از آفرینش های ادبی تا آخرینش های ادبی حوزه هنری
سرویس ایلام - نویسنده، شاعر و پژوهشگر ایلامی در گفتگو با کردپرس از جمودگرایی حاکم بر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری کشور انتقاد کرد و آن را مرکز «آخرینش های ادبی» دانست.

به گزارش خبرگزاری کردپرس، محمدعلی قاسمی گفت: تحولات شگرف تکنولوژی طی سال های اخیر باعث تغییرات شگرفی در زندگی انسان فرامدرن شده است. سیر این دگرگونی ها در ساحت ادبیات، موجب زوال و افول بسیاری از هنجارها، قواعد نظام های کهن و تسلط نظام های بدیع و رواج شیوه های نوین معنا آفرین در سایه نظریه های جدید شده است.

وی افزود: از این رو انتظار می رفت که پرتو افشانی این تحولات به نظام سنتی شعر انقلاب سرایت کند اما جمودگرایی حلقه ایستای شعر انقلاب در مرکزیتی تحت عنوان «آفرینش های ادبی» موجب واپسگرایی شعر انقلاب در چاه «آخرینش های ادبی» شده است.

خالق مجموعه شعر «برانگیخته با عشق» تصریح کرد: دیر زمانی حوزه هنری به عنوان طلایه دار شعر پیشرو معاصر، بر آن بود که نظام معنا آفرینی تازه ای را در قالب نحله های نظری ارائه دهد، اما این رؤیا، در حین مواجهه با کاسبکاری ادبی و تشکیل مؤسسات و حلقه های الیگارشی ادبی، نه تنها با تحولات ادبی و هنری، همراه نشد، بلکه فرازمندی فکرهای بدیع آن را به فرو افتادن در زوال  فراموشی مبدل کرد.

قاسمی ادامه داد: نادیده گرفتن دگرگونی ها و قرائت های نوین از شعر و ادبیات، منجر به مهجوری شعر انقلاب در بین نخبگان و مخاطبان ذهن آگاه جامعه شده است. در پرتو تحولات و پیشرفت های اخیر، ملت ها در تعبیر و تلقی «توده های عام» نمی گنجند. استنباطی که «حلقه ی آفرینش های ادبی حوزه هنری» به عنوان سیاستگذار از مخاطب دارد، به دوران کهن در بافت حلقه ها و هسته های خانوادگی بر می گردد. اجماع فراگیر عصر حاضر از نگاه نابینای حلقه های ادبی کاملا نامريی و ناخواناست.

او گفت: پندار جمودگرایی و سنت گرایی ادبی حلقه آفرینش های ادبی حوزه هنری باعث انفعال ادبیات انقلاب در آیینه تحول در عرصه نحله های ادبی و هنری شده است. دیوار کشی سنتی گرایی ارتجاعی، دایره مخاطبان ادبیات انقلاب اعم از شعر و داستان را کاملا محصور و محدود کرده است. خلق ادبیات (شعر و داستان) از منظر سیاستگذاران آفرینش های ادبی حوزه هنری، نه تنها مختص به چند نفر است بلكه در حلقه ای خاص، تحت عنوان «كسب معاش» معنا می يابد. کاسبکاری ادبی-هنری در این ساحت، باعث تشکیل مؤسسات الگیار شده است. این مؤسسات شبیه مافیای معامله گر، صرفا جنبه منفعت های مادی را مد نظر دارند.

نویسنده «نام تمام کشتگان یحیاست» خاطرنشان کرد: شخصا منکر منزلت ادبیات کلاسیک نیستم و به نیکی، بزرگان و سردمداران آن را ستایش می کنم اما با جمودگرایی اندیشه در ساحت ارائه نظریات ادبی و هنری به شدت مخالفم. شعر عصر حاضر در انقیاد «معانی» و «بیان» سنتی و مفروضات کهن نیست. «صرف و نحو» در شعر امروز از قاعده مندی کهن گرا پیروی نمی کند. بازآوری و خلق معانی تازه از کمترین شگردهای خالقان شعر امروز است. این نگاه درست نقطه مقابل و مخالف افکار جمودگرایی ذهنی، حلقه «آفرینش های ادبی حوزه هنری» است.

قاسمی ادبیات پیشرو هر کشوری را همراه و همگام با تحولات دنیای معاصر دانست که در صدد هماوردی با جریان های ادبی جهانی است، و افزود: متأسفانه ادبیات انقلاب در دو بخش شعر و داستان در انقیاد نوعی کوته فکری و فرو خفتگی به اصطلاح صاحبان آن است. این نگاه نمایانگر تفکری غلط در ساحت اندیشه ورزی است.

نویسنده و پژوهشگر ادبی ایلامی پیشنهاد داد: به نظر من جناب آقای دادمان که در مقام عالی ریاست حوزه هنری، سکاندار این دستگاه است، اولین و عاجل ترین اقدامی که باید انجام دهد، تحول بنیادین در «مرکز آفرینش های ادبی» حوزه هنری است. اگر قرار است مرکز آفرینش های ادبی دوشادوش ادبیات جهانی تحرک و پویایی داشته باشد، لازم است ضمن برگزینی بدیعی در عرصه سیاستگذاری فرهنگی، ادبی و هنری خود، به پیکر در حال احتضار ادبیات انقلاب، روح تازه ای دمیده شود تا این مرده مومیایی شده، از نو متولد شود.