نماینده شدن چه آسان، مدرس شدن چه مشکل/ محمدهادیفر
سرویس ایران- سید حسن مدرس اصفهانی از نامدارترین رجال سیاسی ایران در عصر حاضر است که دوره گذار از حکومت استبداد سنتی را به استبداد مدرن تجربه کرد و نقشی اساسی در بنبان گذاری اندیشه سیاسی اسلامی در تاریخ معاصر ایران ایفا نمود. او روحانی زاهد و عابدی بود که در طی پنج دوره نمایندگی مردم تهران توانست شخصیت برجسته ای را از خود و نمونه ای از یک نماینده تمام عیار مردمی و ملی در تاریخ معاصر ایران به یادگار بگذارد.

حضور مقتدارنه و روشنگرانه برجسته او درعرصه سیاسی و دینی شخصیتی منحصربه فرد از او ساخته بود به همین علت انقلاب اسلامی از اندیشه های سیاسی او بهره مند گردید،  تا جایی که پس از انقلاب اسلامی مدرس را بعنوان الگو و نماد نماینده واقعی مجلس معرفی نمودند و بارها مورد مدح رهبرکبیر انقلاب اسلامی (ره) و همچنین رهبرمعظم انقلاب واقع گردید.

  مدرس دربحبوحه جنگ جهانی اول و هجوم نیروهای متخاصم به کشور به تنهایی توانست جریان مردمی را به راه بیندازد که نشان از نفوذ کلام یک نماینده در بین جامعه بود. مدرس در بدو ظهور استبداد نوین به رهبری رضا شاه بسیار مدبرانه عمل نمود و در مقابل سیاست بازی های مکارانه او هوشمندانه مقاومت کرد و با دید آینده نگرانه اش  دست رضا شاه را درطرح جمهوری خواهی بدون پایه و اساسش خواند و به همین خاطر به تنهایی در مقابل آن ایستاد و سیلی مشهوردکترحسین بهرام از عمال رضا شاه را در صحن علنی مجلس در دفاع از حریت و استقلال ایران دریافت نمود. هرچند که آن سیلی درهمان صحن بی جواب نماند اما پژواک و تاثیرات آن سیلی، علاوه براینکه بنیان اندیشه انگلیسی جمهوری خواهی رضا شاه را خنثی نمود بلکه همانند کبریتی بود که بر باروت جامعه ملتهب اوایل دوران پهلوی اول زده شود و جامعه وقت را به غلیان و خروش وادارنمود و توانست غائله جمهوری قلابی رضاشاهی را براندازد. به گفته ملک الشعرای بهار؛

از آن سیلی ولایت پرصدا شد

دکاکین بسته و غوغا بپاشد

..................................

رضا خان را به جای خود نشاندند

بجای گل براو آجر پراندند

و بقول کوهی کرمانی شاعرهم عصر مدرس؛ آن سیلی بی پیر عجب خوب صدا داد

محبوبیت و اقتدار مدرسِ نماینده، آنقدر گسترده بود که حتی سیلی خوردن او موجب بنیان کن شدن طرح بزرگ جمهوری قلابی رضا خان گردید. در این جا فراموش نشود مقایسه نمائید نماینده ای در سال 1302 درصحن علنی مجلس در دفاع از حقوق همه ملت سیلی می خورد و نتیجه اش خروش مردمی و خنثی شدن یک طرح استعماری را رقم می زند و در سال 1398 نماینده ای از همین مجلس برای عبور از خط ممنوعه و انجام یک فعل خلاف قانون سیلی به مامور قانون می نوازد! تفاوت را خود برشمارید از کجا به کجا !

مدرس در سایه زهد و تعهد دینی و ملی خود از آچنان جایگاهی برخوردار بود که با عصایی و عبایی مندرس در مقابل شاهی قلدر و مقتدر ایستادگی می کرد و حتی وجودش برای برخی کاسبان قدرت ثروت هم مفید واقع گشته بود و آن در زمانی هویدا گردید که مجلس "مدرسی" در مرداد 1303 به رضا خان رای عدم اعتماد داد و معدود طرفداران رضا شاه درهمان مجلس شعار مرگ برمدرس سر دادند که مدرس با یک جمله تاریخی دنیایی از معنا و محتوا را به آنان و در واقع به تاریخ به میان آورد او خطاب به مخالفان خود گفت؛ اگر مدرس بمیرد کسی به شما پول نخواهد داد!!

آری مدرس مندرس پوش با افکاری بلند و پر خروش و با تعهدی به بلندای تاریخ سیاسی معاصر ایران را، حاکمیت ظلم و جور رضاشاهی  تحمل نکرد.  او را به مدت 9 سال به شهرستانهای دور افتاده خواف و کاشمر تبعید کردند و نهایت در دهم آذر ماه 1316 مصادف با ماه مبارک رمضان توسط عمال رضاشاهی با سم مهلک او را به افطار خونین وادار نمودند مدرس در اوج غربت و تنگدستی در طول دوره تبعیدش درخواف آب انباری را برای استفاده عموم ساخته بود. تمام دارائی مدرس پرآوازه از دنیا عبارت بود از 30 ریال پول نقد که 12 ریالش صرف کفن و دفنش گردید، یک جلد کلام الله مجید، یک عینک و یک عصای چوبی و یک حوله حمام و سجادهه نمازی و یک پیراهن کرباس . حال این ماترک مادی و معنوی مدرس را با ثروت واخلاق بسیاری از نمایندگان فعلی مقایسه نمایید، کافی است وضعیت زندگی و ثروت بسیاری از آنان را قبل و بعد ازنمایندگی تطبیق دهید تفاوت از کجا تا به کجاست؟

 

رفتارهای اخلاقی آنان قابل شمارش نمی باشد تنها به یک رویه اخلاق فرعونی بنیان کن  آنان اشاره می شود و آن اینکه همانند فرعون که تولد نوزادان ذکور جامعه را از ترس ظهور موسی رصد می کرد و تمامی آنان را به قتل می رساند نمایندگان فعلی مجلس نیز مهمترین اقدام آنها رصد افزایش نفوذ برخی افراد و شخصی های حوزه انتخابیه است  که شاید در آینده رقیب احتمالی آنان باشد آنگاه با ترفندهای مختلف از هستی آن را ساقط کنند و یا عمده ترین اقدامشان تنیدن پیله های خویشاوندی و باندسالاری اطراف خود می باشند و هراز چند گاهی نیز نطق  بی رمقی در وصف موضوعی هدفمند به رخ مخاطبان خود ارزانی می دارند و در وراء آن اهداف خود را به پیش می برند.

حال قضاوت در داوری بین مدرس نماینده و نماینده مکسبی و منصبی به مخاطب واگذارمی گردد. البته نمی‌توان از معدود نمایندگانی که رگه هایی از جوهره مدرس در اندیشه آنها وجود دارد که شرافتمندانه روزگار سپری می‌کنند، غفلت نمود و یادی از آنان نشود ولی افسوس که همواره در اقلیتند.

 از دوران زندگی مدرس مدت زمان زیادی نمی گذرد که عامل تحریف در آن نفوذ کرده باشد بلکه می توان در تاریخ شفاهی ایران نیزسرگذشت سیاسی او را دنبال نمود. او نمونه عینی و معیار و ملاک یک نماینده تمام عیار درعصرخود بود که در یازده دوره مجلس پس از انقلاب کمترکسی توانست جا پای این پیرطریقت وعالم سیاست بگذارد تا جائی که می توان گفت تکرارش تا کنون عقیم مانده است.

تنها نقطه ضعفی که از مدرس گرفته شده این است که مخالف حضور نسوان درمجلس بود که این هم مقتضای دوره جامعه سنتی آن زمان بود که یقینا مدرس که خود یک مصلح و نو اندیش دینی بود می توانست در صورت ادامه حیات این نقیصه را نیز برطرف نماید چه بسا اگر مدرس زنده می بود رفتارهای برخی نمایندگان نسوان او را در دیدگاهش مصمم تر و درخصوص معدودی دیگر تجدید نظر می کرد. به هرحال روز مجلس را به نمایندگان مدرس مسلک تبریک عرض می نمائیم.