نقدی بر توسعه باغات در اراضی شیبدار زاگرس و به ویژه کردستان/ *محمد فتاحی
سرویس کردستان - منابع طبیعی در هر کشوری به خاطر موقعیت های مکانی و جغرافیایی آن، ضمن آنکه بسترهای حیاتی برای جریان زندگی و ثابت تنوع گونه ای و ژنتیکی در زیستگاه های طبیعی محسوب می شوند، بلکه با حفاظت از اراضی کشاورزی، جاده های مواصلاتی و تاسیسات حیاتی در مناطق پایین دست خود، به تولید منابع آبی و جلوگیری از هدر رفت آنها، پایداری اکوسیستم ها و بسترهای خاکی و جلوگیری از تغییرات اقلیمی و پیامدهای مناطق خشک و نیمه خشک کشور، ناشی از خشکسالی ها ... تاثیر بسزایی دارند.

متاسفانه مسئولینی که در پست های کلیدی وزارتخانه های مختلف در ارتباط با عبور جاده ها و اتوبان ها، دکل های مخابراتی‌‌، انتقال منابع انرژی فسیلی، آب، تامین مسکن ... و حتی شرکت های وابسته به آنها، تاکنون مشارکت فعال داشته اند، اولاً کمتر با مجوزهای رسمی اقدام کرده اند، ثانیا با بالاترین خسارات وارده بدون توجه به پیامدهای زیانباری که بر جای می گذارند، هیچگونه تلاشی یا سرمایه گذاری برای رفع مشکات پیش امده را دنبال نمی کند.

از طرفی وزارت جهاد سازندگی یا وزارت کشاورزی سابق در طی چند دهه  گذشته، به شیوه های مختلف در تغییر کاربری عرصه های منابع طبیعی اثرات منفی برجای گذاشته است.

نمونه های بارز آن، اجرای طرح هایی نظیر طوبی و توسعه باغات در اراضی شیبدار و ده ها عناوین دیگر در طی دهه های مختلف تا کنون بوده است. در حالیکه سازمان جنگل ها و مراتع کشور که یکی از معاونت های این وزارتخانه است، به جای همکاری در امر حفاظت یا صیانت از منابع طبیعی تجدید شونده، دایما با طرح ها و پروژه هایی که سرانجام مطلوبی را نداشته اند، بر توسعه سطح زیر کشت اراضی کشاورزی و باغات یا واگذاری های نامناسب اقدام کرده اند.

توقع ما از بهره برداران واقعی در اینگونه مناطق که به خاطر نیازهای مادی و معنوی شان، ناچارند به هر شیوه ای رزق و روزی خودشان را تامین کنند، اندک است، چون فشارهای اقتصادی همراه با تورم افسار گسیخته، انها را مجبور کرده، برای بقای خود و خانواده هایشان تلاش کنند.

اما توقع ما از وزارتخانه ای که باید، حافظ و امانت دار خوبی برای برآورده شدن اهداف سازمان جنگل ها و مراتع کشور که بزرگترین زیر مجموعه تحت امرش است، خود به عامل کاهش دهنده ای مبدل شده است.

بدانید اگر در منطقه ای زمینی، دارای آب و خاک، حتی نیمه مستعد بوده، بهره وران در طی سال های گذشته از آنها بهره برداری کرده اند و اگر می بینید، اندک افرادی همراه و همگام با پروژه های شما می شوند، بدانید برای بهره مندی از وام های بانکی و تصرف منابع طبیعی، پیگیر این قضایا بوده تا بعدا با تغییر کاربری آنها به اهداف نهایی خود برسند.

از طرفی معدودی از کارشناسان کشاورزی در ستاد وزارتخانه با نسخه های منسوخ شده، می کوشند، با روش های سنتی کم بازده و بی حاصل، بدون توجه به حادتر شدن شرایط اقلیمی و خشکسالی های حاکم (دانسته یا ندانسته) توجهی کنند، مشکلات اقتصادی کشور را بیشتر از پیش فراهم می کنند.

اصولا مقوله خود کفایی در مناطقی با شرایط اقلیمی خشک و نیمه خشک کشور، تلاشی غیر ممکن بوده و خواهد بود، زیرا ادامه این روند ناموزون در طی چند دهه اخیر، به نابودی بیش از نیمی از دشت های حاصلخیز کشور و استخراج آب های زیرزمینی هزاران ساله کشور، که امروزه در استان های اصفهان، فارس، خراسان، البرز، قزوین و غیره، مواجه با فرونشست زمین، ایجاد گودال ها و شیارهای عمیقی به طول ده ها و گاهاً چند ده کیلومتر روبرو شده اند، نباید تکرار شوند؟

همه نکات ذکر شده، ناشی از ناکارآمدی، بی تدبیری و اجرای طرح های توجیهی بی حاصلی است که در طی چندین دهه اخیر گرفتار این سرزمین شده است.

در دنیای امروز عامل برتری کشورهای پیشرفته، دانش و تکنولوژی های برتر و استفاده بهینه از منابع قابل دسترس با مدیریت های کارا و پاسخگو به بهترین شکل ممکن است. اما در کشور ما تا کنون فردی یا شرکتی یا مسئول تشکیلاتی را به دلیل عدم کارایی و عدم موفقیت در اجرای پروژه ها توبیخ نکرده اند و یا اصولا مورد بازخواست قرار نمی گیرند و در واقع نظارتی بر سرمایه گذاری ها در کشور اندک یا وجود ندارد.

ماحصل این برخوردهای دستوری تا کنون:

اراضی منابع طبیعی کشور را گسسته، مراتع را به بیابان ها و جنگل ها را به سمت قهقرایی در ابعاد کمی و کیفی، گسترش آفات و بیماری های گیاهی در عرصه های منابع طبیعی، اراضی کشاورزی و زیستگاه های جانوران در کشور شده است.

  • مهمترین پرسش های کلیدی، برای روشن شدن موضوع و جلوگیری از نکات ذکر شده که مرا وادار کرده است نکات زیرین را اعلام کنم، عبارتند از:
  1. وزارت کشاورزی به جای افزایش سطح زیر کشت اراضی کشاورزی باید به ارتقای کیفیت تولیدات کشاورزی اقدام کند، نه افزایش کمی آن.
  2.  وزارت کشاورزی با کمبود تولیدات باغی مواجه نیست؟ سالانه هزاران تن سیب در آذربایجان ها به دلایل نا مرغوب بودن و آفات و امراض شدید و عدم ماندگاری و عدم فروش در کنار جاده ها رها می شوند. اما چرا دنبال اینگونه طرح ها و پروژه هاست، جای سوال دارد؟
  3. هزینه تولید بعضی اقلام باغی و سیفی جات به مراتب بالاتر از فروش آنهاست.
  4. در دنیای پیشرفته امروز بعضی تولیدات کشاورزی در فضاهای باز اراضی کشاورزی، به تولیداتی در محیط های بسته، به روش های هیدروپونیک و گلخانه های مدرن و غیره اختصاص یافته اند و بهترین نتایج را در بر داشته اند. کشوری مثل هلند با استفاده از فناوری های پیشرفته دنیا را تسخیر کرده است و پس از ایالات متحده جایگاه دوم را در صادرات کشاورزی جهان در اختیار دارد و کل وسعت آن دو سوم استان خوزستان است.
  5. چرا ما در ایران به جای بهره مندی از سیستم های پیشرفته جهانی دنبال کشت سنتی بی حاصل  و آزمون و خطاهای مکرر، هستیم؟ 
  6. کشاورزان ما را، دلالان، بازاریان  و واردکنندگان انواع کود و ریز مغذی های وارداتی از چین هدایت می کنند نه متخصصین کشاورزی، از طرفی آلودگی بعضی از محصولات ما چند برابر استانداردهای جهانی است؟
  7. چرا بیش از ۵۰ درصد بهترین اراضی کشاورزی ما دارند از حیض انتفاع به دلیل بهره برداری های بیش از حد آب های زیرزمینی و فرو نشست زمین ها، آن هم چندین برابر میانگین جهانی، در حال نابودی هستند؟ آیا زمان آن فرا نرسیده با بازبینی عملکردهای نادرست، راهکارهای بهتری را جایگزین کرد؟
  8. بدانید منابع طبیعی کشور بنا به دلایل مختلف، توسط بهره برداران، زمین خواران، کوه خواران و غیره باعث گسسته شدن منابع طبیعی کشور شده و پوشش های خود را از دست داده و به شرایط بحرانی رسیده و تولیدات در حال کاهش هستند؟ آیا ادامه این روند تهدیدی برای امنیت غذایی کشور نخواهد بود؟ چرا امروزه دارای بالاترین میزان فرسایش خاک در منطقه را دارا هستیم؟
  9. منابع طبیعی کشور ما در اراضی شیبدار و کوهستانی قرار دارند، تا جائیکه آب و خاک اجازه داده، توسط مردم به زیر کشت رفته اند و دیگر جایی برای توسعه بیشتر را ندارند.
  10. منابع طبیعی یک نظام یا یک اکوسیستم پیچیده با منابع ژنتیکی و تنوع زیستی فوق العاده بوده اما با همین دست درازی های بی مورد، نه تنها درصد فراوانی از گونه های گیاهی، جانوری و زیستگاه های ارزشمند آنها رو به انقراض و نابودی نهاده اند، بلکه پیامدهای فراوان دیگری مانند گسترش آفات و بیماری ها، توسعه ریزگردها و نهایتا امنیت غذایی و سلامتی جامعه را نشانه خواهد گرفت؟ زیرا امروزه ثابت شده است که کاهش گونه های ارزشمند و منابع ژنتیکی آنها بیماری هایی همچون ابولا، آنفولانزای خوکی و اخیرا کووید 19 و در آینده ... چه مشکلات دیگری را به همراه خواهد آورد خالق کائنات می داند؟
  11. در مسیر بعد از فرودگاه سنندج به سمت کامیاران در کردستان، ده ها تپه ماهور شیبدار ضعیف و بدون خاک با لودر و بولدزر به هم خورده، تا با بانکت های نامناسب برای کاشت گونه های مثمر ایجاد کنند؟ نمونه های بارز دیگر آنرا در استان های لرستان و چهار محال بختیاری با کشت انواع گونه های بادام حتی در خاک هایی به مراتب بهتر از مناطق شیبدار، آنهم با پمپاژ آب‌، یا در کرمان، قزوین و غیره پیوند پسته اهلی روی پایه های بومی نتیجه بخش نبوده اند؟

 من  اعتقاد راسخ دارم الهام از طبیعت و پیروی از قوانین آن، ما را به سرانجامی بهتر از آنچه در حال رخ دادن است هدایت خواهد کرد.

بدانید اجرای طرح های متنوعی که در طی ده های گذشته تا کنون اجرا شده اند دارای موافقان اندک در بخش باغبانی و امور اراضی وزارت متبوعه و مخالفانی در سازمان جنگل ها و مراتع کشور و مراکز آموزشی و تحقیقاتی کشور به مراتب بیشتری دارند.

یکی از اهدافی نهایی این نقد آنست که گفتمانی بین مخالفان و موافقان اینگونه طرح ها، انجام گیرد تا تفرق دیدگاه ها به وفاق دیدگاه ها بینجامد.

بدانید ما در سرزمینی خشک و نیمه خشک، با منابع آبی اندک، با تغییرات اقلیمی به مراتب بدتر از آنچه تا کنون شاهد آن بوده ایم، با خشکسالی ها و کاهش تولیدات کشاورزی و دامی و حتی تعطیلی بخشی از صنایع آب بر، در مناطق کم باران و حتی بی نظمی های اجتماعی مشابه آنچه که در اصفهان  و چهار محال ... امروزه شکل گرفته در سایر نقاط روبرو خواهیم شد. از طرفی انتقال آب بین حوضه های آب خیز هم با کمبود آب در مناطق انتقال دهنده مزید بر علت ها خواهد شد.

بنابراین سعی نکنیم دوباره، گرفتار طرح هایی که به ساختار شکنی منابع ملی کشورمان مانند خود کفایی در تولید گندم و امثال آن در این شرایط آب و هوایی را، دوباره تکرار کنیم، چون چایی برای تکرار مکرر آنها باقی نمانده است.

بپذيريم غالب تلاش هایی که تا کنون انجام شده اگر به واردات آن اقدام می کردیم، صرفه اقتصادی بیشتری داشت و منابع آب و خاک کشورمان بیشتر حفظ می شد.

فقط هوشیار باشیم، باد نکاریم، چون ماحصلش طوفان خواهد بود و طوفان ها، سیل ها و ریزگردها، خشکسالی ها و تغییرات اقلیمی ... زندگی و حیاتمان را به تاراج خواهند برد.

در پایان من فقط روایتگر آموخته هایم بودم و بس و هدفی جز پیروزی و سربلندی وطنم را ندارم.

 

*محمد فتاحی - استادیار بازنشسته مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی کردستان