فرماندار جدید سردشت؛ ظرفیت ها و چالش ها،تکرار یا تحول؟!/ عثمان عباسی
سرویس آذربایجان غربی- در پی تغییر فرماندار شهرستان مرزی و محروم سردشت، "عثمان عباسی"، کنشگر اجتماعی، در یادداشتی به شرح و بسط شرایط کنونی این شهرستان و چالش های فراروی مدیریت جدید آن می پردازد و سعی دارد با نگاهی به ظرفیت ها و مشکلات شهرستان سردشت تحولات جدید را ارزیابی کند.

به دنبال آغاز تغییرات مدیریتی در استان، فرماندار جدید دولت سیزدهم در شهرستان سردشت نیز آغاز به کار کرد. سردشت اگر چه در چند دهه گذشته فرماندار بومی را تاکنون تجربه نکرده است و ظاهر امر حاکی از آن است که تغییر دولت ها با گرایش و سلایق متفاوت هنوز بستر و زیر ساخت لازم  چنین اقناعی را برای این انتصاب و انتخابی فراهم نکرده است.

آنچه در شرایط فعلی لازم به اشاره و تأکید است که چالش ها و مطالبات انباشته شده حوزه کلان مدیریتی این شهرستان چندین دهه است، پابرجاست. تغییر مدیران صرفاً مقداری شیب را تند یا سر راست کرده ولی اصل مسایل کلیدی، تمهیدات اساسی و چاره اندیشی جدی و زیر ساختی را به خود ندیده است.

اگرچه نقد جدی در عدم جذب و پرورش نیروی  توانمند بومی در طراز مدیریت کلان شهری در بدنه فرمانداری، فراروی تصمیم گیران و مدیران ارشد همیشه وجود داشته و دارد البته این ابزار و توجیه نه چندان مقبول کمبود نیرو از طرف تصمیم گیران، همیشه به عنوان روزنه  رو در رو جهت عدم پذیرش مسؤولیت این کمبود ابراز می شود.

واقعیت امر آن است علی رغم اینکه جذب و ارتقای مدیران بومی ضرورتی انکار ناپذیر است ولی باتوجه به شرایط موجود، کمبودها و چالش ها، بومی یا غیر بومی بودن مدیر چندان توفیری برای حل مشکلات موجود ندارد. در شرایط کنونی شاخص های چون شایستگی، تجربه و تخصص، مهم تر از همه جسارت، شهامت، مقاومت و ریسک پذیری، تعامل پذیر بودن، اهل مشورت و ظرفیت انتقاد پذیری داشتن این موارد جزو ملزومات و ویژگی های شاخص یک فرماندار و مدیر توانمند در این شهرستان مرزی است.

اگر چه فرماندار فعلی قبلاً هم تجربه و سابقه حضور در حوزه فرمانداری سردشت که ظاهراً سال های اوایل استخدامی شان بوده، باخود به همراه دارند. بنابراین اوضاع منطقه برایشان آشناست و همانطور که گفته شد غیر بومی از این لحاظ در مورد ایشان چندان مورد بحث نیست البته به شرطی که به مثابه تغییرات در حوزه های مختلف در این چند ساله گذشته در این منطقه شاهد تحولات مثبت در نوع نگرش و عملکرد مدیریتی ایشان هم باشیم.

به هر حال در شرایط کنونی چالش های  فراروی مدیریت ایشان قرار دارند که به مواردی از آن ها اشاره می  شود؛

۱- سردشت بالاترین نرخ بیکاری در سطح استان را داراست. لذا مسأله اشتغالزایی، کمبود منابع تأمین زیر ساخت  های اقتصادی، تنگنای معیشت یکی از چالش های جدی است که آسیب زایی و پیامدهای آن زوایای دیگر زندگی مردم را هم در برگرفته است.

سردشت الان بالاترین نرخ مهاجرت درون استانی و برون استانی و حتی خارج از کشور در سطح استان را دارا  است. پیدایش این پدیده هم  بخش زیادی به همین عامل اشاره شده بر می گردد.

۲-سردشت شهر مرزی بوده و بخش اعظم اقتصاد آن بر مبادلات مرزی استوار است.  در حال حاضر گلوگاه ها غیر رسمی مرزی آن بسته شده اند. تنها مرز کیله آن هم نه در چارچوب یک مرز رسمی باز است.

دستاوردهای مرزی هم در سال های گذشته چندان آورده چشم گیری برای عموم شهروندان نداشته است. به جز عده ای معدود و خاص که بیشتر هم با رابطه و نفوذ توانستند عوایدی را برای خود داشته باشند. اصل منابع و عواید مرزی در سال های گذشته به جوانبی غیر از امور عام المنفعه این شهرستان سرازیر بوده است. نحوه تعامل با منتفذان و ذی نفعان این حوزه هم یکی از چالش های جدی مدیریتی است.

۳- پدیده زمین خواری، جنگل، کوه، دشت و دره خواری گرچه متأسفانه به یک پدیده زشت عمومی و پر آوازه در کشور تبدیل شده است. چنین نماد ناپسندی به نسبت جمعیت و موقعیت سردشت از لحاظ سطح گستردگی هم موضوعی نیست که قابل چشم پوشی باشد.

قبح قضیه تا اندازه ای است که منتفذان و فعالان این حوزه در پوشش های مختلف همواره خود را به حلقه های نزدیک تصمیم گیری در امور خرد و کلان شهر رسانده اند. این گروه اغلب جزو استقبال کنندگان اولیه از فرمانداران مختلف بوده اند. تصورشان بر این بوده است قبل از دیگران فضای ذهنی مدیران را به نفع اهداف خود تسخیر نمایند. حال بسته به سطح مقاومت و نحوه مدیریت فرمانداران گاهی خود را تا سطح طرف های مشورت و معتمدان مدیران نیز بالا کشیده اند.هوشمندی در این حوزه بستگی به هنر مدیریت  مسئولان دارد.

۴-  فضای عمومی اداری و مدیریتی شهرستان اغلب فاقد روحیه مطالبه گرانه و پیگیری مجدانه امور،ارجاع کاستی ها و چالش ها به سطح مدیریتی بالاتر خود بوده است. برخی مدیران که تعدادشان هم کم نیستند بیشتر منتظر اوامر ، دستورات و بخشنامه های بالا سری هستند و منتظرند بودجه کلانی بسته بندی شده جهت حل مشکلات تقدیم شان گردد. به عبارتی خود را مجری صرف می بینند وگویی باابتکار، ریسک پذیری و قدرت چانه زنی و مذاکره بیگانه هستند و میانه خوبی ندارند.

در یک دو سال اخیر فضای مدیریت اجرایی شهرستان بیشتر متکی و تحت سیطره اقدامات و پیگیری های نماینده بوده است. بخش اعظم فعالیت های نماینده هم به ناچار در حوزه اجرایی بوده است. در حالیکه در صورت وجود مدیریت قوی، پیگیر و کاربلد اجرایی، رسالت نماینده تسهیل گری و هماهنگی در سطح کلان است. بازنگری و تجدید قوا در این حوزه هم یکی از چالش های مدیریتی پیش رو است.

۵- در حوزه مدنی مهم ترین چالش آسیب دیدن دیوار اعتماد دو طرفه است. در سال ها اخیر بنا به دلایل متعدد بخش اعظم فعالیت ها مدنی به ویژه در حوزه فرهنگی و اجتماعی دچار نوعی رخوت و رکود گردید.

هرچند شرایط کرونایی هم بی تأثیر در  حاکم شدن این روند نبوده است ولی واقعیت امر آن است اعمال کج سلیقگی ها، فشارهای روانی،مانع تراشی ها برخی از مدیران از یک طرف ناشی گری ها،آشفتگی، رقابت های ناسالم ، زیر پای همدیگر خالی کردن، حسادت و سادگی ها هم از طرف برخی از فعالان و طیف ها و نداشتن روحیه همکاری و تعامل سازنده،  پذیرش دیگران و.... آسیب جدی به فعالیت ها و اقدامات داوطلبانه این حوزه وارد نموده است. به ویژه فعال نبودن جدی و کارآمد انجمن ها و نهادهای فرهنگی و اجتماعی موجود بی تأثیر در حاکم شدن فضای فعلی نبوده است. بازیابی اعتماد عمومی به عنوان بزرگترین و اساسی ترین سرمایه اجتماعی در حوزه عمومی و مدنی یکی از ضرورت ها غیر قابل انکار شرایط فعلی است.

باوجود چالش های اشاره شده فرصت های کم نظیری هم ازجمله در حوزه گردشگری و توریسم، اقتصاد مرزی، وجود صدها  نخبه و فرهیخته مجرب و متخصص در حوزه های مختلف، وجود طیف های فعال باگرایشهای فکری متنوع که ظرفیت مناسبی از سرمایه اجتماعی هستند و چندین پتانسیل و ظرفیت مناسب دیگر در حوزه فرهنگی و اجتماعی  پیش روی تصمیم گیران و مدیران وجود دارد.

حال میدان فرصتی دهی به روی فرماندار جدید باز است تا شاهد باشیم که ایشان کدام سبک مدیریتی را برای چند صباح حضورشان در مدیریت کلان شهرستان انتخاب می کنند.