جمع آوری اشعار، بهترین راه حفظ «هوره» / جوان ها«هوره خوان« شوند
سرویس ایلام - آواها و نواهای بومی و محلی ایلام بخش مهمی از فرهنگ و ادبیات شفاهی این دیار هستند که در خطر فراموشی و جاماندن در حافظه نسلهای گذشته است.

به گزارش خبرگزاری کردپرس، «هوره» یکی از آواهای کهن کردهاست که تقریبا در تمام مناطق کردنشین رواج داشته است و اکنون به خاطر انقطاع نسلی از یک سو و هژمونی فرآیند جهانی سازی از سوی دیگر که از تمام انسانها در هر جغرافیایی سعی دارد انسانی یک شکل برای مقاصد سردمداران جهانی سازی بسازد، این آواز باستانی در حال فراموشی است. البته فقط هوره نیست بلکه انواع آواها و نواهای بومی و محلی، آواکارها، شاهنامه خوانی ها، نادری خوانی ها، مور و مویه و مناجات خوانی و دهها آوا و نوای دیگر نیز در خطر فراموشی و جاماندن در حافظه نسل گذشته و عدم انتقال این سرمایه فرهنگی و هویتی به نسلهای آینده است.

برای بررسی ابعاد این موضوع با هوره پژوه ایلامی آقای ابراهیم حافظ نژاد صحبت کردم که ابیات بسیار زیادی را از تک بیتهای هوره جمع آوری کرده است. او گفت: هوره مانند مور، سیا چمانه، نه‌یتوانم بر، حسن گایار، چه‌مه‌ر و... از آواها و نواهای زیبای این مرز و بوم است که در این میان هوره زیباترین آواز است که نسبت به دیگر ترانه های محلی مخاطبین زیادی دارد چرا که مثل چه‌مه‌ر که فقط در عزا نواخته و خوانده می شود، هوره خوانی زمان و مکان خاصی ندارد.

او با بیان این که هوره برای هر یک از حالت های روحی انسان مقام خاصی دارد، توضیح داد: انسان وقتی غمگین است، هوره اش «کزه» و وقتی خوشحال است «دو دنگی» و وقتی هم که در غربت گرفتار است «خه‌ریوی چر» می شود.

حافظ نژاد در تعریف هوره گفت: هوره خودِ ادبیات کردی است که اشعارش را با آن می خوانند و در واقع هوره نوایی است که ادبیات کردی با آن خوانده می شود. هوره شاید اولین آواز انسان در منطقه زاگرس بوده که همچنان اصیل و بدون تحریف مانده است. بنده اعتقاد دارم هوره از زمانی آغاز شده که انسان در غار زندگی می کرده است و بعدها که مذهب به وجود آمده سرودهای مذهبی را با این آهنگ می خوانده اند و معتقدم هر شعری را می شود با هوره خواند و البته باید در نظر داشت که هوره فقط در ابیات معروف و شناخته شده آن خلاصه نمی شود بلکه ابیات فراوانی در دیوانهای کردی وجود دارد که آنها را چون شاهنامه با آواز می خوانده اند.

از او در خصوص معنای لغوی هوره پرسیدم. او گفت: متاسفانه هیچ کس نمی داند وجه تسمیه هوره چیست و هر کس چیزی می گوید و دلیل محکمی هم نمی آورد. برخی هوره را همان «هورا» و کلمه ای جهانی می پندارند که تمام ارتش های جهان در پایان مراسماتشان آن را فریاد می زنند و به نظر می رسد که هوره قبل از آشوریان نیز وجود داشته است و برخی می گویند چوپانها هوره می خوانده اند و... مشخص نیست ریشه اصلی این لغت.

این هوره پژوه ایلامی در خصوص چرایی جدا شدن نسل حاضر از هوره گفت: بارها از جوانان پرسیده ام چرا از هوره بدتان می آید؟ می گویند نمی دانیم چه می گوید. چگونه یک نوجوان به چیزی علاقه مند شود که آن را نمی فهمد؟ اگر کسی از هوره لذت می برد به این دلیل است که اشعارش را می فهمد. پیرها هوره را می فهمند و دوستش دارند.

حافظ نژاد افزود: زمانی که من بچه بودم هوره چرهای دوره گرد به آبادیها می آمدند و زنده اجرا می کردند و معمولا این هوره چرها خودشان از عشاق بودند و علاقمندان همان لحظه اشعارشان را یاد می گرفتند. یا سالهای سال ما هر پنجشنبه انتظار می کشیدیم صدای «علی نظر» را از رادیو کرمانشاه بشنویم.

او گفت: ما نتوانسته ایم هوره را به‌روز کنیم و تا حالا نشده یک نوجوان در صدا و سیما هوره بخواند، هیچ معلمی سر کلاس بحثی از هوره نکرده و در تمام کتابهای درسی ما حتی در دکترای ادبیات، یک بیت شعر کردی گفته نشده است. باید خواننده های جوان هوره بخوانند و صدا و تصویر آنها در فضای مجازی پخش شود تا جوانها علاقمند شوند و نکته مهم تر این که اگر کسی دوست دارد به هوره خدمت کند ابتدا باید اشعار آن را جمع آوری و مکتوب کند.

وی افزود: اشعار هوره قسمتی از ادبیات ایران هستند که با زبان کردی سروده شده اند. من به ابیاتی در هوره برخورد کرده ام که احساس برانگیزتر از اشعار سعدی و حافظ هستند. هر کدام از تک بیتهای به کار رفته در هوره  به اندازه یک غزل بار عاطفی و احساسی دارند و نباید بگذاریم فراموش شوند. در فرهنگ کردی مجموعه عظیمی از تک بیتهای لکی و کردی و لری وجود دارد که در ترانه ها و هوره و گاه به عنوان ضرب المثل به کار می روند که باید آنها را درست و بدون افتادگی حروف، وزن، ردیف و قافیه بنویسیم و جمع آوری کنیم.

گفتگو و تنظیم: یاسر بابایی