نامه ای تاریخی از دانشمندی اهل سنت به یکی از مراجع شیعه در تأیید تحریم تنباکو درعهد قاجار/ شهباز محسنی
سرویس کردستان- آنچه در این مقاله می آید گزارش نامه ای است به عنوان سندی تاریخی از سوی از عالمان طراز اول اهل سنت از کردستان ایران در زمان قاجار؛ که برای یکی از مراجع شیعه ایران ارسال شده است. در این نامه که به گمان راقم این سطور، هم از نظر تاریخی و هم محتوا، حایز اهمیت است می توان شاهد نخستین تلاش های خجسته از سوی علمای دردشناس و دلسوز امت اسلامی، برای تقریب بین دو مذهب اصلی اسلام یعنی تسنّن و تشیّع یا دست کم تعایش مسالمت آمیز بود.

همزمان با ماجرای  خیزش مردم و «قیام تحریم تنباکو» که در اعتراض به اعطای امتیاز توتون و تنباکو، در سفر سوم ناصرالدین شاه قاجار به اروپا شکل گرفت از سوی یکی علمای بزرگ و مشهور کردستان به نام قاضی کوثر، در تأیید و همراهی با موضع مراجع بزرگ شیعه، فتوایی برای مردم اهل سنت ایران صادر شد  که آنان نیز مصرف دخانیات را باید تحریم و قدغن کنند و باید برادران شیعه خود را در این امر- که امر علماست - همراهی کنند.

دراین نامه که با ادبیات و نثر عالمانه ای نگاشته شده هدفی که نویسنده نامه دنبال کرده است اتحاد و وحدت بین مسلمانان شیعه و سنی است. مخاطب و گیرنده نامه، میرزا حسن آشتیانی، مرجع برجسته شیعه در عهد قاجار(دوره ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه) در تهران است.  در این مقاله ابتدا – بطور مختصر- فرستنده و گیرنده نامه معرفی می شوند و در ادامه،  متن و تصویر نامه به عنوان سند آورده می شود. نامه قاضی کوثر به این مرجع شیعه، نشان دهنده زمان شناسی و آگاهی و بروز بودن وی و درک مسأله اصلی جامعه اسلامی، یعنی وحدت و اتفاق می باشد.

قاضی کوثر:

حجره ها و مدارس علمیه کردستان از دیرباز مهد پرورش عالمان بزرگ بوده است. یکی از این خیل عظیم در عهد قاجار، قاضی کوثر است.  ملامحمد کریم شیخ الاسلامی، مشهور به قاضی بزرگ، متخلص به کوثر، که همه اجداد او در سقز روحانی بوده اند در 1265 هجری قمری در سقز کردستان متولد شد.

او در تحصیلات دینی نزد علامه هایی چون ملاعبدالله پیره باب در اُطَمیش بوکان و علامه علی قزلجی در دارالعلم تُرجان سقز، به اتمام و امکال رساند. به واسطه اِشراف و تسلطی که بر موازین شرع اسلام و آگاهی از دیگر علوم اسلامی و ادبی یافت  شیخ الاسلام  و مفتی سقز و ملجأ و مأوای مردم منطقه شد.

وی سرشار از ذوق سرودن شعر و خوشنویسی بود. به همین دلیل او در این فن نیز سرآمد عصر خود در منطقه بود. او دارای دیوان اشعار به زبان فارسی است که در سال های اخیر به همت دو تن از نوادگانش منتشر شده است.

علاوه بر این قاضی کوثر بعدها در مسایل مشروطه خواهی، بسیار فعالیت داشت و با عِرق دینی و ملی که داشت به عنوان یکی از مراجع مشروطه طلبان در کردستان مورد توجه عامه مردم بود(فاروقی، 29: 1374)؛ به طوری که بر اساس گزارش وقایع نگاران، در قیام مشروطه خواهی و همراهی با رهبران ملی مشروطه، علما و مبارزان زیادی از کردستان حضور داشتند که بررسی این موضوع، خود موضوع تحقیق جداگانه ای است(نیلوفری، 15 :1388).

 قاضی کوثر در دوازدهم جمادی الآخر 1328 قمری در سن 65 سالگی درگذشت و در زادگاهش، سقز، به خاک سپرده شد(روحانی، 1366: 118)

آیت الله حسن آشتیانی:

میرزا حسن آشتیاتی، از مراجع  مشهور تقلید در ایران و از مطرح ترین استادان تهران   در علم اصول فقه در زمان خود بوده است به همین دلیل شاگردان بسیاری در مکتب او تعلیم دیدند.   میرزا خود از تعلیم دیدگان مکتب  نجف  بود و آورده اند معروف ترین استادش شیخ مرتضی انصاری بوده است. بنابر اقوال موجود او که شیفته درس و مکتب استادی چون شیخ انصاری بود، در تهران به نوعی مروج افکار وی نیز شد و در معرفی و آشنا کردن نسل معاصرش، با افکار شیخ انصاری بسیار کوشید. میرزا حسن آشتیانی در 1319 ق. در اثر مسمومیت در تهران درگذشت.

وی در زمان ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه مرجعیت فقهی شیعیان کشوررا برعهده داشت. در قضیه واگذاری امتیاز تنباکو به انگلیسی ها، همزمان با سایر شهرها چون شیراز و تبریز و اصفهان، نارضایتی در تهران نیز آشکار شد. میرزا حسن آشتیانی، در تهران بارها با شاه و صدراعظمش، امین السلطان،  دیدار و  آسیب های واگذاری امتیاز را گوشزد کرده بود ولی درباریان به این بهانه که امضای شاه معتبر و طرف مقابل نیز دولت انگلیس است به این اعتراض ها وقعی ننهادند ( تیموری، 1361 : 11-22). 

در این ایام سیدجمال الدین اسدآبادی نیز که به دعوت ناصرالدین شاه در تهران به سر می برد به مخالفت علنی با اعطای امتیاز به بیگانگان پرداخت و در پی صدور اعلامیه ای بر در مساجد، کاروانسراها و سفارتخانه ها با این مضمون که «به چه حقی خرید و فروش تنباکویی که خریدار و مصرف کننده آن ایرانی است به بیگانه واگذار شده است، از ایران اخراج شد(همان: 27).

تا اینکه  اعتراضات  در شهرهای بزرگ ایران و حمایت علمای ایران، منجر به صدور حکم فقهی میرزای شیرازی در نجف اشرف شد. حکم تحریم تنباکو از سوی میرزای شیرازی در نجف اشرف بدین  مضمون صادر شد.

«بسم الله الرحمن الرحیم استعمال تنباکو و توتون بأیِّ نحو کان در حکم محاربه با امام زمان علیه السلام است. حَرَّرَه ُالأقلُّ محمد حسن الحسینی». در اوایل جمادی الاولی 1309 هجری قمری  تصویری از حکم فقهی میرزای شیرازی در میان مردم منتشر شد؛ گفتنی است که  نسخه اصلی آن را فقط میرزا حسن آشتیانی مشاهده کرده بود.

انتشار حکم میرزای شیرازی در حدود صدهزار نسخه و پخش آن در سراسر کشور، موجی از حرکت مردمی در تحریم تنباکو ایجاد کرد به طوری که حتی اهل حرم سرای شاه نیز از استعمال دخانیات خودداری کردند و حتی انیس الدوله، سوگلی ناصرالدین شاه، دستور جمع آوری قلیان ها را داد.

از آنجا که بیان ماوقع  تحریم تنباکو تکرار مکرّر است ضرورتی ندارد که بدان پرداخته شود. اما نامه ای را  که موضوع اصلی مقاله است، با توضیح چند نکته در این مقاله ارایه می شود.

متن نامه قاضی کوثر، مفتی و عالِم اهل سنت سقز به میرزا حسن آشتیانی، مرجع شیعیان در تهران؛

 «بر کافه خاص و عام معلوم و مبرهن و در کفر و اسلام آشکارا و مبیّن است فرقه تشیّع از ذکور و اناث و صغار و کبار که با فرقه سنّت و جماعت، متّحد بالذات و متغایر بالاعتبار واقع گشته اند. از توفیق خالق پروردگار این فئتین عظیمتین فی ما بین ملت شقیّه کفار، به سان نیّرین مبیّنین روشن و آشکار و از برکت حضرت سیّد مختار – صلّی الله علیه الملک الغفّار – این فرقتین کریمتین در نظر طایفه کسیفه فُّجار، بر سنن اصحاب و ائمه کبار، به مصداق «والجبالُ أوتادا» ثابت و برقرار، اتّفاق افتاده اند یک عین اند و دو نهر، یک مُلکند و دو شهر.

چون ائمه دین مبین – رضوان الله تعالی علیهم اجمعین – بنای این دو مذهب را بر یک اصل نهاده و ابواب اصول آن دو آیین را در یک فصل گشاده اند از هذیان عوام طرفین رکنی از ارکان آن، یک اصل رخنه نپذیرد و آیینه اوراق سبز غٌصون آن دو فرع به دوام جهان، زنگار خلل نگیرد. علی هذا، تعصّب مذهبی برکنار و غیرت دینی را با زمره کفّار که علی الظاهر در کمال اقتدارند به مفاد حدیث «ماتشاور قوم الا هداهم الله الی رشد أمورهم» به وجه صلاح و مشورت فریقین، اختیار باید کرد.

چنانکه در این روزها مسموع گردید که جنابعالی –دام فضله- به منطوق آیه کریمه  «یا داود انا جعلناک فی الأرض خلیفة فاحکم بین الناس بالحق» و به مصداق حدیث «العلماءُ ورثة الأنبیاء تعصّبا من الدین» در باب عمل دخانیّه که فی الواقع بدعتی است شنیعه و حرفتی است منیعه همّت کامله را مبذول و نیّت شامله را معمول فرموده اید. شکرالله سعیکم و أدام الله رعیکم. یقین است جنابعالی-دام اجتهاده- که رئیس علمای ایران و سلطان بیشه شیران هستید همواره مصدر این گونه همّت و محلّ این طرز نیّت خواهید  گشت و البته ان شاء الله تعالی تا کنون به مفاد «همّة الرّجال تقلع الجبال» رفع این بدعت را صورت داده و مهر خاموشی را بر دهان اهل کفر و ضلال نهاده اید و زبان اهل عَرَض را بسته و حالت رعایای بیچاره از اضطراب و غرض رسته است. حمدالله ثم حمدالله که هچون تو وجودی را برای تعلیم خاصّ و عام و ملجا کافّه أنام مرحمت فرموده.

به تازگی استماع شد که از روی اجتهاد در وجود قلیان قبیح به تصریح، حکم به حرمت فرموده و ابواب قدغن را بر جمیع اهالی ایران گشوده اید. اگر فی الحقیقه از این قول خبری و از این شهرت اثری هست ما داعیان و بستگان خود را به دستورالعمل کافی اشارتی و به خیریت انجام و حسن عاقبت فرجام این عمل بشارتی فرمایید تا داعی حقیقی نیز برحسب اشارت و بشارت جنابعالی – دام فضله- حال که دسته ای از فرنگی ها اینجا رسیده اند، در کمال اهتمام سعی را مبذول کرده و در خصوص قلیان، درگاه قدغن را بر خاصّ و عام این ملک بگشاییم و اگر کار به جایی رسیده باز لطف را دریغ نفرمایید. به نوید فیصل این امر خطیر و مژده سلامت وجود خودتان و ارجاع هرگونه خدمتان، داعی و بستگان خودتان را سرافراز و شادمان خواهید فرمود تا در سرانجام آنها عمر عزیز را صرف نماییم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته(نامه 37 از نامه های قاضی کوثر، ص 293).

 

در باره این نامه نکاتی شایان ذکر و توجه  است؛ اول آنکه نثر قاضی کوثر در نامه هایش، همان نثر رایج دوره قاجار است که در عین دشواری،  دلنشین است که گاه بهره گیری از سجع، کلامش را آهنگین و موزون می کند.

نامه فاقد تاریخ است اما  به احتمال بسیار زیاد مربوط به سال 1309  هجری قمری یعنی همان سال تحریم تنباکو است. از آنجا که در نامه اشاره ای به حکم میرزای شیرازی نشده است به احتمال زیاد، قبل از صدور حکم میرزای شیرازی و همزمان با شروع اعتراضات علمای شیراز و تبریز و اصفهان و تهران بوده است.

گفتنی است که سقز، در مسیر رفت و آمد تاجران ایران و عراق واقع بود. این تجار  از تبریز، مراغه، سقز و بانه کالا می بردند و در کرکوک ، اربیل و سلیمانیه می فروختند. بنابر شواهد مختلف این تاجران در بسیاری از مواقع  نامه بر هم بودند.

اهمیت این نامه جدا از نکات تاریخی آن، رویکرد وحدت گرایانه علمای اَعلام و پیگیری تقریب بین مذاهب و همزیستی مردم با هم به بهانه همراه کردن اهل سنت با نظر علمای شیعه در قضیه تحریم تنباکو است  و دوری از جهل و تعصبات مذهبی و تأکید بر غیرت دینی در برابر کفار اجنبی به عنوان دشمن امت. ظاهرا بیان مفصل  و اطناب گونه قاضی کوثر، دال است بر اینکه در نوشتن نامه، هدفی بزرگتر و درازتر دنبال می شده است و آن ارتباط و پیوند برقرار کردن میان علمای فریقین است.

کلمات و جملاتی که قاضی کوثر برای میرزا حسن آشتیانی نوشته است  مهم و تاریخی  است؛ تعبیر زیبای وی از  شیعه و سنی به دو شاخه از یک درخت و دو نهر از یک چشمه نشان از تاکید بر گفتمان تقریب دارد. شاید بتوان گفت که از این  تشبیه و تمثیل، دقیق تر و زیباتر و آموزنده تر، برای ایجاد وفاق میان مذاهب سراغ نمی توان گرفت.

دانسته نیست آیا میرزا حسن آشتیانی نیز در پاسخ وی،  نامه ای نوشته است یا نه؟ پاسخ دقیق به این پرسش را باید به جستجوی بیشتر در آینده،  منوط نمود.

گفتنی است نامه برجای مانده از قاضی کوثر به خط فرزند ارشدش، ملااحمد شیخ الاسلامی مشهور به حاج قاضی است که پس از درگذشت پدر، وی نیز در سقز مسند قضاوت و فقه را عهده دار بود و مرجع مردم شناخته می شد و در انواع خط نستعلیق، نسخ و شکسته استاد بود. 

همچنین چند سال بعد، همین قاضی کوثر، سقزی ها را تهییج کرد تا در مشروطه و جنگ با روس های اشغالگر، تبریزی ها را همراهی کنند.

قاضی کوثر همواره در برابر ناملایمات جامعه احساس مسؤولیت می کرد و نامه هایی نیز برای ناصرالدین شاه در گزارش اوضاع نابسامان اقتصادی مردم می فرستاد تا از فشار اقتصادی و انواع خراج از سوی والیان بر مردم منطقه بکاهد.

منبع: فصلنامه بین المللی مطالعات ایران- اسلامی

 

منابع: 

ابراهیم تیموری، (1361)، تحریم تنباکو اولین مقاومت منفی در ایران، تهران: کتاب های جیبی.

روحانی، بابامردوخ(شیوا)،(1366)، تاریخ مشاهیر کرد ج 2، تهران: سروش.

فاروقی، عمر، (1374)، نظری به تاریخ و فرهنگ سقز کردستان، سقز: مؤلف.

قاضی کوثر، (1395)، مجموعه اشعار و نامه های قاضی محمدکریم شیخ الاسلامی، به کوشش گلاویژ و بهروز شیخ الاسلامی، سقز: فرهنگسرای هنر و اندیشه.

نیلوفری، حاج حکیم،(1388)، زنده باد مشروطه پاینده باد قانون، سقز: گوتار.

نوشته های خطی قاضی کوثر به خطّ  پسرش ملااحمد شیخ الاسلامی(حاجی قاضی) که بصورت خطی نزد نوادگان ایشان نگه داری می شود.