سفر رئیسی به ایلام؛ آنچه شد، آنچه نشد و آنچه باید می‌شد / یاسر بابایی
سرویس ایلام - سیدابراهیم رئیسی، رئیس جمهور، استان ایلام را به عنوان چهارمین مقصد سفرهای استانی خود انتخاب کرد که در این یادداشت به آنچه در این سفر انجام شد، آنچه انجام نشد و آنچه باید انجام می‌شد نگاهی اجمالی و نقادانه شده است.

آنچه شد

این سفر مانند دیگر سفرهای رئیسی، خصلت ساده بودن، کم هزینه بودن، کاربردی بودن، نمادین بودن و بازتاب مؤلفه های مردمی بودن را در خود داشت.

پیش از رئیس جمهور، وزرایی که گمان می رفت بیشترین ارتباط را با مسائل کلان استان دارند به ایلام سفر کردند. گردشگری، کشاورزی و دامپروری، نفت و گاز، آب، صنعت و معدن و تجارت، بهداشت و اقتصاد وزرایی بودند که به عنوان معین دولت، هر کدام بخشی از استان را گشتند و رصد کردند. از همه سفر این وزرا و بازدیدهای میدانی آنها، دیروز تنها یک خبر خوش بیرون آمد و آن وعده سرمایه گذاری 4 میلیارد دلاری وزارت نفت در صنایع بالادستی و پایین دستی و ترسیم شفاف راهبردهای این وزارتخانه برای استان ایلام بود اما مابقی اخبار، اظهارنظرهایی بود که مشابه آن با یک جستجوی ساده به دست می آید.

اما وجه نمادین سفر خود رئیس جمهور در سه نقطه دارای بار معنایی هوشمندانه ای بود. وی ابتدا به بزرگ‌ترین طرح نیمه کاره استان ایلام در سامانه گرمسیری سر زد و از ضرورت مادی و اجتماعی تکمیل طرحهای نیمه کاره ایلام گفت. سپس به نقطه ایثار در مرز مهران و یادمان شهدای قلاویزان در نقطه صفر مرزی رفت و به جنبه نمادین ایثارگری مردم استان ایلام در چهار دهه انقلاب صحه گذاشت و سومین نقطه نمادین سفر رئیسی، مناطق حاشیه نشین شهر ایلام و ساکنان محله موسوم به کارخانه نمک بود که با این رجوع نمادین، یادآور شد که عمق محرومیت استان ایلام را می شناسم.

آنچه نشد

بدون تعارف بهتر بود وزاری دولت که در این سفر حضور داشتند باید مانند وزیر نفت  با دست پر تر و با برنامه تر حضور می یافتند.  بازدید از فلان کارخانه و فلان ظرفیت استان اگر چه در جای خود دارای ارزش است اما برای استان ایلام در حال حاضر آورده ای ندارد. این‌که ظرفیت ایلام در حوزه گردشگری چیست، چه اندازه توانایی در حوزه کشاورزی و باغبانی و دامداری دارد، چقدر ذخایر نفت و گاز دارد و چند طرح نیمه کاره روی دست مردم استان مانده و باید تکمیل شوند، حرفهای تازه ای نیستند که وزرای دولت سیزدهم بازگو کردند. شاید ایراد از دولتمردان استان ایلام بود که نتوانستند صدای واحدی باشند و روی یک یا دو مطالبه پافشاری کنند (شاید هم انگیزه ای نداشتند).

ما حتی نتوانستیم در هفته دفاع مقدس قول وارد کردن روز آزادسازی مهران در تقویم را بگیریم. مطالبه مستقل شدن نفت و گاز ایلام نیز که هر سه نماینده به خوبی مطرح کردند، تنها یک پیشنهاد و راه حل کوتاه مدت از وزیر دریافت کرد. در حوزه فرهنگ و هنر با سکوت و فراموشی عجیب مسئولان روبرو بودیم که طاقت یکی از مدیران فرهنگی هنری شهر طاق شد و مجبور شد وسط سالن در جلسه شورای اداری برخیزد و به این بی توجهی ها به هنرمندان استان اعتراض کند.

آنچه نشدها بسیار است و یکی از آنها انتظار برخی سیاسیون در معرفی استاندار طی این سفر استانی بود که امید برخی را که در این ایام تحرکات عجیبی داشته اند ناامید کرد.

آنچه باید می شد

استانداری ایلام به عنوان برگزارکننده این سفر، کارنامه ضعیفی داشت که البته دور از انتظار هم نبود. آنها در دعوت از خبرنگاران برای این سفر خطاها و کوتاهی هایی داشتند که می توانستند فراگیرتر عمل کنند و برخی شهرستانها و وزرا بدون خبرنگاران سفرشان بازتابی نداشت. می شد در این سفر شهرستانهای حوزه جنوب بیشتر دیده شوند که متاسفانه این کم توجهی باعث ایجاد گلایه این مردم صبور و قهرمان شد که احتمالا آهشان دامن نماینده شان را بگیرد.

عدم حضور وزیر راه و شهرسازی با توجه به داشتن بیشترین مشکلات حوزه زیرساختی استان در این زمینه از دیگر نقائصی بود که باید از طرف تیم دولت به آن توجه می‌شد. جلسه رئیس جمهور با نخبگان نیز هر چند در معنای نخبگان تعاریف جدیدی به وجود آورد اما می توانست با حضور نخبگان واقعی برگزار شود نه آشناهای دو و نزدیک ستادی و وابستگان اداری مسئولین و مدعیان صف اول!

این سفر می توانست و باید خبرهای خوش بیشتری از آن مخابره می‌شد که جز یکی دو مورد چیزی نصیب مردم نکرد. شاید اگر استاندار زودتر تعیین شده بود و وزرا چارت وزارتخانه و معاونین خود را بسته بودند، این سفر دستاوردهای مهم تری برای ایلام داشت و جز اینکه دو روز استان ایلام در جریان رسانه ای کشور نامش پررنگ شد، این سفر می توانست آورده بیشتر و بهتری برای استان داشته باشد.

انتظار است که مسئولین استان همین مقدار از دستاوردها را پیگیری و به نتیجه برسانند که اگر یک مورد وعده ها انجام بپذیرد استان ایلام دگرگون خواهد شد.