PKK با نام اوجالان عجین شده است/آمریکا و اروپا شریک جنایات صدساله ترکیه علیه کردها هستند
سرویس ترکیه - جمیل بایک رئیس مشترک KCK در گفتگویی مبسوط به بحث درباره زمینه های شکل گیری PKK و مبارزات آن از ابتدا تا کنون پرداخته است،

به گزارش کردپرس، جمیل بایک رئیس مشترک اتحادیه جوامع کردستان (KCK) به مناسبت چهل و چهارمین سالگرد تاسیس حزب کارگران کردستان با خبرگزاری فرات گفتگو کرد. او در این مصاحبه به تفصیل درباره زمینه های شکل گیری جنبش PKK توسط عبدالله اوجالان و دوستانش پرداخته است. 

حزب کارگران کردستان ۴۳ سال از حیات خود را پشت سر می‌گذارد که هر لحظه آن با مبارزه همراه بوده است. این حزب در ابتدای سال‌های ۱۹۷۰ با چه اهدافی تشکیل شد و چه نقشی را بر عهده گرفت؟ در این فرایند با چه تغییراتی روبرو شد؟

سالهای ۱۹۷۰ سالهایی بودند که جنبش‌های جهانی انقلابی و رهایی بخش ملی ایجاد شدند. جوامع و گروه های فرودست، رهایی خود را در ایده های سوسیالیستی می‌یافتند. موجودت کردها نیز با وجود چند ده میلیون جمعیت انکار شده بود. کردستان ترکیه بیشترین میزان سرکوب و انکار را تحمل می‌کرد و عبدالله اوجالان در ابتدای سال‌های ۱۹۷۰ گفت که این مردم باید آزاد شوند. او به ایدئولوژی سوسیالیستی باور داشت.

کردستان ترکیه در آستانه مرگ بود. در آن سال ها کرد بودن به بزرگترین جرم تبدیل شده بود. کرد بودن به معنای مرگ، تُرک بودن به معنای زندگی نشان داده می‌شد. کرد موجودیت داشت، اما به چنان وضعی مبتلا شده بود که غیر از تبدیل شدن به ترک آینده‌ای برای خود نمی‌دید. اوجالان پس از آغاز مبارزه اعلام کرد که کردستان تحت استعمار است. بعد از تعریف حکومت ترکیه به عنوان استعمارگر، تاکید کرد که این حکومت درصدد است تا کردستان را به عرصه‌ای برای گسترش ملیت ترکی تبدیل کند. سیاست‌های اجتماعی، اقتصادی، آموزشی، فرهنگی و هنری، امنیتی، اشغالگرانه، ورزشی حکومت ترکیه در تمام زمینه‌ها در راستای تبدیل کردها به ترک بود. قانون اساسی ترکیه نیز تمام زمینه‌ها را برای خدمت به این هدف فراهم کرده بود. کردها  همزمان با فشار و سرکوب و ستمگری در معرض تهدید نسل کشی فرهنگی هم قرار داشت. در آن زمان کردها در کردستان ترکیه در معرض سیاست‌های نابودگرانه قرار داشتند که در هیچ جای دیگری از جهان نظیر نداشت. یکی از ویژگیهای بنیادین جنبش PKK این بود که این واقعیت زندگی کردها را در ترکیه از اعماق تاریخ بیرون کشید.

حکومت ترکیه برای آنکه هویت کردی، زبان و فرهنگ کردی را از میان بردارد و کردستان را به عرصه‌ای برای ترویج ملیت ترکی تبدیل کند دست به هر کاری زد. جهان هم در مقابل این قتل‌عام سکوت کرد. ترکیه عضویت در ناتو را برای قتل‌عام کردها به نحو آشکار و بی‌پروایی مورد استفاده قرار داد. کشورهای عضو ناتو برای ایفای نقش خود در جنوب شوروی، جنایت‌های ترکیه را نادیده گرفتند. در واقع اروپا و آمریکا همکار جنایت‌ها و جرایم سیاسی یکصد ساله ترکیه هستند.

کردهای ترکیه با سیاست‌های کشتار به سوی نابودی می‌رفتند. سازمان‌های موجود نمی توانستند تهدیدی را که کردها با آن روبرو شده بودند ببینند و بر این اساس موضعی سیاسی علیه ترکیه اتخاذ کنند. از دیگر سو مردم هم فکر می کردند که نمی توان در مقابل استعمار نابودگر  مبارزه کرد. در هر صورت، هیچ یک از عواملی که بتوان از طریق ان مبارزه را ادامه داد وجود نداشت. در چنین وضعیتی بود که اوجالان گامی برداشت که هیچگاه هیچ کس آن را باور نمی‌کرد. او اظهار داشت که شرایط و زمینه‌های سازماندهی هر چه دشوار هم باشد می‌تواند ایجاد شود و استعمارگری در هم شکسته شود. عدم وجود فرصت‌ها و امکانات را به بهانه ای برای مبارزه نکردن تبدیل نکرد و اقدامات اولیه را آغاز کرد. او مثل حفر چاه با سوزن به آهستگی آغاز به فعالیت کرد. او با چنین رویکردی PKK را ایجاد کرد و به آن گسترش داد.

اوجالان در ابتدا تلاش‌های بسیاری را انجام داد تا گفتمان های موجود را تغییر دهد. او گفت که نمی توان وضعیت کنونی را پذیرفت. او پذیرفتن وضعیت موجود کردها در کردستان را آسیب زدن به هویت کردی تعریف کرد. PKK گروهی بود که به گفته‌های خود اعتقاد داشت، بر اساس آن عمل می‌کرد، خود را سازماندهی و مبارزه می‌کرد. به همین دلیل در کوتاه مدت شاهد پیشرفت‌هایی بود که هیچ کس انتظار آن را نداشت. دولت هم مانند بسیاری از گروه‌های دیگر که انتظار این پیشرفت را از PKK نداشت، دچار تعجب شد.

ما به عنوان PKK درست در زمانیکه جنگ سرد با شدت ادامه داشت وارد عرصه تاریخ شدیم. در آن زمان حضور سوسیالیسم و جنبش‌های رهایی‌بخش ملی به ما نیرو می‌داد. غیر از این مورد، فاکتورهای دیگر همه علیه ما بودند. آن زمان با کشورهای سوسیالیستی مانند شوروی، چین و بالکان ارتباطی نداشتیم. بیشتر نیروهای چپ گرایی که با این کشورها در ارتباط بودند علیه ما بودند. نه ما از این کشورها مورد حمایت قرار گرفتیم و نه آن زمانی که این سیستم سوسیالیستی فروپاشید ما تحت تاثیر قرار گرفتیم. از ابتدا ما بر نیروی خود اتکا داشتیم. زمانیکه ما مبارزه مان را آغاز کردیم، ۷-۶ سازمان کردی دیگر نیز در کردستان ترکیه وجود داشتند. آنها اجازه نمی‌دادند که جنبشمان آنگونه که لازم بود پیشرفت پیدا کند. تمام گروه ما از فرزندان خانواده‌های کارگر، روستایی و فقیر تشکیل شده بود. سازمان‌های دیگر از خانواده‌های خان‌ها، بیگ‌ها، رؤسا یا خانواده‌هایی که وضعیت اقتصادی خوبی داشتند تشکیل شده بودند. این وجه تمایز ما بسیار تعیین کننده و جالب توجه بود.

در سال‌های ۱۹۷۰ در ترکیه نیروهای چپ، در کردستان هم در درجه نخست PKK گروه‌های سازماندهی شده خود را در سطحی وسیع گسترش دادند. چون این وضعیت باعث شد که شرایط ترکیه به عنوان عضو ناتو تضعیف شود. ناتو و حکومت از کردها ترسیدند. برای آنکه مانع از این پیشرفت شوند، برای آنکه جنبش آزادی کرد و نیروهای چپ را نابود کنند، ارتش ترکیه در ۱۲ سپتامبر ۱۹۸۰ به کودتایی فاشیستی دست زد. این کودتای فاشیستی باعث روشن شدن بسیاری از مسائل شد. سازمان‌های کردی که خود را بر اساس دشواری‌های مبارزات کردی سازماندهی نکرده بودند و موضعی قاطع و تعیین کننده نداشتند، در مقابل این فشارها دچار نابودی شدند.

سال‌های بعد ۱۹۸۰ سال‌هایی بودند که رژیم‌های سوسیالیستی شوروی، اروپای شرقی و بالکان و مناطق وابسته به چین دچار فروپاشی شدند. چین هم  در مسیر سرمایه‌داری دولتی قدم گذاشته بود. به همین دلیل و دلایل دیگری ما به سوی چین هم نرفتیم. کشورهایی که مبارزه رهایی‌بخش ملی را پیگیری می‌کردند، در کوتاه مدت در معرض جریان های مدرنیته سرمایه‌داری قرار گرفتند. بسیاری از نیروهای چپ در بعد ایدئولوژیک به سوی راست حرکت کردند، یا به احزاب درون سیستم تبدیل شدند. در زمانیکه جنبش‌های سوسیالیستی و رهایی‌بخش ملی ضعیف شدند، PKK در بعد نظامی، سازماندهی شد و تبدیل به نظامی بیش از پیش تاثیرگذار شد. رهبر PKK  بر سوسیالیسم تاکید داشت. اوجالان پیش از آنکه واقعیت سوسیالیسم دچار فروپاشی شود، کمبودها و نواقص آن را مورد انتقاد قرار داده بود. چون او فروپاشی سوسیالیسم را در درجه اول تحت تاثیر عوامل داخلی می‌دید، با انتقادات خود در حوزه‌های سیاست و ایدئولوژی در مقابل جریان های ضد سوسیالیستی آن سال‌ها ایستاد و با این حرکت نه تنها PKK را سر پا نگه داشت، بلکه همزمان آن را گسترش نیز داد.

بدون شک از روز اول تا کنون تغییرات بسیار مهمی در PKK روی داده‌ است. در واقع تغییر و تحول برای PKK موضع جدیدی را ایجاد کرد، مسائل و مشکلات جدیدی را ایجاد کرد. در این رابطه عوامل بسیاری وجود دارند که تغییر نکردند و PKK همچنان بقای خود را ادامه داد.

هویت نخستین PKK  آن را از ارتباط با ارتجاع و حکومت ترکیه مصون نگه داشته است. PKK از  فشار و سرکوب و ستمگری، استعمارگری و قتل‌عام بر انسان ها دور شده است و به طور کامل به سوی حیات آزاد و دمکراتیک کردها توجه کرده است.

PKK غیر از نیروی خود، به هیچ نیروی دیگری اتکا ندارد. هیچگاه از فقدان امکانات و دشواری‌ها لب به گله نمی‌گشاید به این مسئله اعتقاد نشان داده است که دشواری‌ها همواره در مقابل مبارزات کردستان وجود داشته و خواهند داشت. PKK  اکنون نه فقط برای کردهای ترکیه، بلکه برای تمام مردم خاورمیانه و جهان، به امید تبدیل شده است.

در مبارزه بدون وقفه چهل و سه ساله شما، مراحلی از تغییر و دگردیسی روی داده است. این تغییرات از ابتدا تا کنون با گسترش جنبش در کردستان ترکیه و تبدیل آن به حزب صورت گرفته است و با مقاومت در زندان‌ها، کارزار ۱۵ اگوست، اعلام کنگره خلق و اتحادیه جوامع کردستان، فرایند باز تاسیس PKK ادامه پیدا کرده است. با این مراحل تغییر و دگردیسی، PKK دچار چگونه تغییری شده است؟

در ژانویه ۱۹۷۶ در آنکارا، در نشستی تصمیم گرفته شد که گروه به کردستان عزیمت کند. پیش از این مرحله، در بسیاری از شهرهای کردستان ترکیه زمینه فعالیت ایجاد شده بود. بخشی از آن اقدامات موقتی بودند، بخشی از آن هم دائمی بودند. اما گروه به تمامی در کردستان مستقر نشده بود. بعد از ژانویه ۱۹۷۶، لازم بود که گروه کاملا در کردستان فعالیت کند. کادرهای مهم و کادرهای جدید دیگر در کردستان مشغول به کار شده بودند. شهادت حقی کارر در سال ۱۹۷۷،  شوری گسترده برای ایجاد کادرهای بیشمار  برای ورود به جنبش سیاسی جدی ایجاد کرد. به همین دلیل لازم بود که جنبشی که کادرهای بسیاری را داشت و از زمینه اجتماعی قدرتمندی برخوردار بود،دیگر به حزب تبدیل شود. در ۲۷ نوامبر ۱۹۷۸ نخستین کنگره حزب کارگران کردستان برگزار شد. این مسئله همزمان به این معنا بود که مبارزه‌ای که علیه حکومت ترکیه شکل می‌گرفت. 

حکومت ترکیه با کودتای فاشیستی ۱۲ سپتامبر به گسترش مبارزاتی با رهبری حزب پاسخ داد. کودتای ۱۲ سپتامبر فشار فراوانی را بر کردها تحمیل می‌کرد و با اعمال فشار بر زندانیان PKK تلاش می‌کرد مبارزان PKK را در زندان نابود کند و امید آزادی را از میان بردارد، اما مقاومت در زندان این هدف را به ضرر دشمن از میان برداشت. کودتای ۱۲ سپتامبر در بعد ایدئولوژیک خود با مقاومت در زندان ها در هم شکسته شد. در ۱۵ اگوست با یک کارزار تاریخی، به این کودتا پاسخ داده شد. کارزار ۱۵ اگوست در سال‌های دهه نود میلادی برای احیای جنبش به وجود آمد. با توطئه بین‌المللی علیه رهبر اوجالان  تلاش شد تا مبارزه آزادی مردم کرد را نابود کنند. اما این گفته رهبر اوجالان که می‌گفت توطئه‌های تاریخی نمی‌توانند مانع از پیشرفت‌ها شوند، بلکه پیشرفت‌ها را تسریع می‌کنند، با بازتأسیس PKK ممکن شد. در مرحله تاسیس کنگره خلق و تاسیس سیستم KCK که بر اساس این پارادایم نوین ایجاد شد، PKK وارد فرایند جدیدی شد. اوجالان می‌گوید که این مرحله به معنای سومین باز تاسیس PKK است. تاسیس PKK برای سومین بار در مقابله با مدرنیته سرمایه داری، با پارادایم جامعه دمکراتیک و اکولوژیک و آزادی زن و یادآوری بدیل آن، یعنی مدرنیته دمکراتیک همراه بود. این سیستم براساس آزادی محوری زنان استوار است. 

حزب کارگران کردستان با این قدم‌های مهم، فرایندهای دگردیسی و تغییر بود که به جنبش سیاسی جدیدی تبدیل شد. بدون شک پیش از آن هم جنبش‌های سیاسی ایدئولوژیک وجود داشتند که PKK هم به صورت بخش بخش آنها را می‌پذیرفت. اما PKK پارادایم منسجمی را ساخت که با برنامه اجتماعی و سیاسی جدیدی نشان داد که حزبی بسیار متمایز است. مبارزه آزادی‌طلبانه کردها در ترکیه چون مبارزه‌ای بسیار دشوار بود، باعث شد که رویکردی سیاسی و نیروی ایدئولوژیک خود را به نمایش بگذارد. اما این مسئله هنوز هم در سطح جهانی به طور مفصل مورد بحث و بررسی قرار نگرفته و به گوش همه مردم خاورمیانه نرسیده است. اما عملی شدن مبارزه PKK می‌تواند برای مسائل و مشکلات خاورمیانه به یک راه حل تبدیل شود. برخی از نیروهای بین‌المللی که از ترکیه حمایت می‌کنند، این خط‌ مشی PKK را دیده و هر چند تلاش کردند تا آن را نابود کنند، تاریخ نشان داد که آنها نمی توانند PKK  را از میان بردارند. 

خط فکری و سیاسی و همچنین فعالیت های PKK چه نتیجه ای برای مردم منطقه و جهان داشته است؟

PKK از ابتدا برای آزادی کردهای ترکیه وارد عمل شد. بعد با ایده برادری ملت های مختلف به مبارزات خود ادامه داد. بنابراین تفکر «دولت» به عنوان ایده مرکزی این حزب شکل نگرفت. اما نظریه های ملت - دولت بر تفکر ما تأثیر گذار بودند. در سال های  ۱۹۹۰ ، PKK بسیار توسعه پیدا کرد، به سطحی رسید که بتواند کردستان ترکیه را به تمامی آزاد کند. اما به دلیل مشکل سلطه محوری، این امکان ایجاد نشد و نیروهای PKK تنها توانستند به دولت ترکیه آسیب برساندند. 

PKK توانست این تأثیر را بر مردم منطقه داشته باشد که گروه های مختلف مانند زنان و جوانان، اقلیت های قومی و دینی خود را صاحب اراده و قدرت ببینند. اکنون کردها برای نیل به آزادی باید فرهنگ دمکراسی و مبارزه برای دمکراسی را در اولویت قرار دهند.

بین اوجالان و PKK چه نوع رابطه ای بر قرار است؟ تأثیر نقش و عملکرد رهبری اوجالان را بر روی PKK چگونه ارزیابی می کنید؟

PKK با نام اوجالان عجین شده است. او مهر خود را بر خط ایدئولوژیک، نظری و سیاسی PKK زده است. ما هم به عنوان کسانی که در مسیر فکری و عملی او گام گذاشته‌ایم، تحت تأثیر تفکر سوسیالیستی آن زمان بودیم. 

اوجالان تنها یک شخص نیست. مسئله‌ای که او را ملموس می‌کند، تفکر، سبک عمل، اسلوب، متد و طنین حرکات و افکار او است. او بر ریشه های شکل گیری PKK و گسترش آن تاثیر گذاشت. به همین دلیل زایش نخستین بسیار مهم است. در اصل برای شناخت یک شخص، یک جامعه و یک جنبش باید به لحظه نخستین و زایش آن نگاه کرد. این یک واقعیت اجتماعی است. 

مثلی وجود دارد که می‌گوید در ۷ سالگی هر که باشی، در ۷۰ سالگی هم همان خواهی بود. بدون شک تغییر وجود دارد اما ان هم با نشان دادن بنیادهای ویژه بر اساس ریشه آن می‌تواند شکل بگیرد. برخی می‌گویند که چرا اوجالان این چنین تاثیر گذار است؟ اوجالان یک جنبش را خلق کرد. یعنی تمام موارد مثبت جنبش PKK تحت تاثیر  اوجالان ایجاد شده است. نواقص و کمبودهای PKK هم به دلیل ابعاد تغییر ناپذیر آن بوده است. اوجالان همیشه از ابتکار عمل برخوردار بوده است، خلاق بوده و قدمهای اولیه را برداشته است. ما تلاش کردیم که افکار او را عملی کنیم.

اوجالان پس از کودتای ۱۲ سپتامبر گروه های PKK را به خاورمیانه، لبنان و اردوگاه های فلسطین انتقال داد. در اردوگاه های فلسطینی به نیروهای گریلا آموزش داده شد. در سال‌های ۱۹۸۰-۱۹۸۴، PKK از کودتای ۱۲ سپتامبر ضربه خورد. اما خود را سازماندهی کرد، سازماندهی PKK در آن زمان به یکی از تلاش‌های بسیار بزرگ اوجالان تبدیل شد. کودتای نظامی ۱۲ سپتامبر بر کردستان ترکیه و همه خاک ترکیه حاکمیت پیدا کرده بود، غیر از دستگیری و زندان چیز دیگری در جریان نبود. در ترکیه بیشتر سازمان‌های دمکراتیک و انقلابی خنثی شده بودند و از میان برداشته شده بودند. گروه‌های کرد بعد از کودتای ۱۲ سپتامبر گویا هرگز وجود نداشته‌اند، و کاملا از میان رفتند. در میان PKK هم تمایلاتی برای نابودی وجود داشت، برخی می‌گفتند که دیگر نباید به وطن بازگشت، مبارزه امکان‌پذیر نیست و باید سالهایی را در پناهندگی زندگی کرد. آنها اقدامات اوجالان را به تعویق انداختند، اما در نهایت اوجالان دوستان  خود را سازماندهی کرده و برای ادامه مبارزه با عزم راسخ تصمیم گرفت. هیچ مشکلی نتوانست سد راه او باشد. او با شیوه عمل و شیوه مبارزاتی خود، مبارزه را ادامه داد و برای متوقف کردن استعمارگری ترکیه تلاش کرد.

پیشتر ها معلمان و اساتید اوجالان به او گفته بودند که تو مانند یک کوه هستی، این گفته اساتید اوجالان در مبارزات او در سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۴ آشکار شد. اوجالان تاثیر خود را بر این دوره گذاشت و بیش از هر زمانی در این دوره رهبری خود را به اثبات رساند. زیرا غیر از اقدامات اوجالان در آن زمان، هیچ مبارزه دیگری وجود نداشت. چنین رهبری با این اقداماتی بی تردید تاثیرگذار است. اوجالان می‌گفت تلاش کنید تا شما هم تاثیرگذار باشید.

 مدت ۵۰ سال است که اوجالان بر جامعه  تاثیر می گذارد. او ۲۳ سال است در زندان به سر می برد اما با این وجود تاثیرات او هیچگاه ضعیف نشده است و برعکس میزان تاثیرگذاری اش روز به روز افزایش یافته است. گروه های مختلفی از مردم اکنون فریاد زنده‌باد اوجالان سر می دهند، و بیش از هر زمانی هم به راه او پابند هستند. در حال حاضر بیش از هر کسی در سطح جهان علیه اوجالان سیاه‌نمایی می‌شود.  اما تا کنون از تاثیر او کاسته نشده است.

این واقعیت برخواسته از تبلیغات برای او نیست. تحت تاثیر تفکرات، تلاش‌ها و رنج‌های او است. واقعیت تلاش های آدمی است که با سر سوزن چاه حفر می‌کند. حالا نتیجه تلاش های او به سطحی رسیده است که هیچ نیرویی نمی‌تواند بر  جنبش او تاثیرگذار باشد. اوجالان مسئله‌ای به نام سد یا محدودیت را نمی‌شناسد. اوجالان الگوی کامل یک پیشاهنگ حقیقی است. تمام زندگی او به کتابی تبدیل شده است که باید خوانده شود.

یکی از واقعیت‌هایی که توسعه و پیشرفت‌ PKK را ممکن کرده است مبارزه و میراث برجا مانده از افرادی است که جان خود را از دست داده اند. آنهاست. جانباختگان PKK چه چیزی به امروز و آینده می‌افزایند؟

اوجالان می گفت همه ارزش های ایجاد شده توسط PKK برآمده از مبارزه های کسانی است که در این مسیر جان خود را از دست داده اند. هویت مبارزاتی آنها، گفتمان آنها برای زندگی، و اهداف شان هر چه که باشد، PKK نیز همان است. غیر از این، هیچ کس نمی‌تواند چیزی را بر ما تحمیل کند. اوجالان این رابطه را به طور شفاف تعریف می‌کند. یکی از دلایلی که اوجالان توانسته ارزش‌های بزرگی را خلق کند، پایبندی او به جان باختگان این مسیر است. با کشته شدن حقی کارر، دیگر این تفکر به یک هدف تبدیل شده است، مسئولیت ما این است که ما این تفکر و هدف را به پیروزی برسانیم.

در کردستان ترکیه هر خانواده‌ای یک عضو کشته شده در PKK دارد. در هر روستا و محله‌ای جان باختگان مبارزه PKK را می‌توان دید. این مسئله نقش جانباختگان را در مبارزه نشان می‌دهد. جانباختگان ما کسانی نیستند که به زور وارد مبارزه نظامی شده باشند، کسانی هستند که برای جان باختن به صفوف مبارزه پیوسته اند. PKK حزب جان باختگان در راه مبارزه است.

گروه های نخستین شما که از آنها با عنوان گروه ایدئولوژیک یاد می کنید در ترکیه گرد هم آمدند و سپس به اقلیم کردستان رفتند. با تجربه مبارزات کردستان سوریه و مقاومت شنگال، مقاومت از کردستان به خاورمیانه و سایر مناطق جهان هم گسترش پیدا کرد. در آن روزها آیا تصور می‌کردید که چنین رویدادهایی شکل بگیرند؟ شما این تحولات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ این وضعیت چه حسی را به شما می‌دهد؟

PKK در ابتدا به عنوان یک گروه فکری ایجاد شد. آن زمان یک گروه ۱۰-۱۵ نفره بود. اما همان زمان هم فکرهای بزرگی در سر داشت. به همین دلیل سازمان‌های دیگر هم این ایده ها را باور نمی‌کردند. زمانی که PKK یک گروه کوچک بیش نبود، ما می‌گفتیم که می خواهیم علیه حکومت ترکیه مبارزه می‌کنیم و کردستان را آزاد کنیم، آنها ما را مسخره می‌کردند.  برخی می‌گفتند که ما دیوانه شده‌ایم. غیر از ما هیچ کسی باور نداشت که این گروه گسترش پیدا کند، چنین مبارزه‌ای را شکل بدهد و راه را برای چنین پیشرفتی هموار کند. آشکار است که حکومت ترکیه نیز از ابتدا این گروه را جدی نگرفت. به گروه‌های دیگر توجه داشت. ما اعتقاد داشتیم که گروه ما مانند یک جنبش مبارزاتی گسترش پیدا می‌کند.

بزرگترین ویژگی ما این بود که به چیزی باور داشتیم که کسی باورش نمی کرد. ما باورهایمان را عملی کردیم. اوجالان می دانست که جنبش در کردستان سوریه می تواند از همه سخت تر باشد.  او در زمان دانشگاه در آنکارا، زمانی که ما هنوز  ۱۰-۱۵ نفر بودیم، تصمیم گرفت که مبارزه دیگر باید در کردستان پیگیری شود. به این ترتیب ما ۵۰ سال مبارزه بدون وقفه خود را ادامه دادیم و به امروز رسیدیم. اما این مسئله هم وجود دارد که ما می‌توانستیم پیروزی های بزرگ تری را هم به دست بیاوریم. فرصت و امکانات آن هم ایجاد شده بود. در این باره باید خودمان را مورد انتقاد قرار بدهیم. هر چند نواقص و کمبودهایی وجود دارند، PKK دست به اقدامات بزرگی زده است.

*بخش دوم این مصاحبه را در آینده ای نزدیک می توانید از کردپرس بخوانید.