نگاهی به ضرب المثل های منطقه هورامان / حبیب الله مستوفی
سرویس کرمانشاه – ماموستا حبیب اله مستوفی از چهره های پژوهشگر و صاحب نظر حوزه تاریخ، فرهنگ و فولکلور در منطقه هورامان است. وی طی سالیان اخیر یک سلسله مطالب ارزشمند حول محور ضرب المثل های هورامان و ارتباط آن ها با دنیای قدیم و همچنین درس هایی که برای بشر امروزی در پی دارد؛ را به نگارش درآورده است. ماموستا مستوفی در تازه ترین مطلب به تشریح و تحلیل ضرب المثلی هورامی پیرامون آسیب های اجتماعی و موضوع تزویر،ریا و دورویی پرداخته است که در ادامه این مطلب را می خوانید:

خبرگزاری کرد پرس _ ماچی میژوه ی بێ وە روو په شتە

ماچی= مانند - شبیه

میژوه- میژوه ی= عدس- عدسِ

بێ= بدون - فاقدِ

وە ر- وه روو= جلو – روبرو- پیش

په شتە= پُشت – عقب – قفا

مانند عدس بی پُشت و رو است(چهرۀ مشخصی ندارد، به هر سویی می غلتد)

عدس گیاهی بوته ای از خانوادۀ باقلا که دارای دانه های خوراکی گِرد و کوژ (محدب) است . این دانه ها با وجود کوچک بودن از خواص متنوع و مفیدی برخوردارند از آن جمله است: منبع آهن، فسفر، منگنز ، مس و فیبرند. خاصیت آنتی اکسیدان دارند و دارای ویتامین های (ب- 1)،(ب -2 ) ، تنظیم کنندۀ کلسترول خون و ...

با اندکی دقت در شکل ظاهری ریز دانه های عدس می توان نوعی از بی شکلی را در آنها تشخیص داد به عبارت دیگر نمی توان پشت وروی مشخصی برای آن در نظر گرفت ، به آسانی به هر سویی، فقط باتوجه به شیب محلی که روی آن قرار گرفته می غلتد و هیچ وقت مشخص نیست آنچه در این لحظه می بینیم  « رو» و «جلو»ی دانۀ عدس است یا «قفا» و «پشت» آن .  گویی با ما مشغول بازی است و هر لحظه چهره ای از خود را نمایش می دهد لذا کوشش ما برای تشخیص و تعیین رُخسار واقعیش نتیجه بخش نخواهد بود.

بازی اختصاصی ساکنان هورامان با بازیگری های عدس

هورامان نشینان نیز چونان دیگران از دیر­باز عدس را شناخته و در دستۀ غلات در سبد غذایی خویش نگهداشته و از خواص متنوعش سود برده اند اما نکتۀ جالب این است که شکل ظاهری و بازیگری هایش را در پوشاندن صورت واقعی خود دست مایۀ ساختن ضرب المثلی کردند تا علاوه بر ارزش غذایی، از بازیگری های عدس ارزش اجتماعی نیز خلق کنند. در مورد«عدس» و با مبنا قرار دادن آن در میان اقوام مختلف ضرب المثل های گوناگونی ساخته و نقل شده است، جستجوی نگارنده در امثال و حکم مرحوم دهخدا و نیز کتاب فرهنگ بزرگ ضرب المثل های فارسی (اقوام ایرانی و کشورهای فارسی زبان) گرد آوری شده توسط دکترحسن ذوالفقاری(تهران. نشر علم:1392) منجر به یافتن تنها 33 ضرب المثل شد که کلمۀ «عدس» در آنها وجود دارد اما در هیچکدام از آنها به عدس در معنایی که در این ضرب المثل هورامی بیان شده اشاره ای نشده است.

کاربردهای این ضرب المثل در جامعه

شاید انسان تنها موجودی باشد که می تواند با اختیار خود بین بود و نمود خود تفاوت ایجاد کند یعنی در درون چیزی باشد و در بیرون چیز دیگر، گفتارش مطابق رفتارش نبوده و در یک کلام ظاهرش آینۀ تمام نمای باطنش نباشد.

رصد کردن چهره عوض کردن (چون عدس) و ریا وسالوس در جامعه چونان یک آسیب اجتماعی جدی و تأثیر گذار چندان دشوار نیست و سوکمندانه آثارش را می توان در فرو ریختن مبانی اخلاقی و بروز ناهنجاری ها در اشکال گوناگون و شرایط مختلف لمس کرد. این مطلب در زمان و زمانه های مختلف مورد اشارۀ بزرگان، نویسندگان و ادیبان قرار گرفته است زیرا آنها این نکته را به خوبی درک نموده اند که پس از تکرار و فرا گیر شدن خصلت های چون سالوس ، نان به نرخ روز خوری، دروغ و چاپلوسی در جامعه،اعتماد اجتماعی از بین می رود که با از بین رفتن آن هیچ چیز دیگر در سلامت نخواهد بود.

الف: گزارش سعدی

سعدی در باب دوم گلستان در قالب حکایتی غلتیدن عدس گونۀ شخصی زاهد نما  و  ریا و تظاهرش را در برابر قدرت هم در مباحث مادی و جسمانی (کم خوردن در حضور حاکم) و هم در حیطۀ معنوی و روحانی (طول دادن به نماز در مجلس حاکم) با زیبایی تمام به تصویر می کشد  و باجسارت  ویژۀ خود بربطلان نماز ریایی فتوا می دهد.

"زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند بیش از آن کرد که عادت او، تا ظنّ صلاحیت در حق او زیادت کنند.

ترسم نرسی به کعبه، ای اعرابی    /    کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است

چون به مقام خویش آمد سُفره خواست تا تناولی کند. پسری صاحب فراست داشت. گفت: ای پدر! باری به مجلس سلطان در، طعام نخوردی؟ گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید. گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید.

ای هنرها گرفته بر کف دست    /    عیبها بر گرفته زیر بغل

تا چه خواهی خریدن ای مغرور   /   روز درماندگی به سیم دغل "

ب: روایت حافظ

حافظ را می توان در بازنمایی سالوس و ریای عدس خویان بی پشت و رو در جامعه سرآمد و دارای تخصص ویژه دانست. او در نقد امیر مبارزالدین از سلاطین آل مظفر(700-765ه.ق)که پس از کسب قدرت در ظاهر خود را متشرع نشان می داد و در روزجمعه امامت جمعه را به عهده داشت و دستور بستن میخانه ها را صادر کرده بود می گوید؛

در میخانه ببستند خدایا مپسند    /    که در خانۀ تزویر و ریا بگشایند

حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا   /   که چه زنار ز زیرش به دغا بگشایند

در غزلی دیگر ضمن ستایش از انسان های یک دل و یک زبان(یک رنگ)  خود را غلام آنها قلمداد می کند و از اشخاص هزار توی بی پشت و رو که به ظاهر خرقۀ زیبا و کبود رنگ برای پوشاندن باطن سیاه خود به تن می کنند بیزاری می جوید؛ 

غلام همت دُردی کشان یک رنگم    /    نه آن گروه که ازرَق لباس و دل سیهند

و سرانجام پیام روشنی را در قالب  مثال و مقایسه ای میان  دو پدیدار طبیعی «سنگ» و «آب» چون ندایی برآمده از قرن هشتم هجری اما جاری تا اکنون و نیز فردا اعلام می کند و می گوید چون سنگ ثابت، سنگین و یک رنگ باشید نه چون آب که به آسانی به شکل ظرفش در می آید و هر رنگی را هم می پذیرد ؛

 سنگسان شو در قدم، نی همچو آب    /    جمله رنگ آمیزی و تَردامنی

ج: پیام صائب تبریزی

صائب تبریزی در مورد ریا و چند چهره گی(نفاق) نکتۀ جالبی را بیان می کند و می گوید انسان های عدس صفت و به ظاهر زاهد دو صفت ویژه دارند؛

1-به اتحاد بین خودشان هم تظاهر می کنند و وانمود می کنند که مثل دانه های تسبیح در کنار همند ولی در واقع با یکدیگربیابان ها فاصله دارند(دشمن یکدیگرند)

2-ظاهر دلفریب آنها دام و هدفشان گرفتار کردن دیگران است و این واقعیت بر کسانی که از عقل خویش به درستی و دقت استفاده کنندآشکار است.

صد بیابان در میان دارند زُهّاد از نفاق   /   گرچه در پهلوی هم چون سبحۀ صد دانه اند

دیده ای کز موشکافی پرده سوز غفلت است   /   خانۀ صیاد داند خرقۀ سالوس را

د: نگاه معینی کرمانشاهی(1301-1394ه.ش)

رحیم معینی کرمانشاهی شاعر معاصر و هم استانی ما هم در ابیاتی با لحنی تند از چند چهره ها و نیرنگ هایشان می گوید و از وضعیتی که توسط این اشخاص در جامعه ایجاد شده است بیزاری می جوید و به نکته ای قابل تأسف اشاره می کند که همان قدر یافتن ظاهر سازان عدس صفت توسط ناکسان و تنها ماندن انسان های یک رنگ و حقیقت گو در جامعه است ؛

ندارد چشم من، تاب نگاه صحنه سازیها  /  من يكـرنگ بيزارم، از اين نيـــرنگ بازيها

تو ظاهرساز و من حق گو، ندارد غيـر از اين حاصل  /  من و از كس بريدنها، تو و ناكس نوازيها

و سر انجام...

حکایت راه ورسم عدس صفتان بسی بیشتر است و چون حالات عدس بسیار متفاوت و باید بر سازندگان این ضرب المثل هورامی آفرین گفت که «بسیار» را در«کم» جای داده و گفته اند؛

ماچی میژوه ی بێ وە روو په شتە