به دانش آموزان فنی نسبت داد و هر کس به تناسب موقعیت و شرایط خود باید هنری داشته باشد.

کردپرس: جایگاه مهارت در نظام آموزشی ما را از اول ابتدایی تا پیش از دانشگاه چگونه ارزیابی می کنید؟

کاظمی: در سیستم آموزش کشور ما که به صورت رسمی از ۷ سالگی آغاز می شود، اولین هدف تعلیم حروف و اعداد و کلمات ساده و... است، البته برخی از والدین تحت تاثیر تبلیغات تلویزیونی و القائات دیگران فرزندان خود را قبل از ۷ سالگی از طریق نرم افزارهای گران قیمت، مهد کودک و... با حروف و اعداد و حتی حساب و کلمات سخت تر آشنا می کنند و از دیدن این که فرزندشان در سن کمتر از هفت سال می تواند بنویسد و بخواند و حساب کند لذت می برند و پزش را به دیگران می دهند. 

کردپرس: این آموزشهای قبل از هفت سالگی اشکال دارد؟

کاظمی: این موضوع به خودی خود عیبی ندارد به شرطی که آموزش مهارتهای اولیه فراموش نشود. در کشورهای پیشرفته و تراز اول در زمینه آموزش مانند فنلاند از همان هفت سالگی هم حروف و اعداد را به صورت کامل به بچه ها یاد نمی دهند. سعی آنها بیشتر این است که بچه ها مهارت های ابتدایی مثل لباس پوشیدن، خوب راه رفتن و خوب حرف زدن، حرف خوب زدن منظم بودن، شعر خواندن، نقاشی کردن، رعایت بهداشت، کار تیمی، انتقاد کردن، شجاعت، نوشتن و ده ها مهارت دیگر را یاد بگیرند. به قول خودشان عجله ای در آموزش حروف و اعداد ندارد و دانش آموز ابتدا باید یاد بگیرد که در محیط شخصی و محیط های اجتماعی مختلف چگونه رفتار و تعامل کند. این نحوه آموزش پایه ای مستحکم برای سالهای تحصیلی دانش آموز و سالهای آینده او می شود. در یک سیستم آموزشی درست در سنین بالاتر در مورد انواع مشاغل صحبت می شود و به صورت پیوسته دانش آموزان رصد می شوند تا در سالهای بعد به همان زمینه ای که علاقه و استعداد دارند هدایت شوند. در سیستم آموزشی ما هیچکدام از این کارها انجام نمی گیرد. اولا که هیچ برنامه ای از سیستم برای انجام این کارها وجود ندارد، دوما جایگاه علمی و شخصیتی معلم در جامعه به شدت نزول کرده. نقش الگویی معلم بسیار کمرنگ شده است که معلم بتواند به شخصه کاری کند. ثانیا تجهیزات و امکانات این کار در اکثر مدارس موجود نیست و چون در دولت های مختلف به آموزش و پرورش به دید مصرف کننده نگاه شده و این وزارتخانه را جزء پایین ترین اولویتها قرار داده اند، روند آموزش به شکل دیگری هدایت می شود. خلاصه سیستم آموزشی ما ۱۲ سال آموزش حروف، اعداد، کلمات، حساب و ریاضی، حفظ شعر و... است که بعد از اتمام دوره تحصیلی بیشتر آنها فراموش می شود. همانطور که گفته شد واقعا برنامه جدی برای استعداد یابی از پایه و آشنایی با مهارت ها از بالا وجود ندارد و کارهایی هم که در این زمینه انجام می گیرد به صورت خودجوش از طرف شخص معلم است. لذا به صورت جدی استعدادیابی نمی شود که بتوان مهارت خاصی را برای یک دانش آموز در نظر گرفت و به او آموزش داد. البته به دلیل حجم زیاد کتابها و شیوه های قدیمی در آموزش، معمولا دانش آموزان درگیر گرفتن نمره قبولی شده و به یادگیری مهارت در کنار این دروس توجه کمتری نشان می دهند.

کردپرس: جای چه مهارتهایی در نظام آموزشی ما خالی است؟ نقاط ضعف و قوت مهارت آموزی های موجود؟

کاظمی: مهارتهای پایه ای که از سال اول باید آموزش آنها شروع شود. مهارتهای مورد نیاز زندگی مثل مهارت زندگی در طبیعت و شرایط سخت، برای حفظ جان خود و دیگران، مهارت تحمل شرایط ناخوشایند و حفظ آرامش و حل مشکل، مسئولیت پذیری و... مهارتهای فنی و تعمیراتی، مهارت های پرورش ایده و...

کردپرس: پیشنهاد کاربردی شما به عنوان یک معلم و پژوهشگر چیست؟

کاظمی: در ابتدا باید سیستم آموزشی در نظر دولت و مردم به اولویت اول بدل شده و این ساختار کهنه و آشفته سر و سامان یابد. در سالهای ابتدایی باید مهارتهای پایه ای که حدود ۶۰ مهارت است و برخی از کشورها در انجامشان موفقیت‌هایی داشته‌اند، مورد توجه جدی قرار بگیرد و در آموزش آنها اهتمام جدی شود. با فراگیری این مهارتها یک پایه محکم و درست برای نحوه رفتار و تعامل درست در کودک به وجود می آید که تا وقتی که زنده است بر اساس همین پایه محکم می تواند به خوبی در جامعه رفتار کند و آن چیزی که حقش است را بگیرد و به آن چیزی که دوست دارد از راه درستش برسد. دانش آموزی که مهارتهای پایه ای را یاد گرفته باشد، در اجتماع پذیرفته می شود. او راه تعامل با دیگران را به خوبی می داند و اگر به مهارت، حرفه، شغل و یا هر مسیر دیگری علاقه داشته باشد، ضمن اینکه آن را به راحتی بیان می کند از کمک دیگران منتفع شده و مسیر مورد علاقه خود را پیش می گیرد. مهارتهای مورد نیاز برای زندگی شخصی و اجتماعی را می توان با برگزاری اردوهای چند روزه و از طریق اساتید مجرب به دانش آموزان آموزش داد. این کار با ایجاد اردوگاه های مخصوص در هر شهر باید انجام گیرد. با این کار دانش آموزان مهارت زندگی بدون حمایت والدین را تجربه می کنند، تعامل با گروه و کار گروهی را می آموزند و یاد می گیرند در شرایط سخت چگونه از جان خود و دیگران حفاظت کنند. باید مهارتهای حل مسئله در شرایط مختلف و قبول مسئولیت و... نیز به دانش آموزان یاد داده شود. در کنار همه این موارد باید دانش آموزان را از طریق گردشهای علمی، حضور استادکار در کلاس، فیلم و... با انواع مشاغل و حرفه ها آشنا کرد و هر دانش آموز را بنا بر علاقه او به طرف یادگیری یک حرفه سوق داد و امکانات و شرایط لازم برای این یادگیری را برای او فراهم کرد.