مام جلال مرد صلح و سلاح / محمد هادیفر

کردپرس - جلال طالبانی رهبر اتحادیه میهنی کردستان و اولین رئیس جمهور عراق در 84 سالگی بدرود حیات گفت کلمه " مام" پیشوند جلال طالبانی در فرهنگ واژه های کردی جایگاه ویژه ای دارد این دو واژه در ادبیات سیاسی عراق پیوندی ناگسستنی با هم پیدا کردند و زمانی هم رمز مقاومت کوهستانهای کردستان عراق گردیده بودند مام جلال در 16 سالگی به صفوف نیروهای مقاومت کردستان پیوست و در ردیف هزاران جوان وطن پرست کُرد قدم به راه مبارزه نهاد و در این راه قریب 70 سال در تمامی سطوح پایداری نمود. او دانش آموخته حقوق بود اما کرسی استادی سیاست و روابط برازنده شخصیت منحصر بفرد او بود کسی تصور نمی کرد پیشمرگ تک تیرانداز دهه پنجاه میلادی به دیپلماتی توانمند طلیعه قرن 21 تبدیل شود که  نه تنها در سطح منطقه، بلکه در جهان نام کردها را خوش آوازه نماید. مام جلال از نسل چریکهای متفکر و اندیشمندی بود که دنیا را از روزنه سلاح نمیدید. او بین صلح و سلاح توانسته بود رابطه منطقی برقرار کند. شخصیت سیاسی مام جلال در 1975پس از فروپاشی جنبش کردی به رهبری مرحوم ملا مصطفی بارزانی و آوارگی مبارزان و خانوارهایشان در شهرهای ایران نمایان گردید. مام جلال از ایران به اروپا هجرت کرد، اقامت اجباری او در آنجا چندان دوام نیافت روح نا آرام او سبب شد در همان کشور غریب، حزب اتحادبه میهنی کردستان را با همفکرانش  در کنار رود دانوب بنیان نهد و پس از آن عزم بازگشت به کردستان را گرفتند در سال 1976 کاروان چند نفره چریکهای خستگی ناپذیر کرد این بار در قالب حزبی جدید با مرامی متفاوت از طریق سوریه و ترکیه وارد ایران شدند و با مشقات زیاد با پای پیاده و حتی سوار بر تراکتور خود را به منطقه آلواتان رساندند و در منطقه سونه و نوزنگ واقع در دامنه کوه بلند مامنده مستقر و جریان مقاومت نوین کردستان عراق را راه اندازی کردند. مرحوم نوشیروان مصطفی شرح این هجرت سیاسی و شروع مبارزات جدید در کوهستان و مشکلات و موانع جریانات  وقت را درقالب کتابهایی برشته تحریر در آورده که یک جلد آن مختص شکل گیری اتحادیه میهنی کردستان عراق بنام " از کرانه های دانوب تا دره ناوزنگ" میباشد که بخوبی ادبیات شفاهی مقاومت کردهای عراق را در این برهه از تاریخ تدوین نموده است. گرانیگاه و نقطه ثقل این حرکت نوین شخصیت برجسته مام جلال بود شخصیت کاریزماتیک ایشان در این مقطع تاریخی موجب همبستگی جریانات داخلی همسو گردید و بسیاری ازآفتهای مبارزه جنبش نوین کردهای عراق را بخوبی برطرف نمود.

تصادم شکل گیری این جنبش با انقلاب اسلامی در ایران بارقه های امید در دل این حرکت جدید بوجود آورد مام جلال باتجربه، صلاح این حرکت را درنزدیکی به انقلابیون ایران دانست شروع جنگ تحمیلی فصل نوینی از همکاری و روابط کردهای عراق و ایران بود که نقش مام جلال در آن کاملا برجسته بود. علیرغم وقفه ای که در این روابط بوجود آمد ولی با شروعی تاریخی، تجدید حیات گردید. اندیشه انقلابی ایران ظلم مضاعف صدام به کردهای عراقی را برنتابیده و فرماندهی جنگ ایران را وادار به ورود جدی به عرصه نبرد کوهستان در کنار نیروهای کرد عراقی نمود نقش بی بدیل مام جلال در طراحیهای عملیات عمقی و مشترک پیشمرگان اتحادیه میهنی ونیروهای ایرانی غیر قابل انکار است. عملیات پیچیده کرکوک اوج همکاری وهمراهی مام جلال با جمهوری اسلامی بود. نبردهای مشترک نیروهای ایران و پیشمرگان کرد عراقی خصوصا اتحادیه میهنی در کوهستانهای اطراف سلیمانیه خطر سقوط صدام در شمال این کشور را جدیتر کرد. ترس از دست دادن مناطق حساس کوهستانی شمال عراق صدام را وادار به بمب باران شیمیایی حلبچه نمود که سبوعانه ترین جنایت را علیه شهروندان خود و نیروهای نظامی مرتکب گردید و رکوردی تاریخی در این زمینه برای خود ثبت کرد. در این حمله درندانه هزاران رزمنده ایرانی و شهروندان بی دفاع عراقی و پیشمرگان کرد عراقی اعم از اتحادیه میهنی کردستان و حزب دمکرات کردستان عراق بشهادت رسیدند.

پایان جنگ ایران و عراق فصل دیگری از مبارزات مردمی عراقیها با نظام بعثی بود در انفاضه شعبانیه 1991 شمال عراق بدست نیروهای کرد عراقی افتاد این مرحله جدیدی از نبرد بی امان مام جلال با رژیم بعث بود. فروپاشی صدام در شمال این کشور فضای مبارزاتی مام جلال را دگرگون کرد. اگرچه جنگهای داخلی انرژی زیادی را از ایشان گرفت ولی افق دید مام جلال را نتوانست محدود کند و ایشان ارتباطات گسترده خود را با رهبران سیاسی کشورهای جهان و منطقه روز بروز گسترده تر نمود و چاره عبور از این چالش را دیپلماسی فعال صلح و آشتی دانست.

 شخصیت خود ساخته مام جلال در شرایط سخت کوهستان شکل گرفته بود او در کوهستان تنها به تفنگ متکی نبود بلکه کیف دستی همراه او همیشه حاوی نشریات معروف دنیا بود که حتی در سنگرهای جنگ هم آنرا از دست نمیداد و بدین طریق همیشه آخرین رویدادهای جهان و منطقه را از این طریق رصد میکرد. در تابستان 1996 که ارتش صدام بە کمک یکی از احزاب دیگر کردستانی به مناطق استحفاظی اتحادیه میهنی هجوم کرده بود، نگارنده درمعیت دوستی در منطقه مرزی سردشت جهت بررسی وضعیت بە خدمت ایشان رسیدیم، مام جلال را در زیر صخره سنگی بزرگ مشاهده کردیم که با صحنه نبرد نیروهایش فاصله چندانی نداشت، بطوریکه از تیر رس گلوله ها در امان بماند در زیر آن صخره سنگ و بر روی پتویی سیاه سربازی پناه گرفته بود. او را در حالی ملاقات کردیم که در آن صحنه جنگی بجای تفنگ چندین جلد کتاب و مجله از زبانهای مختلف دراطرافش وجود داشت که  داخل در پاچه ای مندرس قرار داشتند دقیقا بیاد دارم در زیر آن هجوم سنگین نشریه اطلاعات سیاسی بزبان فارسی را مطالعه میکرد. مدتی در کنارش نشستیم و با طمانینه خاصی ما را پذیرفت و مسائلی را مطرح کردیم و برگشتیم. ماه قبل از این هجوم نگارنده به اتفاق تعدادی در دفتر مرکزی اتحادیه میهنی در شهر قلاچولان دیداری با مام جلال داشتم. جالب توجه بود که در جلوی میز سرویس بهداشتی فرنگی خصوصی ایشان چندین جلد کتاب قطع کوچک با زبانهای مختلف درون قفسه ای تعبیه شده بود که در آن مکان نیز استفاده ای از وقت خود داشته باشد. این بینشهای فرهنگی نشان میداد که مام جلال برداشتی عقلانی از تفنگ و کوهستان داشت.

مام جلال را میتوان معمار صلح و آشتی عراق نوین دانست. او طعم تلخ تبعیض و ستم را با تمام وجودش چشیده بود و در کوران حوادث مبارزه و مقاومت رنج وحرمان ملت عراق را بخوبی درک کرده بود و فهم خوبی از علل انحطاط و عقب افتادگی عراق و موانع انسجام و اتحاد آن داشت. بهمین خاطر تنگناهای عراق جدید را درک کرده بود و براین اساس منافع ملی کشورش را در اتحاد نیروهای تاثیر گذار با عقبه های سیاسی آنان میدانست. پیمان استراتژیک کرد ـ  شیعه را بوجود آوردند و گامهای موثری را با استفاده از ظرفیت مراجع نجف در رفع مشکلات لاینحل عراق جدید برداشتند و پس از رسیدن به کرسی ریاست جمهوری روابط حسنه ای با اعراب سنی عراق برقرار کرد. مشی صلح جویانه او شهره عام شده است که از جمله عدم موافقت با اعدام صدام اوج نجابت ایشان را میرساند که از یک قهرمان ملی صلح انتظار میرود اگرچه اقدامات صلح جویانه او فراوان دیده شده است، اما دو مورد دیگر را نیز میتوان به آن اضافه کرد.

یکی از برادران مام جلال در زمان حاکمیت بعث توسط یکی از عواملین صدام در منطقه قلعه دیزه بقتل رسید پس از فروپاشی نظام بعثی در شمال عراق و سیطره عمومی احزاب کردستان در این مناطق انتظار میرفت که مام جلال دست به انتقام بزند ولی مام جلال با بلند نظری و مناعت طبع از آن گذشت و قاتلش که اینک در صفوف روسای مطرح عشایر کردستان عراق میباشد را بخشید و نامبرده در کمال آرامش در این منطقه زندگی میکند.

درجریان جنگهای داخلی بین احزاب کردستانی در سالهای 1996 که ارتش صدام نیز در آن مداخله کرده بود، مام جلال بهمراه حزب متبوعش توسط ارتش صدام از مناطق خود رانده شده بودند  حزب رقیب مام جلال در همه مناطق ازجمله سلیمانیه سیطره کامل یافته بود و علنا در آن زمان اعلام کردند دیگر حزبی بنام اتحادیه میهنی در عراق وجود ندارد و اعضای این حزب میتوانند بعنوان شهروندان عادی به شهرهای خود بازگردند و مام جلال نیز باید محاکمه شده و جواب این خیانتهای خود را بدهد. به نظر میرسد این بدترین نوع تحقیری بود که مام جلال وحزب اتحادیه میهنی در طول تاریخ مبارزاتشان با آن مواجه گردیده بودند در آن روزها حزب اتحادیه میهنی در داخل مرزهای ایران با سازمان دهی مام جلال در حال بازپس گیری مناطق خود از حزب رقیب بودند پس از شروع عملیات بازپس گیری مناطق سلیمانیه به فرماندهی مام جلال و یاران قدیمی اش، رهبر حزب رقیب و عامل آوارگی مام جلال و یارانش در شهر سلیمانیه به محاصره حزب اتحادیه میهنی افتاده بودند بعضی از نزدیکان مام جلال را ترغیب میکردند که تنها راه عقب نشینی کاروان عامل این آوارگی را سد و انتقام خود را بگیرد مام جلال که روح انتقام را سالها بود در خود کشته بود از این پیشنهاد اعراض کرد و تلویحا مسیر دره بازیان (راه بازگشت به اربیل از طریق کرکوک ) را برای کسانی که کمر همت به نابودی او و یارانش بسته بودند  بازگذاشت تا یکبار دیگر جوانمردی خود را ثابت کند.

پیشمرگ پر آوازه کوهستانهای عراق در  سال 2005 بمدت هشت سال به رئیس جمهوری عراق فدرال انتخاب شد در همان سال رسانه ها نوشتند یک کرد ایرانی الاصل رئیس جمهور عراق شد البته حرف بی ربطی هم نبود چون ایران از تمام نفوذ خود برای تحقق آن استفاده نمود شاید پذیرش پیشنهاد پست ریاست جمهوری مام جلال از سوی مسئولین ایرانی در همان فردای انتخابات پارلمانی عراق برای بسیاری سخت بود ولی ایرانیها با شناخت عمیقی که از مام جلال داشتند آینده اورا درخشان میدانستند هرچند که در طول دوره ریاست جمهوری همیشه واژه  "مام جلال " فراگیرتر و اعم از کلمه "ریاست جمهوری" برای جلال طالبانی برای همه عراقیها بود. شاید این بدان خاطر باشد که کمتر پیشمرگه ای و یا شهروندان شهری و روستایی کردستان اعم از مناطق گرمیان و کوهستان عراق باشد که خاطره ای با مام جلال نداشته باشد. این خاطرات آنقدر فراگیر و گسترده است که بیشتر به دنیای فولکوریک نزدیک شده است مردم از خصوصیات اخلاقی و شیرین زبانیها و بداهه گوئیهای ایشان داستانها و افسانه ها درست کرده اند که این حاکی از روح تعاملی و بلند نظری مام جلال میباشد.                   

 شخصیت پراگماتیک مام جلال به مکتبی تبدیل شد که خوانشی نوین از صلح و سلاح را در عرصه جنبش کردی بوجود آورد این مکتب با الهام از روحیات رئیس مکتب خود در فضای سازنده کوهستان شکل گرفت و ادامه آن ابتدائا شهر سلیمانیه را بعنوان خواستگاه جریانات نوخواه و تجددگرای معاصر کردستان تحت تاثیر قرار داد و شاگردان متکثر و متنوعی را وارد این مدرسه نمود و بدین سان سلیمانیه را به شهر فرهنگ و روشنفکری تبدیل کرد مکتبخانه ای که محل پرورش جریانات روشنفکری و شخصیت های سیاسی پروفیشنال با اندیشه های دمکراتیک گردید این مکتب قابل زایش و تکثر گرا بود و اندیشه آن قابل بازتولید و نوزایی بود و دگردیسی و تغییر پذیری برخلاف دیگر جریانات کردی جزء ارکان ذاتی آن میباشد.

مام جلال با همه مشغله های ذهنی که داشت هرگز از تعلقات و روابط عاطفی با دوستان قدیمی اش غافل نبود. مقام ریاست جمهوری نیز مانعی برای فراموش کردن یاران دوران مبارزه و خصوصا کسانی که او و مردمش را در این دست آورد کمک کردند نشد چه در دوران ریاست حزب و یا ریاست جمهوری هر وقت به تهران میامد بدون استثنا سراغ همسنگران قدیمی ایرانی اش را میگرفت همان کسانی که جوانی خود را فدای آرمانهای مردم عراق خصوصا کردهای این کشور نموده بودند رستوران سنتی شاطر عباس واقع در چهار راه پارک وی تهران معیادگاه همیشگی مام جلال و یاران قدیمی ایرانی اش بود شخصیت متنوع  و حافظه قوی جذابیت خاصی به این مرد کوهستانهای نرگسی سلیمانیه داده بود او علاقه خاصی به گلهای نرگس کوهستانهای سلیمانیه داشت بطوری که آرم و لوگوی اولین شبکه تلویزیونی خودرا به گل نرگس آراست و همچنان هم نشانه تلویزیونی کورد سات میباشد.

مام جلال دریکی از حساسترین دوران سیاسی عراق جدید بدرود حیات گفت. حضور او میتوانست خسارتهای داعش را کمتر و دوران پسا داعش را بهتر بسازد او کردتبار بود ولی کردی فکر نمیکرد بلکه دغدغه ملی داشت دیدگاه های جهان شمولی او فراتر از کردستان و حتی عراق و منطقه خاورمیانه بود. تئوری او باز کردن دروازه های جدید بروی کردها بود و اعتقادی به محدود کردن و محصور کردن کردها نداشت او فهم خوبی از شرایط جهانی و معادلات منطقه ای داشت او نمونه ای از نسل اندیشمندان سیاسی بود که سنت و مدرنیته را بخوبی در خود جای داده بود او برای نبرد کوهستان و نهاد شهرستان  اندیشه داشت  هیچگاه دروازه گفتگو را بر روی خودش نبست او راه پر فراز و نشیبی را طی کرده بود او مبارزی متفکر و مصلحی دوراندیش بود که با حلم و بردباری توانست از زیر صخره های آوارگی کردستان به کاخ ریاست جمهوری عراق بحران زده برسد او شخصیت منحصر بفردی بود که تاریخ سیاسی عراق نه بخود دیده و نه خواهد دید. او راه دشواری را طی کرد ولی دشوار است کسی راه او را طی کند.